به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ احتمال سقوط دولت کابل پس از خروج نیروهای ناتو و آمریکا درسال 2014 میلادی، سناریوی جدید غرب برای افغانستان است که با گزارش «گروه بینالمللی بحران» درسال گذشته مطرح شده است.
آمریکا اهداف دراز مدت خود را با استفاده از این تبلیغات دنبال میکند و با القای سقوط دولت کابل قصد دارد حضور دراز مدت خود و امضای هرچه سریعتر پیمان امنیتی (کابل- واشنگتن) را زمینهسازی کند.
براساس این پیمان پایگاههای مهم شیندند، شورابک، قندهار و بگرام و خوست به آمریکا واگذار و این کشور برخطوط هوایی افغانستان مسلط میشود.)
این درحالی است که تضعیف اراده ملی و حاکمیت شدیدا مورد اعتراض دولت و رئیسجمهور قرار گرفته و «حامد کرزای» طی بیانیهای اعلام کرده است: ملت ما درسال 2002 متولد نشده است، ما یک تاریخ پنج هزار ساله داریم و علیه ابرقدرتها درگذشته جنگیدهایم و پلیس ملی و ارتش افغانستان آمادگی دفاع از تمامیت کشور را دارد و همچنین سخنگوی وزارت خارجه افغانستان اخیرا مطرح کرده که: «هیچ عجلهای برای امضای پیمان امنیتی با آمریکا وجود ندارد» زیرا آمریکا تلاش میکند برای نظامیان خود حق مصونیت قضایی کسب کند.
تعهد مشروط آمریکا برای خروج در سال 2014 میلادی از افغانستان زمانی در کنفرانسهای بینالمللی کابل، لیسبون و شیکاگو (اردیبهشت 91) نهایی شد که ناتوانی واشنگتن از ادامه جنگ درافغانستان اثبات شد و وعدههایی مانند مقابله با طالبان، بهبود اقتصاد، تامین امنیت و امثال آن دروغ از آب درآمد وجای هیچ شک و تردیدی برای مجامع جهانی، بینالمللی و به ویژه ملت و دولت افغانستان باقی نگذاشت که آمریکا نمیتواند بر شرایط مسلط شود.
درپی این شرایط سخت و پیشبینی نشده، آمریکا به دنبال راه نجات آبرومندانه برآمد و سه بار در قطر و آلمان با نمایندگان طالبان مذاکره کرد. به اعتقاد کارشناسان، این مذاکرات نشان میدهد که کاخسفید جنگ را در افغانستان باخته است و به همین جهت میکوشد روند سیاسی و گفتوگو با طالبان را جایگزین جنگ کند. طالبان در شرایط کنونی تا آنجا دست بالا را دارد که سال گذشته با متهم کردن آمریکا به داشتن رفتار مبهم در قبال روند آشتی با گروههای مختلف افغان، مذاکرات با واشنگتن را به حالت تعلیق درآورده بود.
باید گفت که اشتباهات شوروی سابق برای آمریکا بهترین سرمشق بود، ولی واشنگتن این سرمشق را نادیده گرفت و به درون همان چاه افتاد و به قول نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» عراق و افغانستان تجربههای بدی برای آمریکا بودند.
سال 2014شاید مانند 26 بهمن 1367 که برای شوروی سابق با خروج نیروهایش پایان راه بود، برای آمریکا نباشد اما بیشباهت هم نیست و همین موضوع باعث شده که واشنگتن درصدد حضور درازمدت خود به هر نحو ممکن در افغانستان باشد و اهداف خود را با هزینههای چند میلیارد دلاری که تا به حال متقبل شده است دنبال کند.
کیهان در ادامه گزارش خود میآورد، طراحی همزمان خروج نیروهای ناتو با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 در افغانستان، فرصت ناامنسازی برای گروههای تروریستی در این کشور را فراهم میسازد و اگرچه از سوی دیگر نیروهای امنیتی اعم از پلیس و ارتش در محک آزمون امنیتی مهمی قرار خواهند گرفت، اما به نظر میرسد، گروهگرایی و فساد شدید، بزرگترین چالش دولت افغانستان و کرزای برای بدست گرفتن مسئولیتهای امنیتی بعد از سال 2014 است که امریکا در پی آن است.
بر این اساس، با قدرت گرفتن طالبان، احتمال سقوط دولت کابل بنابر سناریوی امریکا، قوت میگیرد. لذا از حالا تکرار تاریخ برای کرزای نیز سرنوشتی مانند «نجیب الله» احساس میشود. همین مسئله باعث شد که کرزای از هم اکنون به فکر چاره برای خود باشد و در نتیجه با یک چرخش محسوس در ماههای اخیر شاهد هستیم که کرزای شدیدا نسبت به مواضع آمریکا اعتراض داشته خصوصا بعد از مذاکرات مستقیم آمریکا با طالبان که طی آن، واشنگتن دولت کابل و شورای عالی صلح را دور زد، رئیس جمهور افغانستان به طور مکرر واشنگتن را مورد انتقاد قرار داده است.
اظهارات اخیر کرزای با یک شبکه تلویزیونی چین به نام «فینیکس» که «افغانستان گورستان آمریکاییها شده است» و اینکه «اشتباه ابرقدرتها، افغانستان را برای آنان به گورستان تبدیل کرده و آمریکا از هم اکنون در افغانستان مثل شوروی سابق شکست خورده است»، و با توجه به تلفات روزافزون ناتو و به ویژه نیروهای آمریکایی، تلویحا تقابل وی با طرحهای امریکا را میرساند تا برای تضمین نجات جان خود اقدام به پیشگیری کند و طرحها را تغییر دهد.
تغییر نماینده ویژه آمریکا در افغانستان در هفته اخیر توسط «جان کری» وزیر خارجه نیز جای تامل دارد، «جیمز دابینز» دیپلمات کهنهکار، دستیار وزیر خارجه آمریکا و دارای سابقه حضور دیپلماتیک در مناطق بحرانی جهان است. او در زمان حاکمیت «جرج بوش» و اوج بحران افغانستان، و در کنفرانس بن پس از سقوط طالبان، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان بود.
لازم به یادآوری است که با توجه به مناسبتهای این ماه که روزهای سرنوشتساز و فراموش ناشدنی هفتم و هشتم ثور (اردیبهشت) برای ملت افغانستان محسوب میشود، میتوان گفت: این دور روز شاهد آغاز یک فاجعه و سپس وقوع یک حماسه با سقوط دولت دکتر نجیب به دست مجاهدین مسلمان بوده است.
................پایان پیام/ 218