خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) - ابنا: آفتابگردانها همیشه یک راز پنهان دارند؛
رازی که فقط وقتی میفهمیمش که کمی مکث کنیم و نگاهشان کنیم.
گلهایی که از خودشان نوری ندارند، اما تمام قامتشان را وقف نور کردهاند.
هر صبح که خورشید سر میزند، آنها هم بیدار میشوند، گردن میکشند، میچرخند، و راه نور را دنبال میکنند؛
انگار که میدانند حیاتشان در همین وفاداری است.
ما آدمها هم همینطوریم.
دلهامان اگر از نور حقیقت دور بماند، پژمرده میشود.
اگر به سمت روشنایی نچرخد، در تاریکی خودش گم میشود.
و خدا برای همین، خورشیدهایی در عالم گذاشته؛
انسانهایی که نورشان از جنس هدایت است،
که راه را نشان میدهند،
که اگر دلهایمان را با آنها همسو کنیم،
رشد میکنیم، میبالیم، و از خاکی بودن فاصله میگیریم.
امام، همان خورشید الهی است.
نه برای اینکه ما را بسوزاند،
بلکه برای اینکه ما را زنده نگه دارد.
برای اینکه هر بار که در غبار فتنه گم شدیم،
راه را از نور او پیدا کنیم.
جامعه هم یک مزرعهی بزرگ آفتابگردان است.
اگر هرکس برای خودش بچرخد،
اگر هر دلی ساز خودش را بزند،
زیبایی از بین میرود و آشفتگی جای آن را میگیرد.
اما وقتی دلها هماهنگ میشوند،
وقتی همه رو به یک نور میایستند،
وقتی صفها مثل نماز جماعت منظم میشود،
آنوقت مزرعه جان میگیرد؛
یکپارچه، هماهنگ، زیبا و زنده.
گاهی آسمان ابری میشود.
نور کمرنگ میشود.
دلها مردد میشوند.
اما آفتابگردانها حتی در روزهای ابری هم جهت خورشید را گم نمیکنند.
این یعنی ایمان؛
یعنی ایستادن، حتی وقتی دیدن سخت است.
در این عید عزیز، شاید بهترین تصمیم همین باشد:
دلهامان را دوباره رو به نور بچرخانیم،
به سمت حقیقت،
به سمت امید،
به سمت آن خورشیدی که غیبتش تاریکی نیست،
امتحان است.
اگر دلهایمان همسو شود،
خدا خودش مزرعهی وجودمان را آباد میکند؛
با باران رحمت،
با نور هدایت،
با نسیم آرامش.
اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده: ندا حکمتنیا
۱۰:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۱
نظر شما