به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ بررسی رویکرد رسانه های منطقه ای و عربی در جنگ اخیر آمریکا علیه ایران موضوع مهمی است که باید بویژه در دوران پسا جنگ مورد تحقیق و بازنگری قرار گیرد، چرا که برخی از این رسانه ها با رعایت نکردن حقوق رسانه ای و عدم بیان صداقت عملا در رسالت خبری خود که انتشار اخبار بی طرفانه است کوتاهی کردند.
در این میان رسانه هایی چون العربیه، بی بی سی فارسی و عربی و انگلیسی مثل همیشه با رویکرد مغرضانه اخبار جنگ سوم تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را پوشش دادند، اما رسانه های دیگر مثل الجزیره که در میان رسانه های عربی به عنوان رسانه ای حامی مقاومت شناخته می شود، در جنگ اخیر و پس از آن با تهیه گزارش های دور از واقعیت، اعتماد مخاطبان آگاه عرب و غیر عرب خود را از دست داد.
در این میان کارشناسان ایرانی مسلط به زبان عربی و تحولات منطقه با حاضر شدن در این رسانه ها در حالی که در حلقه کارشناسان موافق سیاست های کشورهای عربی قرار گرفتند توانستند به خوبی از حق مردم ایران در این جنگ نابرابر در رسانه های کشورهای عربی حمایت کنند.
.

.
حسن احمدیان یکی از این کارشناسان بود که در میزهای گفت و گو کارشناسی الجزیره حاضر شد و به بیان حقایق جنگ آمریکا علیه ایران پرداخت. او در یکی از این میزهای گفت و گو در برابر ۷ کارشناس مخالف توانست به خوبی از مظلومیت دانش آموزان ایرانی در میناب و غیر نظامیانی که با موشک هایی از کشورهای عربی پرتاب شده بودند و به شهادت رسیدند، دفاع کند و بگوید این معنای حسن همجواری نیست. اما کارشناسان الجزیره مشغول مغالطه بودند تا با دوره کردن این کارشناس ایرانی حقیقت را برای مخاطب خود مشبوه کنند.
در همین راستا، یک فعال سیاسی عراقی نوشت: الجزیره، «احمدیان» را دعوت کرد و بهتنهایی مقابل چند تحلیلگر عرب قرار داد تا فضا علیه ایران شود، اما نتیجه کاملاً برعکس شد.
.

.
آزاد محسن، مشاور نایبرئیس پارلمان عراق گفت: شبکه الجزیره تلاش کرد فضای سیاسی جهتداری علیه ایران ایجاد کند و به همین منظور، تحلیلگر ایرانی «حسن احمدیان» را در مقابل چند تحلیلگر عرب قرار داد؛ صحنهای که [از نظر تعداد افراد] از توازن لازم برخوردار نبود..
اما احمدیان ورق را برگرداند و با قدرت و اعتمادبهنفس با آن اظهارنظرها مواجه شد، تناقضها را بهصورت زنده افشا کرد و نمونهای روشن از تحلیل سیاسی ارائه داد. و پرسشهایی همچنان باقی است: این حمله رسانهای علیه ایران و محور مقاومت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
چراکه هر بار تلاش میشود از نظر سیاسی، رسانهای یا حتی نظامی به آنها ضربه وارد شود، معادله برعکس شده و نتایج برخلاف خواستهها رقم میخورد.
عملکرد دوگانه الجزیره تا آنجا پیش رفت که اندیشمندان جهان اسلام نسبت به رفتار متناقض الجزیره هشدار دادند.
منعم پزشک فلسطینی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی با بازنشر توئیت ابوزکریا خطاب به مسئولان ایرانی نوشت:
یحیی ابو زکریا، اندیشمند و رسانهنگار الجزایری که سالها با شبکههای برجسته جهان عرب همکاری داشته و چهرهای محبوب در تلویزیون و حامی بزرگ محور مقاومت است، در روزهای ابتدایی جنگ رمضان در توئیتی نوشت:
از برادرانم در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت ارشاد ایران خواهش میکنم شبکه الجزیره را در ایران ممنوع کنند. همان شبکهای که سیا و موساد از آن بهرهبرداری میکنند. جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ و نقشهای خطرناک این شبکه در غزه را به یاد بیاورید.
اما چرا ابو زکریا چنین موضعی دارد؟
او مانند بسیاری از نخبگان عرب معتقد است که شبکههای رسانهای عربی، همانند خود کشورهای عربی، مستقل نیستند و همگی در راستای منافع آمریکا و اسرائیل عمل میکنند. به باور او، هر جنگی و تفرقهای در منطقه رخ داده، رسانهها نقش اصلی را در تضعیف و تقسیم جهان عرب داشتهاند.
این دیدگاه چندان دور از واقعیت هم نیست. شبکههایی مانند العربیه و الحدث سعودی، امروز آشکارا از اسرائیل و آمریکا حمایت میکنند. در سالهای اخیر و پس از طوفان الاقصی، این رسانهها در میان مردم عرب اعتبار خود را از دست دادهاند و به «العبریه» (عبریها) معروف شدهاند..
اما یک شبکه هست که کار خود را بسیار حرفهای انجام میدهد و هنوز مرجع اصلی و معتبر جهانی برای اخبار منطقه محسوب میشود: الجزیره
با این حال، یحیی ابو زکریا معتقد است الجزیره نیز دستگاهی امنیتی-اطلاعاتی در خدمت موساد و سیا است. او با تحقیقات خود شواهد زیادی از این همکاری ارائه کرده و بارها در مصاحبهها و توئیتهایش پرده از این همکاریها برداشته است.
بخشی از اظهارات یحیی ابو زکریا:
۱. درباره ترورها پس از مصاحبه با الجزیره:
بسیاری از عملیاتهای ترور یا بازداشت شخصیتهای برجسته، پس از گفتوگوهای آنها با الجزیره رخ داده است. این مسئله پرسشهای فراوانی را برانگیخته و دیگر محافل عربی که به امور سیاسی و رسانهای علاقه دارند، توجیههای معمول را نمیپذیرند.
۲. درباره نفوذ الجزیره به مقاومت:
الجزیره نخستین شبکه عربی بود که به درون جریان مقاومت نفوذ کرد، اسرار آن را فاش ساخت و مقاومت را از نظر امنیتی و اطلاعاتی در برابر سیا و موساد بیپوشان ساخت. همین شبکه اولین بار وارد تونلهای مبارزان شد و بیشتر داشتههای آنها را افشا کرد. با این حال، هنوز هم برخی از چهرههای مقاومت از همین شبکه ظاهر میشوند. ما امتی هستیم که درس نمیگیریم.
۳. داستان عبدالعزیز الرنتیسی (فرمانده پیشین حماس):
الرنتیسی پس از ترور احمد یاسین (اسفند ۱۳۸۱)، ۲۵ روز مخفی شده بود. الجزیره مدام بر نزدیکانش اصرار کرد تا با او مصاحبه کند. سرانجام الرنتیسی تحت فشار رضایت داد و وقت مصاحبه را در خانه شخصیاش تعیین کرد؛ خانهای که از زمان ترور یاسین به آن پا نگذاشته بود. به محض ورود او به خانه و همزمان با حرکت تیم الجزیره برای ترک محل، موشکهای اسرائیلی او را هدف قرار دادند و فوراً به شهادت رسید.
۴. نقل از جمال اسماعیل، خبرنگار الجزیره در افغانستان:
الجزیره به من یک دوربین مجهز به جیپیاس (GPS) داد. هرکسی که الجزیره در افغانستان با او مصاحبه کرد، بعداً ترور شد.
محمود المبحوح که در دبی کشته شد، روزنامه الجزیره در دبی با او گفتوگو کرد و همانجا کشته شد.
سعید صیام از حماس با الجزیره قرار مصاحبه داشت، اما مجری به محل نرفت و خودِ صیام با آپاچی هدف قرار گرفت.
سید حسن نصرالله در سال ۲۰۰۶ با الجزیره مصاحبه کرد و پس از آن تلاش شد ترور شود که جان سالم به در برد.
ابو زکریا تاکید می کند که الجزیره از مسئله فلسطین سوءاستفاده کرد تا در میان مردم عرب نفوذ کند و با جلب اعتماد گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان، شرایط ترور رهبران را برای اسرائیل فراهم ساخت.
پس از توقف جنگ آمریکا و ایران مقامات سیاسی و رسانه ای کشورهای شرکت کننده و حامی آمریکا در جنگ علیه ایران تصمیم گرفتند با گزارش های رسانه ای اندکی از خسارت ها و آسیب های گسترده ای را که در نتیجه جنگ با ایران متحمل شده بودند از طریق تهیه گزارش های جعلی جبران کنند.
شبکه الجزیره که عملاً تنها دارایی تهاجمی و دفاعی قطر محسوب میشود، مستندی از مجموعه «ماخفی اعظم» پخش کرد. این مجموعه معمولاً ناگفتههای عملیاتهای نظامی و امنیتی منطقه را بررسی میکند. این مستند درباره نبرد دفاعی تاریخی قطر در جنگ اخیر بود.
الجزیره در این مستند با مقامات دفاعی و امنیتی بالارده قطر مصاحبه کرده و آنها توضیح دادند که چطور جلوی «تجاوز ایران» را گرفتهاند.
محور اصلی مستند، انتشار ویدئوهایی از قطعات لاشه دو فروند جنگنده ایرانی بود که قطریها مدعی شدند با جنگنده اف‑۱۵ خود سرنگون کردهاند. آنها همچنین مدعی شدند ۹۰ درصد پرتابههای ایران را ساقط کردهاند و تأکید کردند که ایران از قبل برای تعدی به قطر برنامهریزی کرده بود. به گفته مقامات قطری، تنها ۱۰ دقیقه پس از حملات آمریکا علیه ایران، جنگندهها و پهپادها به سمت قطر فرستاده شدند.
مقامات قطری در این مستند تأکید کردند که قطر اجازه استفاده از زمین یا حریم هوایی خود را برای حمله به ایران نداده و ادعاهای ایران در این زمینه را نادرست خواندند. اما جالب اینکه در همین مستند، ویدئوی رادارهای پیشرفته آمریکا در خاک قطر را نشان دادند که توسط پهپاد شاهد منهدم شده بودند.
در این مستند، ویدئوهایی از قطعات لاشه جنگندهها و بوسترهای موشک که به عنوان موشک سرنگونشده در این مستند معرفی شدند و لحظه اصابت به تأسیسات گازی قطر و نیز بخشی از ویرانههای پایگاه العدید آمریکا در قطر پخش شد.
منعم در تحلیل این مستند خبری می نویسد:
فضای مستند برای بیننده، حماسی ساخته شده بود؛ انگار قطر در یک جنگ سرنوشتساز پیروز شده است.(برای آرام کردن شهروندان قطری). اما برای مخاطب آگاه، این فضا خندهدار است. چون همه میدانیم ایران قصد زدن قطر را نداشته، وقطر تلاش می کرد از پایگاها ومنافع آمریکایی دفاع کند.
در این مستند گفته شد که جنگندههای ایرانی برای شناسایی آمده بودند و بلافاصله سه دقیقه پس از ورود به حریم هوایی قطر سرنگون شدند.(ایران برای شناسایی از پهپاد استفاده میکند)
دلیل سرنگونی آنها این عنوان شده که بمب حمل میکردند و به تماسهای رادیویی پاسخ نمیدادند. در این مستند به حمله اسرائیل به یک محله مسکونی در دوحه، پایتخت قطر، اشارهای نشد. آن زمان هم ارتش مقتدر قطر و نیروی پدافندیش خواب بودند
اما به حمله ایران به پایگاه العدید در جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند و گفتند: «ما بعد از این حمله تصمیم گرفتیم دو لایه پدافندی تشکیل دهیم و اقدامات تکمیلی برای حفظ حریم هوایی قطر انجام دادیم.»
.

.
خیلی از کاربران عربی، مستند الجزیره را مسخره کردند و اصلاً عملکرد الجزیره در این جنگ برایشان قابل قبول نبوده است. یکی از کاربران راجع به تامر المسحال، مستندساز و مجری توانمند الجزیره که مجموعهٔ 'ما خفی اعظم' را ساخت این توئیت نوشته است :
صدای تامر المسحال و برنامهاش در حافظه من -حداقل برای خودم- با غزه و مقاومت پیوند خورده بود، با آن تصاویر عزت و افتخار از تونلهای غزه و توانایی مجاهدان در درهم شکستن اسطوره ارتش شکستناپذیر.
چگونه تامر المسحال از آن تامری که اسرائیل او را رازدار مقاومت و تنها فرد مورد اعتمادش خوانده بود، به این تامر تبدیل شده که میخواهد مردم را به گریه بیندازد و برای بمباران پایگاه آمریکا توسط ایران غمگینشان کند؟ همان پایگاهی که آمریکاییها از آن برای کشتن مردم غزه استفاده میکردند.
............
انتهای پیام
نظر شما