سه‌شنبه
۲۱:۴۱
۱۹ بهمن ۱۴۰۰
1105076
منبع: اختصاصی ابنا

سیری از آفاق به انفس/ نقد فیلم "بدون قرار قبلی"

«شعیبی» تمام تلاش خود را کرده تا "بدون قرار قبلی" را به یک فیلم با هویت ایرانی تبدیل کند که پیامش بر پایه روابط انسانی شکل می گیرد. او در این کار موفق عمل کرده است. بی شک "بدون قرار قبلی" فیلم بی‌نقصی نیست اما از برجسته‌ترین فیلم‌های جشنواره امسال خواهد بود.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس هنر اسلامی:

علیرغم شرایط دشوار کرونایی، امسال هم قطار جشنواره فیلم فجر از حرکت نایستاد و به "ایستگاه چهلم" رسید. این جشنواره از روز یازهم بهمن 1400 آغاز شد و تا شامگاه روز 22 بهمن ماه و همزمان با چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ادامه خواهد داشت. 

فیلم سینمایی "بدون قرار قبلی" از جمله فیلم هایی است که به بخش مسابقه اصلی چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر (سودای سیمرغ) راه یافته و توجه منتقدان را به خود جلب کرده است؛ آنگونه که آن را از برجسته ترین آثار امسال می دانند.

نقدی بر این فیلم را در زیر بخوانید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: سوده موحدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مشخصات فیلم سینمایی "بدون قرار قبلی"

کارگردان: بهروز شعیبی - تهیه‌کننده: محمود بابایی - نویسندگان: فرهاد توحیدی و مهدی تراب‌بیگی (با نگاهی به یکی از داستان‌های «مصطفی مستور») - موسیقی: مسعود سخاوت‌دوست - فیلم‌بردار: محمد حدادی - تدوین‌گر: عطا مهراد - بازیگران: پگاه آهنگرانی، مصطفی زمانی، الهام کردا، امین میری، محمد کیانی، عرفان ابراهیمی، رضا صابری، حامی ترابی، صابر ابر و ...

* داستان فیلم سینمایی "بدون قرار قبلی"

«یاسی» پس از سال‌ها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار بیماری اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار می کند. او شناخت چندانی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته است باعث تعجب او می‌شود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی ‌که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان، نفس و مفاهیم معنوی می‌رساند...

         

                           

* نقد فیلم سینمایی "بدون قرار قبلی"

فیلمنامه "بدون قرار قبلی" - پنجمین فیلم سینمایی بهروز شعیبی - به وسیله فرهاد توحیدی و مهدی تراب بیگی و با نگاهی به یکی از داستان‌های «مصطفی مستور» نوشته شده است. مستور، خالق فضاهای فلسفی را شاید بتوان نویسنده‌ای دانست که در آثار او قبل از هر چیز حضور "تفکر و اندیشه" احساس می شود؛ داستان‌ها و شخصیت‌های مستور سرشار از اندیشه‌اند .

شعیبی با موفقیت‌های قابل توجهی با ساخت آثاری به یادماندنی همچون "دهلیز"، "سیانور"، "دارکوب" و سریال جذاب "پرده نشین"، خود را در صف کم تعداد کارگردانان جوان، کاربلد و مؤثر قرار داده است که وظیفه خود را "بیان بصری مفاهیم ارزشی" می‌داند.

فیلمساز در "بدون قرار قبلی" با ارائه کهن الگوی سفر قهرمان، کوشيده است سؤالات درونی و نقاط مبهم زندگی «یاسی» را با حرکت و تلاش مجهولات، به دور از هیاهو به معلوم تبدیل کند. با استناد به آیه شریفه ﴿سنريهم آياتنا في الآفاق و في‏ أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق﴾ سفر به دو مرتبه "سفر آفاقی" و "سفر انفُسی" تقسيم می‌شود. در این فیلم، سفری آفاقی و بیرونی به معنای سیر در کرانه‌های رازناک این آفرینش به سفری انفسی و درونی می‌‌انجامد و "سفر ظاهر" مقدمه‌ای بر "سفر دل" می‌گردد. همین سفر آفاقی است که در نهایت منجر به تغییر عقیده «یاسی» نسبت به زندگی و خانواده‌ می‌شود.

مسیر فیلمسازی‌ بهروز شعیبی کارگردان بی‌ادعا و دارای سبک، متاثر از نگاه او به پدیده‌های جهان است. فیلمساز در حالیکه در "بدون قرار قبلی" تلاش کرده خود را به دنیای ذهنی بیننده نزدیک کند با نگاهی متفاوت به اتفاقات ساده با ذهن مخاطب بازی می‌کند.

فیلم یک درام اجتماعی با روایتی شاعرانه و رمان‌گونه است که بر مبنای روابط انسانی ساخته شده است. کارگردان با در نظر گرفتن طیف وسیع مخاطبان و بکارگیری ابزارهای سینمایی همچون تصویر، صدا و موسیقی، هنر هفتم را برای مخاطب به نمایش گذاشته است. اما علی‌رغم تلاش فیلمساز ریتم خط سیر داستانی کشش کافی را ندارد و برای مخاطب که اغلب به دیدن آثار تجاری با مدت زمان کمتر خو گرفته‌است، دیدن فیلمی دو ساعته کمی طولانی و خسته کننده به نظر می‌رسد.

در "بدون قرار قبلی" با یک روایت شخصیت محور روبرو هستیم و داستان حول محور کشمکش‌های درونی آن می‌گردد. «یاسی» یک مادر تنهاست، پسری به نام «الکس» دارد که دچار اوتیسم است. او با چهره‌ای سرد و عاری از ‌آرامش، با شنیدن خبر فوت پدر ناچار است سفری از پیش تعیین نشده را آغاز ‌کند. او به دنبال ریشه‌ای از گذشته است تا دوباره جان بگیرد و جوانه بزند؛ و به دنبال پاسخ قانع کننده‌ای برای خود، که گرمای دستان پدر را کم داشته است.

برگشت «یاسی» به ایران و مواجه شدن او با اقوام قدیمی و از همه مهمتر شناخت پدری ناشناخته و تعاملات همدلانه انسان‌ها، او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌‌رساند. حالش رو به بهبودی می‌رود و همین حال خوب روی فرزندش نیز تاثیر می‌گذارد. عنصر عشق در خانواده «ارشد» هرچند در حاشیه قصه بود، اما جذابیت دارد و حلقه گمشده زندگی امروز جوامع بشری بالاخص "یاسیِ داستان" است که به پیشبرد قصه کمک زیادی کرده است.

فیلم شروع کندی دارد و تا شروع داستان ضعیف پیش می‌رود؛ قهرمانی که در ابتدا بیننده را به یاد شخصیت‌های دستوری می‌اندازد و قابل باور نیست، رفته رفته بر ابعاد آن افزوده می‌شود و عمق پیدا می‌کند تا جایی که در پایان از او کاراکتری می‌سازد که تا ساعت‌ها پس از تماشای فیلم با بیننده همراه می‌شود. در پایان فیلم قرار نیست با صحنه شگفتی روبرو شویم، کلیت فیلم می‌خواهد احساس و تفکری را منتقل کند که موفق می‌شود.

بازی استاندارد بازیگران و البته ماهیت جذاب داستان این فیلم را جذاب‌تر می‌کند. بازی قابل توجه پگاه آهنگرانی شخصیت "یاسی" را باور پذیر کرده است. بازیگر مکمل، الهام کردا نیز در نقش «نرگس» بازی استانداردی را به نمایش گذاشته است. هرچند تلاش پگاه آهنگرانی برای حفظ لهجه کاراکتری که سالها ایران نبوده و نیز الهام کردا برای کاراکتر زنی با لهجه مشهدی قابل لمس است؛ اما در برخی مواقع کنترل لهجه از مسیر خارج می‌شود و به بازی‌شان لطمه وارد می‌کند؛ مخصوصا لهجه مشهدی نصفه و نیمه الهام کردا بیشتر توی ذوق می‌زند. مصطفی زمانی در نقش شاگرد پدر «یاسی» و صابر ابر هم در نقش وکیل پدر، همان همیشگی خود بودند.

دوربین محمد حدادی به حس فیلم کمک زیادی کرده است؛ استفاده از تصاویر بکر و مبهوت کننده و قاب‌های زیبا و چشم‌نواز به خوبی در به تصویرکشیدن روایت و پرداخت شخصیت‌های داستان کمک کرده است. فیلمساز به مدد استفاده از نماهای نمادین همچون لاک پشتی که به داخل حوض می‌پرد، سازی که نواخته می‌شود و نبات‌های به نخ کشیده شده و ... به درک بیشتر روایت فیلم کمک کرده است.

متاسفانه برخی از شخصیت پردازی‌های فیلم با ایرادات قابل توجهی مواجه است و به منطق روایی داستان لطمه زده است؛ مانند شاگرد پدر یاسی که بعد از مرگ استادش، دختر او را به بهانه‌ای بعد از سی سال به ایران می‌آورد؛ و «نرگس» که دخترخاله خود را از شش سالگی ندیده، اما بعد از آن همه سال دوری، طوری رفتار می‌کند که انگار سالها در کنار او بوده است!

کارگردان تمام تلاش خود را کرده تا "بدون قرار قبلی" را به یک فیلم با هویت ایرانی تبدیل کند که پیامش بر پایه روابط انسانی شکل می گرفته است. او در این کار موفق عمل کرده است. بی شک "بدون قرار قبلی" فیلم بی‌نقصی نیست اما از برجسته‌ترین فیلم‌های جشنواره امسال خواهد بود.

............................
پایان پیام/ 101