خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع)-ابنا: در دهکده جهانی امروز، که سرعت تغییرات سرسامآور است و حجم اطلاعات به مراتب بیش از ظرفیت جذب ما، هنر تمرکز و یکپارچگی تلاشها بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است. بسیاری از ما در مسیری گام برمیداریم که علیرغم تلاشهای بیوقفه، به نتایج دلخواه نمیرسد. گویی نیرویی نامرئی، پیوسته تدبیرها و نقشههای ما را به ناکامی میکشاند. امیرالمومنین علی (ع)، آن دریای حکمت و معرفت، قرنها پیش به این پدیده اشاره کرده و با کلامی عمیق، پرده از راز این ناکامی برداشتهاند: «مَنْ أَوْمَأَ إِلَی مُتَفَاوِتِ خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ»(1) «کسی که به کارهای مختلف (پراکنده) بپردازد، نقشه ها و تدبیرهایش به جایی نمی رسد (یا او را تنها میگذارند و به هدف نمیرسانند).این جمله کوتاه، نه تنها یک هشدار اخلاقی، بلکه یک اصل بنیادین در مدیریت زمان، انرژی، استعداد و حتی اراده است.
۱. پراکندگی اهداف: دامنه وسیع و عمق کم
اولین و مهمترین دلیل برای «خذلان حیل» یا همان ناکامی تدبیرها، پراکندگی اهداف است. انسان، با منابع محدود زمان، انرژی و توان ذهنی، نمیتواند به طور همزمان در چندین جبهه نامرتبط و متعدد، به عمق و تسلط لازم دست یابد. تلاش برای انجام همهی کارها، نتیجهای جز انجام هیچ کاری به صورت کامل و با کیفیت نخواهد داشت. این پراکندگی، همانند تقسیم یک رود پرخروش به چندین جوی کوچک است که هر یک قدرت و عمق خود را از دست میدهند.
«کُلًّا نُّمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا.»(2)
«ما به هر دو گروه [دنیاطلبان و آخرتطلبان] از عطای پروردگارت یاری میرسانیم و عطای پروردگارت [بر کسی] ممنوع نیست.»
(این آیه اشاره دارد که خداوند به تلاش هر کسی، در هر مسیری، نتیجهای میدهد. اما نتیجهای که از مسیر پراکنده و متشتت حاصل میشود، هرگز به کمال نمیرسد و در نهایت، انسان را در رسیدن به اوج ناکام میگذارد. خداوند در برابر خواستهها مانع نمیشود، اما کیفیت رسیدن به خواستهها بسته به کیفیت و تمرکز تلاش است.)
۲. از دست رفتن «عمق» در برابر«وسعت»
تمرکز بر کارهای متفاوت، به ناچار منجر به سطحینگری میشود. وقتی ذهن میان چندین موضوع پرش میکند، فرصت کافی برای ژرفنگری، تحلیل دقیق و درک ابعاد پیچیده هیچ یک از آنها را پیدا نمیکند. تدبیرها و نقشههایی که از چنین سطحینگری ناشی میشوند، غالباً خام، ناقص و فاقد قدرت اجرایی لازم هستند. این فقدان عمق، به تدریج اعتماد به نفس فرد را از بین برده و او را از توانایی خود در حل مسائل و مدیریت چالشها دلسرد میکند.
«یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَٰلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنَا یَسِیرٌ * نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِجَبَّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن یَخَافُ وَعِیدِ.»(3)
«روزی که زمین از بالای سرشان به سرعت شکافته میشود [و آنان بیرون میآیند]؛ این گردآوری [و محشور کردن] بر ما آسان است. * ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان سیطرهجو نیستی، پس به وسیله قرآن کسی را پند بده که از تهدید من میترسد.»
(هرچند این آیه مستقیماً به موضوع تمرکز اشاره ندارد، اما با توجه به معنای عام "پند دادن به وسیله قرآن" و "کسی که از تهدید من میترسد"، میتوان استنباط کرد که انسان باید بر روی پیامی که برای او مهم است و عواقب آن را جدی میگیرد، تمرکز کند و از پراکندگی در شنیدن پندها یا جدی گرفتن تهدیدها بپرهیزد تا بتواند راه درست را بیابد. پراکندگی در دریافت پیامها، مانع از هدایت عمیق و مؤثر میشود.)
۳. «خذلان الحیل»: تنها گذاشتن تدبیرها
«خذلتْه الحیل» تعبیری بسیار دقیق و شیواست. به این معنا که تدبیرها و نقشههایی که فرد با زحمت کشیده است، در لحظه عمل او را تنها میگذارند و کارایی خود را از دست میدهند. این تنها گذاشتن میتواند به چند دلیل باشد:
ناتمامی برنامهها: هیچ برنامهای به دلیل پراکندگی وقت، کامل نشده است.
انرژی ناکافی: برای اجرای مؤثر هر برنامه، انرژی لازم از قبل تحلیل رفته است.
تداخل و تعارض: برنامههای مختلف با یکدیگر در تضاد هستند و یکدیگر را خنثی میکنند.
ناامیدی و سردرگمی: خود فرد از کثرت کارها سردرگم شده و دیگر انگیزه و ارادهای برای پیگیری هیچ یک ندارد.
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا.»(4)
«بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم در اعمالشان خبر دهیم؟ * آنان کسانی هستند که تلاششان در زندگی دنیا تباه شده، در حالی که گمان میکنند کار خوبی انجام میدهند.»
(این آیه به وضوح به مفهوم پراکندگی و هدر رفتن تلاشها اشاره دارد. افرادی که بدون هدفگذاری صحیح یا با اهداف متعدد و متشتت حرکت میکنند، ممکن است تلاشهای زیادی انجام دهند، اما در نهایت به دلیل عدم تمرکز و مسیر اشتباه، همه اعمالشان به هدر رفته و دچار خسران میشوند. این دقیقا مصداق "خذلتْه الحیل" است، زیرا تدبیرها نتوانستهاند به نتیجه درست و سازنده منجر شوند.)
۴. راهکار: یکدستی اهداف، شاهراه موفقیت
برای برونرفت از دام پراکندگی و رسیدن به موفقیت، راهکار روشن است: تمرکز بر یک یا تعداد محدودی از اهداف اصلی و حیاتی. این رویکرد، به فرد این امکان را میدهد که:
منابع را متمرکز کند: زمان، انرژی و تواناییهای خود را بر مهمترین هدف خود متمرکز سازد.
عمقبخشی به تلاشها: با ژرفنگری و تحلیل دقیق، برنامههای قوی و کارآمد تدوین کند.
اولویتبندی مؤثر: مهمترین کار را از میان کارهای متعدد تشخیص داده و ابتدا به آن بپردازد.
حفظ انگیزه: با دیدن پیشرفت در یک مسیر مشخص، انگیزه خود را حفظ کرده و با اطمینان گام بردارد.
این رویکرد، نه تنها در زندگی فردی، بلکه در مدیریت کسبوکار، سیاستگذاریهای دولتی و حتی تربیت فرزند نیز کاربرد دارد. هرجا که تمرکز وجود داشته باشد، نتایج چشمگیرتر و پایدارتر خواهند بود.
بنابراین کلام گهربار امیرالمومنین علی (ع) – «مَنْ أَوْمَأَ إِلَی مُتَفَاوِتِ خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ» – یک اصل محوری در دستیابی به موفقیت و اجتناب از ناکامی است. این حدیث شریف، با تأکید بر مفهوم «پراکندگی»، ما را به دقت در انتخاب اهداف و یکپارچگی در مسیر حرکت فرامیخواند. آیات قرآن کریم نیز به روشنی بر این مفهوم صحه میگذارند و نشان میدهند که تلاشهای متشتت و بیهدف، اگرچه ممکن است فراوان به نظر برسند، اما در نهایت به خسران و تباهی میانجامند.
موفقیت واقعی، چه در عرصه فردی، چه در زمینههای علمی، شغلی یا اجتماعی، در گرو انتخاب اهداف روشن و حیاتی، اولویتبندی صحیح و سپس، تمرکز بیوقفه و همهجانبه بر آن اهداف است. این کلام حکیمانه، دعوت به درایت، نظم و یکپارچگی در عمل است تا انسان بتواند با اتکا به تدبیرهای متمرکز خود، گامهای محکمتری به سوی تعالی و کامیابی بردارد. اجازه ندهد تدبیرهایش او را تنها بگذارد؛ با تمرکز، آنها را به قویترین متحدان خود در مسیر موفقیت تبدیل کند.
پی نوشت:
1.نهج البلاغه، ج4، ص287
2.سوره اسراء/ آیه ۲۰
3.سوره ق/ آیه ۴۴
4.سوره کهف/ آیه ۱۰۳ و ۱۰۴
بانو فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاور خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما