خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: جهان هستی بر مدار عدل و حکمت الهی میگردد و هیچ عملی در این نظام بیحساب و کتاب نیست. این اصل نه تنها بر قوانین فیزیکی حاکم است، بلکه در ساحت اخلاق و روابط انسانی نیز به وضوح مشهود است. اعمال نیک و بد ما، همچون بذرهایی که میکاریم، در نهایت به بار نشسته و ثمرات آنها به سوی خودمان بازمیگردد. پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی (ص)، با بینشی الهی و عمیق، این حقیقت را در قالب کلامی کوتاه اما پرمغز بیان فرمودهاند: «ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهِیَ راجِعَةٌ عَلی صاحِبِها: اَلبَغیُ و َالمَکرُ و َالنَّکثُ؛»(1) «سه خصلت است که در هر کس باشد (آثارش) به خود او بر می گردد: ظلم کردن، فریب دادن و تخلّف از وعده.»این حدیث شریف، یک اصل لایتغیر اخلاقی و کیهانی را پیش روی ما مینهد؛ اصلی که تأکید میکند هیچ ستمی بدون مجازات، هیچ مکری بدون دامنگیری و هیچ پیمانشکنی بدون پیامد نخواهد ماند.
اصل «بازگشت عمل» در نظام آفرینش
مفهوم بازگشت عمل به صاحبش، یک اصل بنیادین در جهانبینی اسلامی است که در آیات متعدد قرآن کریم و روایات معصومین (ع) مورد تأکید قرار گرفته است. این اصل، بر قانون علت و معلول در حوزه اخلاق تأکید دارد و بیان میکند که هر کنشی، واکنشی متناسب با خود را به دنبال خواهد داشت.
آیات شریفه در تایید اصل بازگشت عمل:
«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ.»(2)
«پس هر کس هموزن ذرهای کار نیک انجام دهد، آن را میبیند. و هر کس هموزن ذرهای کار بد انجام دهد، آن را میبیند.»
این آیات به وضوح بیانگر آن است که حتی کوچکترین اعمال ما نیز، چه نیک و چه بد، نتیجهای دارند که در نهایت به خودمان بازخواهد گشت.
«وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّیٰ کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ.»(3)
«و از روزی بترسید که در آن به سوی خدا بازگردانده میشوید؛ سپس به هر کس آنچه کسب کرده، به تمام و کمال داده میشود و آنان ستم نخواهند دید.»
این آیه بر بازگشت کامل و بدون کم و کاست نتیجه اعمال به خود فرد در قیامت تأکید میکند، که نمودی از بازگشت عمل به صاحبش است.
کاوشی در سه خصلت مذموم
۱. البغی (ظلم و ستم): تخریب عدالت و بازگشت ویرانی
ظلم، ریشهایترین و فراگیرترین رذیلت اخلاقی است که به معنای پایمال کردن حق و تجاوز از مرزهای الهی و انسانی است. ظلم میتواند در ابعاد فردی (ستم به خود با گناه)، اجتماعی (ستم به دیگران و جامعه) و حتی زیستمحیطی (ستم به طبیعت) نمود یابد.
«إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ.»(4)
«راه بازخواست (و عذاب) تنها بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین به ناحق سرکشی مینمایند؛ برای آنان عذابی دردناک است.»
ابعاد بازگشت ظلم:
روانشناختی: ظالم، حتی اگر در ظاهر قدرتمند باشد، از آرامش و آسایش درونی محروم است. ترس، اضطراب، بدبینی، احساس گناه پنهان و ناتوانی در برقراری روابط عمیق و دوستانه، از پیامدهای روانشناختی ظلم است. "آه مظلوم" حتی اگر شنیده نشود، درون ظالم را میسوزاند.
اجتماعی: ظلم، ساختار اعتماد و همبستگی اجتماعی را نابود میکند. جامعهای که در آن ستم روا داشته شود، به مرور زمان دچار فروپاشی میشود؛ زیرا افراد احساس ناامنی کرده و هرج و مرج جای نظم را میگیرد. انقلابها و شورشهای مردمی در طول تاریخ، همواره پاسخی به ظلم و ستم حاکمان بودهاند.
کیهانی (مکافات عمل): اعتقاد به عدل الهی ایجاب میکند که هیچ ظلمی بیکیفر نماند. این کیفر ممکن است در دنیا و به صورتهای مختلف (از دست دادن قدرت، بیماری، بدنامی، تنهایی) یا در آخرت (عذاب الهی) نمود یابد.
۲. المکر (فریب و نیرنگ): بیاعتمادی و انزوای حتمی
مکر به معنای حیلهگری، تدبیر پنهانی برای آسیب زدن به دیگری و رسیدن به مقاصد نامشروع است. مکار کسی است که از راههای پنهان و غیرصادقانه برای فریب دادن و زیان رساندن به دیگران استفاده میکند.
«...وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ...»(5)
«...و مکر بد جز بر صاحبش احاطه نمیکند (و دامن خود او را میگیرد)...»
(در اینجا «مکر الهی»به معنای طرح و تدبیر خداوند برای مجازات مکاران است.)
ابعاد بازگشت مکر:
اعتماد عمومی: اولین قربانی مکر، اعتماد است. فرد مکار به تدریج شهرت خود را به عنوان انسانی فریبکار از دست میدهد و هیچ کس به قول و فعل او اعتماد نخواهد کرد. این بیاعتمادی، او را از هرگونه همکاری سازنده و موفقیتهای پایدار محروم میسازد.
روابط انسانی: مکار در روابط عاطفی و دوستانه نیز شکست میخورد. دوستان واقعی و همسر او، پس از درک فریبکاری، او را ترک خواهند کرد و او در تنهایی و انزوای خودساخته غرق خواهد شد.
سرانجام مکر: مکر و حیله، مانند تیری است که از کمان رها میشود اما در نهایت به سوی کمانگیر بازمیگردد. تاریخ پر است از نمونههایی که مکاران، خود قربانی مکر خود شدهاند و نقشههایشان به خودشان برگشته است.
۳. النکث (پیمانشکنی و تخلّف از وعده): بیآبرویی و انزجار
نکث به معنای شکستن، پاره کردن و نقض کردن عهد و پیمان است. وفای به عهد از ارکان ایمان و اخلاق حسنه است و پیمانشکنی از رذایل بزرگ است.
«وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُوا الْأَیْمَانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ.»(6)
«و چون با خدا عهدی بستید، به آن وفا کنید و سوگندها را پس از محکم ساختنشان نشکنید، در حالی که خدا را بر خود کفیل قرار دادهاید؛ یقیناً خداوند آنچه را انجام میدهید میداند.»
«وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ.»(7)
«و اگر سوگندهایشان را پس از پیمانشان شکستند و در دین شما طعنه زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنان را هیچ سوگندی نیست [که به آن پایبند باشند]، باشد که [از پیمانشکنی] بازایستند.»
(این آیه به وضوح نشان میدهد که پیمانشکنی میتواند زمینه درگیری و جنگ را فراهم کند و جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد.)
ابعاد بازگشت پیمانشکنی:
بیاعتباری و رسوایی: فرد پیمانشکن، به تدریج هرگونه اعتبار و آبروی خود را از دست میدهد. نام او با بیوفایی و بیاعتمادی عجین میشود و کسی حاضر به بستن هیچ قراردادی با او نخواهد بود. این بیاعتباری نه تنها در معاملات، بلکه در روابط خانوادگی و دوستانه نیز خود را نشان میدهد.
انزوای اجتماعی: پیمانشکنی باعث میشود که فرد از جامعه طرد شود. در دنیایی که روابط بر اساس قول و قرار شکل میگیرد، فردی که به وعدههایش پایبند نیست، به تدریج تنها میماند و از حمایت و همیاری دیگران محروم میشود.
ناامنی جامعه: اگر پیمانشکنی به یک رویه تبدیل شود، جامعه دچار هرج و مرج و بینظمی خواهد شد. هیچ تعهد کاری، مالی یا اخلاقی پایدار نخواهد ماند و این وضعیت، اساس پیشرفت و آرامش اجتماعی را نابود میکند.
بنابراین این حدیث شریف، به مثابه یک «بومرنگ اخلاقی» عمل میکند و تأکید دارد که هر کنشی در حوزه اخلاق، واکنشی متناسب با خود را به دنبال دارد. ظلم، مکر و پیمانشکنی، ریشههای سعادت فردی و اجتماعی را خشکانده و در نهایت، رنج و ناراحتی را به سوی عامل خود بازمیگردانند و همچنین آموزه نبوی، انسان را به خودآگاهی و مسئولیتپذیری در برابر اعمالش فرا میخواند. این بدان معناست که ما تنها قربانیان سرنوشت نیستیم، بلکه سازندگان آنیم. انتخاب ما برای دوری از ظلم، مکر و پیمانشکنی، نه تنها به صلاح جامعه و دیگران است، بلکه پیش از هر چیز، به نفع خود ما و ضامن آرامش، اعتبار و سعادت واقعی ما خواهد بود. درسی که از این حدیث میآموزیم، این است که اگر طالب عزت، احترام، آرامش و موفقیت پایدار هستیم، باید در مسیر عدل، صداقت و وفای به عهد گام برداریم؛ چرا که نتیجه هر عملی، دیر یا زود، به سوی خود عاملش باز خواهد گشت.
پی نوشت:
1.نهج الفصاحه ص 422 ، ح 1281
2.سوره زلزال/ آیه ۷ و ۸
3.سوره بقره/ آیه ۲۸۱
4.سوره شوری/ آیه ۴۲
5.سوره فاطر/ آیه ۴۳
6.سوره نحل/ آیه ۹۱
7.سوره توبه/ آیه ۱۲
بانوفیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاور خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما