خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در روزگاری که تربیت فرزند از انحصار خانواده و مدرسه خارج شده و در لابهلای الگوریتمهای هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی نفس میکشد، ما با چالشی بنیادین در شکلدهی به هویت نسل جدید روبهرو هستیم. ابزارهای نوین ارتباطی به صورت شبانهروزی در حال پمپاژ الگوهای رفتاری و سبکهای زندگی به ذهن کودکان و نوجوانان هستند. در رویارویی با این جریان مداوم، بسیاری از خانوادهها برای مدیریت رفتار فرزندان خود به سراغ نسخهها و پکیجهای تربیتی وارداتی میروند؛ با این تصور که این الگوهای مدرن روانشناختی، ابزارهایی کاملاً علمی و خنثی هستند؛ اما واقعیت این است که هیچ روش تربیتی در خلأ شکل نمیگیرد و بیطرف نیست. رویکردهای رایج غربی، برآمده از یک جهانبینی خاص هستند که غایت آنها پرورش انسانی خودآیین، مصرفگرا و متمرکز بر لذت و منفعت فردی است.
به عنوان نمونه، وقتی الگوهایی مانند فرزندپروری بدون مرز، حذف کامل اقتدار منطقی والدین، یا استقلالبخشی افراطی از سنین خردسالی را بدون در نظر گرفتن بستر فرهنگی خودمان پیاده میکنیم، عملاً در حال از بین بردن پیوندهای عمیق جمعی و خانوادگی هستیم. نتیجهی این رویکرد، پرورش کودکی است که به دلیل فقدان لنگرگاههای معنایی و اخلاقی، در برابر کوچکترین ناکامیها شکننده است و به راحتی طعمهی اقتصاد توجه در فضای مجازی میشود. کودکی که یاد نگرفته است بخشی از یک کل معنادارتر باشد و صرفاً بر خواستههای فردی خود متمرکز شده، هیچ سپر دفاعی شناختی در برابر محرکهای آنی شبکههای اجتماعی نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، ما ناگزیر به بازخوانی و احیای الگوهای اصیل و بومی خود هستیم؛ الگوهایی که با ساختار روانی و فرهنگی ما همخوانی دارند. در زیست بوم خانواده ایرانی و مؤمن، هیئت و مجالس اهلبیت (ع) صرفاً یک آیین مقطعی نیستند، بلکه هسته مرکزی ارزشگذاری و هویتبخشی به شمار میآیند.
اگر پدر و مادری این فضا را به عنوان یک اولویت و ارزش در زندگی خود تعریف کنند، تمام نظام تربیتی خانواده به صورت ارگانیک حول این محور سامان مییابد. مطالعات شناختی و روانشناسی رشد نشان میدهند که کودکان با مفاهیم انتزاعی و نصیحتهای کلامی تربیت نمیشوند؛ آنها دقیقاً همان چیزی را درونی میکنند که در رفتار روزمره والدینشان میبینند و لمس میکنند. رسانههای مدرن نیز با درک همین واقعیت، از طریق درگیر کردن حواس و ایجاد تجربههای بصری جذاب، ذهن کودک را جهت میدهند. بنابراین، مؤثرترین راهکار برای واکسینه کردن ذهن کودکان، خلق تجربههای زیسته و ملموس جایگزین در بستر خانواده است.
در این میان، سنت ریشهدار روضههای خانگی یکی از کارآمدترین محیطهای تربیتی است. روضه خانگی یک تجمع ساده نیست، بلکه یک کارگاه پویای شناختی و عاطفی است. وقتی فضای خانه برای برگزاری یک مجلس ساده آماده میشود و کودک در نظافت، چیدن وسایل، خوشآمدگویی یا پذیرایی مشارکت عملی میکند، به صورت کاملاً طبیعی در حال تمرین مسئولیتپذیری، کار گروهی و احترام است.
از سوی دیگر، مشاهدهی بیواسطهی عواطف صادقانه، ادب و تواضع والدین در این مجالس، عمیقترین الگوپذیری رفتاری را در روان کودک ثبت میکند. او در این محیط امن و صمیمی، پیوندی ناگسستنی با مفاهیم بلندی چون ایثار، همدلی و آزادگی پیدا میکند که هیچ پلتفرم رسانهای توان خلق چنین عمق عاطفی را ندارد. در عصر تسلط الگوریتمها، رشد متوازن فرزندان ما در گرو بازآفرینی همین فضاهای اصیل است.
والدینی که با هوشمندی، محبت اهلبیت را از طریق تجربههای عملی و درهمتنیده با زندگی روزمره به فرزندانشان منتقل میکنند، در واقع در حال معماری یک ساختار شناختی مقاوم در ذهن آنها هستند؛ ساختاری که میتواند فرزند را در برابر سرگردانیهای دنیای مدرن حفظ کرده و به او هویتی پایدار، مستقل و معنادار ببخشد.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه
..........................
پایان پیام
نظر شما