۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۰
آیت‌الله مصباح به سیدحسن نصرالله گفت این همان «ولایت واقعی» است/ مخالفت شهید نصرالله با تطبیق حوادث سیاسی با نشانه‌های ظهور

عبداللطیف راشدی، نویسنده و مترجم، با اشاره به تأکید شهید سیدحسن نصرالله بر آشنایی کادر حزب‌الله با زبان فارسی گفت: این مسئله برای آن بود که ارتباط مجموعه حزب‌الله با ولی فقیه و مجموعه ولایت فقیه، مستقیم‌تر و بدون واسطه باشد و مفاهیم و احساس مورد نظر نیز از طریق زبان فارسی به نیروهای حزب‌الله منتقل شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر عبداللطیف راشدی، نویسنده و مترجم و مؤلف کتاب «سیدحسن نصرالله»، در گفت‌وگویی با ابنا با تبیین ابعاد مختلف شخصیت علمی، مطالعاتی، مبارزاتی و اعتقادی شهید سید حسن نصرالله، از مسیر شکل‌گیری شخصیت او از دوران نوجوانی تا حضور در حوزه علمیه و ورود به عرصه مبارزه سخن گفت.

شهید نصرالله تمام عمر خود را وقف اسلام کرده بود

مؤلف کتاب «سید حسن نصرالله»، ظلم‌ستیزی، حضور اجتماعی و روحیه مبارزه‌طلبی شهید نصرالله را از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های وی دانست و گفت: همین ویژگی‌ها موجب شد او را به‌عنوان یک «انقلابی مسلمان تراز» برای خود برگزیند و درباره شخصیت و اندیشه‌هایش به پژوهش و نگارش بپردازد.

این نویسنده و مترجم با بیان اینکه شهید نصرالله تمام عمر خود را وقف اسلام کرده بود، خاطرنشان کرد: زندگی سید حسن نصرالله نشان می‌دهد او حتی در دوره‌ای که وارد عرصه اجتماعی شد، خود را از بسیاری از حضورهای معمول اجتماعی محروم کرد و بخش قابل توجهی از زندگی خود را در مسیر اسلام و مبارزه قرار داد.

چرا مهدویت در اندیشه سید حسن نصرالله جایگاه ویژه داشت؟

وی در ادامه درباره آثاری که در ارتباط با این شخصیت تدوین کرده است، اظهار داشت: نخستین اثری که در این زمینه در اختیار داشتم، جزوه‌ای درباره حضرت امام مهدی(عج) و اخبار غیبی بوده است. این جزوه از نظر حجم و محتوا محدود بود و با افزودن مطالبی از خود شهید، زندگینامه سید حسن نصرالله، مطالب حاشیه‌ای و توضیحات تکمیلی، آن را گسترش داد. این اثر با عنوان «امام مهدی(عج)؛ اخبار غیبی آخرالزمانی» در تهران و در ۱۲۰ صفحه منتشر شده است.

راشدی افزود: موضوع مهدویت از مباحثی بود که سید حسن نصرالله ورود قابل توجهی به آن داشت.

راشدی همچنین درباره کتاب «سید حسن نصرالله» گفت: این اثر، روایتی جامع از زندگانی سید حسن نصرالله است و در آن، درسنامه‌ای درباره ولایت فقیه نیز ارائه شده است.

شهید نصرالله از نوجوانی در جست‌وجوی حقیقت بود

وی نوجوانی سید حسن نصرالله را دوره‌ای سرشار از احساس، نشاط و انگیزه توصیف کرد و گفت: همین روحیه باعث شد او در لبنان به دنبال بازیابی حقیقت برود و برای دستیابی به منابع دینی و اسلامی، مرتب از روستای محل زندگی خود به بیروت و منطقه «میدان شهدا» رفت‌وآمد کند.

وی افزود: سید حسن نصرالله در آن دوران برای خرید کتاب‌های اسلامی به بیروت می‌رفت و به مطالعه آنها می‌پرداخت؛ به‌گونه‌ای که اگر در فهم مطلبی با مشکل مواجه می‌شد، مطالعه را ادامه می‌داد تا آن کتاب و محتوای آن را به‌خوبی بفهمد و درک کند.

راشدی این روند را زمینه‌ای برای رشد دینی سید حسن نصرالله دانست و افزود: نشاط، احساس، آرامش و انگیزه موجود در این جوان، به‌تدریج زمینه آشنایی او با اندیشه‌های انقلابی و حماسی را فراهم کرد.

چه کسی استعداد علمی سید حسن نصرالله را کشف کرد؟

راشدی بیان داشت: سید حسن نصرالله در ادامه این مسیر وارد حوزه علمیه امام علی بن ابی‌طالب(ع) در شهر بعلبک شد؛ حوزه‌ای که امام موسی صدر آن را تأسیس کرده بود و مدیریت آن در آن مقطع بر عهده شهید سید عباس موسوی قرار داشت.

مؤلف کتاب «سید حسن نصرالله» اظهار کرد: سید حسن نصرالله در چنین محیطی، به‌عنوان جوانی طالب معرفت و دارای احساس و هیجان رشد کرد و در همین دوره، امام جمعه شهر صور با او آشنا شد. سید محمد غروی امام جمعه شهر صور، از جمله افرادی بود که استعداد سید حسن نصرالله را کشف کرد و زمینه دریافت معارف و آموزش‌های دینی بیشتر را برای او فراهم ساخت. همین مسیر به تصمیم سید حسن نصرالله برای مهاجرت به نجف اشرف و تحصیل علوم دینی انجامید.

وی با اشاره به جایگاه حوزه علمیه نجف در آن مقطع، گفت: سید حسن نصرالله با معرفی‌نامه‌ای برای دیدار و تحصیل نزد آیت‌الله سید محمدباقر صدر، عالم و مرجع بزرگ آن زمان، راهی نجف اشرف شد.

شهید صدر و سید عباس موسوی؛ دو الگویی که در نصرالله امتداد یافتند

راشدی ورود سید حسن نصرالله به نجف اشرف را مرحله‌ای مهم در تکمیل شخصیت علمی و مبارزاتی او دانست و گفت: وی با هوش سرشار، استعداد، ظرفیت و نوآوری‌هایی که داشت، در کنار زمینه‌های مبارزاتی‌ای که از پیش در وجودش شکل گرفته بود، در محیط علمی و مبارزاتی نجف پرورش یافت. در ادامه سید حسن نصرالله در نجف تحت تأثیر آیت‌الله مجاهد سید محمدباقر صدر و شهید سید عباس موسوی قرار گرفت و در محیطی رشد کرد که بعدها ثمرات علمی و مبارزاتی این دو شخصیت در کارنامه آنها آشکار شد.

راشدی با اشاره به تلاش‌های علمی و مبارزاتی شهید صدر، از فعالیت‌های علمی و سیاسی او و نقش حزب الدعوه در این مسیر یاد کرد و گفت: کارنامه، نوآوری‌ها و کارآمدی‌های شهید صدر و سید عباس موسوی، به‌عنوان الگو در شخصیت سید حسن نصرالله اثر گذاشت.

این نویسنده تأکید کرد: حضور شخصیت آیت‌الله سید محمدباقر صدر در شکل‌گیری شخصیت سید حسن نصرالله، حضوری مستقیم و اثرگذار بود و آنچه در شخصیت شهید صدر و سید عباس موسوی وجود داشت، در وجود او نیز امتداد پیدا کرد.

بازگشت به لبنان؛ آغاز فصل تازه‌ای در مبارزات نصرالله

راشدی در ادامه روایت خود از زندگی سید حسن نصرالله گفت: او پس از بازگشت به لبنان نیز مسیر فعالیت‌های مبارزاتی و سیاسی خود را ادامه داد.

وی با اشاره به فعالیت‌های سیاسی سید حسن نصرالله، از عضویت او در کمیته سیاسی جنبش «امل» در سال ۱۹۸۲ یاد کرد و گفت: این جایگاه در ادامه همان روحیه مبارزه و فعالیت‌های سیاسی بود که در شخصیت او شکل گرفته بود.

راشدی افزود: این مسیر با ادامه فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی سید حسن نصرالله همراه شد و پس از بروز اختلافاتی که پدید آمد، و به تبع آن انشعابی در جریان «امل» شکل گرفت و در ادامه، سید حسن نصرالله و سید عباس موسوی در شکل‌گیری حزب‌الله لبنان نقش‌آفرینی کردند.

وی حزب‌الله لبنان را به‌عنوان پایگاهی تأثیرگذار و ظلم‌ستیز در برابر رژیم صهیونیستی توصیف کرد و گفت: این جریان توانست نقشی سازنده برای لبنان و جهان عرب ایفا کند و سید حسن نصرالله نیز به چهره‌ای محبوب در جهان عرب تبدیل شد.

راز جایگاه نصرالله را باید در نسبت او با ولایت جست‌وجو کرد

راشدی در پاسخ به این پرسش که رمز رسیدن سید حسن نصرالله به چنین جایگاهی چه بود، تأکید کرد: پاسخ را باید در نوع نگاه او به ولایت فقیه جست‌وجو کرد. به عبارت دیگر؛ «رمزش این نبود که سید حسن نصرالله مبارز بود، مجاهد بود، عالم بود؛ رمزش این است که حکیم بود، حکمت داشت و حکمتش این بود که ذوب در ولایت فقیه بود.»

او سید محمدباقر صدر را در این زمینه یکی از مهم‌ترین الگوهای سید حسن نصرالله دانست و با اشاره به تعبیر معروف شهید صدر درباره امام خمینی(ره)، گفت: همان‌گونه که شهید صدر در امام خمینی ذوب شده بود، سید حسن نصرالله نیز در مسیر ولایت قرار گرفت و به‌عنوان مرید و مراد، تسلیم اراده ولی فقیه شد.

راشدی افزود: نوع نگاه سید حسن نصرالله به اطاعت از ولایت فقیه، صرفاً به اجرای یک دستور صریح محدود نمی‌شد و همین ویژگی، نگاه او را از دیگران متمایز می‌کرد.

«ولایت واقعی» از نگاه نصرالله چه معنایی داشت؟

راشدی برای توضیح دقیق‌تر دیدگاه سید حسن نصرالله درباره ولایت و ولایت فقیه، به گفت‌وگوی او با آیت‌الله مصباح اشاره کرد و گفت: سید حسن نصرالله نقل می کند «به ایشان گفتم ما این‌گونه اعتقاد داریم که اگر ولی امر دستور داد، باید آن را اطاعت کنیم و از او پیروی کنیم. اگر از کاری نهی کرد، آن را انجام نمی‌دهیم. تا اینجا قدر متیقن و مسلم است. اما بر شناختی که از مبانی و اصول و مزاج آنها داریم، یعنی اینکه چگونه می‌اندیشند و چه چیزی باعث خوشحالی یا ناراحتی می‌شود، در مسائلی که احتمال می‌دهیم مورد رضایت ایشان باشد، آن کار را انجام می‌دهیم.»

وی ادامه این دیدگاه را چنین بیان کرد: اگر تنها احتمال داده شود کاری مورد علاقه ولی فقیه است، بدون اینکه دستور صریحی وجود داشته باشد، آن کار انجام شود و اگر انجام کاری موجب رنجش خاطر یا ناراحتی و غضب ولی فقیه شود، به همین دلیل از انجام آن پرهیز شود.

راشدی گفت: آیت‌الله مصباح پس از شنیدن این سخنان، به سید حسن نصرالله گفته است «این همان ولایت واقعی است.»

چرا نصرالله می‌خواست کادر حزب‌الله فارسی بدانند؟

مؤلف کتاب «سید حسن نصرالله» در ادامه، به تلاش سید حسن نصرالله برای گسترش آشنایی کادر حزب‌الله با زبان فارسی اشاره کرد و گفت: این مسئله از آن جهت اهمیت داشت که ارتباط مجموعه حزب‌الله با ولی فقیه و مجموعه ولایت فقیه، مستقیم‌تر و بدون واسطه‌های ارتباطی باشد.

راشدی اظهار کرد: سید حسن نصرالله این مسئله را بسیار ظریف و دقیق در نظر گرفته بود تا مفاهیم و احساس مورد نظر او از طریق زبان فارسی برای نیروهای حزب‌الله منتقل شود.

وی افزود: در حالی که رهبران و مجموعه‌های مرتبط با جمهوری اسلامی و همچنین شهید سید حسن نصرالله به زبان‌های عربی و فارسی تسلط داشتند، تلاش برای تسلط کادرهای حزب‌الله به زبان فارسی می‌توانست ارتباط آنها را با مجموعه ولایت نزدیک‌تر کند. از این منظر، مسئله زبان برای سید حسن نصرالله صرفاً یک موضوع آموزشی نبود، بلکه ابزاری برای نزدیک‌تر شدن ارتباط با ولایت تلقی می‌شد.

عاشورا و مهدویت؛ دو ضلع حرکت در منظومه فکری نصرالله

راشدی در ادامه گفت‌وگو، به راهبرد سید حسن نصرالله درباره مهدویت و نسبت آن با فعالیت‌های حزب‌الله پرداخت و با اشاره به آموزه‌های شیعی گفت: دو مقوله مهم «عاشورا» و «انتظار و مهدویت» در این منظومه جایگاه ویژه‌ای دارند.

وی توضیح داد: عاشورا و مهدویت هر یک نقش خاصی در حرکت انسان دارند؛ عاشورا به‌عنوان انگیزه و محرک و مهدویت به‌عنوان عامل جذب‌کننده به سوی آینده و امید، انسان را به حرکت رو به جلو فرا می‌خواند.

راشدی با بیان اینکه مقوله عاشورا و مهدویت را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد، افزود: اگر جامعه‌ای به عاشورا، محرم و شهادت امام حسین(ع) توجه دارد، موضوع مهدویت نیز به‌عنوان مکمل این جریان باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا مهدویت امیدی به آینده و زمینه‌های تحقق آن در انسان ایجاد می‌کند.

وی نگاه سید حسن نصرالله به دوره انتظار و پیشا ظهور را یک نگاه سازنده دانست و گفت: از دیدگاه او، دوران پیشا ظهور، مرحله‌ای مقدماتی و مسئولیت‌آور است که انسان باید خود را برای مرحله ظهور آماده کند.

راشدی افزود: این نگاه بر این اساس است که انسان باید به‌گونه‌ای زندگی کند که گویی در مرحله ظهور زندگی می‌کند و خود را به شکلی بسازد که مورد رضایت حضرت مهدی(عج) قرار گیرد و در زمان ظهور، مانعی برای پذیرش او وجود نداشته باشد.

در نگاه شهید نصرالله، منتظر ظهور چگونه باید زندگی کند؟

راشدی در توضیح تعبیر «مهدوی زیستن» گفت: انسان باید خود را با شرایط و الزامات دوران مهدویت هماهنگ کند و به‌گونه‌ای شخصیت خود را بسازد که در زمان ظهور، آمادگی پذیرش و همراهی با آن مرحله را داشته باشد.

وی این رویکرد را یکی از مهم‌ترین ابعاد نگاه سید حسن نصرالله به انتظار دانست و گفت: در این دیدگاه، انتظار صرفاً نشستن برای رسیدن یک رخداد نیست، بلکه دوره‌ای فعال و سازنده برای خودسازی است. سید حسن نصرالله بر این باور بود که مرحله پیشا ظهور، بازه‌ای بزرگ و مهم است و باید از ظرفیت آن برای ساختن انسان و آماده‌سازی جامعه استفاده کرد.

مخالفت نصرالله با تطبیق حوادث سیاسی با نشانه‌های ظهور

راشدی در پایان سخنان خود، بر مخالفت سید حسن نصرالله با تطبیق حوادث سیاسی و اشخاص با علائم ظهور تأکید کرد و گفت: شهید نصرالله نسبت به مسئله «توقیت» و «تطبیق» بسیار حساس بود و تأکید داشت که این کار نباید انجام شود.

وی با اشاره به نمونه‌هایی که در دوره‌های مختلف مطرح شده است، گفت: در دوران دفاع مقدس، عده‌ای صدام حسین را «سفیانی» معرفی می‌کردند، اما این تطبیق‌ها پس از گذشت زمان نادرست بودن خود را نشان داد.

راشدی همچنین به برداشت‌هایی درباره تطبیق شخصیت امام خمینی(ره) با «سید خراسانی» اشاره کرد و گفت: پس از رحلت امام(ره)، همین مسئله درباره رهبر شهید انقلاب نیز مطرح شد اما شهید نصرالله با این تطبیق‌ها مخالفت می‌کرد و آنها را نمی‌پسندید.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha