خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: تصور کنید در خیابان، فردی با شکستن ویترینها و برهم زدن نظم عمومی دستگیر شود. پاسخ قانون و جامعه چیست؟ قطعاً برخورد قاطع. حالا تصور کنید همان فرد، در فضای مجازی، با شکستن اعتماد عمومی و برهم زدن آرامش روانی جامعه، اقدام به انتشار اخبار جعلی کند. آیا پاسخ ما همان خواهد بود؟
فضای مجازی امروز، تنها یک شبکه ارتباطی نیست؛ یک «شهر موازی» است با تمام آسیبها و تهدیدهای یک شهر واقعی. در این شهر، اغتشاشگران فیزیکی وجود ندارند، اما «اغتشاشگران مجازی» با سلاحهایی به مراتب خطرناکتر - خبر جعلی، شایعه و جنگ روانی - به جان امنیت روانی مردم افتادهاند. این نوشتار به شناسایی، تحلیل و ارائه راهحل برای مقابله با این پدیده نوظهور میپردازد.
شناسایی لشکر نامرئی: دستهبندی اغتشاشگران
این نیروهای نامرئی را میتوان بر اساس نقششان در چرخه شایعه، به پنج دسته اصلی تقسیم کرد:
۱. تولیدکنندگان (مهندسان دروغ): خالقان اصلی محتوای جعلی. آنها یا خبری را از بیخ و بن میسازند یا واقعیتی را به قدری تحریف میکنند که غیر قابل تشخیص میشود.
۲. توزیعکنندگان (پیکهای شایعه): اینان مانند پیکهای موتوری، محتوای ساختهشده را با سرعت در کانالها، گروهها و صفحات مختلف پخش میکنند تا دامنه عفونت را وسیع کنند.
۳. ضریبدهندگان (خطرناکترین حلقه): معمولاً چهرههای مشهور، سلبریتیها و صفحات پرنفوذی هستند که ناخواسته یا عمدی، با بازنشر یا تأیید آن محتوا، اعتبار خود را پشت دروغ میگذارند و آن را باورپذیر میکنند. مشکل وقتی حاد میشود که یک ورزشکار یا بازیگر در نقش تحلیلگر سیاسی ظاهر میشود!
۴. ترندسازان (ارتش سایبری): اینها با استفاده از «مزرعههای لایک، کامنت و بازنشر» (شبکهای از حسابهای جعلی و رباتیک)، یک موضوع ساختگی را در صدر جدیدترینهای شبکههای اجتماعی قرار میدهند تا برای همه واقعی به نظر برسد.
۵. مردم عادی (سربازان ناآگاه یا اغفالشده): کاربرانی که از روی هیجان، تعصب یا ناآگاهی، حلقه اتصال نهایی این زنجیره شرارت میشوند.
سلاحخانه جنگ روانی: تکنیکهای فریب
این گروهها از چه ابزاری برای فریب افکار عمومی استفاده میکنند؟
- سوءاستفاده از خطاهای ذهنی: آنها از «سوگیریهای شناختی» ما علیه خودمان استفاده میکنند. مانند «سوگیری تأیید» (پذیرش خبری که با عقاید قبلیمان جور درمیآید) یا «تعمیم شتابزده» (قضاوت کل سیستم بر اساس یک رویداد خاص).
- تحریف و جعل تاریخ: آنها در یک «جابهجایی اخلاقی» خطرناک، جلادان تاریخ را قهرمان و قهرمانان را حذفشده تصویر میکنند. تابو شکنی از مقدسات و تطهیر چهرههای منفور، از همین تکنیکهاست.
- احیای نوستالژی کاذب: با بزرگنمایی یک برهه تاریخی (مانند دوران پهلوی) و حذف معایب آن، حس حسرت و نارضایتی از وضع موجود را دامن میزنند.
- شکار در آب گلآلود: آنها بیشترین فعالیت را در ایام بحران، انتخابات یا تنشهای اجتماعی آغاز میکنند؛ زمانی که هیجان بالا و قدرت تفکر منطقی پایین است.
راهکارهای عملی: واکسینه کردن جامعه در برابر شایعه
مقابله با این پدیده نیازمند یک استراتژی چندلایه و هوشمند است:
۱. ارتقای سواد رسانهای (خط مقدم دفاع):
- هر شهروند باید مانند یک خبرنگار بپرسد: «منبع این خبر کجاست؟»، «چه کسی آن را گفته؟»، «آیا منابع مستقل دیگری آن را تأیید کردهاند؟» و «چرا این خبر الان منتشر شده؟».
- باید تفکر نقادانه را جایگزین تقلید کورکورانه از سلبریتیها کنیم. حرف هر کس را تنها در حیطه تخصص اصلیاش بپذیریم.
۲. مسئولیتپذیری نخبگان و سلبریتیها:
- همانگونه که در کشورهایی مانند هند مرسوم است، چهرههای مؤثر باید دورههای اجباری «مسئولیتپذیری اجتماعی در فضای مجازی» را بگذرانند.
- آنها باید بدانند که هر «استوری» یا «توییت»، یک پیمان اجتماعی با میلیونها نفر است و نقض آن، خیانت به اعتماد عمومی محسوب میشود.
۳. قانونگذاری شفاف و اجرای قاطع (دیوار بازدارنده):
- قوه مقننه باید قوانین شفاف و روزآمدی علیه تولید، توزیع عمدی اخبار جعلی و اداره مزرعههای مجازی تصویب کند.
- قوه قضائیه باید با عاملان اصلی و آگاه این شبکهها، بدون اغماض و علنی برخورد کند تا اثر بازدارندگی ایجاد شود.
نتیجهگیری: شهر موازی نیازمند پلیس و قانون خود است
فضای مجازی، جداییناپذیر از زندگی امروز ماست. نمیتوان تنها در زمان بحران، با قطعی گسترده و بیبرنامه، ضعف مدیریتی را پنهان کرد. امنیت روانی جامعه در فضای مجازی، به اندازه امنیت جانی آن در خیابان اهمیت دارد. ما برای شهروندان این «شهر موازی» نیازمند «پلیس، قانون و آموزش» هستیم.
نویسنده: سیدجواد شریف شیخ الاسلامی
.....
پایان پیام/
نظر شما