خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: از نظر قرآن، برخی از امور و عوامل، زمینهساز بیماری خودپسندی هستند که از جمله مهمترین آنها میتوان بهوجود امکانات مادی و رفاه زدگی و بهرهمندی از دنیا(هود، آیه ۱۰؛ قصص، آیه ۷۶؛ رعد، آیه ۲۶)، احساس غنا و بینیازی(آلعمران، آیه ۱۸۱)، تزیینگری شیطان (فاطر، آیه ۸؛ نمل، آیه ۲۴؛ انعام، آیه ۴۳)، خودشیفتگی (همان)، تجهیزات و نفرات(توبه، آیه ۲۵؛ قصص، آیه ۷۶)، انکار قیامت و آخرت(نمل، آیه ۴) و مانند آنها اشاره کرد.
البته ریشه همه اینها به همان جهالت نسبت به خود و خدا و نیز جایگاه انسان در هستی باز میگردد؛ زیرا اگر موقعیت خویش را در هستی به درستی درک کند، دیگر گرفتار خودشیفتگی و خودپسندی نمیشود.
ریشه و خاستگاه اصلی بیماری خودشیفتگی و خودپسندی در همان جهالت نسبت به خود است؛ زیرا اگر انسان بداند که هر کمال و نعمتی که در اختیار اوست، دارای منشأ الهی است، دیگر گرفتار خودشیفتگی و خودپسندی نمیشود؛ زیرا کسی که به خاطر داشتن نعمت یا کمالی خود را در جایگاهی میبیند که از خودش متشکر است و شگفتزده به خود و کمالاتش مینگرد، وقتی از این حقیقت آگاه شود که هرچه دارد از خدا است: وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَه فَمِنَ اللَهِ(نحل، آیه ۵۳)، به طور طبیعی هیچگاه گرفتار خودشیفتگی و خودپسندی نمیشود؛ زیرا داشتههای خویش را از خدا میداند و خود را فقیر محض میشمارد و باورش همان است که قرآن گفته: ای مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز ستوده است. (فاطر، آیه ۱۵)
پس هرگاه انسان به فقر هویتی و ماهیتی خویش پی برد، به این حقیقت میرسد که هرچه دارد از خدا است و اگر خدا چیزی به او داده است، به همان آسانی و سادگی که به او داده میتواند از او سلب کند و دیگران را جایگزین او سازد.(فاطر، آیه ۱۶) پس دیگر جایی برای شگفتی نسبت به کمالاتی که در او وجود دارد، باقی نمیماند تا بدان شیفته شود و در دام خودپسندی گرفتار آید.
به سخن دیگر، وقتی همه عوامل و بسترهای ایجادی رذیله عجب و خودپسندی و خودشیفتگی، مانند کمالات و نعمتهای مادی دنیوی، دادههای الهی به یک فقیر محض و مطلق است، شخص در همان حال که دارای این کمالات و نعمتهاست، در یک لحظه ممکن است به مشیت و اراده الهی آن را از دست دهد؛ پس چیزی از خود ندارد تا بدان شگفتزده شود و بدان مباهات کند.
خدا در آیات قرآن برای جلوگیری از خودشیفتگی و خودپسندی یا درمان آنها از همگان میخواهد به اموری توجه کنند که بیانگر نیازدائمیبشر به خدا و فقر ذاتی اوست. این امور عبارتند از:
مقدرات و تقدیرات الهی (حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)، حاکمیت و فرمانروایی مطلق خدا(آلعمران، آیات ۱۸۸ و ۱۸۹؛ مائده، آیه ۱۸)، قدرت خدا(قصص، آیات ۷۶ و ۷۸)، نظارت خدا(بلد، آیات ۶ و ۷)، نعمتهای الهی به خلق(همان)، معاد و کیفر خدا در دنیا و آخرت(حشر، آیه ۲؛ انعام، آیه ۱۰۸؛ بلد، آیات ۶ و ۱۲). توجه به این حقایق موجب میشود تا از هرگونه عجب و خودشیفتگی رهایی یابند و در مسیر فضایل اخلاقی قرار گیرند و از این رذیلت اخلاقی خود را نجات دهند.
پذیرش این امور به این معنا است که انسان در دایره تقدیر هستی، در جایگاهی قرار میگیرد که خدا برایش رقم زده است؛ زیرا مشیت و اراده الهی سرنوشت و مقدرات هر کسی را رقم میزند. پس داشتهها و نداشتهها و نیز داراییها و نداریهای هر شخصی در کمال یا نعمتی بستگی به مشیت و اراده الهی دارد. از این رو، شخص نمیبایست نسبت به داشته یا نداشته واکنشی نشان دهد که گویی خودش آن را با علم و قدرت خود به دست آورده است، بلکه همه آنها بر اساس مقدرات و مشیت و اراده الهی است. بر این اساس دیگر جایی برای فخرفروشی و خیالبافی و خودپسندی و خودشیفتگی نمینماند، چنانکه دیگر جایی برای حزن و اندوه برای نداشتهها یا از دست رفتهها نمیماند.
نظر شما