خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ ابنا: بهتدریج، رسم جهیزیه از یک همراهی ساده به وظیفهای سنگین بر دوش خانواده دختر تبدیل شد؛ رسمی که در آن سهم پسر از آغاز زندگی، گاهی به تهیه یا اجاره یک خانه محدود میشود. این فرهنگ، علاوه بر تحمیل فشار اقتصادی بر خانوادهها، میتواند زمینهساز کاهش مسئولیتپذیری برخی مردان و گسترش تجملگرایی در ازدواج شود. در حالی که نگاه اسلام بر تأمین نیازهای زندگی از سوی مرد و شکلگیری خانواده بر پایه محبت، همکاری و مسئولیتپذیری است. آیا وقت آن نرسیده که این رسم نادرست را بازنگری کنیم و به جای مطالبهگری، فرهنگ مشارکت را به ازدواج بازگردانیم؟
وقتی جهیزیه از یک همراهی به یک وظیفه تبدیل شد
در فرهنگ ازدواج ایرانی، جهیزیه در ابتدا میتوانست نوعی کمک و همراهی خانواده دختر برای آغاز زندگی مشترک فرزندانشان باشد؛ اما مشکل از جایی آغاز شد که این همراهی داوطلبانه، به یک انتظار اجتماعی و گاهی حتی یک مطالبه تبدیل شد. امروز در برخی خانوادهها، دختر پیش از ازدواج با فهرستی طولانی از انتظارات مواجه است؛ از یخچال و ماشین لباسشویی گرفته تا مبلمان، لوازم آشپزخانه و دهها وسیله دیگر.
گاهی ارزش و کیفیت جهیزیه به معیاری برای قضاوت درباره شأن خانوادگی دختر تبدیل میشود و خانوادهها برای تهیه آن، خود را زیر بار قرض و فشار اقتصادی قرار میدهند. در مقابل، گاهی از پسر انتظار میرود تنها خانهای تهیه کند؛ اگر توان خرید ندارد، اجاره کند و باقی امکانات زندگی را خانواده دختر فراهم کنند. چنین تقسیمبندی یکطرفهای بهمرور میتواند مسئولیتپذیری مرد در آغاز زندگی مشترک را کمرنگ کند و این تصور را به وجود آورد که بخش عمده هزینههای تشکیل خانواده، وظیفه خانواده زن است.
اسلام چه نگاهی به تأمین امکانات زندگی دارد؟
برای شناخت نگاه اسلام به این مسئله، باید به جایگاه حقوقی زن و مرد در خانواده توجه کرد. در فقه اسلامی، تهیه جهیزیه تکلیف شرعی زن نیست و تأمین نفقه، از جمله مسکن و اثاث متعارف منزل، بر عهده شوهر قرار گرفته است. در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی ایران نیز مسکن و اثاث منزل از مصادیق نفقه شمرده شده است. بنابراین، خانواده دختر از نظر شرعی و قانونی موظف نیست تمام وسایل زندگی مشترک را تأمین کند. این نگاه به معنای ممنوع بودن کمک خانواده دختر نیست؛ بلکه تفاوت اساسی میان «کمک و مشارکت» با «تکلیف و مطالبه» است. خانواده دختر میتواند از روی محبت و به اندازه توان اقتصادی خود در تهیه وسایل زندگی مشارکت کند، اما نباید این کمک به یک اجبار اجتماعی تبدیل شود. الگوی ازدواج حضرت زهرا(س)؛ مسئولیتپذیری در آغاز زندگی یکی از نمونههای تاریخی قابل توجه در این زمینه، ماجرای ازدواج امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است. در نقل مشهور تاریخی، هنگامی که پیامبر اکرم(ص) مقدمات ازدواج این دو بزرگوار را فراهم کردند، امیرالمؤمنین(ع) زره خود را فروختند و مبلغ حاصل از آن را در اختیار پیامبر(ص) قرار دادند.
پیامبر(ص) بخشی از این پول را برای خرید عطر و بخشی دیگر را برای تهیه لباس و وسایل ضروری منزل اختصاص دادند و با همکاری برخی از اصحاب، امکانات اولیه زندگی مشترک فراهم شد. در این روایت، نکته مهم تنها وسایل ساده و اندک زندگی حضرت زهرا(س) نیست؛ بلکه شیوه شکلگیری یک زندگی مشترک است: مرد برای آغاز زندگی تلاش میکند، پیامبر در فراهم کردن مقدمات آن مشارکت دارد و تهیه وسایل خانه با همراهی و همکاری صورت میگیرد.
این ماجرا را نباید به معنای وجوب شرعی جهیزیه بر مرد دانست؛ بلکه میتوان از آن الگویی برای مسئولیتپذیری، مشارکت و پرهیز از تحمیل هزینههای زندگی بر یک طرف برداشت کرد.
پیامدهای یک رسم نادرست؛ از فشار اقتصادی تا تغییر فرهنگ ازدواج
وقتی تهیه تمام یا بخش عمده وسایل زندگی به خانواده دختر واگذار میشود، پیامدهای آن تنها به هزینههای اقتصادی محدود نمیماند. نخستین آسیب، فشار مالی بر خانوادههاست. خانوادههایی که شاید توان اقتصادی محدودی دارند، برای حفظ آبرو و جلوگیری از قضاوت اطرافیان، ناچار به تهیه وسایلی میشوند که حتی ممکن است فراتر از نیاز واقعی زوج جوان باشد. آسیب دوم، تغییر انتظارات در میان برخی پسران است. وقتی از ابتدا چنین جا میافتد که خانواده دختر باید بیشتر امکانات زندگی را فراهم کند، ممکن است انگیزه تلاش برای تأمین نیازهای اولیه زندگی در برخی مردان کاهش یابد و نوعی روحیه مطالبهگری و وابستگی شکل بگیرد. آسیب سوم، گسترش نگاه مصرفگرایانه به ازدواج است. در چنین شرایطی، به جای آنکه توانایی زوجین در ساختن یک زندگی سالم، اخلاقمدار و پایدار مورد توجه قرار بگیرد، تعداد و کیفیت وسایل خانه به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی ازدواج تبدیل میشود. از سوی دیگر، این رسم میتواند موجب افزایش اختلافات خانوادگی، احساس نابرابری میان دو خانواده و حتی به تعویق افتادن ازدواج جوانان شود؛ زیرا گاهی آغاز یک زندگی ساده، زیر سایه انتظارات غیرضروری و هزینههای سنگین به مسئلهای دشوار تبدیل میشود.
بازگشت به منطق مشارکت، نه تحمیل
اصلاح این فرهنگ به معنای مخالفت با کمک خانوادهها یا نادیده گرفتن شرایط اقتصادی دختر و پسر نیست. مسئله اصلی، بازگرداندن تعادل و مسئولیتپذیری به فرآیند ازدواج است. اگر خانواده دختر توانایی تهیه چند وسیله برای فرزندش را دارد، این کار میتواند نشانه محبت و حمایت باشد؛ اما نباید به معیار ارزشگذاری دختر یا شرط پذیرش ازدواج تبدیل شود. به همان اندازه، پسر نیز باید با درک مسئولیت خود در تشکیل خانواده، برای تأمین نیازهای اولیه و ساختن یک زندگی مستقل تلاش کند.
ازدواج، معامله میان دو خانواده نیست که یکی خانه را فراهم کند و دیگری لوازم آن را؛ بلکه پیوندی است که بر پایه تعهد، محبت، مسئولیت و همکاری شکل میگیرد. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «دختر چه جهیزیهای میآورد؟» و «پسر چه خانهای دارد؟»، از خود بپرسیم: این دو نفر چقدر برای ساختن یک زندگی مشترک آمادهاند؟
قرار نیست جهیزیه، بار سنگین آغاز زندگی بر دوش دختر باشد؛ همانطور که قرار نیست مرد از مسئولیتپذیری در تشکیل خانواده کنار گذاشته شود. آنچه باید به خانهها بازگردد، نه تجملات بیشتر، بلکه منطق مشارکت و فرهنگ مسئولیتپذیری است.
نویسنده: فاطمه پورعباس فعال فرهنگی و فضای مجازی
نظر شما