به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در سایه ادعاهای «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی سنگین و بیسابقه علیه ایران که در پی ناکامی در توسل به گزینه نظامی مطرح شده است، موضوعات و مسائل مهمی مورد توجه کارشناسان و ناظران بینالمللی قرار میگیرد که مهمترین آنها شکاف میان نظام تحریمی آمریکا و همگرایی قدرتهای بزرگ مانند چین، روسیه و هند در برابر این نظام، همچنین آسیبپذیری متقابل هابهای مالی منطقهای و موضوع تضاد منافع میان حفظ ثبات بازارهای مالی حاشیه خلیج فارس و تعهد به سیاستهای تحریمی واشنگتن و مرز تابآوری تجاری اتحادیه اروپا و دیگر بازیگران در برابر یکجانبهگرایی فرامرزی است.
در همین زمینه، «منیر راشد»، رئیس انجمن اقتصادی لبنان و استاد اقتصاد در دانشگاه آمریکایی بیروت و مشاور در وزارت دارایی لبنان که سابقه فعالیت بهعنوان مشاور مالی در بانک جهانی و ۲۵ سال همکاری با صندوق بینالمللی پول (IMF) بهعنوان اقتصاددان ارشد را در کارنامه خود دارد، در گفتوگو با خبرگزاری ابنا در پاسخ به این پرسش که با توجه به تمایل بازیگرانی مانند چین، روسیه و هند به تداوم تعاملات تجاری با تهران، آیا پروژه جدید تحریم اقتصادی ایران از سوی آمریکا میتواند جریان تبادلات ایران را مسدود کند، یا صرفاً فرآیند ایجاد کریدورها، سیستمهای تسویه غیردلاری و اقتصاد موازی در بلوک شرق/جنوب جهانی را سرعت میبخشد گفت: فکر نمیکنم این سیاست، یعنی فشار جدید اقتصادی، تأثیر زیادی بر تجارت ایران خواهد گذاشت. ایران با هفت کشور در دریای خزر مرز مشترک دارد که آن را به روسیه نیز متصل میکند. بسیاری از کشورها مایل به تجارت با ایران، بهویژه روسیه، هستند. ایران میتواند از طریق روسیه و همچنین از طریق پاکستان که با آن مرز مشترک دارد، همچنین از هند و تمام کشورهای آسیایی کالا دریافت کند. این مربوط به تجارت زمینی است.
مسیرهای جایگزین برای تجارت و انتقال پول
راشد افزود: علاوه بر این، گزینه تجارت هوایی هم وجود دارد که میتواند از هر جایی صورت گیرد. البته این فشارها بر چیزی که ممکن است تأثیر داشته باشد، صادرات نفت از ایران است. هنوز مشکلی وجود ندارد. تنها فرصت برای صادرات نفت، مشابه مدل عراق در حال حاضر است. این کشور نفت را با تانکرهای نفتی که بهطور خاص برای عراق تعیین شدهاند، صادر و آن را به بانیاس در سوریه منتقل و از آنجا به کشورهایی، شاید هلند و دیگران، صادر میکند.
وی گفت: طبق اطلاعات اخیر، ایالات متحده اجازه صادرات نفت را میدهد. کشتیهایی که نفت حمل میکنند، از جمله کشتیهای غیرایرانی، نفت را به کشورهای دوست منتقل میکنند. آنها مانع رسیدن نفت به کشورهای دوست و مثبت مانند اروپا، شرق آسیا، ژاپن و چین نمیشوند. بنابراین فکر نمیکنم این محاصره اقتصادی موفقیتآمیز باشد. ممکن است تأثیر داشته باشد، اما برای قطع واقعی ارتباط ایران با جهان کافی نخواهد بود.
آنها ممکن است با بستن سوئیفت از انتقال پول جلوگیری کنند و بیش از ده سال است که این کار را انجام میدهند، اما روشهای پرداخت دیگری از طریق کشورهای دوست وجود دارد. به عنوان مثال، ایران میتواند از حسابهای خود در بانکهای روسی یا پاکستانی استفاده کند، گویی شرکتهای محلی هستند. سپس میتوانند حوالهها را در بانکهای این کشورهای دوست دریافت کنند. ایران همزمان از آنها استفاده خواهد کرد، همانطور که مؤسسات پاکستانی یا روسی از آنها استفاده میکنند. بنابراین، قطع روابط مالی نیز آسان نخواهد بود.
ترکیه، پاکستان و امارات؛ گلوگاههایی که آمریکا نمیتواند بهسادگی کنترل کند
این مقام سابق بانک جهانی درباره این پرسش که کشورهایی نظیر امارات و ترکیه که همزمان شریک امنیتی-مالی غرب و گلوگاه تنفس اقتصادی ایران هستند، در صورت تشدید فشارها و هشدارهای امنیتی دوجانبه، چگونه میتوانند میان ریسک نقض تحریمهای آمریکا و ریسک بیثباتی ژئوپلیتیکی در همسایگی خود موازنه برقرار کنند، گفت: من فکر نمیکنم که این کشورها، بهویژه ترکیه، از تحریمهای آمریکا پیروی کنند، بهخصوص که ترکیه، بهعنوان مثال، از حمایت سرسختانه آمریکا از اسرائیل بسیار ناراضی است و میدانید، «رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهور این کشور، خواستار محاکمه «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در دادگاه کیفری بینالمللی به دلیل جنایات جنگی شد. بنابراین، ترکیه از این تحریمها پیروی نکرده است و فکر نمیکنم آمریکا اهرم فشار زیادی برای متوقف کردن آن داشته باشد.
برعکس، آمریکا به ترکیه نیاز دارد؛ ترکیه بخشی از ناتو و همچنین یک مرکز دفاعی استراتژیک در اطراف روسیه است. ترکیه کشوری قدرتمند است و آمریکا برای ایجاد تعادل در قدرت منطقهای به نفع خود به دوستی با آن نیاز دارد. بنابراین، آمریکا نمیتواند ترکیه را ناراحت کند.
وی افزود: کشورهای دیگری نیز مانند پاکستان وجود دارند که بهطور صددرصد از آمریکا پیروی نمیکنند. پاکستان نقش میانجی را بین هر دو طرف، بین آمریکاییها و ایرانیها، ایفا میکند. عراق هم با ایران و هم با ایالات متحده روابط خوبی دارد. بنابراین، آمریکا نمیتواند همه این کشورها را به این شکل کنترل کند.
کشورهای کوچکی مانند امارات متحده عربی هم قدرت لازم را ندارند. آنها منابع انسانی و نظامی محدودی دارند و میتوان آنها را تحت فشار قرار داد و این میتواند عواقبی داشته باشد. این کشورها برای محافظت از منافع خود بهشدت به ایالات متحده متکی هستند، اما آنها همچنین باید رابطه خوبی با ایران داشته باشند. بهعنوان مثال، امارات متحده عربی روابط مالی قابل توجهی با ایرانیان و شرکتهای ایرانی دارد که فقط محدود به شرکتهای نفتی و تجاری نیست. ایران کشور بزرگی است که مقادیر زیادی کالا وارد میکند و از امارات متحده عربی استفاده میکند. این کشور منبع اصلی واردات است و از بانکهای اماراتی استفاده میکند.
نفت؛ حلقهای که فشار تحریمی را به اقتصاد آمریکا و جهان پیوند میدهد
راشد گفت: من فکر نمیکنم تحریمهای اقتصادی بهجز نفت خیلی موفق باشند. هرچند صادرات نفت نیز کمتر از حد معمول خواهد بود، بهگونهای که مقدار معمول ۲۰ میلیون بشکه در روز است که حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی را تشکیل میدهد. مصرف جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. این کمبود بر همه، از جمله خود آمریکا، تأثیر میگذارد.
امروزه، تورم در آمریکا تا حدودی به دلیل افزایش قیمت سوخت افزایش یافته است و یک آمریکایی از اینکه یک گالن بنزین اکنون بیش از چهار دلار قیمت دارد، ناراضی است. گازوئیل نیز که برای حملونقل تجاری کالاها استفاده میشود، از بنزین مهمتر و به نوبه خود، یک عامل اساسی برای تجارت داخلی در آمریکا است. بهعنوان مثال، محصولات کشاورزی و سبزیجات از کالیفرنیا از غرب، بهویژه در فصل زمستان، به همه ایالتها و بسیاری از کشورها میآیند.
وی درباره امکان عدم همراهی سیاسی اروپا و شرکای منطقهای با محاصره کامل تجاری ایران و اینکه آیا ساختارهای مالی و بخش خصوصی این کشورها از استقلال حقوقی و اجرایی لازم برای مقاومت در برابر تحریمهای ثانویه آمریکا برخوردارند یا ناچار به تمکین عملی خواهند شد، گفت: افزایش قیمت نفت و تأثیر آن بر اروپا نیز قابل توجه خواهد بود. همه کشورهای غیرصادرکننده که تولید آنها یا در دسترس نیست یا محدود است، تحت تأثیر این موضوع قرار خواهند گرفت و آسیب خواهند دید. این تحریم اقتصادی بیشترین تأثیر را بر نفت خواهد داشت.
همانطور که در سؤال اول اشاره کردم، ایران کالای مورد نیاز خود را از طریق ترکیه، پاکستان، از طریق دریای خزر بهطور کلی و همچنین از طریق روسیه دریافت میکند. روسیه و چین نمیخواهند آمریکا بهطور کامل موفق شود و خلیج فارس و اقتصاد جهانی نفت و پول را کنترل کند. بنابراین آنها از این موضوع خیلی خوشحال نخواهند شد و به برهم زدن این روند بینالمللی کمک خواهند کرد.
تحریمهایی که متحدان آمریکا را نیز تحت فشار قرار میدهد
مقام بانک جهانی افزود: تجارت ایران در درجه اول بر آسیا متمرکز است، نه اروپا. برعکس، اروپا در درجه اول به نفت ایران نیاز دارد و شرکتهای اروپایی که در بخش نفت ایران سرمایهگذاری میکنند، مانند شرکت فرانسوی توتال، باید به گسترش و نهایی کردن توافقها ادامه دهند. اگر این کشورها از اعمال تحریمهای بزرگ علیه ایران ناراضی باشند، موضع خواهند گرفت که اجرای کامل این جنگ اقتصادی آسان نیست. آنها آمریکا را تحت فشار قرار خواهند داد. این تحریم به کشورهای دوست آمریکا آسیب میرساند.
وی گفت: آمریکا میخواهد بدون تأثیر منفی بر کشورهای حوزه نفوذ خود، جنگ اقتصادی راه بیندازد، اما این کار عملاً غیرممکن است. همانطور که دیدهایم، بازار نفت بر آمریکا و سایر کشورها، بهویژه کشورهای اروپایی، تأثیر گذاشته است. بنابراین، بخشهای خصوصی که با شرکتهای نفتی ایران معامله میکنند، طبیعتاً این تحریم را غیرقانونی میدانند و سعی میکنند به تجارت خود با ایران ادامه دهند یا به دیوان بینالمللی دادگستری شکایت کنند.
راشد افزود: این حق آمریکا نیست که فشار وارد کند. آمریکا نمیتواند از این کشورها بخواهد که تحریم اقتصادی اعمال کنند، بهخصوص که در نهایت باید علت و معلول را در نظر بگیرند. هر کاری که آمریکا انجام میدهد، هدف نهایی آن حفاظت از منافع اسرائیل است و حفاظت از اسرائیل به معنای تأمین امنیت آن است. اما این کشورها با این احساس که ما باید هزینه سنگینی برای حفاظت از اسرائیل بپردازیم، موافق نیستند. حتی کشورهایی مانند کانادا اخیراً این جنگ و تهاجم اسرائیل و آسیب مداوم به اقتصاد لبنان و کشتار شهروندان لبنانی را جنایات جنگی اعلام کردهاند.
وی تأکید کرد که بسیاری از کشورها چه در اروپا و چه در سطح جهان، اکنون متقاعد شدهاند که راهحل در مذاکره نهفته است، نه در نابودی این کشورها و کشتن شهروندانشان و نابودی زیرساختها و اقتصاد آنها، در حالی که آمریکا بسیاری از مکانها، حتی سایتهای نظامی با حضور غیرنظامیان را بمباران میکند.
راشد افزود: البته باید تأکید کنم که وضعیت اقتصادی کنونی در ایران صرفاً به دلیل جنگ نیست، بلکه به دلیل مدیریت اقتصادی نیز به این وضعیت دچار شده است. ایران تورم بسیار بالایی دارد. تولید داخلی سالهاست که در حاشیه قرار گرفته است، زیرا سیاست مشخصی در این زمینه وجود ندارد و بخش خصوصی نقش کامل خود را ایفا نمیکند.
