خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: اگر کسی گمان کند خداوند نیرویی را در انسان بی حکمت آفریده است، یا بعضی از نیروهای خداداد صرفاً جنبه ویرانگری دارد، چنین کسی حکمت خدا را نشناخته، و در واقع توحید افعالی او ناقص است. محال است عضوی در پیکر و نیروئی در درون و جان آدمی باشد، و اثر مثبتی نداشته باشد. نیروی غضب نیز از این امر مستثنی نیست. هنگامی که انسان خشمگین می شود، تمام توان او بسیج می گردد، و گاه قدرت او چندین برابر زمان عادی و معمولی می شود. فلسفه وجودی این حالت در واقع آن است که اگر جان، مال یا منافع دیگر انسان به خطر بیفتد بتواند حداکثر دفاع را در برابر مهاجم داشته باشد، و این نعمت بسیار بزرگی است.
پرندگان یا حیوانات دیگری را دیده ایم که در هنگام عادی با یک اشاره فرار می کنند، اما زمانی که جان خود یا فرزندان خود را در خطر ببینند، گاه چنان می ایستند و دفاع می کنند که انسان را در شگفتی فرو می برند.
هنگامی که یک پرنده ترسو نوزاد خود را در خطر ببیند، مانند یک عقاب حمله می کند، و با قوّت و قدرت مهاجم یا مهاجمین را عقب می راند، حتی حیوانی مانند گربه اگر در اتاق در بسته ای گرفتار شود و به او حمله کنند، به مقابله بر می خیزد و مبدل به حیوان بسیار خطرناک می شود که به روی هر انسان مهاجم پنجه می اندازد و مانند یک حیوان درنده طرف مقابل را مجروح می کند. بنابراین نیروی غضب، یک نیروی مفید و مهم دفاعی است که برای بقای حیات انسان ضرورت دارد، مشروط بر این که در جای خود به کار گرفته شود.
در آیات و روایات اسلامی سخن از خشم مقدس و غضب الهی بسیار است، از جمله:
۱ـ در داستان موسی(علیه السلام) می خوانیم: هنگامی که برای گرفتن پیام الهی به کوه طور آمده بود، و در غیاب او «سامری» گمراه از فرصت استفاده کرد و گوساله معروف خود را ساخت و «بنی اسرائیل» را به پرستش آن وادار نمود، و خداوند این خبر را در همان کوه «طور» به اطلاع موسی(علیه السلام) رسانید، موسی(علیه السلام) خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خویش باز گشت و الواحی که در آن احکام «بنی اسرائیل» بود. به کناری افکند، و موهای برادرش را گرفت و کشید و بر او فریاد زد: که چرا در مقابل این انحراف بزرگ خاموش نشستی؟ چرا از من پیروی نکردی؟ و فرمان مرا به بوته فراموشی افکندی و در اینجا هارون به دفاع از خود پرداخت و ترس از تفرقه را به عنوان عذر خود ذکر نمود: «وَ لَمّا رَجَعَ مُوسی اِلی قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَ ما خَلَفْتُمُونی مِنْ بَعْدِی أَعَجِلْتُمْ اَمْرَ رَبِّکُمْ وَ اَلْقَی الاْلواحَ وَأخَذَ بِرَأسِ اَخیهِ یَجُرُّهُ اِلَیْهِ».(۱)
این خشم و عصبانیت شدید تکانی به «بنی اسرائیل» داد، و بسیار زود متوجه اشتباه بزرگ خود، یعنی انحراف از توحید به شرک شدند. به یقین این گونه عصبانیت ها و غضب ها که در برابر انحراف و گمراهی مردم ظهور و بروز پیدا می کند، مثبت و سازنده است و جنبه الهی دارد. همچنین تمام خشم و غضب های انبیای الهی در برابر اقوام گمراه. به یقین اگر موسی(علیه السلام) با خونسردی با این مسأله برخورد می کرد، ای بسا خون سردی او را دلیل بر امضای گوساله پرستی می گرفتند و مبارزه با آن بعداً مشکل می شد ولی این خشم و غضب کار خود را کرد، و تکان سختی به آنان داد.
۲ـ در حالات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نیز می خوانیم که گاه در برابر بعضی از حوادث به گونه ای عصبانی می شد که آثار خشم و غضب در چهره مبارکش نمایان می گشت. مثلا در داستان «حدیبیّه» می خوانیم که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در برابر پیشنهاد «سهیل بن عمرو» (نماینده قریش جهت عقد پیمان صلح) درباره بعضی از موارد نادرست صلحنامه سخت عصبانی شد به گونه ای که آثار خشم و غضب در چهره او نمایان گشت (و همین امر سبب پس گرفتن آن پیشنهاد شد).(۲)
۳ـ در حالات امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم که در برابر ظلم یکی از مسلمانان نسبت به همسرش، و تهدید کردن او را به سوزاندن با آتش، علی(علیه السلام) سخت عصبانی شد، و به روی آن جوان شمشیر کشید و فرمود: «من تو را امر به معروف و نهی از منکر می کنم [و سفارش نیک رفتاری به همسرت را به تو می نمایم] تو داری این چنین پرخاشگرانه به حق و عدالت پشت می کنی، توبه کن و گرنه جانت در خطر است. جوان متجاوز که وضع را چنین دید به سرعت عقب نشینی کرد و از در عذرخواهی درآمد و تقاضای بخشش نمود. (۳) به یقین این خشم مقدس الهی بود که در مقام دعوت افراد گنهکار به سوی حق و عدالت بسیار کارساز و مؤثر است.
۴ـ درباره «ابوذر» می خوانیم هنگامی که عثمان امر به معروف و نهی از منکر او را تحمل نکرد، دستور تبعید او را به سرزمین بد آب و هوای «ربذه» صادر کرد. امام علی(علیه السلام) به بدرقه او آمد و هنگام وداع با او فرمود: «یا اَباذَرَ اِنَّکَ غَضِبْتَ لِلّهِ (عزّ وجل) فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ اِنَّ الْقَوْمَ خافُوکَ عَلی دُنْیاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلی دِینِکَ، فَاتْرُکْ فِی اَیدیهِمْ ماخافُوکَ عَلَیهِ وَ اهْرُبْ مِنْهُمْ بِما خِفْتَهُمْ عَلَیهِ» (۴)؛ (ای ابوذر تو به خاطر خدا خشم گرفتی و غضب کردی، پس به همان کس که برایش غضب نمودی امیدوار باش، این مردم [عثمان و دار و دسته او] از تو بر دنیایشان ترسیدند و تو از آنها بر دینت، پس آنچه را که آنها برایش در وحشتند به خودشان واگذار، و به خاطر آنچه بر آن می ترسی از آنها فرار کن). بدیهی است خشم ابوذر نسبت به کسانی که اموال بیت المال را به ناحق در میان خود تقسیم می کردند و به مردم ظلم و ستم روا می داشتند یک خشم مقدس الهی بود.
در سخن دیگری از خود «ابوذر» نقل شده: به هنگامی که معاویه از انتقادات او به وحشت افتاد، و می خواست او را از شام تبعید کند، خطاب به گروهی از مؤمنان شام که به بدرقه او آمده بودند چنین گفت: «اَیُّهَا النّاسُ اِجْمَعُوا مَعَ صَلاتِکُم وَ صَومِکُمْ غَضَباً لِلّه عَزَّوَجَلّ اِذا عُصِیَ فِی الاَرْضِ» (۵)؛ (ای مردم! علاوه بر نماز و روزه، در برابر گناهانی که در زمین انجام می شود، بی تفاوت نباشید و در راه خداوند متعال غضب کنید).
۵ـ در حدیثی در حالات سیّد الشهدا امام حسین(علیه السلام) می خوانیم: «هنگامی که ولید بن عتبه والی و فرماندار مدینه بود [و می خواست با استفاده از موقعیت خود اموال حضرت را غصب کند] امام عمامه او را از سرش برداشت و بر گردنش پیچید [و فشار داد ولید هنگامی که این شجاعت و غضب را ملاحظه کرد عقب نشینی نمود] مروان (معاون ولید) با طعنه به او گفت: من تا امروز کسی را ندیده بودم که چنین بر امیرش جرأت و جسارت کند. ولید جواب داد: به خدا قسم تو برای من عصبانی نشده ای بلکه از حلم و بردباری من حسد بردی، این مال تعلق به حسین داشت. ولی امام حسین فرمود: «این مال را به تو واگذار کردم ای ولید» (۶)؛ این سخن را فرمود و از جای برخاست. [اشاره به این که خشم و غضب من به خاطر مال دنیا نبود بلکه به خاطر این بود که به تو ثابت کنم با زورگویی در برابر من کاری پیش نمی رود]».
۶ـ در حدیث دیگری می خوانیم که امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) هنگامی که می خواست «مالک اشتر» را به عنوان استاندار «مصر» بفرستد نامه ای برای مردم «مصر» فرستاد که آغازش چنین بود: «مِنْ عَبْدِاللّهِ عَلِی امیرِالمُؤمِنینَ(علیه السلام) اِلَی الْقَوْمِ الَّذینَ غَضِبُوا لِلّهِ حِینَ عُصِیَ فی اَرْضِهِ وَ ذُهِبَ بِحَقِّهِ» (۷)؛ (این نامه ای از بنده خدا علی امیرمؤمنان به جمعیتی است که به خاطر خدا غضب کردند، در آن هنگام که در زمین عصیان شد و حق او را بردند [اشاره به قیام مردم در برابر غارتگری اطرافیان عثمان نسبت به بیت المال است]).
۷ـ در بعضی از احادیث آمده: خداوند متعال به «اشعیاء» وحی فرستاد که من صد هزار نفر از قوم تو را هلاک خواهم کرد، چهل هزار نفر از بدان و شصت هزار نفر از خوبان، «اشعیاء» عرض کرد: گنهکاران و بدان مستحق عذابند، نیکان چرا؟ خطاب آمد: «داهَنُوا اَهْلَ الْمَعاصِی فَلَمْ یَغْضِبُوا لِغَضَبی» (۸)؛ (آنها با معصیت کاران تساهل و تسامح کردند، و به خاطر غضب من خشم نگرفتند). این احادیث و مانند اینها که در روایات اسلامی کم نیست همگی اشاره به خشم مقدسی دارند که برای خدا و دفاع از حق در برابر ظالمان و گنهکاران انجام می گیرد. (۹)
پی نوشت:
(۱). به سوره طه، آیات ۸۶ تا ۹۳ و سوره اعراف آیات ۱۵۰ تا ۱۵۱ مراجعه شود.
(۲). الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۱۲۲، جهاد علی ع فی غزوة الحدیبیة و صلحها؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، بنی هاشمی، تبریز، ۱۳۸۱ ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۳۳۵، فی ذکر أحادیث خاصف النعل؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ۲۰، ص ۳۶۰، باب ۲۰ غزوة الحدیبیة و بیعة الرضوان و عمرة القضاء و سائر الوقائع؛ المناقب الخوارزمی، خوارزمی، موفق بن احمد، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۱ ق، چاپ دوم، ص ۱۲۸، الفصل الثالث عشر فی بیان رسوخ الإیمان فی قلبه؛
(۳). الإختصاص، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و محرمی زرندی، محمود، گنکره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق، چاپ اول، ص ۱۵۷، فضائل علی من کتاب ابن دأب؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ۴۰، ص ۱۱۳، باب ۹۱ جوامع مناقبه صلوات الله علیه و فیه کثیر من النصوص.
(۴). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: للصبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ق، چاپ اول، ص ۱۸۸، ۱۳۰ و من کلام له لأبی ذر رحمه الله لما أخرج إلی الربذة.
(۵). الأمالی، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: استاد ولی، حسین، غفاری، علی اکبر، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق، چاپ اول، ص ۱۶۳، المجلس العشرون؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ۲۲، ص ۳۹۶، باب ۱۲ کیفیة إسلام أبی ذر رضی الله عنه و سائر أحواله إلی وفاته و ما یختص به من الفضائل و المناقب و فیه أیضا بیان أحوال بعض الصحابة.
(۶). مناقب آل أبی طالب(علیهم السلام)، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، علامه، قم، ۱۳۷۹ ق، چاپ اول، ج ۴، ص ۶۸، فصل فی مکارم أخلاقه؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ۴۴، ص ۱۹۱، باب ۲۶ مکارم أخلاقه و جمل أحواله و تاریخه و أحوال أصحابه صلوات الله علیه.
(۷). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: للصبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ق، چاپ اول، ص ۴۱۰، نامه ۳۸ و من کتاب له إلی أهل مصر لما ولی علیهم الأشتر.
(۸). قصص الأنبیاء(علیهم السلام)، قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، محقق / مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، مرکز پژوهش های اسلامی، مشهد، ۱۴۰۹ ق، چاپ اول، ص ۲۴۴، الباب السابع عشر فی ذکر شعیا و أصحاب الأخدود و إلیاس و الیسع و یونس و أصحاب الکهف و الرقیم؛ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسی، علی بن حسن، المکتبة الحیدریة، نجف، ۱۳۸۵ ق / ۱۹۶۵ م / ۱۳۴۴ ش، چاپ دوم، ص ۵۱، الفصل الثالث عشر فی الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ۱۴، ص ۱۶۱، باب ۱۴ قصة شعیا و حیقوق.
(۹). اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۷۷ ش، چاپ اول، ج ۳، ص ۳۹۸.
نظر شما