به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ جنگ ۷ هفتهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران نهتنها نتوانست نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کند یا تهران را به پذیرش همه خواستههای دونالد ترامپ وادار سازد، بلکه در مقابل یکی از مهمترین نقاط ضعف او یعنی حساسیت روبهافزایش او نسبت به هزینههای اقتصادی داخلی را آشکار کرد.
طبق تحلیلی که رویترز منتشر کرده است، حتی پس از آنکه ایران روز جمعه اعلام کرد تنگه هرمز را برای کشتیرانی بازگشایی کرده است، این بحران نشان داد که ترامپ تا چه حد در برابر پیامدهای اقتصادی طولانیمدت در داخل آمریکا بهویژه با افزایش قیمت بنزین، تشدید فشارهای تورمی و کاهش محبوبیت او در داخل کشور، محدودیت دارد.
ترامپ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ همراه با اسرائیل وارد حمله به ایران شد و این اقدام را به تهدیدهای امنیتی فوری بهخصوص در ارتباط با برنامه هستهای ایران، نسبت داد. اما جنگی که قرار بود سریع به اهدافش برسد، به منبعی از فشار اقتصادی داخلی تبدیل شد و او را وادار کرد مسیر دیپلماسی را سریعتر دنبال کند تا راهحلی برای کاهش فشار بر بازارها و مصرفکنندگان آمریکایی پیدا کند.
به گفته تحلیلگران، ایران با وجود ضربات نظامی سنگین، توانست هزینهای اقتصادی به آمریکا تحمیل کند که دولت ترامپ آن را دقیق محاسبه نکرده بود؛ بهطوری که بحران انرژی بیسابقهای در جهان ایجاد شد، با استفاده از موقعیت ایران در تنگه هرمز که یکی از مهمترین مسیرهای عبور نفت در جهان است.
خطر رکود اقتصادی
اگرچه ترامپ بارها در سخنان علنی خود نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران را کماهمیت جلوه داده است، اما افزایش قیمت انرژی بر مصرفکنندگان آمریکایی تأثیر منفی گذاشته، حتی اگر آمریکا مستقیماً به بخش بزرگی از نفت مختلشده وابسته نباشد. همچنین هشدار صندوق بینالمللی پول درباره خطر رکود جهانی، فضای اقتصادی را تیرهتر کرده است.
فشارها بر کاخ سفید برای یافتن راه خروج از جنگی که در آمریکا حمایت گستردهای ندارد افزایش یافته، در حالی که جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت شکننده خود در کنگره در انتخابات میاندورهای نوامبر آماده میشوند.
به نظر میرسد ایران نیز این شرایط را درک کرده و از اهرم تنگه هرمز برای وادار کردن دولت ترامپ به بازگشت به میز مذاکره استفاده کرده است. تحلیلگران معتقدند چین و روسیه نیز ممکن است به این نتیجه برسند که ترامپ اگرچه به استفاده از قدرت نظامی تمایل دارد، اما زمانی که هزینه اقتصادی داخلی بالا میرود، به راهحل دیپلماتیک بازمیگردد.
بریت بروئین، مشاور سابق سیاست خارجی دولت اوباما به خبرگزاری رویترز گفت که ترامپ، فشار اقتصادی را احساس میکند و این نقطه ضعف او در این جنگ است.
در مقابل، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد دولت آمریکا همزمان با تلاش برای توافق با ایران جهت کاهش اختلالات موقت در بازار انرژی، تمرکز خود را بر کاهش هزینههای زندگی و رشد اقتصادی حفظ کرده است.

افزایش فشار داخلی
تغییر ناگهانی ترامپ در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ از حملات هوایی علیه ایران به مسیر دیپلماتیک پس از فشار بازارهای مالی و برخی حامیان سیاسی او رخ داد؛ نشانهای از اینکه محاسبات داخلی در آمریکا در تصمیمگیریهای خارجی ترامپ، نقش پررنگتری پیدا کرده است.
پیامدهای اقتصادی این بحران به بخشهای حساس جامعه آمریکا نیز رسیده است. کشاورزان آمریکایی که یکی از پایگاههای مهم رأی ترامپ هستند، از اختلال در واردات کود آسیب دیدهاند و افزایش قیمت سوخت هواپیما نیز باعث گرانتر شدن بلیتهای سفر شده است.
با نزدیک شدن پایان آتشبس دو هفتهای، این پرسش مطرح است که آیا ترامپ به توافقی پایدار خواهد رسید، آتشبس را تمدید میکند یا دوباره به گزینه نظامی بازمیگردد.
قیمت نفت پس از اعلام ایران مبنی بر باز بودن تنگه هرمز در طول آتشبس جداگانه ۱۰ روزه میان اسرائیل و لبنان، بهشدت کاهش یافت و بازارهای جهانی رشد کردند. ترامپ نیز این موضوع را بهسرعت به نفع خود تفسیر کرد و گفت که تنگه هرمز امن است و توافقی با ایران نزدیک است، هرچند منابع ایرانی وجود اختلافات را تأیید کردند.
کارشناسان هشدار میدهند حتی اگر جنگ علیه ایران بهزودی پایان یابد، آثار اقتصادی آن ممکن است ماهها یا حتی سالها باقی بماند، در حالی که سرنوشت برنامه هستهای ایران همچنان نامشخص است.
هشدار به متحدان آمریکا
به گفته آمریکا، توافق در حال بررسی شامل انتقال اورانیوم غنیشده از داخل ایران به ایالات متحده آمریکا است، اما تهران این موضوع را رد کرده و خطوط قرمز آمریکا همچنان پابرجاست.
دعوت اولیه ترامپ از مردم ایران برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی نیز بیپاسخ ماند و تصمیم او برای آغاز جنگ بدون هماهنگی کافی با متحدان، نگرانیهایی در اروپا و آسیا ایجاد کرده است.
کارشناسان میگویند این جنگ به متحدان آمریکا در آسیا مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان پیام روشنی داده است: ترامپ ممکن است به دنبال اهداف راهبردی خود باشد، اما نسبت به هزینههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی برای شرکای خود حساسیت کمتری دارد.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما