خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: در روزگار بحران هویت و فقرِ الگوهای جامع، بازخوانی منظومه زیستی حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) فراتر از مرزهای مذهبی و جنسیتی، پاسخی زنده به نیاز فطری انسان معاصر است؛ شخصیتی که کمال باطنی را با کنشگری اجتماعی، استقامت در بحرانها و نبوغ تربیتی درهمآمیخت و عیار «انسانِ کامل» را به نمایش گذاشت.
در همین راستا و همزمان با فرارسیدن ایام حزنانگیز شهادت صدیقه طاهره (س)، در قالب سلسلهگفتوگوهایی پیرامون «الگوسازی جهانی از سیره فاطمی» با حجتالاسلام والمسلمین حسن مظفریزاد، پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام، به گفتگو نشستهایم که در ادامه تقدیم مخاطبان گرامی میگردد.
ضرورت نیاز انسان به الگو و اسوه
یکی از نیازهای انکارناپذیر و فطری بشر در تمامی جوامع، نیاز به «الگو و اسوه» است. طبیعتاً هرچه این الگو تواناتر، جامعالاطرافتر و دارای ابعاد شخصیتی گستردهتری باشد، راهگشاتر و نتیجهبخشتر خواهد بود.
گاهی افراد در یک حوزه خاص، مانند علم و دانش، جایگاه برجستهای دارند و میتوانند شاخص و الگو باشند؛ اما با نزدیک شدن به آنها، کاستیهایی در اخلاق، ادب یا فرهنگ مشاهده میشود. به همین دلیل، انسان به دنبال الگویی در همان سطح یا بالاتر میگردد که در کنار مراتب بالای علمی، از فضائل اخلاقی و رفتاری نیز بهرهمند باشد.

از آنجا که انسان موجودی مرکب از دو بعد مادی (جسمی) و باطنی (روحی) است، نیازمند الگوهایی است که در هر دو عرصهِ دنیا و آخرت به کمال رسیده باشند؛ الگوهایی که هم در ظاهر و هم در باطن قابل اتکا و پیروی باشند تا انسان با خیالی آسوده به آنها اقتدا کند و امور دنیوی و اخروی خود را تضمین نماید.
مطابق با معارف ناب اسلامی و آموزههای قرآن و روایات، چهارده نور مقدس از جایگاهی بیبدیل و بینظیر برخوردارند؛ جایگاهی که هم در مکتب اهلبیت (ع) و هم در نگاه برادران اهل سنت مورد تأکید است. در رأس این بزرگان، پیامبر عظیمالشأن اسلام قرار دارد که قرآن کریم ایشان را به عنوان اسوهای کامل معرفی میفرماید:
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».
حضرت زهرا (س)؛ مصداق بارز «خیر کثیر»
در منابع قرآنی و روایی نیز بر جایگاه و عظمت والای دختر گرامی پیامبر، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، تأکید فراوان شده است. در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که درباره شأن این بانوی بزرگوار نازل شده یا ایشان مصداق بارز و تامّ آنها به شمار میروند؛ از جمله سوره مبارکه کوثر که در آن، حضرت زهرا مصداق «خیر کثیر» معرفی شدهاند:
«إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ».
خیر کثیر بودن و برکت وجودی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) هم ساحت مادی و زمینی و هم ابعاد ماورایی، روحی و معنوی را در بر میگیرد. یکی از بارزترین جلوههای الگو بودن ایشان، بُعد «تلاش خستگیناپذیر و استقامت» در مسیر حق است.
ایشان در سختترین شرایط تاریخی چشم به جهان گشودند؛ در سال پنجم بعثت، روزگاری که خفقان و فشار مشرکان مکه بر مسلمانان به اوج رسیده بود و پیامبر اکرم (ص) ناچار شدند شماری از مؤمنان را روانه هجرت به حبشه سازند. دو سه سال بعد، دوران محاصره همهجانبه در شِعب ابیطالب آغاز شد که تا حدود پنجسالگی آن حضرت ادامه یافت؛ اما این محاصره و فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی، هرگز ایشان را دچار تزلزل نکرد، بلکه بر ایمان، صبر و استقامتشان افزود.

پس از پایان محاصره شعب، حضرت زهرا (س) با اندوه فقدان مادر فداکارشان، حضرت خدیجه (س)، و سپس حامی بزرگ پیامبر، حضرت ابوطالب (ع)، مواجه شدند. در پی این حوادث سخت و در شرایطی که پیامبر اکرم (ص) برای ادامه تبلیغ رسالت راهی طائف و مناطق پیرامونی شدند، وجود دلسوزانه فاطمه (س) همواره پناه و مایهآرامش پدر بود.
با هجرت پیامبر (ص) به مدینه نیز فصلی نو از چالشها و رویاروییها با مشرکان، منافقان و اعراب بادیهنشین رقم خورد؛ بهگونهای که در طول ده سال حضور در مدینه، نزدیک به سی غزوه و نبرد مهم به وقوع پیوست. در بیشتر این پیکارها، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) در خط مقدم و دوشادوش پیامبر حضور داشت. در چنین موقعیت دشواری، این بانوی جوان با وجود اداره خانه و پرورش فرزندان خردسال، چنان آرامش، اطمینان خاطر و پشتیبانی عاطفی و معنوی برای همسرش فراهم میآورد که علی (ع) با عزمی استوارتر در رأس مجاهدان اسلام بایستد.
این سیره درخشان، گواه روشنی بر روحیه خستگیناپذیر و مجاهدت کمنظیر حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است؛ الگویی زنده و شاخص که حقیقت آیه شریفه «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَیٰ» را در بلندترین مرتبه به تصویر میکشد.
اصالت تلاش؛ پیوند میان مجاهدت دنیا و حیات ابدی
آنچه از این معارف به دست میآید، این است که در نظام الهی، رتبه و جایگاه انسانها بازتاب مستقیم «تلاش و مجاهدت» آنان است؛ و اگر اهلبیت (صلواتاللهعلیهم) نیز به چنین مرتبه فوقالعاده و بینظیری دست یافتهاند، ثمره سالها صبر، کوشش و استقامت در راه حق بوده است.
در این زمینه، نقل زیبایی از جناب سلمان فارسی روایت شده است؛ هنگامی که ایشان وارد خانه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) شدند، دیدند آن بانوی بزرگوار در اوج کار و تلاش طاقتفرسای خانه هستند، در حالی که ذکری بر لب دارند و با خود زمزمه میکنند: «الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَی» (یا تعابیری مشابه در این مضمون که آخرت بهتر و ماندگارتر است).
این حال نورانی، به زیبایی نشاندهنده قطبنما و آرمانهای متعالی انسان مؤمن است؛ گواهی بر این حقیقت که انسان تنها برای تعلقات زودگذر دنیا آفریده نشده، بلکه مسافری رو به رشد و کمال است کمالی که مرزهای دنیوی را درنوردیده و در عالم آخرت نیز امتداد مییابد تا به قرب الهی برسد؛ و این سختیها و رنجهای دنیوی، دیر یا زود به پایان خواهد رسید و آنچه باقی میماند، توشه همین مجاهدتهاست.
اصول فرزندپروری در مکتب صدیقه طاهره (س)
یکی دیگر از ابعاد درخشان سیره صدیقه طاهره (سلاماللهعلیها) بهعنوان الگو و «خیر کثیر»، شیوه فرزندپروری و اصول تربیتی آن بانوی بزرگوار است. حضرت زهرا (س) در تربیت فرزندان خود از روشهای نوین و مؤثر، از جمله «بازی، شعرخوانی و زمینهسازیهای فکری و روحی» بهره میگرفتند.
طبق نقلهای تاریخی، ایشان هنگام بازی با کودکان خود، اشعار پرمغز و هدایتگر زمزمه میکردند. از جمله شعر معروف و سرشار از حکمت ایشان در بازی با امام حسن (ع) که او را در آغوش میکشیدند و بالا و پایین میانداختند، این عبارات است:
«اشْبَهْ أَبَاکَ یَا حَسَن / وَاخْلَعِ الْحَقَّ مِنَ الرَّسَنْ...»
در این ابیات بلند، نکات تربیتی فوقالعادهای نهفته است:
۱. تأکید بر جایگاه پدر به عنوان الگو:
کودک به الگو نیاز دارد و بهترین الگو برای پسر، پدری است که خود مجسمه کمالات اخلاقی و روحی باشد؛ پدری همچون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع). حضرت در این اشعار، امام حسن را به شباهت و تبعیت از پدر تشویق میکنند.
۲. چنگ زدن به ریسمان حق:
دعوت مستمر فرزند به اینکه در همه حال به مدار حق تمسک جوید.
۳. هوشیاری در روابط اجتماعی:
همچنین در ادامه ابیات به فراست تربیتی اشاره میشود که با افراد کینه توز و ناسالم دوستی مکن؛ و تعابیر عمیق دیگری که نشاندهنده دقت نظر آن حضرت در ساختار فکری و روحی فرزندان است.
مدیریت ارتباط کلامی و مهارت «گوش دادن و سخن گفتن» در تربیت
یکی دیگر از ابعاد برجسته سیره تربیتی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، مدیریت هوشمندانه ارتباط کلامی و مهارت «گوش دادن و سخن گفتن» میان مادر و فرزند است.
وجود نازنین زهرای مرضیه (س) فرزند خردسال خود را به مسجدالنبی (ص) میفرستادند تا پای خطابه و سخنان پیامبر اکرم (ص) بنشیند. این اقدام، چند هدف تربیتی مهم را همزمان محقق میکرد:
۱. آشنایی مستقیم فرزند با جد بزرگوارشان به عنوان استاد و الگوی الهی؛
۲. پیوند دادن جان و دل کودک با فضای معنوی و نورانی مسجد؛
۳. تقویت دقت، تمرکز و قدرت یادگیری در کودک.
پس از بازگشت، حضرت زهرا (س) از فرزند میخواستند آنچه را شنیدهاند برای مادر بازگو کنند. این گفتوگوی صمیمی میان مادر و فرزند که در نظام خانواده بسیار راهگشاست اگر با هوشمندی به سمت معارف و سخنان حق هدایت شود، برکات شگرفی در آینده فرد خواهد داشت. حضرت زهرا (س) محور این گفتگوها را کلام نورانی پیامبر (ص) قرار میدادند.
داستان کامل این روایت، سرشار از نکات لطیف، عبرتهای بزرگ و آموزههای ناب است که مطالعه اصل آن به همه پژوهشگران و علاقهمندان توصیه میشود. این نمونهها بهخوبی اثبات میکند که صدیقه طاهره (س) نهتنها در ابعاد ملکوتی و باطنی، بلکه در تمام ابعاد عملی، ظاهری و سبک زندگیِ روزمره، اسوهای کامل، قابل اتکا و تمامعیار برای بشریت هستند.
گفت و گو از: سمیرا گلکار
نظر شما