به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حملات موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات و پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، علاوه بر ابعاد نظامی و منطقهای، پرسشهای تازهای درباره آینده حضور نظامی واشنگتن در این کشور ایجاد کرده است.
عباس المرشد، نویسنده و تحلیلگر بحرینی، در یادداشتی که در «مرآة البحرین» منتشر شده، معتقد است این حملات بیش از آنکه صرفاً به زیرساختهای نظامی آمریکا آسیب زده باشد، تصویری را که طی دههها از مصونیت این پایگاهها و نقش آنها در تأمین امنیت بحرین ساخته شده بود، با چالش جدی مواجه کرده است.
بیش از پنج دهه حضور نظامی آمریکا در بحرین، این کشور را به یکی از مراکز مهم استقرار نیروهای نظامی واشنگتن در منطقه خلیج فارس تبدیل کرده است. تا پیش از جنگ اخیر، بخش قابل توجهی از افکار عمومی بحرین، حضور نظامی آمریکا را عمدتاً با پایگاه «الجفیر» و استقرار ناوگان پنجم آمریکا میشناخت؛ اما حملات اخیر ابعاد گستردهتری از زیرساخت نظامی آمریکا در این جزیره را آشکار کرد.
در جریان این حملات، علاوه بر الجفیر، پایگاه هوایی شیخ عیسی و یک تأسیسات نظامی مرتبط با فرودگاه محرق نیز در کانون توجه قرار گرفتند. به این ترتیب، جنگ نهتنها آسیبپذیری زیرساختهای نظامی آمریکا را نمایان کرد، بلکه ابعاد حضور نظامی واشنگتن در بحرین را نیز بیش از گذشته در معرض افکار عمومی قرار داد.
پایگاههایی که قرار بود ضامن امنیت باشند اما...
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، تغییر کارکردی است که در نگاه نویسنده نسبت به پایگاههای آمریکایی ایجاد شده است. این پایگاهها طی دهههای گذشته با هدف تأمین امنیت بحرین و تقویت بازدارندگی منطقهای آمریکا معرفی شده بودند؛ اما با آغاز جنگ، همین تأسیسات به اهداف نظامی تبدیل شدند و حضور آنها، به جای افزایش مصونیت جزیره، آن را در معرض خطر مستقیم حملات قرار داد.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که آیا پایگاهی که خود به یکی از اهداف حملات تبدیل شده است، همچنان میتواند همان نقش بازدارندهای را ایفا کند که برای توجیه حضورش در بحرین مطرح میشد؟
از این منظر، مسئله صرفاً میزان خسارت واردشده به ساختمانها و تجهیزات نظامی نیست. مسئله مهمتر، خدشه وارد شدن به تصور «مصونیت» پایگاههای آمریکایی و توان آنها برای ایفای نقش امنیتی در شرایط یک جنگ منطقهای است.
پایان افسانه «کوه آتش»؟
در تحلیل منتشرشده، از تعبیر «کوه آتش» برای توصیف تصویری استفاده شده که طی دههها درباره قدرت نظامی و شبکه ائتلافهای خارجی پیرامون حکومت بحرین شکل گرفته است.
بر اساس این نگاه، وجود پایگاههای نظامی آمریکا و ارتباطات امنیتی بحرین با قدرتهای خارجی، صرفاً یک مسئله نظامی یا ژئوپلیتیکی نبوده، بلکه در معادلات سیاسی داخلی نیز تأثیرگذار بوده است. این تصور وجود داشته که ساختار قدرت در بحرین از پشتوانهای نظامی و سیاسی برخوردار است که تغییر موازنه قدرت در داخل کشور را دشوار میکند.
به همین دلیل، حضور نظامی آمریکا در بحرین برای نویسنده یادداشت، علاوه بر ارسال پیام بازدارندگی به بازیگران خارجی، حامل پیامی برای مخالفان داخلی نیز بوده است؛ پیامی مبنی بر اینکه هرگونه تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور، با ملاحظات امنیتی گستردهتری در سطح منطقه مواجه خواهد شد.
پیوند میان امنیت آمریکا و ثبات سیاسی بحرین
این تحلیل همچنین به رابطه میان منافع امنیتی آمریکا و وضعیت سیاسی داخلی بحرین میپردازد. از این منظر، استقرار پایگاههای نظامی آمریکا باعث شده امنیت این تأسیسات و تداوم فعالیت آنها به بخشی از محاسبات سیاسی مربوط به آینده حکومت بحرین تبدیل شود.
در چنین چارچوبی، مطالبات مربوط به اصلاحات سیاسی، مشارکت عمومی و تغییرات قانون اساسی نمیتوانست کاملاً جدا از این پرسش بررسی شود که هرگونه تحول سیاسی در بحرین چه تأثیری بر آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه خواهد گذاشت.
نویسنده معتقد است همین معادله، فضای مانور گستردهای برای حکومت بحرین ایجاد کرده است؛ چراکه ثبات سیاسی موجود توانسته با امنیت ترتیبات نظامی آمریکا در خلیج فارس پیوند بخورد و هرگونه تغییر جدی، فراتر از مرزهای داخلی بحرین و در چارچوب رقابتهای منطقهای مورد ارزیابی قرار گیرد.
تناقض سیاست آمریکا در قبال بحرین
یکی دیگر از محورهای این گزارش، بررسی سیاست دوگانه آمریکا در قبال مسائل سیاسی بحرین است. واشنگتن طی سالهای گذشته از اصلاحات، دموکراسی و حقوق بشر سخن گفته، اما به اعتقاد نویسنده، حفظ همکاریهای امنیتی و تداوم فعالیت پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین در بسیاری از مقاطع، اولویت عملی بیشتری داشته است.
این رویکرد موجب شده میان شعارهای سیاسی آمریکا درباره دموکراسی و ملاحظات امنیتی آن در منطقه فاصلهای قابل توجه شکل بگیرد.
در همین چارچوب، نگرانی درباره افزایش وزن سیاسی اکثریت شیعه بحرین و تأثیر احتمالی آن بر روابط منطقهای، مناسبات ایران و کشورهای عربی و آینده ناوگان پنجم آمریکا نیز در تعیین حدود سیاست واشنگتن در قبال تحولات داخلی بحرین مؤثر دانسته شده است.
حملات ایران چه چیزی را تغییر داد؟
حملات ایران به معنای پایان حضور آمریکا در بحرین نیست و هنوز نمیتوان با قطعیت درباره آینده پایگاههای نظامی واشنگتن در این کشور اظهار نظر کرد. با این حال، یکی از پیامدهای مهم این حملات، زیر سؤال رفتن تصویر آسیبناپذیری این پایگاههاست.
جنگ نشان داد تأسیساتی که برای حفاظت از یک کشور ایجاد شدهاند، در صورت تبدیل شدن به بخشی از یک درگیری منطقهای، میتوانند خود به عامل جذب حملات تبدیل شوند.
از سوی دیگر، آسیبپذیری این پایگاهها و احتمال خروج یا جابهجایی بخشی از نیروهای آمریکایی، میتواند هزینههای سیاسی و نظامی ادامه حضور واشنگتن در بحرین را افزایش دهد.
پرسش بزرگتر؛ بحرین پس از پایگاههای آمریکا
از نگاه این تحلیل، بحث اصلی نباید صرفاً به این موضوع محدود شود که آیا نیروهای آمریکایی به پایگاه الجفیر یا شیخ عیسی بازمیگردند یا چه میزان از زیرساختهای آسیبدیده قابل بازسازی است.
پرسش مهمتر این است که اگر پایگاههای آمریکایی نتوانند همان کارکرد امنیتی گذشته را داشته باشند، بحرین چه راهبرد امنیتی جدیدی را باید دنبال کند؟
آیا منطقی است کشوری کوچک، همچنان به عنوان سکوی پیشرفته رقابت قدرتهای بزرگ باقی بماند و در هر جنگ منطقهای، به دلیل میزبانی از تأسیسات نظامی یک قدرت خارجی، در معرض حمله قرار گیرد؟
این پرسش میتواند به یکی از بحثهای مهم آینده در بحرین تبدیل شود؛ بهویژه اگر آسیبهای واردشده به زیرساختهای نظامی آمریکا، روند فعالیت این پایگاهها را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد.
فرصت برای بازتعریف مفهوم امنیت
در نهایت، این تحلیل بر این دیدگاه استوار است که حتی اگر هدف اصلی ایران، تضعیف زیرساخت نظامی آمریکا باشد، یکی از پیامدهای آن میتواند آسیب دیدن ساختار امنیتیای باشد که طی دههها در بحرین شکل گرفته است.
بر این اساس، مسئله اصلی پس از پایان جنگ نباید صرفاً یافتن یک پایگاه جایگزین یا حتی یک حامی خارجی جدید باشد، بلکه میتواند بازتعریف مفهوم امنیت ملی بحرین باشد؛ امنیتی که به جای اتکا به پایگاههای خارجی و قرار گرفتن در صفبندیهای منطقهای، بر کاهش تنش با همسایگان، دور نگه داشتن کشور از منازعات قدرتهای بزرگ و حل شکافهای سیاسی داخلی استوار باشد.
در چنین شرایطی، پایان کارکرد «کوه آتش» تنها یک پیامد نظامی جنگ نخواهد بود، بلکه میتواند بار دیگر پرسشی را پیش روی ساختار سیاسی بحرین قرار دهد که بیش از نیم قرن به تعویق افتاده است: آیا امنیت بحرین با افزایش حضور نظامی قدرتهای خارجی تأمین میشود یا با ساختن کشوری که نه به میدان جنگ دیگران تبدیل شود و نه برای حفظ امنیت خود، ناچار به اتکا به نیروی خارجی باشد؟
.

..........
پایان پیام
نظر شما