۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۹
فرماندهی در میدان مین؛ واکاوی هوشمندی‌های رهبری در لحظات حساس تاریخی

در کشوری که بر روی کمربند بحران‌های ژئوپلیتیک جهان خوابیده و هر روز با موج جدیدی از توطئه‌های خارجی و امواج سنگین ناکارآمدی‌های داخلی دست و پنجه نرم می‌کند، چه عاملی باعث می‌شود که چراغ امید در دل مردم همچنان روشن بماند؟ راز عبور سالم از پیچ‌های تاریخی که می‌توانستند به فروپاشی ملی منجر شوند، در چیست؟ پاسخ را باید در لحظه‌شناس‌ترین فرمانده میدان بحران جست؛ جایی که حکمت و درایت یک رهبر، تلخ‌ترین صحنه‌ها را به سکوی پرشی برای سربلندی ایران تبدیل کرده است. با ما همراه باشید تا روایتی متفاوت از هنر حکمرانی در طوفان‌ها را بخوانید.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: جمهوری اسلامی ایران به دلیل قرارگیری در یکی از حساس ترین و راهبردی ترین مناطق ژئوپلیتیک جهان، همواره در معرض بحران‌های گوناگون، چه از جانب عوامل خارجی و چه ناشی از ضعف‌های مدیریتی داخلی، قرار داشته است. این موقعیت ویژه، ایران را به هدفی دائمی برای مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای و توطئه‌های پیچیده تبدیل کرده که در طول چهار دهه اخیر، بحران‌های ریز و درشتی را بر کشور تحمیل نموده‌اند.

در کنار این فشارهای بیرونی، ناکارآمدی برخی مسئولان در مقاطع مختلف نیز مزید بر علت شده و گاه بر شدت مشکلات افزوده است. این ترکیب نامیمون - یعنی تهدیدات خارجی همراه با ضعف‌های مدیریت داخلی - می‌توانست به مرور زمان به فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف روحیه جمعی منجر شده و امید به آینده را در دل مردم کمرنگ کند.

اما آنچه در این میان نقش تعیین‌کننده و حیاتی داشته، وجود رهبری حکیم و فرزانه‌ای است که با شناخت عمیق از زمانه، آگاهی از توطئه‌های دشمنان و درک صحیح از توانمندی‌های ملی، همواره در کانون بحران‌ها حضوری مؤثر و جهت‌بخش داشته است. این رهبری با تشخیص دقیق «کی» و «چگونه» باید وارد عمل شد، نه تنها فضای بحران‌ها را تلطیف کرده، بلکه با تزریق روحیه امید و خودباوری به جامعه، مانع از غلبه یأس بر مردم شده است. در ادامه، ابعاد مختلف این عملکرد راهبردی را در بحران‌های گوناگون پیش و روی کشور مورد بررسی قرار می‌دهیم.در جمهوری اسلامی ایران، مدیریت بحران‌ها همواره بر اساس اصول و چارچوب‌های قانونی و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های عظیم مردمی و نهادی صورت گرفته است.

عملکرد رهبری در این زمینه را می‌توان در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد:

۱. حضور میدانی و همدلی با مردم در تمام بحران‌های طبیعی مانند سیل و زلزله: رهبری با حضور بی‌واسطه در مناطق آسیب‌دیده (مانند زلزله بم، کرمانشاه و سیل خوزستان)، ضمن همدردی با مردم، بر تسریع در امدادرسانی و رفع مشکلات نظارت مستقیم داشتند. این حضور میدانی باعث ایجاد روحیه امید و انسجام ملی می‌شود.

۲. هدایت و هماهنگی قوا در بحران‌های سیاسی-امنیتی در مواقعی که کشور با چالش‌های امنیتی مانند فتنه‌های داخلی یا تهدیدات خارجی مواجه بوده است. رهبری با اتخاذ مواضع حکیمانه و دعوت به وحدت و انسجام ملی، توطئه‌های دشمنان را خنثی کرده‌اند. به عنوان مثال، در آشوب‌های سال ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶، با تشخیص صحیح و به موقع، از تبدیل نارضایتی‌های مدنی به بحران امنیتی جلوگیری شد.

۳. مدیریت جنگ اقتصادی و تحریم‌هادر سال‌های اخیر که کشور با جنگ تمام‌عیار اقتصادی مواجه بوده، رهبری با تعیین راهبردهای کلی مانند «اقتصاد مقاومتی»، «تولید ملی» و «جهش تولید»، مسیر عبور از مشکلات را ترسیم کردند. تأکید بر اقتصاد دانش‌بنیان و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان نیز از جمله راهکارهای ایشان برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها بود.

۴. مدیریت بحران‌های بهداشتی (مانند کرونا) در بحران کرونا: رهبری ضمن دعوت از مردم برای رعایت پروتکل‌های بهداشتی، بر استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای تولید واکسن و دارو تأکید کردند. نامگذاری سال‌ها با محوریت «جهش تولید» و «تولید؛ دانش‌بنیان و اشتغال‌آفرین» نیز نشان‌دهنده نگاه بلندمدت برای پیشگیری از بحران‌های آتی از طریق خودکفایی است.

۵. اصل مشورت و خرد جمعی بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی: بخش مهمی از وظایف رهبری، تعیین سیاست‌های کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است. این فرآیند مشورتی تضمین می‌کند که در مواقع بحران، تصمیمات بر اساس کارشناسی دقیق و خرد جمعی اتخاذ شود.

۶. مدیریت بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در بحران‌های منطقه‌ای مانند مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق (داعش) که رهبری با حمایت از محور مقاومت، از بحران‌ها دوری نکرده و با نگاه راهبردی، امنیت کشور را در خارج از مرزها تأمین کردند. این رویکرد هوشمندانه مانع از رسیدن بحران‌های منطقه‌ای به داخل کشور شد.

این رویکرد جامع سبب شده است که کشور علیرغم مواجهه با انبوهی از بحران‌های پیچیده در طول چهار دهه اخیر، نه تنها دچار فروپاشی یا بن‌بست نشود، بلکه با قدرت به مسیر پیشرفت و توسعه خود ادامه دهد. در مدیریت بحران‌ها و فتنه‌های اخیر (از جمله حوادث ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ و تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی)، نقش رهبر انقلاب در محورهای مختلف بسیار پررنگ بود. ایشان با قاطعیت تمام و قدرت بازدارندگی که دارند با تعیین خط قرمزها، با صدور پیام‌های قاطع و به‌موقع، معادلات دشمن را بر هم زدند. برای مثال، بلافاصله پس از تجاوز رژیم صهیونیستی (خرداد ۱۴۰۴) با پیام تلویزیونی فرمودند این رژیم «دچار خطای بزرگی شد که بیچاره خواهد شد» و بدین ترتیب، هم اضطراب عمومی را کاهش دادند و هم خط قرمز جمهوری اسلامی را ترسیم نمودند.

سرعت عمل و فرماندهی میدانی ایشان نیز بسیار مورد توجه است. در بحران شهادت فرماندهان، ظرف چند ساعت جانشینان آنان را منصوب و فرمان حمله متقابل (از جمله به پایگاه العدید) را صادر کردند. همچنین در فتنه دیماه، تنها چند ساعت پس از آشوب، با سخنرانی خود، موج ناامیدی و تشویش را خنثی کردند. با سخنان وحدت‌بخش و بیانات حمایتگرانه شان از دولت، بسیار قدرتمند عمل کردند. در حساس ترین لحظات، با تأکید بر «حمایت از دولت» و جلوگیری از دوقطبی‌های مخرب، اجازه ندادند دشمن میان ارکان نظام و جناح‌های سیاسی رخنه کند و انسجام داخلی را به مهمترین سلاح در برابر فتنه تبدیل نمودند. ایشان با افشای نقش مستقیم آمریکا و اسرائیل در آشوب‌ها و تقسیم معترضان به «آگاه» و «ناآگاه»، ضمن خنثی‌سازی جنگ شناختی، جهاد تبیین را به عنوان راهبرد اصلی مقابله با عملیات روانی دشمن ترسیم کردند.

عملکرد رهبری در بحران‌ها نشان‌دهنده یک الگوی منسجم مبتنی بر اعتماد به مردم (مردمی‌سازی بحران‌ها)، تأکید بر توان داخلی (خودکفایی و اقتصاد مقاومتی)، تدبیر و آینده‌نگری (تشخیص به موقع تهدیدات)، التزام به قانون (عمل در چارچوب قانون اساسی)، وحدت‌آفرینی (پرهیز از تشتت و اختلاف‌افکنی) می باشد. 

 زهرا صالحی‌فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha