خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا:
پیش از پاسخ به این اتهام دشمنان شیعه لازم است دو نکته را به عنوان مقدمه بیان کنیم.
وجود بیاناتی راجع به ارتداد صحابه در منابع اهل سنت
موضوع ارتداد صحابه و متهم کردن شان به کفر پیش از آن که در منابع شیعه یافت شود، در معتبرترین منابع تاریخی اهل سنت و مهم ترین کتاب های حدیثی آنها درج شده است. بررسی اجمالی این منابع نشان می دهد که چگونه و با چه بیانات و توصیف هایی همه صحابه حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) یا اغلب آنها از دید این منابع، متهم به کفر و ارتداد گشته اند.
برای مثال در کتاب صحیح بخاری و از قول ابوهریره این روایت نبوی نقل شده است که:
«بَیْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّی إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنِی وَبَیْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَیْنَ؟ قَالَ: إِلَی النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَمَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَکَ عَلَی أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَی. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّی إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنِی وَبَیْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَیْنَ؟ قَالَ: إِلَی النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَکَ عَلَی أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَی، فَلاَ أُرَاهُ یَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ» (۱)؛
([در روز قیامت] در حالی که من [در کنار حوض] ایستاده ام گروهی که من آنها را می شناسم می آورند سپس مَلَکی از ملائکه الهی خطاب به آن گروه می گوید به طرف من بیایید! من به مَلَک می گویم: آنها را کجا می بری؟ می گوید: قسم به خدا آنها را به سوی آتش می برم. می پرسم: مگر آنها چه کرده اند؟
می گوید: آنها بعد از تو مُرتَد شدند [از دین برگشتند] و به گذشته تاریک خود بازگشتند. سپس گروه دیگری را می آورند که آنها را نیز می شناسم و آنها را نیز به سوی آتش می برند و زمانی که از علت دوزخی شدن آنان می پرسم آن مَلَک در جواب می گوید: آنها بعد از تو مُرتَد شدند و به گذشته تاریک خود بازگشتند و من گمان نمی کنم که آنها از آتش نجات پیدا کنند مگر مقدار قلیل و اندکی از آنها).
در حدیثی دیگر که از عایشه نقل شده است می خوانیم: «لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ارتدت العرب قاطبة وأشرأبَّت النِّفاق» (۲)؛ (پیغمبر که از دنیا رفت همه عرب از بیخ و بن مرتد شدند و نفاق در میان آنها اوج گرفت).
این دو بیان که فقط به عنوان مشتی نمونه خروار نقل شده اند نشان می دهد که مخالفان شیعه پیش از ایراد وارد کردن به پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) راجع به موضوع ارتداد صحابه، لازم است در قبال منابع خود پاسخ گو باشند.
جنجال «ارتداد صحابه» برای جلوگیری از بررسی علمی و دقیق موضوع «عدالت صحابه»
پیش از بررسی دقیق موضوع «ارتداد صحابه» و راست آزمایی وجود چنین احادیثی در منابع حدیثی و تاریخی شیعه، از باب مقدمه ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در بسیاری از موارد طرح موضوع «ارتداد صحابه» و متهم سازی شیعه به آن، فرار به جلوی کسانی است که می خواهند ایده «عدالت صحابه» را جا بیاندازند. یعنی این معنا را ترویج کنند که تمام کسانی که با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) دیداری داشتند تا لحظه مرگ عادل و رستگار بودند. اما آیا چنین ادعایی صحیح است و همه صحابه بدون استثنا عادل بودند؟
ما می گوییم آیاتی در قرآن هستند که چنین موضوعی را رد می کنند و نمی توان آنها را با عدالت همه صحابه جمع کرد:
برای مثال در آیه ۱۵۵ سوره آل عمران میخوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ»؛ (کسانی که در روز روبه رو شدن دو جمعیّت با یکدیگر [روز جنگ احد] فرار کردند شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهان شان به لغزش افکند. خداوند آنها را بخشید خداوند آمرزنده و حلیم است).
این آیه اشاره به کسانی است که در روز جنگ احد پا به فرار گذاشتند و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را در مقابل دشمن تنها رها کردند. از این آیه به خوبی استفاده می شود که در روز احد، گروهی فرارکردند و در تواریخ عدد این گروه بسیار زیاد ذکر شده است و جالب این که می گوید شیطان بر آنها غلبه کرد و غلبه شیطان هم به سبب گناهانی بود که مرتکب شده بودند. گرچه ذیل آیه می گوید که خداوند آنها را بخشید ولی بخشش پروردگار مفهومش این نیست که آنها عادل بودند و مرتکب گناه نشدند بلکه با صراحت می گوید آنها مرتکب گناهان متعدّدی شدند.
علاوه بر این آیه در آیه ۶ سوره حجرات نیز بعضی از صحابه به عنوان «فاسق» معرّفی شده اند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ»؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید).
در میان مفسّران معروف است که این آیه مربوط به «ولید بن عُقبة» است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) او را با گروهی برای جمع آوری زکات طایفه «بنی المصطلق» فرستاد ولید برگشت و گفت این ها آماده زکات نیستند و بر ضدّ اسلام قیام کرده اند. گروهی از مسلمانان حرف ولید را باور کردند و آماده پیکار با آن طایفه سرکش شدند، ولی آیه شریفه سوره حجرات نازل شد و به مسلمانان هشدار داد که اگر یک فرد فاسق خبری آورد، تحقیق کنید مبادا گروهی را به خاطر آن خبر فاسق گرفتار سازید و ضربه ای بر آنها وارد کنید و بعد هم پشیمان شوید.
اتّفاقا بعد از تحقیق معلوم شد طایفه بنی المصطلق طایفه مؤمنی هستند و به استقبال ولید آمده بودند نه برای قیام بر ضدّ اسلام و ولید؛ امّا چون ولید با آنها خصومتی داشت همین را بهانه کرده و برگشت و آن خبر نادرست را خدمت پیغمبر اکرم(ص) عرض کرد. ولید از صحابه پیغمبر(ص) بود یعنی از کسانی بود که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را درک کرد و در خدمت پیغمبر بود اما قرآن در اینجا او را فاسق می داند. آیا این مسأله با عدالت همه صحابه سازگار است؟
در آیه ۵۸ سوره توبه نیز تعبیری وجود دارد که به هیچ وجه با عدالت همه صحابه قابل جمع نیست. در این آیه می خوانیم که برخی از صحابه هنگام تقسیم زکات به پیامبر(صلی الله علیه وآله) اعتراض می کردند: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ»؛ (در میان آنها کسانی هستند که در تقسیم غنایم به تو خرده می گیرند اگر سهمی از آن به آنها داده شود، راضی می شوند و اگر داده نشود خشم می گیرند). حال ما می پرسیم که آیا با این اوصاف می توان هنوز گفت همه این افراد عادلند؟ (۳)
بررسی روایات ارتداد صحابه در منابع شیعه و معنای صحیح آنها
تعداد این روایات در منابع شیعی بیش از هفت روایت نیست که فقط یکی از آنها موثق و دو تا صحیح هستند اما بقیه شان به خاطر تضعیفی که در کتب رجالی نسبت به روات شان ایراد شده، ضعیف شمرده می شوند. (۴)
با این وجود می گوییم اولا این روایات باقی مانده هیچ وقت تشکیل خبر متواتر(هم چون تواتری که راجع به این موضوع در منابع اهل سنت وجود دارد) نمی دهند و همواره در حد خبر واحد می مانند و ثانیا ما معتقدیم حتی آن سه روایت هم دلالت بر موضوع ارتداد مصطلح فقهی(خروج از اسلام) ندارند و معنای دیگری دارند و آن هم اینکه «ارتداد» در این روایات به معنای کفر و گمراهی و بازگشت به تاریکی زمان جاهلیت نیست، بلکه مراد از آن وفا نکردن به عهدی است که پیامبر از امت خویش در غدیر خم و جاهای دیگر مبنی بر ولایت و خلافت حضرت علی(علیه السلام) گرفت. (۵)
در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که «جَاءَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ غَیْرُهُمْ بَعْدَ ذَلِکَ إِلَی عَلِیٍّ (ع) فَقَالُوا لَهُ: أَنْتَ وَ اللَّهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ أَحَقُّ النَّاسِ وَ أَوْلَاهُمْ بِالنَّبِیِّ (ع) هَلُمَّ یَدَکَ نُبَایِعْکَ فَوَ اللَّهِ لَنَمُوتَنَّ قُدَّامَکَ! فَقَالَ عَلِیٌّ (ع) : إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ فَاغْدُوا غَداً عَلَیَّ مُحَلِّقِینَ! فَحَلَقَ عَلِیٌّ (ع) وَ حَلَقَ سَلْمَانُ وَ حَلَقَ مِقْدَادُ وَ حَلَقَ أَبُو ذَرٍّ وَ لَمْ یَحْلِقْ غَیْرُهُم» (۶)؛
(مهاجرین و انصار و غیر آنها بعداز جریانات مربوط به سقیفه نزد امام علی(علیه السلام) آمدند و گفتند: به خدا تو امیرالمؤمنین هستنی و به خدا تو سزاوارترین مردم و محق ترین آنها برای جانشینی رسول خدا هستی. پس دست دراز کن تا با تو بیعت کنیم و به خدا سوگند ما آماده فدا شدن در راه تو هستیم. امام(علیه السلام) در پاسخ گفت که اگر در ادعای خود راستگو هستنید فردا به نزدم بیایید در حالی که حلق کرده اید (و برای اعتراض و ستاندن حق آماده گشته اید) اما فقط خود آن حضرت و سلمان و مقداد و ابوذر حلق کردند و دیگران چنین نکردند).
این روایت قرینه واضحی است بر اینکه مراد از پایمردی در راه اسلام یاری کردن در راه امام علی(علیه السلام) در بازپس گیری حق غصب شده شان بوده است و بنابراین معنای «ارتداد» در اینجا نیز یاری نکردن آن حضرت در جنگ برای بازپس گیری خلافت غصب شده خواهد بود. (۷)
با این توضیحات می گوییم بعید نیست این روایات از جمله ساخته های غلات و حشویه برای تحکیم امر ولایت و نیرنگ در ایجاد اخلاص در بین شیعیان باشد درحالی که چنین اشخاصی غافل اند از این که این روایات با قرآن کریم و روایات امیرالمؤمنین(علیه السلام) (۸) و امام سجاد(علیه السلام) (۹) در مدح برخی صحابه در تضاد است. (۱۰)
به هر حال ما به ارتداد همه صحابه قائل نیستیم؛ ما مخالف نظریه عدالت همه صحابه هستیم و این مخالفت به مقتضای آیات قرآن و شواهد تاریخی و حدیثی از اعمال صحابه است. قرآن اگرچه در بسیاری از جاها همچون بیعت شجره(۱۱) از صحابه تمجید کرده ولی درعین حال در بین صحابه منافقان را مذمت می کند. (۱۲)
پس این که تمام صحابه عادل باشند یا این که همه آنان مرتد شدند با بیانات قرآن در تضاد است. (۱۳)
پی نوشت:
(۱). صحیح البخاری، البخاری، محمد بن اسماعیل، نشر دار طوق النجاة، بیروت، ۱۴۲۲هـ. ق، چاپ ائل، ج ۸، ص ۱۲۱.
(۲). البدایة والنهایة، أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری ثم الدمشقی، المحقق: شیری، علی، دارالإحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۸هـ. ق، چاپ اول، ج ۶، ص ۳۶۶.
(۳). شیعه پاسخ می گوید، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۴۲۸هـ. ق، چاپ هشتم، ص ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۷۱(با تلخیص).
(۴). مع الشیعة الامامیة فی عقایدهم، سبحانی، جعفر، دارالأضواء، بیروت، ۱۴۱۴هـ. ق، چاپ اول، ص ۱۷۸.
(۵). همان؛ نبراس الضیاء و تسواء السواء فی شرح باب البداء و اثبات جدوی الدعاء، میرداماد، محمدباقر استرآبادی، دفتر نشر میراث مکتوب انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۴هـ. ش، ص ۵۴.
(۶). رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، کشی، محمد بن عمر، محقق/ مصحح: طوسی، محمد بن حسن، مصطفوی، حسن، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۴۰۹هـ. ق، چاپ اول، ص ۸.
(۷). مع الشیعة الامامیة فی عقایدهم، همان، ص ۱۷۹.
(۸). مثلا به این نمونه که حضرت علی(علیه السلام) در خطبه ۹۷ نهج البلاغه، اصحاب پیامبر را توصیف می کند دقیت کنید: «لَقَدْ رَأَیْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَی أَحَداً یُشْبِهُهُمْ مِنْکُمْ لَقَدْ کَانُوا یُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیَاماً یُرَاوِحُونَ بَیْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ یَقِفُونَ عَلَی مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکْرِ مَعَادِهِمْ کَأَنَّ بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ رُکَبَ الْمِعْزَی مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْیُنُهُمْ حَتَّی تَبُلَّ جُیُوبَهُمْ وَ مَادُوا کَمَا یَمِیدُ الشَّجَرُ یَوْمَ الرِّیحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَاب»؛ (من اصحاب محمد(صلی الله علیه وآله) را دیدم اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی دانم. آنها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهره های غبار آلود داشتند شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند و پیشانی و گونه های خود را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند با یاد معاد چنان ناآرام بودند گویا بر روی آتش ایستاده اند پیشانی آنها در اثر سجده های طولانی پینه بسته بود (چون پینه زانوهای بزها) هر گاه نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های آنان تر می شد و چون درخت در روز تند باد می لرزیدند از کیفری که از آن بیم داشتند یا برای پاداشی که به آن امیدوار بودند) : نهج البلاغه، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق/ مصحح: فیض الإسلام، چاپ هجرت، قم، ۱۴۱۴هـ. ق، چاپ اول، خطبه ۹۲، ص ۱۴۳.
(۹). بخشی از دعای امام سجاد در حق پیروان پیامبران و تصدیق کنندگان آنها: «اللَّهُمَّ وَ أَتْبَاعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالْغَیْبِ عِنْدَ مُعَارَضَةِ الْمُعَانِدِینَ لَهُمْ بِالتَّکْذِیبِ وَ الِاشْتِیَاقِ إِلَی الْمُرْسَلِینَ بِحَقَائِقِ الْإِیمَان فِی کُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِیهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِیلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَی مُحَمَّدٍ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی، وَ قَادَةِ أَهْلِ التُّقَی، عَلَی جَمِیعِهِمُ السَّلَامُ، فَاذْکُرْهُمْ مِنْکَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوَانٍ اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ، وَ کَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَی وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَی دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَیْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِی إِظْهَارِ کَلِمَتِهِ، وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِی تَثْبِیتِ نُبُوَّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. وَ مَنْ کَانُوا مُنْطَوِینَ عَلَی مَحَبَّتِهِ یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فِی مَوَدَّتِهِ. وَ الَّذِینَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَ انْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَرَابَاتُ إِذْ سَکَنُوا فِی ظِلِّ قَرَابَتِهِ. َلَا تَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ مَا تَرَکُوا لَکَ وَ فِیکَ، وَ أَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوَانِکَ، وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَیْکَ، وَ کَانُوا مَعَ رَسُولِکَ دُعَاةً لَکَ إِلَیْکَ. وَ اشْکُرْهُمْ عَلَی هَجْرِهِمْ فِیکَ دِیَارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ الْمَعَاشِ إِلَی ضِیقِهِ، وَ مَنْ کَثَّرْتَ فِی إِعْزَازِ دِینِکَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ. اللَّهُمَّ وَ أَوْصِلْ إِلَی التَّابِعِینَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، الَّذِینَ یَقُولُونَ: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ خَیْرَ جَزَائِکَ»؛ (بار خدایا و پیروان پیغمبران و ایمان آورندگان به ایشان از اهل زمین که از روی غیب و پنهانی (در دل) ایمان آوردند (نه به زبان تنها مانند منافقین و مردم دو رو، و اینکه اهل زمین را اختصاص داده در صورتی که اهل آسمان نیز ایمان آورده اند برای آن است که پیش از این در باره آنها دعاء فرموده است) در آن هنگام که دشمنان به تکذیب و دروغ پنداشتن ایشان و معارضه نموده رو به رو شدند و آن هنگام که (ایمان آورندگان) به سبب حقائق ایمان به پیغمبران علاقه مند بودند در هر روزگار و زمانی که در آن پیغمبری فرستادی و برای اهل آن دلیل و راهنمایی گماشتی از زمان آدم تا محمّد(صلّی اللّه علیه و آله) از پیشوایان هدایت و رستگاری و جلوداران اهل تقوی و پرهیزکاری که بر همه آنها سلام و درود باد آنان را از خود به آمرزش و خوشنودی یاد فرما بار خدایا و به خصوص اصحاب و یاران محمّد(صلّی اللّه علیه و آله) آنان که همراه بودن را نیکو به پایان بردند و آنان که برای یاری او در جنگ شجاعت و دلاوری برجسته ای آشکار ساختند و او را یاری کردند و به ایمان آوردن به او شتافتند و به دعوتش پیشی گرفتند و دعوت او را آن هنگام که برهان رسالت های خود را بع گوششان رساند پذیرفتن و در راه آشکار ساختن دعوت او از زنان و فرزندان دوری نمودند و در استوار کردن پیغمبری او با پدران و فرزندان جنگیدند و به واسطه وجود آن حضرت پیروز گردیدند آنان که محبّت و دوستی آن بزرگوار را در دل داشتند و در دوستی اش تجارت و بازرگانی را آرزو داشتند که هرگز کسادی در آن راه نمی یابد و آنان که چون به عروه و دسته آن حضرت خود را آویختند قبیله ها از آنها دوری گزیدند و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند خویشان با آنان خود را بیگانه پنداشتند پس خدایا آنچه را که برای تو و در راه تو از دست داده اند برای ایشان فراموش مکن و برای آنکه مردم را بر تو گرد آوردند و برای تو با پیغمبرت دعوت کنندگان به سوی تو بودند و ایشان را از خوشنودی خود خوشنود ساز و ایشان را در برابر آنکه در راه تو از شهرها و خویشاوندان دوری گزیده از زندگی فراخ به تنگی و سختی رو آوردند جزاء و پاداش ده و جزا ده آنها را که در ارجمند ساختن دین خود مظلوم و ستم رسیده شان را فراوان گردانیدی بار خدایا بهترین پاداش خود را به تابعین و پیروان ایشان که نیکو کردارند برسان آنان که می گویند: پروردگارا ما و برادرانما را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز آن تابعین و پیروانی که طریقه ایشان (صحابه) را قصد کردند و به آنجا که آنان رو آوردند رو نمودند و بر روش آنها رفتار کردند) : الصحیفة السجادیة، علی بن الحسین علیه السلام، دفتر نشر الهادی، قم، ۱۳۷۶هـ. ش، چاپ اول، ص ۴۲.
(۱۰). مع الشیعة الامامیة فی عقایدهم، همان، ص ۱۸۱.
(۱۱). سوره فتح، آیه ۱۸: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَریبا»؛ (خداوند از مؤمنان هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند راضی و خشنود شد خدا آنچه را در درون دل های شان [از ایمان و صداقت] نهفته بود می دانست از این رو آرامش را بر دل های شان نازل کرد و پیروزی نزدیکی به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود).
(۱۲). سوره توبه، آیه ۱۰۱: «وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ»؛ (و از [میان] اعراب بادیه نشین که اطراف شما هستند جمعی منافقند و از اهل مدینه [نیز]، گروهی سخت به نفاق پای بندند).
(۱۳). معالم المدرستین، عسکری، سید مرتضی، موسسه بعثت، تهران، ۱۴۱۲هـ. ق، ج ۱، ص ۱۳۰ تا ۱۳۵(با تلخیص).
نظر شما