فرسایش هژمونی آمریکا در خاورمیانه
رئیس انجمن اقتصادی لبنان در پایان در پاسخ به این پرسش که بیمیلی قدرتهای بزرگ مانند پکن و مسکو و بازیگران منطقهای نظیر آنکارا و ابوظبی به همراهی با این رویکرد ترامپ تا چه حد بیانگر فرسایش هژمونی آمریکا در معماری امنیتی و سیاسی خاورمیانه است گفت: ایالات متحده به چند دلیل نمیتواند بر خاورمیانه تسلط داشته باشد. در وهله نخست اینکه منافع بینالمللی از سوی کشورهای بزرگ و قدرتمندی مانند چین و روسیه در جریان است. این بدان معناست که آمریکا از رویارویی مستقیم با این کشورها اجتناب میکند. این کشورها نمیخواهند آمریکا خاورمیانه را کنترل کند. این واضح است.
دوم اینکه آمریکا یک مشکل دارد: نمیتواند بهطور مداوم جنگ کند. آمریکا فقط میتواند در کوتاهمدت بجنگد، زیرا ادامه یک جنگ طولانی برای آن دشوار است، نمیتواند تجربه ویتنام را تکرار کند. ما حتی تجربه افغانستان و تجربه آمریکا در عراق را دیدیم. این سیاستهای ظالمانه نتیجهای ندارند.
آمریکا میخواهد در این مناطق تسلط داشته باشد. این امر میتواند از طریق تجارت، ترغیب و گفتوگو و با سرمایهگذاری در این کشورها، و نه با اسلحه حاصل شود. تجارت اصلی آمریکا در خاورمیانه، تجارت اسلحه است، نه تجارت کالا. خب، نتیجه چیست؟ این نشاندهنده تأثیر منفی هر اتفاقی است که در حال رخ دادن است و هژمونی آمریکا را در ساختار امنیتی و سیاسی خاورمیانه تضعیف میکند. یعنی آمریکا تاکنون هیچ موفقیتی به دست نیاورده است.
در حال حاضر آمریکا گاهی ایران را با سلاحهای هستهای تهدید میکند. این کاملاً غیرمعقول است که یک کشور هستهای یک کشور غیرهستهای را بمباران کند، چرا که ایران سلاح هستهای ندارد. این وضعیت مانند اتفاقی که در جنگ جهانی دوم با کشوری مانند ژاپن افتاد، کشوری که یک قدرت نظامی و اقتصادی قدرتمند بود. آمریکا در ژاپن بمب اتم انداخت، اما تمام جهان به خاطر این سطح از تخریب نظامی علیه آن شدند.
آمریکا در استفاده از قدرت نظامی خود محدودیتهایی دارد. یعنی نمیتواند کاری را که اسرائیل انجام میدهد، انجام دهد. وضعیت اسرائیل متفاوت است. این به این معنی نیست که اسرائیل درست میگوید، اما اسرائیل به اعتبار خود در جهان اهمیتی نمیدهد و نفوذ مالی در سطح جهانی دارد و وقتی در کشورهای دیگر انتخابات برگزار میشود، از این نفوذ سوءاستفاده میکند، به نامزدها کمک میکند و روابط خود را با کشورهای دیگر بازسازی خواهد کرد.
مقصود این است که تعادل منطقهای تغییر خواهد کرد، حتی با اینکه آمریکا اکنون نقش برجستهای دارد و ناوهای هواپیمابر و تجهیزات نظامی دارد. میدانیم که این تجهیزات نظامی به دلیل نزدیکی به منطقه، به هدفی برای ایران تبدیل شده است. آمریکا به دلیل خساراتی که به تجهیزات، کشتیها و پایگاههایش در برخی کشورهای دیگر وارد شده است، شروع به خارج کردن تدریجی سلاحهای خود از منطقه خلیج فارس کرده است.
در نهایت، آمریکا باید واقعیت را بپذیرد، اینکه راهحل متفاوت است. راهحل جنگ نیست. منظورم جنگ با ایران است. نقش آمریکا در خاورمیانه قویتر از قبل نخواهد شد؛ برعکس، ما انتظار داریم چین درگیر شود و روسیه نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش دهد.
نظر شما