سه‌شنبه
۲۰:۳۰
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
503198
منبع: مشرق

نگاه دینی به سیمرغ سی و دوم ـ 6

کارگردان فیلم شیار 143 : در بطن فضاهای عاشورایی بزرگ شدم/ مریلا زارعی در طول روزهای فیلم‌برداری روزه بود

خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی: اکران فیلم سینمایی "شیار 143" در سی و دومین جشنواره فیلم فجر شوک بزرگ این جشنواره پس از فیلم "چ" ابراهیم حاتمی کیاست. «نرگس آبیار» که سالیانی در حوزه دفاع مقدس کتابهای متعددی را نوشته است و مستندهای مختلفی ساخته است با فیلم شیار 143 اغلب مخاطبانش را بهت زده کرده است. به بهانه اکران جشنواره این فیلم گفتگویی را با وی انجام داده ایم که حاوی نکات قابل توجه و خواندنی است:

* چون حوزه دفاع مقدس، دغدغه شما بوده و در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده اید و مستند ساخته اید؛ بنابراین خیلی ها از شما توقع داشتند ورود شما به سینما با فیلمی همچون شیار 143 محقق شود. چه اتفاقی افتاد که فیلم شیار اولین فیلم شما نشد؟ آیا قصد داشتید دست به آزمون و خطا بزنید و پس از سنجش شرایط  شیار را بسازید؟

- فیلم "اشیاء از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند" فیلمنامه ای مینی مال و ساده تری داشت البته ساخت این فیلم با سختی هایی همراه بود و ما سکانس های سختی در اینکار داشتیم. هرچند فیلمنامه شیار 143، در زمان ساخت فیلم اشیاء...  آماده بود اما پروژه بسیار سخت تری بود. تعدد 50 نفری بازیگران و کار در شهرستان از مشقات ساخت فیلم شیار 143 بود. بهرحال پروژه بسیار سنگین تری نسبت به فیلم "اشیاء ..." بود. من تا قبل از فیلم اشیاء کار داستانی کوتاه و مستند کرده بودم اما برای تجربه فیلم بلند حتی تله فیلم هم نداشتم. البته فیلم "اشیاء ..." با تم اخلاقی و در عین حال به جزئیاتی می پردازد که هرگز بعد از ساخت 10 فیلم دیگر، از ساختش پشیمان نخواهم شد چون فیلم آبرومند و شریفی است. ولی به هرحال ترجیح دادم با اشیا شروع کنم.

* پس اشیا به نوعی برای شما یک مرحله ی آزمون و خطا بود که به وسیله آن خواستید سینما را تست کنید که ببینید با یک فیلم بلند داستانی چگونه می توان دست و پنجه نرم کرد.

نمی توانم منکر این مسأله شوم. چون در فیلم اشیا، هم سرمایه و هم شرایط ساخت آن بسیار ساده تر مهیا شد و هم اینکه فیلمنامه مورد علاقه ام  بود و کاراکترها و فضای فیلم برای من شناخته شده تر بودند.

* اشراف شما بر داستان فیلم شیار 143 و نگرش در مورد فرم و محتوا حاکی از تحقیقات میدانی و لمس واقعیت مرتبط  این فیلم است؟

این فیلم بر اساس رمانی که سالها قبل نوشته بودم ساخته شد؛ به اسم «اختر و روزهای تلواسه». در واقع برداشتی از آن رمان بود. در آن زمان تحقیقات خوبی برای نوشتن رمان انجام داده بودم. هر چند داستان آن تا حدود زیادی با قصه شیار تفاوت داشت اما  داستان اصلی  در مورد چند دانش آموز دبیرستانی بود که قصد رفتن به جبهه داشتند که بهرحال قصه متفاوتی داشت. اما یکی از کاراکترهای آن رمان به اسم اختر را انتخاب و پررنگتر کردم، حواشی و جزئیات دیگری به آن افزوده شد. ولی در مورد رمان، تحقیق کامل و جامعی شده بود. و عملیات والفجر مقدماتی در بستر آن کار جریان داشت و در آن، فضاهای مردانه مثل جنگ و عملیات و ... داشتیم.

* در ابتدای فیلم شیار 143؛ محتوای فیلم تا حدودی لحن گزارشی پیدا می کند و سردرگمی ابتدا ابتدایی برای بیننده همه داده های دراماتیک گنگ و نامفهوم است این فرم روایت یعنی دادن تدریجی اطلاعات در فرم درام فکر شده بود و تا چه حدودی محتوای متفاوت فیلمنامه برایتان اهمیت داشت؟ این مسئله برای از فرار از شعار زدگی بود. آیا می خواستید از شعار فاصله بگیرید که دست به چنین پرداختی زدید؟

- کلا داستان نویس ها اعتقاد دارند که ...

* یعنی شما اعتقاد دارید که کماکان داستان نویس هستید؟و با جهان بینی داستان نویسی به فیلم‌نوشت نگاه می کنید؟

- بله! حتما. من داستان هایی در دست چاپ دارم در همه ی زمینه‌ها. مثل کودک، نوجوان بزرگسال. و حتی در زمینه ی دفاع مقدس 10 جلد کتاب دارم. بنظر من نباید اطلاعات را خیلی راحت در دسترس مخاطب قرار داد و این اطلاعات باید خیلی ظریف و در لایه های داستانی به مخاطب ارائه شود .. کما اینکه در ابتدای فیلم ما یک نقطه تعلیقی داریم. در آن جایی که دختر به مادرش می گوید که یونس برگشته و ما فقط تصویری از یونس را می بینیم و بعد مصاحبه ها نمایش داده می شود و بعد  ما سربازی را می بینیم که به بیان مسایل نامفهومی می پردازد که برای مخاطب چندان قابل فهم نیست. اصلاً گفته های نامفهوم این سرباز  چه ارتباطی با قضیه یونس یا الفت ... دارد. این قضیه خودش یک جور تعلیق و کنجکاوی برای مخاطب ایجاد می کند که این فرد چه کسی است. البته برای مخاطب خاص! وگرنه مخاطب عام، تمایل دارد که همه ی مفاهیم خیلی راحت به او ارائه شود.  * نترسیدید که کاراکتر الفت به پرسوناژ اصلی فیلم گیلانه شباهت پیدا کند؟ چه تمهیداتی اندیشیده شد که مخاطب از قیاس این دو کاراکتر پرهیز کند؟

- خیلی متفاوت هستند. چون در گیلانه، مادری داریم که فرزندش جانباز هست و در اینجا با مادر شرایط متفاوت تری را تجربه می کند. 

* ولی رنج  دراماتیک هر دو کاراکتر یک رنج مشابه است.

- بله به هرحال این موضوعی است که در کتابهای متعدیی  و فیلم هایی نظیر بوسیدن روی ماه و... خیلی به آن پرداخته شده است. ولی به نظر من کاراکتر الفت در این فیلم خیلی بخصوص است. شخصیتی بود که من او را به خوبی می شناختم. * تعادل و توازنی کاراکتر  الفت عامل پیش برنده روایت است چگونه شد که حتی کنش های جزئی الفت در خدمت روایت است؟ (در مرحله فیلمنامه، قبل ازفرم)  - من معتقدم در لحظه نوشتن و ساختن یک کار داستانی یا فیلم، نباید غلو کرد. چه از نظر بازی، فیلمبرداری، صدا، گریم، طراحی صحنه و ... همه اینها باید در خدمات ایجاد فضای سیال و روانی در فیلم باشند. من همواره به این موضوع دقت داشتم. مثلا موسیقی این فیلم بسیار افکتیو و در خدمت کار هست که چندان به چشم نمی آید. من نمی خواستم با نشان دادن صحنه های همراه با اغراق  مخاطب را اذیت کنم. در واقع یک حس لطیف و دوست داشتنی به مخاطب نشان داده می شود. خصوصا صحنه پایانی با موسیقی خاصی که لالایی خوانده می شود. من می توانستم سکانس های پایانی  را با دسته گل و حلقه گل و ... شلوغ کنم. اما هیچ کاری نکردم چون خود آن فضا شکوهمند است. یعنی شکوه را در نشان دادن و شلوغی فضا ندیدم.

* از منظر شما بازگشت رزمنده با هر شکل و سبک و سیاقی تم قهرمانانه و باشکوهی دارد.

بله! و موضوع دیگر این است که مادر با دیدنش آرام و قرار می گیرد. مثل شخیصت داستان پیرمرد و دریا همینگوی. وقتی که پیرمرد روز بعد قصد رفتن به دریا را دارد آرام است و انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشد. فیلم ما هم در پایان، چنین پیامی را منعکس می کند.   *در هنگام ساختن چنین فیلمهایی، همیشه این نگرانی وجود دارد که فیلم شعاری بشود. آیا شما هم پرهیز داشتید از شعار دادن؟

قطعا! برای این که کارهایی از این دست یک پیشینه ای ایجاد کرده اند و این فضا را به وجود آورده اند. یعنی فیلم های غلو آمیزی که در آن ها، شخصیت ها سیاه و سفید یا شعار زده اند متأسفانه به تعداد بسیار زیاد انجام شده، یعنی حرفهایی گفته شده که نه تنها کارآیی نداشته بلکه مخاطب را فراری داده است. یک چنین پیشینه ای در مورد کارهای جهاد، دفاع مقدس و انقلاب وجود داشته که متولی آن هم سازمانها و نهادهای مختلف بوده اند که دقت لازم را در این زمینه نکرده اند.  درحالیکه می بایست در هنگام ساخت چنین فیلم هایی تمام کلیشه ها را دور ریخت و نگاهی کاملا انسانی به قضیه داشت تا بتوان  تأثیرگذار بود.  * به نظر شما نگاه غلطی که از تولیدات سفارشی می آید ارزش را تبدیل به ضد ارزش نمی کند؟ ارزش های اعتباری که در فرهنگ عامه بچه های انقلابی است با این تولیدات سفارشی تبدیل به ضد ارزش نمی شوند؟ یعنی ساده انگارانه نگاه کردن به چنین مفاهیمی، سب نمی شود ارزش ها به ضد ارزش تبدیل شوند؟

نه. چون بنظر من، آن نگاهی که حاکم بوده یک تفسیر جدیدی را به مفاهیمی از این دست اضافه کرده است که مفهوم اصلی را پنهان کرده. مثلا در فیلم شیار 143 درجه و همچنین فیلم اشیا  شما بارها صدای اذان را می شنوید یا اسم نماز یا خواندن دعا را می شنوید ولی هیچکدام از المانهای دینی اغراق آمیز نیست. مثلا در فیلم اشیا یک نفر در کوچه اذان می گود، کسی در خانه دعا میخواند، یا تصویری از بیدارکردن یک فرد برای نماز صبح  و ... وجود دارد ولی هیچکدام از مرزهای اغراق عبور نمی کند چون بیشترجمعیت کشور ما، خانواده های ما  و ... افراد مذهبی هستند و به همین شیوه زندگی میکنند و این مسائل، باور پذیرند.

* منظور من نگاه سردستی به خانواده و مادران شهدا بود. چون این نگاه در ادبیات و تولیدات سینمای ما وجود دارد. این نگرش  اذیت کننده است و ممکن است ارزش ها را به ضد ارزش تبدیل کند. بنظر شما کسانی که سراغ این کار می روند نباید صلاحیت از پیش تعیین شده ای داشته باشند؟  - بله دقیقا. مثلا همین نهاد ها و سازمان هایی که به سادگی در این زمینه مشغول به کارمی شوند و نتیجه آن نیز ساخت، تهیه کتاب ها، فیلم ها و آثاری شده که اصلا کسی سراغ آنها نمی رود. در مقابل اگر هم کسی بخواهد در موضوعی کار کند که واقعیت داشته باشد باید خیلی مراقب نحوه ی بیان خود باشد تا برای مخاطب باورپذیر باشد. همه اینها بخاطر سیاست های غلطی بوده که تاکنون وجود داشته است. 

* عده ای با پرچم قرار دادن مفاهیم و مصادیقی که برای مردم ما اهمیت خاصی دارند فیلم هایی می سازند که به ارزش های اعتباری ما صدمه میزنند برای جلوگیری از ادامه این روند اشتباه چه باید کرد؟ چون شما هم از طریق یک مؤسسه خصوصی این فیلم را ساختید، میخواهم نظرتان را در این خصوص بدانم.  - جالب اینجاست که فیلم هایی از این دست وقتی از طریق مؤسسات خصوصی ساخته می شوند تأثیرگذارترند چون حواشی مثل مباحث پولی و مالی و ... در آن مطرح نیست. ببینید ابتذال؛ فقط رقص، آواز، دریدگی و ... نیست. ابتذال میتواند این باشد که شما در خصوص موضوعی، بد فیلم بسازید و به سمت شعار و کلیشه و... بروید و کار را به سمت سطحی شدن پیش ببرید. هرموضوع سطحی، می تواند به ابتذال کشیده شود. ما باید لایه های سطحی را کنار بزنیم و به درون قضایا بپردازیم که یکی از مصادیق آن؛ شخصیت های سیاه و سفید در این فیلم هاست. مثلا نیروهای عراقی به معنای واقعی کلمه سیاه و بد و نیروهای خودی همه سفید و عالی هستند! این شخصیت پردازی اصلا باورپذیر نیست. اتفاقا با نشان دادن اینکه عراقی ها هم باهوش و قدرتمند بودند در واقع می توانیم  اوج قدرتمندی نیروهای ایرانی را به تصویربکشیم. مثلا در فیلم شیار 143، الفت؛ زن قوی و توانایی است. سید علی و مردم نگاه خوبی به او دارند. زنی نیست که پیش همه از اوضاع ناله و شکایت کند. تنها درد دل خود را به سید علی می گوید. اما همین زن؛ نمی تواند قرار بگی