به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشست علمی با موضوع «صحیفه سجادیه در جهان معاصر» (جایگاهشناسی و مطالعات تطبیقی) با ارائه حجتالاسلام والمسلمین «مرتضی وافی» مدیر بنیاد بینالمللی صحیفه سجادیه در دفتر خبرگزاری ابنا در قم، برگزار شد.
بخش اول چند روز پیش منتشر شد و بخش دوم و پایانی متن کامل سخنان ایشان به شرح زیر است:
برای اینکه صحیفه معرفی شود، به ضرورتها و مقدماتی نیازمندیم که یکی از آنها موضوع ترجمه است. یکی از مسائل اصلی ما ترجمهی متون دینی است، برای اینکه به دنیای امروز معرفی شود. آخرین ترجمهی صحیفه سجادیه به زبان کردی سورانی منتشر شد و در بنیاد بینالمللی صحیفهی سجادیه این کتاب رونمایی شد که از زحمات مجموعهی پژوهشی - آموزشی مذاهب اسلامیه است. ما از صحیفه سجادیه 35 ترجمه داریم در حالی که این ترجمهها چیزی نیست و برخی از کتب مقدس به زبان خانوادههایی که با گویش و لهجهی خاصی صحبت میکنند و در کل 50 خانواده هستند، ترجمه شده است. این کجا و این جاماندگی، کمکاری و کمتوجهی ما کجا؟! در عین اینکه زحمات بسیاری کشیده شده است اما راه نرفته زیاد داریم.
*در حوزه ترجمه باید قویتر عمل کنیم
ضمن اینکه این کمکاری به هر دلیلی اتفاق افتاده، ما در حوزهی ترجمه، چه ترجمهی زانسو و چه ترجمهی زینسو باید قویتر عمل کنیم، به ویژه در متون دست اول دینی. چون ممکن است من یک کتابی بنویسم که با 2-3 واسطه به قرآن و روایات برسد و به نوعی فهم خودم را از جریان دینداری بگویم، این خوب است، ترجمههایی هم میشود، اما اینکه کاملاً این متنها با این قوّت و استحکام، بتواند ترجمه شود، این کاری است که خیلی باید به آن توجه شود. ما هم در ایران و هم در بیرون از ایران، حدود بیستوچند مجموعه داریم که اینها نیازمند مترجم هستند برای اینکه متون دینی را بتوانند به جاهای گوناگون منتقل کنند و از آن طرف متنهای مرتبط را به این سمت منتقل کنند، مثلاً به ترجمهی فارسی و یا ترجمهی عربی و یا ترجمههای دیگر.
*سه نقص مهم در ترجمهی متون دینی
در بحث صحیفهی سجادیه یکی از بحثها و چالشهای جدی ما ترجمه است و در ترجمهی قرآن، نهج البلاغه و کتب دینی متأسفانه سه نقص وجود دارد. اول اینکه کسانی که به سراغ ترجمه رفتند تسلط به علم ترجمه نداشتند. علم ترجمه فقط جریان آکادمیک و دانشگاهی نیست، بالأخره رشتهای دارد، فرد باید این مسیر را طی کند تا بفهمد اصول و مبانی ترجمه چیست. بخشی از آن مربوط به کسب تجربیات کسانی است که در ترجمه کار کردهاند، فرض کنید شخصیتی مثل ویلیام سی چیتیک صحیفه را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. ما چند بار او را دعوت کردهایم و یا با او نشستهایم و تجربههای وی را در جریان ترجمه گرفتهایم؟ گاهی اینها مهمتر از علم ظاهری ترجمه است که تو با چه مسائل، مشکلات و موانعی مواجه شدی و چه جهشها و موفقیتهایی در این جهت داشتی؟
اخیراً با شخصیتی به نام آیتالله آقا سید محسن حسینی امینی برخورد کردم که در روز ولادت امام سجاد(ع) از ایشان تجلیل شد. 6 جلد کتاب شرح ریاض السالکین که انتشارات جامعهی مدرسین چاپ کرده با تحقیق ایشان است. ایشان 7 سال برای تحقیق این کتاب وقت میگذارد و 3 سال در هندوستان زندگی میکند. چون سید علی خان مدنی نویسنده ریاض السالکین شخصیت عجیبی بوده است، در مکه و مدینه زندگی میکند، بعد به عتبات و کربلا میآید، بعد به ایران و مشهد میرود، از مشهد به اصفهان میآید، از اصفهان به شیراز میرود و الان قبر مطهر او در شاهچراغ شیراز است. سید علی خان مدنی حسینی شیرازی است که بعضی هم هندوستانی میگویند، به دلیل اینکه مدتها در هندوستان مستقر بود. آقای امینی 3 سال در هندوستان مستقر میشود تا این شخصیتی که در هندوستان بوده را بتواند کشف کند و نسخهها را پیدا کند.
آیتالله آقا سید محسن حسینی امینی برای اولین بار دعوت شد. او 73 تحقیق راجع به متن دینی دارد. او گفت: من حاضرم تجربههای تحقیقم را در اختیار دانشپژوهان رشتهی دکتری و کارشناسی ارشد بگذارم. این را گفت و رفت. اگر علم ترجمه نباشد، هر چه متون دینی ما قوی باشد، در محدودهی فکری ما میماند و اساساً به جهان معاصر توسعه پیدا نمیکند.
*مترجم باید با منابع دینی آشنا باشد
نقص دوم ترجمه این است که زبان مبدأ افرادی که ترجمه میکنند، زبانی نیست که ترجمه میکنند. زبان مادری یعنی نِیتیو اصیل آن زبان را ندارند. لذا ما نیازمند مترجمانی هستیم که زبان مادریشان زبانی باشد که قرار است ترجمه شود.
سومین مورد از این هم مهمتر است که آشنایی با منابع دینی است. آشنایی به معنای اینکه با چراغ بیاید، نه برای اینکه گزیدهتر بَرَد کالا. گاهی ما کسانی را داریم که با منابع دینی آشنا هستند ولی وقتی به ترجمههای اینها نگاه میکنید متوجه میشوید که عمداً جهت ترجمه را از یک سمت به سمت دیگر بردهاند. این خطرناک است؛ این آسیب است. از این که بگذریم، اصلش کجاست که ما کسانی را داشته باشیم تا دستی بر منابع دینی هم داشته باشند و صحیفه را ترجمه کنند. این است که گاهی ترجمهی کتب اتفاق میافتد ولی اثری در آن جریان و ماجرا در دنیا نمیبینیم. اگر ما این سه بُعد را در توجه نسبت به ترجمه و معرفی این متن به دنیای امروز نداشته باشیم، صحیفه هم میتواند خدای ناکرده به چنین سرانجامی دچار شود.
*صحیفهی سجادیه بحثهای بینامتنی و بینرشتهای دارد
گاهی ما ترجمه و خود متن صحیفه را مستقیماً به سمت مسائل دینی میبریم؛ بالأخره صحیفه متن دینی است و در کنار آن، قرآن و روایات ادعیه و زیارات را هم که اسرار و مباحثی دارد میآوریم. گاهی این است، یعنی صحیفه یک متن دینی را بیان میکند. اما به جهت آن نکتهای که در بحث موضوعات و مسائل عرض کردم، ما معتقدیم که صحیفهی سجادیه بحثهای بینامتنی و بینرشتهای دارد. این جریان در معرفی صحیفهی سجادیه دیگر ما را یک قدم جلو نمیبرد بلکه این نگاه، مدار ترویج و توسعهی صحیفهی سجادیه را عوض میکند. یعنی نگاه بروندینی در حوزههای علوم انسانی؛ به ویژه در دنیای امروز در بحث ایدهپردازی در دانشهایی که گاهی به حسب ظاهر برای ما هنوز بخشی از آنها روشن نشده است. ما معتقدیم در این جهات در بحثهای فلسفی، در بحثهای کلامی، در حوزهی ارتباطات، در عرصهی رسانه، در عرصهی بحثهای روانشناسی، مردمشناسی، جامعهشناسی، مباحث بینامتنی و بینارشتهای وجود دارد که اگر دقیقتر نگاه کنیم با مباحثی مرتبط است که به حسب ظاهر میگوییم این یک رشتهی تخصصی است و با فیزیک، نجوم، پزشکی و با بحث زمین شناسی و اینها چکار دارد؟ در حالی که کاملاً مرتبط است. در میان دعاها وقتی شما دعای نزول باران در صحیفه را نگاه میکنید، 2-3 نکته دارد و کسانی که در بحثهای علوم طبیعی و زمینشناسی کار میکنند، وقتی به این عبارات میرسند، میگویند که ما این حرف را جدیداً میشنویم، چرا قبلاً نشنیده بودیم؟ بر اساس تجربهی زیستهی خودشان در آزمایشگاهها به بخشی از این اطلاعات از طریق استقراء ناقص رسیدهاند. در این جهت معتقدم که حوزهها و دانشگاهها به طور خاص تکلیف دارند.
*در جایگاهشناسی صحیفهی سجادیه راه نرفتهی زیادی داریم
ما در جایگاهشناسی صحیفهی سجادیه در جهان معاصر راه نرفتهی زیادی داریم؛ کمکاری، غفلت، سهو، تقصیر، قصور و یا هر چه که باشد، بالأخره راه نرفته داریم. درباره موضوع دعا و نیایش بعضی از اندیشمندان میفرمایند: «ملتی که فرهنگ نیایش و دعا نداشته باشد، ماندگار نیست.» نیایش و دعا پایههای ماندگاری مملکت، ملت و ملیت را مستحکم میکند.
در پایان به چند نکته اشاره میکنم. فراموش نکنیم که صحیفهی سجادیه، اخت القرآن و قرآن صاعد نامیده شده است. آخرین نوشتهای که دیدم پایاننامهی دکترای شخصیتی به نام خانم دکتر فاطمه احمدی است که راجع به نگرش به معاد و فردای قیامت و روز جزا از منظر صحیفهی سجادیه است. این رساله یک هفته است که چاپ شده است. ایشان بر این نکته تأکید میکند که چگونه دعاها در فهم ما و تفسیر ما در آیات قرآن پیرامون معاد کمک میکند. شما در این حوزهها به نظریهای میرسید که میبینید بدیع است و هیچ مفسری نگفته است. نهج البلاغه اخ القرآن و صحیفه سجادیه اخت القرآن است و شاید به دلیل تأنیث، صحیفه اخت القرآن شده است. ولی غیر از این ماجرا، این مسئلهی جدی است که یک باب جدیدی در نگاه انسان به قرآن و تفسیر قرآن باز میکند، یعنی صحیفه، شرح و تبیین قرآن است.
*میتوان نگاه تطبیقی بین قرآن و صحیفه سجادیه داشت
همچنین در بحثهای ساختاری صحیفه میتوان نگاه تطبیقی بین قرآن و صحیفه داشت. بنده با یک احصاء ناقص عرض میکنم ولی این را میتوان دقیق درآورد که چند درصد واژهها و کلمات صحیفه سجادیه، قرآنی است. کتابهای لغت مثل التحقیق فی کلمات القرآن علامه مصطفوی، 90 درصد نیاز شما را نسبت به واژههای صحیفهی سجادیه برطرف میکند. این نشان میدهد که صحیفه حتی در کاربرد و استعمال کلمات قرآنی بر پایهی قرآن است و امام اینطور با قرآن عجین بوده است.
نکته بعدی این است که در میان دعاهای امام سجاد(ع)، آیات مرتبط با قرآن، مکرر آمده است. یعنی وصل فراز با آیات قرآن است. در بعضی از صفحات صحیفهی سجادیه 4 مورد داریم که آیهی متناسب قرآن استفاده شده است.
قرآن سخن گفتن خدا با انسان است. اخت القرآن چه میکند؟ رابطه را از این طرف برقرار میکند، به نوعی اجابت دعوت خدا است که خدا سخن گفته و ما میخواهیم حرف بزنیم. مرحوم علامه حسنزادهی آملی میگوید: «اسراری بین بنده و خدا بیان میشود که در روایات بیان نشده است.» اگر جریان قرآن و صحیفه را از این جهت نگاه کنیم، اتفاق بهتری رقم میخورد.
*ضرورت تکثیر نسخهی مکتوب و خوانش صحیفهی سجادیه
بنابراین باید یک سیری را در جهت ترویج معارف و مفاهیم صحیفهی سجادیه پی بگیریم. در این راستا، تکثیر نسخهی مکتوب و خوانش صحیفهی سجادیه است. امروزه به تعداد انگشتان دست در فضای مجازی و برای انسان امروز و جهان معاصر پیدا نمیکنید که کسانی خوشصدا، قاری و متوجه کلمات، یک دور صحیفهی سجادیه را خوانده باشند. این اولین قدم است. ما همین روزها به دنبال قاریان خوشصدا میگشتیم.
چند نسخه تا الان صحیفهی سجادیه چاپ شده است؟ میتوانم بگویم که در تیراژ تقریباً یکصدم مفاتیح الجنان چاپ میشود. خب فاصله و راه زیادی داریم. در ابتدا باید فضای مجازی از خوانش صحیفه سجادیه پر شود. این سیاست است. چرا ما این سیاست را راجع به صحیفهی سجادیه نداشته باشیم؟ این همه خوشصدا، این همه قاری، این همه برگزیدگان بینالمللی و ملی قرآن داریم، اینها با تجوید، قرائت و جملات دعاها به حسب تسلطشان به قرآن به راحتی آشنا میشوند و خوشصدا هم هستند لذا 400-500 صحیفهی سجادیهی کامل را بخوانند. صحیفه باید در هر خانهای باشد و آموزشهای عمومی قدم اول است. تا زمانی که این قدم برداشته نشود نمیتوانیم در موضوع نخبگانی ورود پیدا کنیم.
بنده معتقدم که بخشی از حتی همین آموزشهای عمومی متوجه نخبگان است، چون ابتدا باید ذهنیتها و فکرها درگیر شود. چه کسی ذهنها و فکرها را درگیر میکند؟ چه کسی در عرصهی تولید علم و نظریهپردازی میتواند صحیفهی سجادیه را به عنوان منبع بگذارد و دیگران ببینند که عجب، این چه کتابی است! مجموعهی دانشبنیان ما، حوزههای علمیه و دانشگاههای ما، چقدر کار میکنند؟
*صحیفهی سجادیه؛ دینی، علمی، منطقی و مستدل سخن میگوید
بنده زمانی به مدیر حوزههای علمیه پیغام رساندم که شما نیازی نیست هیچ کاری کنید، شما فقط یک خط به مدیران حوزهها و کسانی که با مجامع علمی دانشگاهی در دنیا مرتبط هستند، بنویسید که در رابطه با صحیفهی سجادیه با نگاه آموزشی کار کنید. فقط همین کار را کنید. ما نمیگوییم که به عنوان درس اصلی، کتاب درسی شود، ولی نباید طلبه و دانشگاهی با این کتاب انس نداشته باشد، به دلیل اینکه تو میخواهی تولید علم کنی، تو میخواهی در عرصهی نظریهپردازی در بحث آزاداندیشی ورود پیدا کنی. ما معتقدیم که صحیفهی سجادیه؛ دینی، علمی، منطقی و مستدل سخن میگوید. این قدم نخبگانی ماجرا است. تا زمانی که این نباشد، مجموعههای آموزشی و ترویجی ما نمیتوانند مبنا و پایهای پیدا کنند تا بر اساس آن در ترویج صحیفهی سجادیه حرکت کنند.
بنده گاهی میگویم کسانی که در جنگ روایت گرفتار شدهاند، در رسانههای ما در این اوضاع پرسروصدا گیر کردهاند، تقصیری ندارند، اینها وسط میدان عملیات هستند ولی آتش تهیه نمیرسد، آذوقه و تدارکات نمیرسد و پشتیبانی لازمی صورت نمیگیرد. اینها نمیدانند که از کجا شروع کنند، کافی است مجموعههای دانشبنیان حرکتی انجام دهند تا ببینیم که این اتفاق در عرصههای آموزشی و ترویجی ما میافتد. ضمن اینکه ما در عرصههای آموزشی و ترویجی به دنبال این هستیم که یک نسخهی مترقی از جریان حاکمیت و تمدن نوین اسلامی را بر اساس این ساختار دینی شکل دهیم.
امروزه رسانهها و مجموعههای آموزشی ما وقتی به مسئلهای میرسند، در تفاوت سلیقهها، نگاهها و عرصههای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی گیر میکنند، چیزی نیست که بتوانند به عنوان یک مبنا و محور قرار دهند و همه دور آن جمع شوند. بر این اساس محور وحدتبخش، اصل جریان تقریب و برگ برنده و پیشرو در نگاه ما صحیفهی سجادیه میتواند باشد که همه را دور خودش جمع میکند.
البته اگر این اتفاقات بیفتد، مردم، جامعه و انسان امروز کممشکلترین و کممسئلهترین خواهند بود. اگر ما در قدمهای قبلی مسئولیتهای خودمان را به سرانجام برسانیم، مردم و انسانهای امروز با تمام سروصداها، به راحتی جذب معارف اهلبیت(ع) خواهند شد. شما اعتکاف، دعای عرفه و شبهای قدر را در جای جای دنیا ببینید، انسان متوجه میشود که این کار خود مردم است.
...................................
پایان پیام/ 167
نظر شما