۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
از لیبی تا ایران؛ آیا ترامپ در آستانه تکرار اشتباه راهبردی آمریکا است؟

مجله آمریکایی «نیوزویک» با بررسی پیامدهای مداخله غرب در لیبی در سال ۲۰۱۱ میلادی، این تجربه را هشداری برای «دونالد ترامپ» در جنگ علیه ایران می‌داند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مجله آمریکایی «نیوزویک» نوشته است که تجربه لیبی و آشفتگی‌های امنیتی و سیاسی ناشی از آن همچنان بر راهبرد آمریکا در خاورمیانه سایه انداخته است. آن هم در شرایطی که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به‌دلیل جنگ علیه ایران با چالش‌های فزاینده‌ای روبه‌روست.

این مجله در مقاله‌ای به قلم «تام اوکانر» توضیح داده است که سایه جنگ لیبی در شرایطی بار دیگر مطرح می‌شود که نگرانی‌هایی در آمریکا وجود دارد مبنی بر اینکه سرنگونی نظام ایران، بدون داشتن تصویری روشن از دوران پس از جنگ، ممکن است پیامدهایی به‌مراتب خطرناک‌تر از نتایج سقوط حکومت «معمر قذافی» در سال ۲۰۱۱ میلادی به دنبال داشته باشد.

نیوزویک مداخله نظامی غرب در لیبی را نمونه‌ای هشداردهنده از محدودیت‌های قدرت هوایی برای دستیابی به اهداف سیاسی و راهبردی پایدار می‌داند. زیرا سرنگونی قذافی با حمایت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به ایجاد کشوری باثبات منجر نشد.

برعکس، به نوشته این مجله، سرنگونی قذافی با شکاف‌های داخلی، درگیری‌های مسلحانه و وخامت وضعیت امنیتی همراه شد. پیامدهای این تحولات به داخل لیبی محدود نماند و ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی از جمله افزایش مهاجرت به اروپا، گسترش فعالیت گروه‌های مسلح در منطقه ساحل آفریقا و افزایش نفوذ روسیه در بخش‌هایی از این قاره، پیدا کرد. 

هشدار درباره تکرار سناریوی لیبی

این مقاله میان پیامدهای بحران لیبی و صعود سیاسی ترامپ ارتباط برقرار می‌کند. به نوشته اوکانر، آشفتگی در لیبی، بحران مهاجرت و حمله سال ۲۰۱۲ میلادی به کنسولگری آمریکا در شهر «بنغازی» ــ که در جریان آن «کریستوفر استیونز» سفیر آمریکا در لیبی و چند نفر دیگر کشته شدند ــ به تشدید انتقادها از دولت باراک اوباما کمک کرد.

ترامپ نیز در کارزار انتخاباتی خود علیه «هیلاری کلینتون: از این مسائل بهره گرفت و در نهایت در سال ۲۰۱۶ میلادی به ریاست‌جمهوری رسید.

در همین چارچوب، نویسنده به تحلیلگرانی استناد می‌کند که معتقدند پیامدهای مداخله در لیبی به تقویت گرایش‌های پوپولیستی و جریان‌های مخالف ساختار سیاسی سنتی در غرب کمک کرده است.

در مقابل، مقاله به تناقضی در موضع کنونی آمریکا اشاره می‌کند. ترامپ که پیش‌تر از سرنگونی قذافی و آشفتگی‌های پس از آن انتقاد کرده بود، اکنون با جنگی علیه ایران روبه‌روست که نگرانی‌هایی مشابه درباره نبود چشم‌اندازی روشن از آینده این کشور ایجاد کرده است.

این گزارش همچنین به هشدار «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا درباره تکرار سناریوی لیبی و تبدیل شدن ایران به کشوری شکست‌خورده اشاره می‌کند. وضعیتی که می‌تواند موج گسترده‌ای از پناه‌جویی، گسترش تروریسم و بی‌ثباتی منطقه‌ای را به دنبال داشته باشد.

اهداف آمریکا به سرانجام رویارویی وابسته است

این مقاله می‌نویسد که اهداف اعلام‌شده آمریکا شامل تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و تداوم جریان انتقال نفت و گاز و همچنین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. با این حال، تحقق این اهداف به سرانجام رویارویی نظامی و توانایی واشنگتن برای مهار پیامدهای آن بستگی دارد.

نویسنده تأکید می‌کند که میان وضعیت لیبی و ایران تفاوت‌های اساسی وجود دارد. مداخله در لیبی با هماهنگی متحدان و در چارچوب نوعی پوشش بین‌المللی انجام شد. اما جنگ علیه ایران با همکاری رژیم صهیونیستی آغاز شده و با مخالفت برخی شرکای منطقه‌ای و بدون برخورداری از مجوز بین‌المللی مشابه همراه بوده است.

همچنین، به گفته تحلیلگرانی که نویسنده به دیدگاه‌های آنان استناد کرده، در ایران نیروی مسلح مخالف داخلیِ مشابه نیروهایی که با قذافی مقابله کردند، وجود ندارد. افزون بر این، وسعت جغرافیایی ایران، توانمندی‌های آن و شبکه ائتلاف‌هایش، تهاجم نظامی، اشغال و تسلط بر این کشور را به مأموریتی بسیار پیچیده تبدیل می‌کند.

از همین رو، این مقاله هشدار کارشناسان را نقل می‌کند که برتری هوایی، هر اندازه هم در تضعیف دشمن یا نابودی توانمندی‌هایش مؤثر باشد، به‌تنهایی برای سرنگونی یک نظام سیاسی و تضمین ثبات پس از آن کافی نیست.

تجربه لیبی نشان داده است که نبود توافق بین‌المللی درباره مرحله انتقالی و ناتوانی در مدیریت موازنه‌های داخلی می‌تواند زمینه‌ساز درگیری‌های طولانی‌مدت و شکل‌گیری خلأهای امنیتی شود، خلأهایی که مهار آن‌ها دشوار است.

بر این اساس، دیپلماسی مستمر، تدوین ترتیبات امنیتی و بازسازی نهادهای دولتی از عناصر اساسی هر راهبردی برای دوران پس از جنگ به شمار می‌روند.

درسی هشداردهنده برای ترامپ

تحلیل نیوزویک به ابعاد گسترده‌تر ژئوپلیتیکی نیز می‌پردازد و فروپاشی دولت لیبی را با افزایش فعالیت گروه‌های مسلح در منطقه ساحل آفریقا مرتبط می‌داند. این مجله در همین زمینه به مشارکت جنگجویانی از قوم «طوارق» اشاره می‌کند که پیش‌تر در کنار قذافی جنگیده بودند و بعدها در درگیری‌های شمال مالی حضور یافتند.

مقاله همچنین می‌گوید روسیه از پیامدهای مداخله غرب در لیبی برای تقویت حضور امنیتی خود در آفریقا بهره برده است. در همین حال، بنا بر گزارش‌هایی که نیوزویک به آن‌ها اشاره می‌کند، مسکو در جریان جنگ به ایران پشتیبانی اطلاعاتی و شناسایی ارائه داده است. حمایتی که می‌تواند توانایی ایران برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه را افزایش دهد.

این گزارش در پایان نتیجه می‌گیرد که بزرگ‌ترین چالش پیش روی واشنگتن صرفاً به تعیین تکلیف نظامی رویارویی محدود نمی‌شود، بلکه پیامدهای راهبردی بلندمدت آن را نیز دربرمی‌گیرد.

به نوشته نیوزویک، جنگ‌هایی که بدون طرحی سیاسی روشن برای دوران پس از درگیری آغاز یا ادامه می‌یابند، ممکن است به جای تقویت نفوذ آمریکا، آن را تضعیف کنند و توانایی این کشور برای بازدارندگی در برابر رقبایش به‌ویژه روسیه و چین را کاهش دهند.

بر این اساس، نیوزویک تجربه لیبی را هشداری برای ترامپ معرفی می‌کند. سرنگونی یا تضعیف نظامی دشمن لزوماً به معنای پیروزی سیاسی نیست. اگر برای دوران پس از جنگ برنامه‌ای جامع وجود نداشته باشد، پیامدهای آن ممکن است به باری راهبردی تبدیل شوند که هزینه‌اش از دستاوردهای مورد انتظار فراتر می‌رود.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha