خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: «جمال واکیم»، استاد روابط بینالملل دانشگاه لبنان، بهمناسبت ایام دومین سالروز شهادت «سیدحسن نصرالله»، دبیرکل شجاع حزبالله لبنان، درباره رهبری کاریزماتیک او و نقش وی در گذار حزب از یک فعالیت شبهنظامی به یک سیستم بوروکراتیک و سازمانی مدرن تأکید کرد: شکی نیست که سید نصرالله نقش مهمی در ساختن نهادهای حزب داشت تا این نهادها دیگر به افراد وابسته نباشند. این موضوع در دوران اخیر، زمانی که رهبران و فرماندهان حزبالله هدف قرار گرفتند، بهویژه پس از حادثه پیجرها و ترورهای پس از آن، از جمله ترور شخص سید نصرالله و سپس سید هاشم، خود را نشان داد.
نصرالله چگونه ساختاری ساخت که شوک ترورها را جذب کرد؟
واکیم افزود: در این سلسله حوادث مشخص شد که این ساختار قادر به جذب این شوکها و بازتولید رهبریای بود که خط حزبالله را حفظ میکرد. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که سید حسن نقش مهمی در این زمینه ایفا کرده است؛ با این حال، این موضوع قطعاً نیاز به مطالعه بیشتری دارد.
استاد روابط بینالملل دانشگاه لبنان در ادامه، درباره اینکه سید حسن نصرالله چگونه بهمثابه یک استراتژیست جنگ شناختی، از سخنرانی نه فقط بهعنوان ابزار اقناع، بلکه بهعنوان سلاحی راهبردی برای تحمیل هزینه روانی به دشمن استفاده میکرد و این جنگ شناختی چگونه بر محاسبات امنیتی اسرائیل اثر میگذاشت، گفت: سید حسن در استراتژی و گفتمان رسانهای مهارت داشت و همین موضوع او را قادر میساخت تا بر حامیان خود تأثیر بگذارد و آنها را تقویت کند و از سوی دیگر، حتی مخالفان و دشمنان را نیز متقاعد سازد.
وی تأکید کرد که شواهد این امر در مطالعاتی نهفته است که بهطور مداوم نشان میدهد حتی اسرائیلیها نیز سید نصرالله را بیشتر از رهبران خود باور دارند. این موضوع، بهخودیخود، نشاندهنده درک عمیق او از گفتمان رسانهای است که ریشه در دانش وسیعی دارد.
.

.
هنر نصرالله در ایجاد توازن میان لبنان و مقاومت منطقهای
واکیم درباره هنر سید مقاومت در مدیریت تضادها در لبنان، توانمندی او برای ایجاد توازن میان هویت فراملی مقاومت و واقعیتهای پیچیده و متکثر سیاسی لبنان و همچنین استفاده از دیپلماسی داخلی برای تداوم حیات سیاسی حزبالله در آینده گفت: سید نصرالله توانست شرایط منحصربهفرد لبنان را با پیوند دادن آنها به یک استراتژی منطقهای برای مقابله با یک پروژه صهیونیستی فراملی که امتداد هژمونی امپریالیستی غرب محسوب میشود، متعادل کند.
وی افزود: این دستاورد نشاندهنده بینشی است که رهبر حزبالله داشت. اولاً، درک او از واقعیت لبنان و ثانیاً، آگاهی او از موازنهها و تحولات منطقهای و بینالمللی، نقش بسزایی در تحقق این دستاورد داشت.
از لبنان تا محور مقاومت؛ پیوند جبههها در راهبرد نصرالله
استاد دانشگاه لبنان همچنین درباره نقش سید حسن نصرالله در تغییر جغرافیای امنیتی از سطح ملی، یعنی لبنان، به سطح فراملی، یعنی محور مقاومت، و ایجاد نوعی همافزایی نظامی یکپارچه گفت: نقش او در پیوند دادن جبههها، بخشی از آگاهی سید نصرالله بود؛ مبنی بر اینکه آرمان فلسطین صرفاً یک مسئله داخلی مربوط به حقوق یک ملت نیست، بلکه نقطه شروع یک پروژه صهیونیستی است که بخشی از یک پروژه هژمونیک غربی و در درجه اول آمریکایی است که منطقه و هویت آن را هدف قرار میدهد. بنابراین، او مقاومت در لبنان را به محور مقاومت در منطقه، بهعنوان بخشی از ایجاد یک جبهه گسترده برای مقابله با این پروژه که نهتنها فلسطین، بلکه لبنان، عراق، سوریه، اردن و کل منطقه را هدف قرار میدهد، پیوند داد.
وی افزود: اکنون دو سال پس از فقدان شهید نصرالله، حزبالله توانسته است مکانیزمهای تصمیمگیری غیرمتمرکزی را که او طراحی کرده بود، بهدرستی به کار گیرد. البته هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری و مطالعه درباره حزبالله وجود دارد، اما من معتقدم که این حزب و ایران، بهطور کلی، موفق به ایجاد یک مدل رهبری غیرمتمرکز شدهاند که میتواند شوکها را جذب کند و بر مسئله هدف قرار دادن رهبر در جریان مقابله، بهمنظور تجدید رهبری و ادامه رویکرد مقاومت، غلبه کند.
..........................
پایان پیام
نظر شما