خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در سال ۱۳۸۲ قمری (۱۳۴۰ شمسی ) آیتالله العظمی سیدمحمدهادی میلانی(ره) از مراجع تقلید و اساتید حوزه علمیه مشهد به دلیل بیماری معده تحت عمل جراحی قرار گرفت. جراح، پروفسور روش بولون (Roch Boulvin)، پزشک حاذق بلژیکی بود که آن روزها در مشهد مشغول به کار بود و سالها ریاست بخش جراحی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد را بر عهده داشت.
عمل جراحی حدود سه ساعت طول کشید. پس از پایان عمل و هنگام بههوش آمدن آیتالله میلانی، پروفسور بولون از مترجم خواست کنار او بماند و هر کلمهای را که بیمار در آن لحظات بر زبان میآورد، برایش ترجمه کند.
چند لحظه بعد، زمزمه آیتالله میلانی به گوش رسید، او فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را زمزمه میکرد.
پروفسور بولون گوش میداد و ترجمه کلمات را میشنید. بیمار هنوز کاملاً به هوش نیامده بود، اما سخنانی که بر زبانش جاری میشد، برای او جالب بود!
پزشک بلژیکی بعد از زمزمههای آیتالله میلانی، پرسشی کرد که اطرافیان انتظارش را نداشتند: «برای مسلمان شدن چه باید بکنم؟ چه باید بگویم؟»
وقتی علت این پرسش را از او جویا شدند، پروفسور بولون توضیح داد که انسان پس از عمل جراحی، در لحظات به هوش آمدن، هنوز توانایی آن را ندارد که برای دیگران نقش بازی کند. او در چنین شرایطی، آیتالله میلانی را دیده بود که تمام وجودش متوجه خدا بود.
پروفسور بولون سخنش را اینطور ادامه داد که چندی پیش در کنار اسقف کلیسای کانتربری نیز، پس از عمل جراحی، حضور داشته است. اسقف در همان لحظات به هوش آمدن، ترانههای جوانان آن روزگار را زمزمه میکرد.
جراح بلژیکی بعد از کمی سکوت گفت: «فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است.»
این ماجرا سالها بعد، با تصمیم دیگری از سوی پروفسور بولون که به اسلام و مکتب اهلبیت(ع) ایمن اورده بود، ادامه پیدا کرد. بنا بر این نقل، او وصیت کرده بود پس از مرگ، در همان شهری دفن شود که آیتالله میلانی در آن آرمیده است؛ مشهد، خواجهربیع.
.

برگرفته از کتاب گلشن راز، ج۲، ص۷۶
..........................
پایان پیام
نظر شما