خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: بزرگترین قاعده شکستن رسوم غلط از دیدگاه قرآن، در یک کلام، تأکید بر عقلانیت، تعقل، تدبر و پیروی از وحی در مقابل تقلید کورکورانه، تعصب جاهلانه و پافشاری بر عادتهای نیاکان بدون پشتوانه منطقی و الهی است. این قاعده را میتوان به چند دسته اصلی تقسیم کرد:
۱. نفی تقلید کورکورانه (تقلید جاهلانه):
قرآن به شدت با تقلید بیچون و چرا از سنتها و باورهای گذشتگان، به خصوص وقتی این سنتها مخالف عقل سلیم یا وحی الهی باشند، مخالفت میکند. این نوع تقلید، سد راه حقیقتجویی و پیشرفت معنوی و فکری است. قرآن اقوام مختلف را بارها به دلیل همین تقلید بیدلیل، مورد سرزنش قرار داده است.
"وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ"(1)
این آیه محور اصلی این دسته است. "ما پدرانمان را بر این یافتیم" بهانه اصلی برای عدم پذیرش حقیقت و ادامه رسوم غلط است. قرآن با قاطعیت میپرسد: "آیا اگر پدرانشان عقل و هدایتی نداشتند باز هم باید از آنها پیروی کرد؟" این سؤال، بنیان تقلید کورکورانه را ویران میکند.
"وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَیٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَیٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ"(2)
این آیه نشان میدهد که این رفتار، یک سنت تاریخی در برابر انبیای الهی بوده است؛ ثروتمندان و مرفهین هر قومی برای توجیه مخالفتشان با پیامبران، به تقلید از آباء و اجدادشان متوسل میشدند.
۲. دعوت به عقلانیت، تفکر و تدبر:
در مقابل تقلید کورکورانه، قرآن پیوسته انسانها را به استفاده از عقل، اندیشه و تدبر در آیات الهی (چه در خلقت و چه در کلام وحی) دعوت میکند. این تفکر و تعقل است که به انسان قدرت تشخیص حق از باطل، خوب از بد و منطق از خرافه را میدهد و راه را برای رها کردن رسوم غلط باز میکند.
"أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا"(3)
دعوت به تدبر در قرآن به معنای اندیشیدن عمیق در مفاهیم آن است. این تدبر، خود راهی برای شناخت حق و نفی باطل، از جمله رسوم غلط است.
"إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ، الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَیٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"(4)
این آیات، ویژگیهای "اولی الالباب" (خردمندان) را ذکر میکنند که اهل تفکر در خلقت هستند. این تفکر عمیق، به درک عظمت خداوند و هدفمندی خلقت منجر میشود و انسان را از خرافات و رسوم بیمبنا دور میکند.
آیات متعددی که با عبارت "لعلکم تعقلون" (باشد که تعقل کنید)، "افلا یعقلون" (آیا تعقل نمیکنند؟) یا "لقوم یتفکرون" (برای قومی که تفکر میکنند) ختم میشوند.
این عبارات مستقیماً انسان را به استفاده از قوه عقل برای درک حقایق و دوری از جهل فرامیخوانند.
۳. تکیه بر وحی و برهان الهی به عنوان ملاک حق:
قرآن به صراحت وحی الهی را تنها ملاک و معیار حقیقی برای تشخیص حق از باطل و راه درست از نادرست معرفی میکند. هر رسم، عادت یا باوری که با وحی الهی (قرآن و سنت معتبر) در تعارض باشد، محکوم به بطلان است، حتی اگر ریشه در سنتهای دیرینه داشته باشد.
"قُلْ هَلْ عِندَکُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ"(5)
این آیه کسانی را که بر اساس گمان و حدس و گمان (که اغلب ریشه در رسوم غلط دارند) عمل میکنند، سرزنش میکند و از آنها برهان و علم (که تنها از وحی و عقل سلیم حاصل میشود) طلب میکند.
"إِنَّمَا یَأْمُرُکُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ"(6)
این آیه نشان میدهد که پیروی از رسوم جاهلانه، غالباً به گفتن چیزی درباره خدا بدون علم منجر میشود.
۴. تأکید بر هدفمندی خلقت و مسئولیتپذیری انسان:
قرآن به انسان یادآوری میکند که بیهوده آفریده نشده و در برابر اعمال و باورهای خود مسئول است. این مسئولیتپذیری، انسان را وامیدارد تا به جای دنبالهروی از رسوم بیپایه، به دنبال حقیقت و راه صحیح باشد.
"أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ"(7)
این آیه مستقیماً به هدفمندی خلقت اشاره دارد. انسانی که هدفمند آفریده شده، نمیتواند زندگی خود را بر اساس رسوم غلط و بیهدف بنا نهد.
کاربرد قاعده شکستن رسوم غلط:
این موضوع که "بزرگترین قاعده شکستن رسوم غلط از دیدگاه قرآن، مبارزه با تقلید کورکورانه و دعوت به تعقل و پیروی از حق بر اساس براهین الهی است"، در زمانه امروز کاربردهای حیاتی و گستردهای دارد. در دنیای پیچیده و پرتحول کنونی، این قاعده میتواند چراغ راهی برای افراد و جوامع باشد تا از دام خرافات، تعصبات و واپسگرایی رها شوند و به سوی پیشرفت و حقیقت حرکت کنند. از جمله:
1. مبارزه با افراطگرایی و بنیادگرایی
2. مقابله با خرافهپرستی و جهل
3. اصلاحات اجتماعی و فرهنگی
4. پیشگیری از فریبخوردگی و سوءاستفاده
5. تقویت هویت دینی عقلانی و پویا
6. توسعه فردی و خودسازی
پس بزرگترین قاعده قرآنی برای شکستن رسوم غلط، فراخوان به بیداری عقل و وجدان، پذیرش معیار وحی الهی به عنوان حقیقت مطلق، و رهایی از بند تعصبات و تقلیدهای کورکورانه از گذشتگان است. این اصل، به انسان قدرت میدهد تا با پرسشگری و تفکر، رسوم ناسازگار با عقل و شرع را کنار گذاشته و راه کمال و سعادت را برگزیند.
پینوشت:
1.بقره/آیه۱۷۰
2.زخرف/آیه ۲۳
3.نساء/آیه۸۲
4. آل عمران/آیه ۱۹۰-۱۹۱
5.یونس/آیه ۶۶
6. بقره/آیه ۱۶۹
7.مؤمنون/آیه ۱۱۵
نظر شما