۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۳
نقشه راهی برای زهد حقیقی در دنیای امروز

زهد حقیقی، خلاصه شده در آیه «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَیٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»تا [با یقین به اینکه هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست] بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را [که به نعمت ها مغرور شده است] دوست ندارد.

خبرگزاری بین المللی اهل البیت(ع)_ابنا: زهد، مفهومی عمیق و بنیادین در تعالیم اسلامی است که اغلب به اشتباه با ترک دنیا و رهبانیت یکسان پنداشته می‌شود. اما حقیقت زهد، آنگونه که قرآن کریم ترسیم می‌کند، نه کناره‌گیری از زندگی، بلکه نوعی نگرش متعالی به هستی و دلبستگی نداشتن به مظاهر فریبنده دنیاست. خداوند در قرآن می فرماید:«لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَیٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»(1) (تا بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را دوست ندارد)، به حق چکیده و عصاره این مفهوم والا را در بر دارد.

ابعاد مختلف آیه شریف:
۱. عدم تأسف بر آنچه از دست رفته: تجلی تسلیم و توکل
بخش اول آیه حدید، «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَیٰ مَا فَاتَکُمْ»، به قلب مفهوم زهد اشاره دارد: رهایی از بند دلبستگی به مادیات و پذیرش حکمت الهی در تقدیرات. این عدم تأسف، نه به معنای بی‌تفاوتی، بلکه نشانه‌ای از توکل عمیق بر خداوند و ایمان به علم مطلق اوست. وقتی انسان به این باور می‌رسد که هر رویدادی، چه از دست دادن و چه به دست آوردن، با مشیت الهی رقم می‌خورد، از غصه و اندوه رها می‌شود.
آیات متعددی در قرآن کریم بر این مفهوم تأکید دارند:
 «وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»(2) (و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش اموال و جان‌ها و محصولات، می‌آزماییم؛ و صبرکنندگان را بشارت ده). این آیه نشان می‌دهد که ابتلا به مصائب، بخشی از برنامه الهی است و صابران کسانی هستند که با تسلیم در برابر اراده او، از تأسف و ناشکری پرهیز می‌کنند.
 «وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ ۚ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»(3) (و اگر خداوند زیانی به تو رساند، هیچ برطرف کننده‌ای جز او نیست؛ و اگر خیری برای تو بخواهد، هیچ بازدارنده‌ای برای فضل او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌رساند؛ و او آمرزنده و مهربان است). این آیه نیز بر انحصار قدرت در دست خداوند و بیهوده بودن تأسف بر آنچه که با اراده او صورت گرفته، صحه می‌گذارد.

۲. عدم شادمانی مفرط بر آنچه عطا شده: پرهیز از غرور و کبر
«وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ»، انسان را از دلبستگی افراطی و شادمانی مفرط به نعمت‌های دنیوی بازمی‌دارد. این شادمانی مفرط، اغلب منجر به غرور، تکبر و فراموشی منشأ حقیقی نعمت‌ها می‌شود. زاهد واقعی می‌داند که تمام آنچه دارد، از فضل الهی است و او صرفاً امانت‌داری است که باید از این نعمت‌ها در مسیر رضایت خالق استفاده کند.

آیات قرآنی دیگر نیز این جنبه از زهد را روشن می‌سازند:
(داستان قارون): «إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَیٰ فَبَغَیٰ عَلَیْهِمْ ۖ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ * وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»(4) (همانا قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد، و از گنجینه‌ها چنان به او دادیم که کلیدهای آن برای گروهی از زورمندان سنگین بود. هنگامی که قومش به او گفتند: شادمانی مکن که خداوند شادمانان متکبر را دوست ندارد * و در آنچه خدا به تو داده است سرای آخرت را بجوی و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن همانگونه که خدا به تو نیکی کرده است و در زمین فساد مجوی که خداوند مفسدان را دوست ندارد). داستان قارون نمونه‌ای بارز از عواقب شادمانی مفرط و غرور ناشی از ثروت است. این آیات به وضوح بیان می‌کنند که شادمانی و دلبستگی به نعمت‌ها، اگر با هدف آخرت و بدون فراموشی بهره دنیا و احسان به دیگران نباشد، مذموم است.


۳. "وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ": نکوهش غرور و تکبر
بخش پایانی آیه حدید، «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»، مهر تأییدی است بر آنچه پیش از آن ذکر شد. «مُختَال» به معنای کسی است که بر اثر ناز و نعمت، دچار خیالات پوچ می‌شود و «فَخُور»کسی است که به خود می‌بالد و فخر می‌فروشد. خداوند این صفات را دوست ندارد، زیرا ریشه در فراموشی فقر ذاتی انسان و غفلت از منشأ حقیقی همه نعمت‌ها دارد.

قرآن کریم در آیات متعدد دیگری نیز غرور و تکبر را مذمت می‌کند:
 «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»(5) (و روی از مردم بر مگردان، و در زمین با تکبر راه مرو، زیرا خداوند هیچ خودپسند و فخرفروش را دوست ندارد). این آیه به طور مستقیم به عدم محبت خداوند نسبت به متکبران و فخرفروشان اشاره دارد و سلوک متواضعانه را توصیه می‌کند.
«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»(6) (و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. قطعاً کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند، به زودی با ذلت و خواری وارد جهنم می‌شوند). این آیه نشان می‌دهد که تکبر حتی در برابر عبادت نیز مذموم است و عواقب وخیمی در پی دارد.

۴. جایگاه دنیا در نگاه زاهدانه: وسیله‌ای برای آخرت
زهد، به معنای بی‌اعتنایی کامل به دنیا و ترک آن نیست، بلکه به معنای نگاه واقع‌بینانه به دنیا و استفاده صحیح از آن در جهت کمال و سعادت اخروی است. قرآن کریم دنیا را مذمت نمی‌کند، بلکه دلبستگی افراطی به آن را نکوهش می‌کند.
 «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»(7) (و در آنچه خدا به تو داده است سرای آخرت را بجوی و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن). این آیه به وضوح نشان می‌دهد که اسلام، استفاده از نعمت‌های دنیوی را نفی نمی‌کند، بلکه آن را در راستای اهداف اخروی و بدون فراموشی بهره حلال دنیا تشویق می‌کند.
«فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»(8) (پس چون نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید و بسیار خدا را یاد کنید، باشد که رستگار شوید). این آیه نیز بر این نکته تأکید دارد که مؤمنان پس از انجام فرائض دینی، می‌توانند در پی کسب روزی حلال و بهره‌مندی از فضل الهی باشند.
با بررسی جامع آیات قرآن کریم، درمی‌یابیم که حقیقت زهد، یک بینش و نگرش جامع به زندگی است که در دو محور اصلی آیه ۲۳ سوره حدید خلاصه می‌شود: عدم تأسف بر آنچه از دست می‌رود و عدم شادمانی مفرط بر آنچه به دست می‌آید. این دو اصل، انسان را از بند دلبستگی‌های مادی رها ساخته و او را به سوی توکل، صبر، شکرگزاری و تواضع رهنمون می‌سازد. زاهد کسی نیست که دنیا را ترک می‌کند، بلکه کسی است که دنیا را وسیله‌ای برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی می‌داند و با این نگاه، از هرگونه غرور و تکبر دوری می‌جوید. 


پی نوشت:
1. سوره حدید/آیه ۲۳
2.سوره بقره/ آیه ۱۵۵
3.سوره یونس/ آیه ۱۰۷
4.سوره قصص/ آیه ۷۶ و ۷۷
5.سوره لقمان/آیه 81
6.سوره غافر/ آیه ۶۰
7.سوره قصص/ آیه ۷۷
8.سوره جمعه/ آیه ۱۰

بانوفیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاور خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha