خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) _ ابنا: این پرسش که «چگونه میتوان از امام غایب بهره برد» پیش از تولد حضرت، زمانی که مسئله غیبت از طرف نبیاکرم و ائمة اطهار مطرح شد، مورد بحث بوده و در روایات پاسخهای متعددی متناسب مخاطبان ذکر شده است (۱).در لغت به حقایقی که مستقیماً محسوس و ملموس نبوده و در واقع پنهان باشند، غیب اطلاق میشود (۲)؛ ازاینرو، غیبت امام (ع) به معنای فقدان و عدم ایشان نیست.
امامعصر (ع) زندگی طبیعی، عینی و خارجی دارد، منتها با عمری طولانی؛ در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد، در نقاط مختلف زندگی میکند و به هدایت مردم توجه دارد (۳). چنانچه نمونههایی از اولیای الهی در گذشته بودند که علیرغم پنهان بودن از دیدگان، نقش هدایتگری خویش را داشتند (۴)؛ بر این اساس غیبت امام، منافاتی با هدایتگری ایشان ندارد. این اندیشه که بهرهمندی از امام، منحصر به حضور ایشان باشد و غیبت را مانع افاضه آن مشعل هدایت و استفاضه مؤمنان بداند، تنها بخش کوچکی از آثار وجود آن حضرت را مدنظر قرار داده است، درحالیکه مطابق عقاید شیعیان، تأثیر امام در نظام آفرینش بسیار والاتر از آن است که مشروط و محصور به امور خاص و حضور مشهودانه ایشان شود (۵).
از نظر شیعه، امام، واسطه فیضرسانی پروردگار به همه پدیدههای جهان آفرینش است، او در نظام هستی محور و مدار است و بدون او هیچ موجودی نمیماند (۶) و هر فیض و لطفی، به سبب وجود امام به همگان میرسد. همه موجودات علاوه بر اصل وجودشان، نعمتها و فیوضات دیگر را از کانال امام میگیرند و آثار وجودی امام، تنها به ظهور و آشکاری او خلاصه نمیشود، بلکه وجود او در عالم، حتی در غیبت و نهانزیستی، سرچشمه حیات همه موجودات و مخلوقات الهی است (۷). امامصادق (ع) فرمودند: ما امامِ مسلمانان، حجت خدا بر جهانیان، سرور مؤمنان، پیشوای اهل طهارت، مولای اهل ایمان و مایه ایمنی زمینیانایم، چنانکه ستارگان مایه ایمنی آسمانیاناند و خدا به برکت ما آسمان را نگه میدارد از اینکه بر زمین بیفتد، زمین را باز میدارد از اینکه اهلش را بلرزاند، باران را نازل میکند، رحمت گسترش مییابد و برکات زمین خارج میگردد و اگر در زمین کسی از ما نبود زمین اهلش را در خود فرو میبرد؛ سپس فرمود از زمانی که خداوند آدم را آفرید زمین خالی از حجت خدا نبودهاست؛ یا حجت آشکار و مشهود و یا پنهان و مستور و نیز تا زمانی که قیامت برپاگردد زمین از حجت الهی خالی نخواهد گشت و اگر چنین بود خداوند پرستش نمیشد. سپس به امام عرض شد: مردم چگونه از حجتی که پنهان و پردهنشین است بهرهمند میشوند؟ فرمود: همانگونه که از خورشیدی که ابر آن را پوشانده بهرهمند میگردند (۸). در همین مورد امام علی (ع) میفرماید: مهدی از ماست که با چراغی فروزان در دنیای ظلمانی راه میپوید و بر جای پای صالحان گام مینهد تا بندی را بگشاید و اسیری را آزاد نماید و جمعیتی گمراه را پراکنده سازد و گروه پراکنده از اهل حق را گرد آورد، در حالی که پنهان از مردم است؛ آثارشناس جای پای او را پیدا نمیکند هرچند پیاپی بنگرد (۹). بنابراین در روایات فرقی میان امام حاضر و غایب مشاهده نمیشود و وجود امام به خورشید و غیبت ایشان، به خورشیدِ پس ابر تشبیه شده است؛ بر این اساس، امام نه فقط "چراغ هدایت" بلکه "آفتاب عالمتاب" است که به جهان روشنایی میبخشد و چگونگی انتفاع مردم از آن حضرت همچون بهرهمندی آنان از آفتاب پنهان است (۱۰). علما در مورد وجه شبهِ شباهت امام به خورشید پشت ابر، وجوهی را ذکر نمودهاند (۱۱).
الف.همچون خورشید که در منظومه شمسی، محور حرکت کرات و سیارات است، وجود مبارک امامزمان، محور نظام هستی است؛ نور وجود، علم و هدایت با وساطتت آن حضرت به مردم میرسد؛ زیرا مطابق روایات فراوان، ائمه علل غایی آفرینشاند و اگر آنان نبودند نور وجود به سایرین نمیرسید و نیز میتوان امام را چونان مغناطیسی دانست که شاخص قبلهنمای تمام هستی به سوی آن وجود مبارک جهت میگیرد تا گمشدگان صحرای جهالت را به خورشید وجودش رهنمون سازد.
ب.همچنان که نتابیدن خورشید هر چند از پس ابر به فراگیری ظلمت و شدت برودت میافزاید، اگر عنایت و افاضه ولی خدا هرچند از پس پرده غیبت نبود سختیها، تنگناهای معیشت و کینهتوزی دشمنان، به دوستان امامان امان نمیداد (۱۲). افراد در روزهای ابری با آنکه از خورشید بهرهمندند ولی هر لحظه منتظرند که خورشید از پس ابر درآید تا بهره بیشتری از آن برند، همینطور در زمان غیبت، شیعیان مخلص هر لحظه و زمانی انتظار خروج و ظهور او را میکشند و هیچگاه از آمدنش ناامید نمیشوند.
ج.برکات وجود امام بسیار فراتر از آن است که غیبت ظاهری ایشان، موجودات را از فیض او بیبهره سازد. قوام آسمان و زمین، تدبیر امور عالم، رزق دادن به روزی خورندگان، هدایت یافتن مستعدان و... همه گوشهای از فیوضات وجود مبارک آن حضرت است و پرده غیب مانع افاضه آنها نیست، همچنانکه که خورشید پشت ابر مایه ثبات و بقای نظام کیهانی است، وزش باد، ریزش باران، رویش گیاهان و... همه از برکات خورشید و اشراق اوست.
د.گاهی مصلحت و منفعت خورشیدِ پشت ابر، برای مردم بیش از آن است که آشکار و بیپرده باشد؛ همچنین غیبت آن حضرت، برای مردم سودمندتر و به صلاح آنان است. لازم نیست هدایتگر حاضر باشد و چهبسا گاهی روش مربی تربیت غیر مستقیم افراد است.
ه.ابر دیدگانی را که از زمین به خورشید مینگرد، محجوب میسازد؛ نه چشمهایی را که از فراز ابرها نظارهگر اویند. وجود امام نیز در چشم دنیا طلبان که سر از عالم طبیعت بیرون نمیکنند و از پس ابرِ تعلقات دنیوی، او را به نظاره مینشینند غایب است؛ اما آنان که بر سر شهوتها و غبار نفسانی پا نهادهاند، هر لحظه در حضور آن وجودِ شریفاند و امام برای آنها ظاهر میشود.
و.همه ائمه، مثل خورشید، نفعشان عمومی است و تنها انسانهای کوردل بهرهای نخواهد برد. ابر خورشید را پنهان نمیسازد؛ بلکه ببیننده را از دریافت نور محروم میسازد؛ انسان کامل، مایه استمرار حیات عالم و آدم است و وجودش بسی بزرگ تر از آن است که چیزی او را از افاضه، محجوب دارد و رابطه میان وی و عالم هستی را متزلزل سازد.
ز.نورافشانی قطع ناشدنی و بیمرز خورشید در خانهها به مقدار پنجرهها و روزنههایی است که در آنهاست و هر قابلی به قدر استعداد و پیوندش با خورشید از فیض او بهرهمند میشود؛ امام چون خورشید به تمام هستی فیض میرساند و افراد به هر مقدار که پردههای ضخیم مادی را از دلهایشان دور کنند به همان اندازه از انوار هدایت امامان بهره خواهد برد (۱۳).
بنابراین، میتوان به این نکات اشاره کرد؛ از اینجهت امامزمان (ع) را غایب نامیدند که ظاهر نیست و نه آن که حاضر نیست. امام، حاضر بین مردم، آگاه از احـوال آنـان، پناهگاه علمی و فکری شیعیان و حقطلبان و هادی مردم است که ایمنی از بلاها و نزول باران رحمت الهی به برکت وجود ایشان خواهد بود. همچنین میان امامان تفاوتی وجود ندارد و همه نور واحد هستند و افراد به نسبت ظرفیت خود از ایشان فیض میبرند و امام نه تنها چراغ هدایت بلکه خورشید عالمتاب است. بهرهمندی از امامزمان (ع) در زمان غیبت همانند بهرهمندی از خورشید پس ابر است.
پینوشت
۱ - مکارم شیرازی، ناصر(۱۳۸۶) حکومت جهانی مهدی، پنجم، قم: نسل جوان، ص۲۲۰.
۲- قرشی، علیاکبر(۱۴۱۲ق) قاموس قرآن، ج۵، ششم، تهران: دارالکتابالاسلامیه، ص۱۳۳؛ مرتضی، مطهری (۱۳۶۸) مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، اول، تهران: صدرا، ص۳۳۶.
۳- مکارم شیرازی، ناصر(۱۳۸۶) حکومت جهانی مهدی، پنجم، قم: نسل جوان، ص۲۲۰.
۴- یوسفیان، مهدی، حائریپور، محمدمهدی و همکاران (۱۳۸۹) نگین آفرینش، بیست و چهارم، قم: مرکز تخصص مهدیت، ص ۶۳.
۵- جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۷) امام مهدی موجود موعود، اول، قم: اسراء، ص ۱۳۵.
۶- «کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بَابَ اللَّهِ الَّذِی لَا یُؤْتَی إِلَّا مِنْهُ وَ سَبِیلَهُ الَّذِی مَنْ سَلَکَ بِغَیْرِهِ هَلَکَ وَ کَذَلِکَ یَجْرِی الْأَئِمَّةُ الْهُدَی وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ جَعَلَهُمُ اللَّهُ أَرْکَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ حُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَی مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَی» کلینی، محمدبنیعقوب (۱۴۰۷ق) الکافی، ج۱، چهارم، تهران: دارالکتابالاسلامیه، ص۱۹۶.
۷- یوسفیان، مهدی، حائریپور، محمدمهدی و همکاران (۱۳۸۹) نگین آفرینش، بیست و چهارم، قم: مرکز تخصص مهدیت، ص۷۷.
۸- «نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَالِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یُمْسِکُ اللَّهُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا «۲» وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ تُنْشَرُ الرَّحْمَةُ وَ تَخْرُجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا ثُمَّ قَالَ وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ «۳» وَ لَا تَخْلُو إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللَّهُ قَالَ سُلَیْمَانُ فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ ع فَکَیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ قَالَ کَمَا یَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ» محمدبنعلی، ابنبابویه (۱۳۹۵ق) کمالالدین و تمامالنعمه، ج۱، دوم، تهران: الاسلامیه، ص ۲۰۷.
۹- «ألا و من أدرکها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یحذو فیها علی مثال الصّالحین، لیحلّ فیها ربقا، و یعتق رقّا، و یصدع شعبا، و یشعب صدعا، فی سترة عن النّاس لا یبصر القائف أثره و لو تابع نظره» هاشمی خویی، حبیب الله؛ حسن زاده آملی، حسن؛ کمرهای، محمد باقر (۱۴۰۰ق) منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج۹، چهارم، تهران: مکتبة الإسلامیة، ص ۱۳۱.
۱۰- «فَقُلْتُ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ یَقَعُ لِشِیعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِهِ وَ یَنْتَفِعُونَ بِوَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَاب» محمدبنعلی، ابنبابویه (۱۳۹۵ق) کمالالدین و تمامالنعمه، ج۱، دوم، تهران: الاسلامیه، ص۲۵۳.
۱۱- مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق) بحار الأنوار، ج۵۲، دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ص۹۳.
۱۲- «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء» طبرسی، احمد بن علی (۱۴۰۳ق) الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۲، اول، مشهد: نشر مرتضی، ص۴۹۷.
۱۳- جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۷) امام مهدی موجود موعود، اول، قم: اسراء، ص ۱۳۸-۱۳۵؛ صافی گلپایگانی، لطفالله (۱۳۹۷) منتخبالاثر، ترجمه محسن احمدی، ج۳، اول، قم: عطر عترت، ص ۲۳۱.
نظر شما