۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۹
از «بلعیدن ایران» تا «تسلیم»؛ واکاوی مواضع راهبردی رهبر شهید در قبال مذاکره با آمریکا/ بخش دوم

رهبر شهید انقلاب اسلامی در طول سال ۱۴۰۴، در بیانات متعدد خود، خطوط قرمز و اصول راهبردی جمهوری اسلامی ایران در قبال مذاکره با آمریکا را ترسیم کردند. ایشان با تأکید بر «اختلاف ذاتی و حل‌نشدنی» دو کشور، مذاکره تحت تهدید را «تحمیل» و «دیکته» خواندند و آن را «بن‌بست محض» و فاقد هرگونه سود برای منافع ملی ارزیابی نمودند. در این پژوهش، مهم‌ترین فرمایشات رهبر شهید در سال ۱۴۰۴، بدون هیچ‌گونه دخل و تصرفی، مرور می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مذاکره با آمریکا، از مسائل مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در مقاطع گوناگون سال ۱۴۰۴ هجری شمسی بدان پرداخته‌اند. این پژوهش، صرفاً به جمع‌آوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری بدون هرگونه تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف مبادرت نموده است.

بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب، اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف ذاتی و حل‌نشدنی است، زیرا هدف نهایی آمریکا «بلعیدن ایران» و بازگرداندن سلطه پیشین است و صرفاً به تسلیم کامل ملت ایران رضایت می‌دهد. در این چارچوب، مذاکره تحت تهدید، نه یک توافق دیپلماتیک که یک «تحمیل» و «دیکته» قلمداد می‌شود و پذیرش آن نشانه تهدیدپذیری است که پایانی ندارد. ایشان با استناد به تجربه برجام تصریح می‌کنند که بدعهدی و خلف وعده ماهیت ثابت طرف آمریکایی است؛ چنانچه در بحبوحه مذاکرات غیرمستقیم، تهاجم نظامی با حمایت آمریکا صورت گرفت. از منظر ایشان، مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی، بن‌بست محض و فاقد هرگونه سود برای منافع ملی و صرفاً دارای ضررهای جبران‌ناپذیر ارزیابی شده و تأکید می‌شود که گره زدن مسائل کشور به این مذاکرات، خطایی راهبردی است.

بخش دوم بیانات رهبر شهید انقلاب را در ادامه می‌خوانید؛ بخش اول نیز در نوشتاری دیگر منتشر شده است:

۱۰ - سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران

به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱:

- در اظهارات اهل سیاست، مسئله‌ی مذاکره‌ی با آمریکا زیاد مطرح می‌شود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضی‌ها این را مفید می‌دانند، لازم می‌دانند، ‌بعضی‌ها مضر می‌دانند، بعضی‌ها نظرات میانه‌تری دارند؛ حرف‌ها مختلف است. من آنچه را تا حالا در این سال‌های متمادی فهمیده‌ام، دیده‌ام، احساس کرده‌ام و تجربه کرده‌ام، به ملّت عزیزمان عرض می‌کنم.

- حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر، ‌سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ در وضع کنونی، مذاکره‌ی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمی‌کند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایده‌ای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً.

- ثانیاً بعکس، زیان‌هایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره‌ی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبران‌ناپذیر هستند؛ یک چنین زیان‌هایی هم دارد.

- امّا اینکه می‌گوییم به سود ما نیست، برای ما فایده‌ای ندارد:

چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجه‌ی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکره‌ای را قبول دارد و می‌خواهد مذاکره‌ای بکند که نتیجه‌ی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکره‌ی با آمریکا و نتیجه‌ی گفتگوهایی که با آن‌ها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛ بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجه‌ی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او می‌خواهد، همان چیزی باشد که او می‌گوید! این مذاکره است؟

- طرف مقابل امروز این‌جوری حرف می‌زند، می‌گوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنی‌سازی نداشته باشد! حالا این (فرد) غنی‌سازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میان‌بُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاه‌بُرد هم نباید داشته باشد! یعنی ایران آن‌چنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد، حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛ معنای این حرف این است؛ مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛ این مذاکره‌ای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همه‌اش به ضرر ما است؛ این نتیجه‌ی مذاکره است.

- این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است. وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، این‌جور توقّعات، این‌جور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است، ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمی‌داند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛ ‌این‌ها را که نمی‌داند، این‌جوری حرف می‌زند؛ به قول ما مشهدی‌ها «این حرف از دهن گوینده‌اش بزرگ‌تر است» و این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد.

- و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهم‌تر است؛ اینکه ضرر دارد، مهم‌تر است:

طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران می‌کنیم، چه می‌کنیم؛ از این حرف‌ها؛ یک خرده مبهم، ‌یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً می‌ترسیم، ‌میلرزیم و تسلیم طرف مقابل می‌شویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت. ‌امروز می‌گویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان می‌کنیم؛ فردا می‌گویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان می‌کنیم؛ ‌بعد می‌گویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان می‌کنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان می‌کنیم! مدام تهدید (هست) و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم. یعنی قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمی‌دهد، ‌هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمی‌کند. بنابراین، وضع این‌جوری است.

- طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما می‌دهم! دروغ می‌گویند؛ آنچه می‌گویند به عنوان امتیاز می‌دهیم، دروغ است. ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکایی‌ها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هسته‌ای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید می‌کردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنی‌سازی‌اش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آن‌ها هم در مقابل تحریم‌ها را بردارند و بعد از ده سال، پرونده‌ی ایران در آژانس هسته‌ای بین‌المللی به شکل عادّی دربیاید. (البتّه) آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، ‌چرا «ده سال» را شما قبول می‌کنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند. «ده سال» همین‌ روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پرونده‌ی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد. امروز شما ملاحظه کنید، نه‌تنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هسته‌ای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هسته‌ای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف این‌جوری است، قولش این است! ما همه‌ی کارهایی را که باید انجام می‌دادیم انجام دادیم، او تحریم‌ها را برنداشت، ‌هیچ‌کدام از قول‌هایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامه‌ای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد.

- این طرف مقابل ما در همه‌چیز خُلف وعده می‌کند، در همه‌چیز دروغ می‌گوید، فریب اِعمال می‌کند؛ وقت و بی‌وقت تهدید نظامی می‌کند؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور می‌کنند، همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛ یا مراکز هسته‌ای را بمباران می‌کنند؛ اگر بتوانند از این کارها می‌کنند. طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛ با این طرف نمی‌شود مذاکره کرد، نمی‌شود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت.

- به نظر من مذاکره‌ی با آمریکا برای مسئله‌ی هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای این‌ها، بن‌بست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات می‌کند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایده‌ای برای ما ندارد. [۲۱]

۱۱ - بیانات در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی

دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی، ۱۴۰۴/۰۷/۲۸:

- می‌گوید «من اهل معامله‌ام، می‌خواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم»! معامله‌ای که با زورگویی نتیجه‌ی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است؛ و ملّت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت؛ ملّت ایران زیر بار تحمیل نمی‌رود. اسم این معامله نیست. «بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه این بشود»! مشخّص می‌کند؛ این زورگویی است. ایران را نمی‌شود مثل بعضی از کشورهای دیگر با این زورگویی‌ها تحت تأثیر قرار داد.

- آمریکا جنگ‌پرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه می‌اندازد، جنگ را به وجود می‌آورد؛ علاوه بر ترور، جنگ‌افروزی می‌کند. این جنگ مال آن‌ها است، مرگ مال آن‌ها است؛ کارهایی که آن‌ها می‌کنند، کاری که آمریکا در این منطقه می‌کند (این است).

- این پایگاه‌های نظامی برای چیست؟ این‌همه پایگاه نظامی در کشورهای مختلفِ این منطقه را آمریکا برای چه درست کرد؟ شما اینجا چه کار دارید؟ این منطقه چه ربطی به شما دارد؟ این منطقه مال مردم خود اینجا است. بنابراین، آنچه این شخص به عنوان بیان موضع بیان کرد، همه غلط و بسیاری دروغ و حاکی از زورگویی است؛ زورگویی هم بر روی بعضی از ملّت‌ها تأثیر می‌گذارد، لکن بر روی ملّت ایران هرگز تأثیر نخواهد گذاشت، بتوفیق‌الله. [۲۲]

۱۲ - بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان

به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی، ۱۴۰۴/۰۸/۱۲:

- امّا از جنبه‌ی هویّتی، که این مهم‌تر است. تسخیر سفارت، هویّتِ حقیقی دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا را روشن کرد، هویّت واقعی و ذاتی نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی را هم روشن کرد و مشخّص کرد؛ تأثیر هویّتی این حادثه این است. البتّه ما ایرانی‌ها ذات استکباری آمریکا را می‌شناختیم؛ این‌جور نبود که ندانیم آمریکا چه‌کاره است ــ من حالا بعد توضیح می‌دهم ــ لکن این حادثه برای ما این قضیّه را بیشتر روشن کرد.

- «استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ منتها خودبرتربینی دو جور است: یک وقت هست که یک نفری یا یک دولتی خودش را برتر از دیگران می‌داند، امّا کاری به دیگران ندارد؛ این هم صفت خوبی نیست، استکبار بد است، خودبرتربینی چیز خوبی نیست لکن دشمنی و خصومت ایجاد نمی‌کند، صرفاً بد است؛ امّا یک وقت هست که نه، یک دولتی، یک انسانی، یک مجموعه‌ای، یک قلدری خودش را برتر از دیگران می‌داند و به خودش حق می‌دهد که به دیگران تنه بزند، به منافع حیاتی دیگران دست‌درازی کند، درباره‌ی دیگران تکلیف معیّن کند؛ استکبار به این صورت بد است. یک دولتی ــ فرض بفرمایید در یک دوره دولت انگلیس بود، امروز آمریکا ــ به خودش حق می‌دهد که در فلان کشور که یک دولتِ قوی‌ای ندارد، مردمِ هوشیاری ندارد، مثلاً ده پایگاه نظامی ایجاد کند، برای خودش امکانات فراهم کند، نفتشان را ببرد، منافعشان را ببرد، منابع زیرزمینی‌شان را غارت کند؛ این استکبار است؛ استکباری که ما با آن بدیم، استکباری که درباره‌اش حرف می‌زنیم، استکباری که علیه آن شعار می‌دهیم، این است.

- ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود. من این را می‌خواهم بگویم:

اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است.

- بعضی می‌پرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛ آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟ جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمی‌کند؛ این را همه‌ی رؤسای جمهور آمریکا می‌خواستند ولی به زبان نمی‌آوردند؛ این رئیس‌جمهور فعلی به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد. تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران، با این‌همه توانایی، با این‌همه ثروت، با این سابقه‌ی فکری و معرفتی، با این‌همه جوان هشیار و پُرانگیزه، چه معنا دارد؟

- آمریکایی‌ها می‌گویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛ همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست. آمریکا به رژیم ملعون صهیونی با این وضعی که در این اواخر همه‌ی دنیا دیدند، همه‌ی دنیا فهمیدند، همه‌ی دنیا محکوم کردند، کمک می‌کند؛ آمریکا پشتیبانی می‌کند، آمریکا حمایت می‌کند؛ با این وضع، همراهی با ایران معنی ندارد، قابل قبول نیست.

- بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاه‌های نظامی‌اش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت می‌شود بررسی کرد مسائل را؛ (این) مال حالا نیست، مال آینده‌ی نزدیک هم نیست. [۲۳]

۱۳ - سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران

سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۹/۰۶:

- دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالت‌های قدرت‌ها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلم‌ها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ (یعنی) عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد.

- نکته‌ی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ‌کدام از هدف‌های خودشان نرسیدند. [۲۴]

۱۴ - بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین و در سالگرد شهید سلیمانی

با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار، ۱۴۰۴/۱۰/۱۳:

- آن عاملی که موجب می‌شود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمی‌خواهم با شما جنگ کنم ــدشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریمــ آن (عاملی) که موجب می‌شود او این کار را بکند چیست؟

آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است.

- آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف می‌زند، یک مقداری بدگویی می‌کند، یک مقداری وعده می‌دهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.

- ما خیلی اصرار می‌کردیم استدلال کنیم برای مردم، (ولی) مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آن‌هایی هم که می‌گفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند. [۲۵]

۱۵ - بیانات در دیدار مردم قم

سالروز قیام نوزدهم دی ۱۳۵۶، ۱۴۰۴/۱۰/۱۹:

- وقتی که صحبت از درگیری و مقابله‌ی با دشمنان صریح جمهوری اسلامی می‌شود، بعضی‌ها ایراد می‌کنند که «آقا! چرا همیشه می‌گویید دشمنی، همیشه می‌گویید مبارزه؟» این‌ها غفلت می‌کنند، توجّه ندارند. این مبارزه را آن‌ها شروع کردند، آمریکا شروع کرد، دشمنان وابسته‌ی به آمریکا شروع کردند؛ ...

- از روز اوّل هم دشمنی کرده‌اند و جمهوری اسلامی با این‌ها مقابله کرده، تا امروز هم دشمنی ادامه دارد. به فضل الهی، روزبه‌روز جمهوری اسلامی قوی‌تر شده. آن‌ها اقدام کردند و شکست خوردند در از بین رفتن جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیا است، بر خلاف خواسته‌ی آن‌ها. [۲۶]

۱۶ - بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)، ۱۴۰۴/۱۰/۲۷:

- هدف آمریکایی‌ها همــ این را من قاطع، صریح، با تجربه‌ی چهل‌وچندساله‌ی در جمهوری اسلامی عرض می‌کنم ــ بلعیدن ایران است. این سلطه‌ای که این‌ها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوان‌ها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، این‌ها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطه‌ی نظامی خودشان، تحت سلطه‌ی سیاسی خودشان، تحت سلطه‌ی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است.

- ملّت ایران (آمریکا را) شکست داد. بعد از آن جنگِ چندروزه در چند ماه قبل از این که آنجا ملّت ایران آمریکا را و صهیون را شکست داد، امروز هم آمریکا را به فضل الهی شکست داد. این درست است، امّا کافی نیست. بله، فتنه را خاموش کردیم، امّا این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاه‌های مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاه‌های گوناگون دیگر، دستگاه‌های مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیّه را.

- ما کشور را به سوی جنگ نمی‌بریم؛ ما بنا نداریم کشور را به طرف جنگ ببریم امّا مجرمان داخلی را هم رها نمی‌کنیم. بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی‌اند؛ آن‌ها را هم رها نمی‌کنیم. باید با شیوه‌های خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند. [۲۷]

۱۷ - بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

سالروز ۱۲ بهمن‌ماه و آغاز جشن‌های دهه فجر، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲:

- وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.

- آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئله‌ی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟

به نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه می‌شود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است.

گفت رفتم خواستگاری، همه‌چیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من می‌گویم ما دختر شما را می‌خواهیم، آن‌ها می‌گویند غلط می‌کنید! حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط می‌کنی؛ یعنی جرم ملّت ایران (این است)؛ دعوا سر این قضیّه است.

- این هم که می‌بینید گاهی صحبت جنگ می‌کنند که ما با فلان جور هواپیما می‌آییم چنین می‌کنیم، جدید نیست؛ در گذشته هم آمریکایی‌ها بارها در حرف‌های خودشان تهدید می‌کردند که «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». «همه‌ی گزینه‌ها» یعنی از جمله گزینه‌ی جنگ؛ این را همیشه می‌گفتند دیگر: «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». حالا این آقا هم همین‌طور مرتّباً ادّعا می‌کند که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم! به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛ ملّت ایران تحت تأثیر این حرف‌ها قرار نمی‌گیرد و از برخورد حق نمی‌هراسد. ما شروع‌کننده نیستیم، ما نمی‌خواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمی‌خواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد. البتّه این را هم آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود. [۲۸]

۱۸ - بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی

آستانه‌ی سالروز قیام بیست‌ونهم بهمن مردم تبریز، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸:

- آن روز هم گفتم که مسئله‌ی ما با آمریکا این است که آن‌ها می‌خواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. این‌ها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرف‌هایی هم که رئیس‌جمهور آمریکا می‌زند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید می‌کند، گاهی می‌گوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که این‌ها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.

- ملّت ایران درس‌های اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ می‌داند که چه‌کار کند. امام حسین (علیه‌السّلام) فرمود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید»؛ [۲۹][۳۰][۳۱]

کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ملّت ایران در واقع می‌گویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.

- حالا عجیب‌ترش این است که دخالت می‌کنند، می‌گویند بیایید درباره‌ی انرژی هسته‌ایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجه‌ی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکره‌ای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ اگر بنا شد مذاکره‌ای انجام بگیرد، تعیین نتیجه‌ی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانه‌ای است. خب تو می‌گویی بیا با هم حرف بزنیم که درباره‌ی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن می‌کنی؟ (می‌گوید) «باید حتماً به این توافق برسیم»! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیس‌جمهور و دیگران و دیگران دارند انجام می‌دهند. [۳۲]


 پانویس

۲۱. ↑ بیانات رهبر شهید خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱.   

۲۲. ↑ بیانات رهبر شهید در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی، ۱۴۰۴/۰۷/۲۸.   

۲۳. ↑ بیانات رهبر شهید در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۴۰۴/۰۸/۱۲.   

۲۴. ↑ بیانات رهبر شهید در سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۹/۰۶.   

۲۵. ↑ بیانات رهبر شهید در روز میلاد امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و در سالگرد شهید سلیمانی، ۱۴۰۴/۱۰/۱۳.   

۲۶. ↑ بیانات رهبر شهید در سالروز قیام نوزدهم دی، ۱۴۰۴/۱۰/۱۹.   

۲۷. ↑ بیانات رهبر شهید در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)، ۱۴۰۴/۱۰/۲۷.   

۲۸. ↑ بیانات رهبر شهید به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲.   

۲۹. ↑ خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین علیه السلام، ج۱، ص۲۶۷.   

۳۰. ↑ ابن اعثم، احمد، الفتوح، ج۵، ص۱۴.   

۳۱. ↑ محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۳۵۲.   

۳۲. ↑ بیانات رهبر شهید در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸.   

.............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha