۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۰
اجرای تئوری نفی سبیل در نظام اسلامی و نقطه ضعف ها

نفی سبیل یکی از اصول حاکم بر روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران با دیگر کشورهاست. این روابط به دلیل قابل مشاهده بودن در اولویت بوده اند، حال آن که روابط فرهنگی یک سویه که بیشتر می توان از آن به نفوذ فرهنگی یاد کرد تا تبادل فرهنگی، مغفول مانده است. حال آن که فرهنگ اصلی ترین لایه ی حاکم در یک کشور است. اگر نفی سبیل در عرصه ی فرهنگ اتفاق نیفتد؛ امکان جاری ساختن آن در عرصه های دیگر رو به کاستی می رود.

 خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: اصل «نفی سبیل» بر اساس آیه ۱۴۱ سوره نساء (لَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا) به معنای نفی هرگونه سلطه و راه نفوذ کافران بر مؤمنان است. در فقه شیعه، این اصل یکی از اصول حکومتی مهم محسوب می‌شود که حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را شامل می‌شود.

 نظام جمهوری اسلامی در برخی حوزه‌ها اقداماتی برای تحقق نفی سبیل انجام داده است. در حوزه نظامی به خودکفایی نسبی دفاعی رسیده و علاوه بر آن با ممنوعیت حضور نظامی بیگانگان و منع هرگونه دسترسی به زیرساختهای نظامی برای اتباع، راه هر گونه تسلط و ورود بیگانه را بسته است. در حوزه اقتصادی، با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به نفت و در حوزه سیاسی، رد سلطه‌جویی قدرت‌های خارجی در تصمیم‌گیری‌های داخلی از مصادیق نفی سبیل است.

 با تحلیل وضعیت موجود، و بررسی وضعیت اجرای این اصل در لایه های مختلف نظام با چالش نفوذ فرهنگی مواجه می شویم، که این چالش حاصل نفوذ بیگانگان در لایه های پنهان فرهنگ هستند. نفوذ بیگانگان در مسائل فرهنگی که مقام معظم رهبری سالهاست نسبت به آن هشدار داده اند، مسئله ای جدی است که هنوز در عرصه های مدیریتی جدی گرفته نشده است. با این حال، نفوذ فرهنگی از طریق رسانه‌های مدرن (اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، ماهواره، بازی‌های رایانه‌ای، فیلم و سریال) چالش جدی‌تری محسوب می‌شود که دلایل توجه کمتر به آن عبارت است از: ماهیت غیرمستقیم و تدریجی نفوذ فرهنگی، پیچیدگی کنترل مرزهای مجازی، محدودیت ابزارهای کنترلی در فضای دیجیتال، اولویت‌دهی به تهدیدهای مشهودتر (نظامی-اقتصادی).

 با توجه به اهمیت اجرای نفی سبیل در عرصه ی فرهنگ، در این نوشتار راهکارهای سیاستی برای بستن سبیل فرهنگی ارائه می شود:


 سطح کلان: طراحی نظام فرهنگی منسجم

 ۱. تدوین سند راهبردی فرهنگی با محوریت نفی سبیل: ابتدا باید شاخص‌های عملیاتی نفوذ فرهنگی تعریف شود. سپس سامانه ای راه اندازی شود که نفوذ فرهنگی به صورت مستمر پایش شود و پس از آن نهاد متولی اصلی با اختیارات فرابخشی تعیین شود.

 ۲. تقویت گفتمان‌سازی دینی-فرهنگی: این امر با تولید محتوای جذاب مبتنی بر آموزه‌های اسلامی-ایرانی و بازتعریف مفاهیم اسلامی در قالب زبان معاصر، همچنین استفاده از روش‌های اقناعی به جای روش‌های دستوری قابل اجرا است.


 سطح میانی: سازوکارهای اجرایی

 ۱. نظام‌مندسازی مدیریت فضای مجازی: از مهمترین و پایه ای ترین موارد این امر،  توسعه زیرساخت‌های ملی اطلاعاتی (شبکه ملی اطلاعات) است که در صورت تولید پلتفرم‌های بومی رقابت‌پذیر با نمونه‌های خارجی و ایجاد سامانه‌های هوشمند رصد و تحلیل محتوای فرهنگی، می تواند یکی از جدی ترین موانع نفوذ بیگانه در لایه های درونی فرهنگ باشد.

 ۲. اصلاح نظام آموزشی و پرورشی: تقویت سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی از سطح مدارس و آموزش مهارت‌های مقابله با جنگ نرم دشمن از اولیات هر نظام آموزشی است که در آموزش پرورش ایران به عنوان مبحثی جدی به آن پرداخته نمی شود. از آنجا که فرهنگ ما سال هاست تحت حمله و شبیخون فرهنگی غرب بوده لازم است به این امر به صورت جدی تری توجه شود و در مواد درسی مدارس تجدید نظری جهت اضافه شدن مباحثی در مورد استعمار فرهنگی صورت بگیرد. تلفیق آموزش‌های دینی با نیازهای نسل جوان نیز از جمله مواردی است که می تواند موجب تغییر رویه در نظام آموزش و پرورش شود. وقتی مغز جوان و نوجوان نسل امروز از رسانه های برون مرزی که تحت سلطه اسرائیل و آمریکا هستند، تغذیه می شود، نظام آموزشی موظف است مواد درسی را بر اساس نیاز و مسئله ی این قشر تهیه و تدوین نماید.


 سطح خرد: مشارکت مردمی

 ۱. تقویت نهادهای فرهنگی مردمی: با حمایت از تشکل‌های خودخوان مردمی در حوزه فرهنگ، ایجاد تشویق‌های مالی و معنوی برای تولیدکنندگان محتوای بومی و تشکیل شبکه‌های اجتماعی داخلی با مدیریت جامعه نخبگان، قابل انجام است.

 ۲. سیاست‌گذاری رسانه‌ای هوشمند: طبقه‌بندی مخاطبان و طراحی پیام‌های هدفمند، استفاده از روش‌های غیرمستقیم فرهنگ‌سازی (طنز، هنر، ورزش)، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی برای صدور ارزش‌های اسلامی، جزء مواردی است که با تقویت زیرساختها امکان اجرا دارد.

 راهکارها برای اجرا نیاز به ابزارهایی دارند که به تفکیک بیان می شود:

 ابزارهای سخت‌افزاری: شامل توسعه فناوری‌های بومی فیلترینگ هوشمند، ایجاد مراکز داده داخلی امن و سرمایه‌گذاری در صنایع فرهنگی و رسانه‌ای می باشد.

 ابزارهای نرم‌افزاری: عبارت است از تربیت متخصصان علوم انسانی اسلامی، ایجاد بانک‌های محتوای دینی در قالب‌های متنوع و توسعه بازی‌های رایانه‌ای با مضامین اسلامی-ایرانی.

 ابزارهای قانونی: از جمله این ابزارها می توان به تدوین قوانین جامع فضای مجازی با حفظ حقوق شهروندی، ایجاد نظام رتبه‌بندی محتوای فرهنگی و تقویت حقوق مالکیت فکری برای تولیدکنندگان داخلی، اشاره کرد.

 سیاست‌های پیشنهادی

 ۱. سیاست تعامل فعال نه انفعال: به جای موضع دفاعی، تولید و تبادل فعال فرهنگی اتفاق بیفتد. خداوند متعال در آیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَیٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»؛  ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است. خداوند تقدیرش بر خلق انسانهای متفاوت بوده است. این وظیفه ی ما انسان هاست که با درک تفاوت ها امکان تبادل فرهنگی را فراهم نماییم.

 ۲. سیاست تمایز بخشی: به معنی ایجاد تمایز بین «تبادل فرهنگی» و «نفوذ فرهنگی». گاهی برخی فرهنگ های استعماری با ترفندها و حقه های بسیار به بهانه ی تبادل فرهنگی، فرهنگ خود را بر فرهنگ مقصد غالب می کنند. این جاست که باید کشور مقصد توجه داشته باشد که تنها دریافت کننده ی صرف نباشد. اولا که لازم است هر آنچه قرار است تحت عنوان تبادل فرهنگی دریافت کند، پالایش نماید و دوماً لازم است که در تبادل ارسال اطلاعات به صورت دوسویه باشد. اگر این تبادل دوسویه رعایت نشود، در واقع تبادلی اتفاق نیفتاده و آن چه رخ داده است؛ نفوذ و استعمار فرهنگی است.

 ۳. سیاست اولویت‌بندی: تمرکز بر گروه‌های سنی آسیب‌پذیرتر (نوجوانان و جوانان). با رصد مسائل و مشکلات کشور به خوبی می توان دریافت که گروه سنی جوان و نوجوان اکنون تحت تأثیر مستقیم رسانه هستند، باید روشنگری و تبیین ایشان در اولویت قرار بگیرد، نه آنکه بعد از وقوع مسئله به دنبال حل آن باشیم. با آینده پژوهی دقیق و به موقع می توان برای شبکه مسائل را پیش از رسیدن به مرحله ی بحران، راه حلی یافت.

 ۴. سیاست ارزیابی مستمر: ایجاد نظام ارزیابی تأثیر سیاست‌های فرهنگی. ابتدا باید سیاست های فرهنگی را بومی سازی نموده و برای قشر مربوطه اجرا نمود. در ایران با توجه به تنوع بالای قومی، امکان دستیابی به موفقیت پس از تدوین سیاستی یکپارچه برای کل اقوام وجود ندارد. باید متناسب با هر قوم سیاستی مستقل را اجرا نمود و ارزیابی نباید پس از اجرا باشد. ارزیابی مستمر باید حین اجرا انجام شود که در صورتی که هرجای کار با مسئله ای روبرو شد، نسبت به اصلاح روش اقدام شود.

 تحقق کامل نفی سبیل در حوزه فرهنگی نیازمند تغییر پارادایم از «کنترل محض» به «ایجاد جذابیت و مصون‌سازی» است. موفقیت در این مسیر مستلزم هماهنگی بین نهادهای حکومتی، مشارکت نخبگان و همراهی مردم است. همچنین باید پذیرفت که در جهان متصل امروز، «انزوا» راهکار نیست، بلکه تقویت «هویت مستحکم» و «خودباوری فرهنگی» است که می‌تواند در عین تعامل با جهان، مانع نفوذ فرهنگی بیگانگان شود.
 این مسیر نیازمند صبر، تدبیر و عزم ملی است تا همزمان با حفظ ارزش‌های اسلامی-ایرانی، از دستاوردهای مثبت تمدن بشری نیز بهره برد.

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha