به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ چهره رمضان در لبنان دگرگون شده و آیینها و سنتهایش رنگ باخته است؛ آن هم در میانه تجاوزات مداوم اسرائیل به خاک لبنان که احساس غربت لبنانیها نسبت به عیدها، کار و زندگی را عمیقتر کرده و گرانی فزایندهای که توان خانوادهها را برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی از میان میبرد.
براساس گزارش روزنامه العربی الجدید، فصلهای رنج لبنانیها در میان بحرانهای انباشته و مالیاتهای فزاینده پایانی ندارد؛ گویی آنان در حالتی از روزه دائمی از زندگی امن و شرافتمندانه به سر میبرند. یک روز پیش از فرارسیدن ماه رمضان و همزمان با آغاز روزه بزرگ در میان طوایف مسیحی، دولت لبنان با بستهای تازه از عوارض و مالیاتها به استقبال شهروندان رفت؛ مردمی که پیشتر نیز زیر فشار تنگنای معیشتی فرسوده شده بودند.
در جنوب و شرق لبنان و در ضاحیه جنوبی بیروت، خانوادهها همچنان زیر بار پیامدهای جنگ اخیر اسرائیل، ویرانیها و خسارات سنگین و نیز نقضهای مداوم آتشبس ـ با وجود گذشت بیش از یک سال از توافق ـ قرار دارند. در شمال لبنان نیز ساکنان شهر طرابلس با ریزشهای پیاپی ساختمانهای قدیمی و فرسوده دستوپنجه نرم میکنند و بیم آن دارند که فجایع تازهای بر واقعیت معیشتی وخیم آنان بیفزاید.
هیئت دولت لبنان دوشنبه هفته گذشته افزایش ۳۰۰ هزار لیرهای (حدود ۳.۳ دلار) بر هر باک بنزین و همچنین افزایش مالیات بر ارزش افزوده به ۱۲ درصد را تصویب کرد؛ اقدامی که نگرانیهای مردمی درباره آیندهای تیرهتر و سختتر را تشدید کرده است.
احساس اندوه و افسردگی
«سلمان وهبی» ساکن شهر نبطیه، با این جملات رنج مردم جنوب لبنان را توصیف میکند: دیگر جایی برای شادی نمانده است؛ فقط اندوه و افسردگی همراهمان است. این احساسها در وجودمان رخنه کرده و جای همیشگی خود را یافتهاند؛ چه در قبرستانها، چه کنار مزار شهدا و چه در مجالس عزاداری
او که مردی شصتساله است، از روزهایی یاد میکند که رمضان ماه عید، ایمان، دعا و اذان بود؛ ماه گردهماییهای شبانه برای سحری و افطاری و مهمانیها و قصههای رمضانی و جمع کودکان. اما میگوید: اوضاع تغییر کرده و زندگی دیگر مانند گذشته نیست. چهره رمضان در لبنان عوض شده، جادویش رنگ باخته و طعمش متفاوت شده است، بهویژه در جنوب لبنان که در نتیجه جنگهای مکرر اسرائیل و بحرانهای داخلی، از عید و کار و زندگی احساس غربت میکنیم.
به گفته او، آمادگیها برای رمضان در جنوب لبنان بسیار محدود است؛ خانوادهها تنها ارزانترین مواد غذایی و سبزیجات را برای سیر کردن کودکانشان میخرند. برخی شهرداریها بازارچههای رمضانی برپا میکنند تا مردم بتوانند ذرت بوداده، باقالای پخته، شیرینی، لیموناد و شربت جلاب تهیه کنند، اما برپایی خیمههای رمضانی، شرکت در شبنشینیها و خرید لباس و خوراک، دیگر به گذشته پیوسته و تنها در توان اقلیتی مرفه است.
وهبی از دههها جنگهای پیاپی اسرائیل و چرخه ویرانی و بازسازی در روستاهای جنوب ابراز تأسف میکند و میگوید: حتی شادی بازی کودکان روی تابها را هم از ما گرفتند. بسیاری از والدین یا به دلیل وضعیت امنیتی و حملات اسرائیل، یا به دلیل ناتوانی مالی، فرزندانشان را به مکانهای بازی نمیبرند. اغلب خانوادههای جنوب لبنان به سبب جنگ و آوارگی درآمد خود را از دست دادهاند و کشور نیز درگیر گرانی، بیکاری و فروپاشی اقتصادی است.

روزهدارانِ فراموششده
«علی» جوانی از شهرک مرزی مرکبا با طنزی تلخ میگوید: باید شهرکهای نوار مرزی با فلسطین اشغالی را از روزه معاف کنند؛ ما همیشه روزهدار و فراموششدهایم. او میافزاید که گرانی در جنوب لبنان، شدیدتر احساس میشود، در حالی که فرصتهای شغلی وجود ندارد و بازسازی خانهها و زیرساختها به تعویق افتاده است. فقط هنگام وضع مالیات یاد ما میافتند. هر روز کار میکنم و به سختی درآمدی برای گذران زندگی با همسرم به دست میآورم.
«غِنی عطوی» پرستاری از جنوب لبنان که در ضاحیه جنوبی بیروت زندگی میکند، از وخامت اوضاع معیشتی میگوید: من و همسرم به زحمت هزینهها را تأمین میکنیم؛ اجارهها بالا رفته، گرانی بیداد میکند و فقر گسترش یافته است. بسیاری دیگر نیز فرصت شغلی ندارند و خانوادهها دیگر مانند گذشته نمیتوانند برای یک ماه کامل خرید کنند و روزبهروز مایحتاج خود را تهیه میکنند. دردناکتر آنکه با وجود این فشارها، دولت لبنان، مالیاتهای بیشتری وضع میکند؛ گویی بر لبه پرتگاهی ایستادهایم و با یک هل کوچک سقوط میکنیم.
رمضانِ متفاوت
«حسین شمس» فعال اجتماعی، میگوید: رمضان بخشی از جلوه و آیینهایش را از دست داده است. امسال بسیاری از خانوادهها فرزندان و عزیزانشان را در جنگ از دست دادهاند و آنان در جمعهای افطار و سحر حضور نخواهند داشت که حقیقتی تلخ و سنگین است.
او که اهل شهر هرمل در شرق لبنان است، میافزاید: رمضان در لبنان با افزایش قیمتها و بنزین، آغاز شده و گرانی سوخت بر همه کالاها اثر خواهد گذاشت و هزینه سفره افطار، گرمایش، حملونقل و جزئیات زندگی را بالا خواهد برد.
«ربیعه احمد طه» فعال مدنی در شهر بعلبک، میگوید: گرانی در غیاب نظارت رسمی بر قیمتها، فقرا را از تأمین خوراک محروم کرده و بسیاری به کمکهای خیریه وابستهاند. پیشتر برای یک ماه خرید میکرد، اما اکنون تنها مایحتاج یک هفته را تهیه میکند و بسیاری به سراغ ارزانترین اقلام میروند. وی همچنین زنان را به پخت غذاهای خانگی سالم و بازگشت به کشاورزی و ذخیره خانگی تشویق میکند.

گرفتار میان دو آتش
«محمد» کارمندی ساکن بیروت و پدر دو فرزند، میگوید: از پس هزینههای زندگی، مدرسه، دانشگاه و دارو برنمیآییم؛ وضعیت برای خانوادههایی که اجارهنشیناند دشوارتر است. او از افزایش مداوم قیمتها و حتی صرفهجویی در مصرف دارو ـ با وجود خطرات آن ـ سخن میگوید و میپرسد چگونه میتوان با این وضعیت، هزینه تزئینات و ملزومات رمضان را پرداخت؟
«یاسین المصری» فروشنده ادویه در طرابلس، نیز میافزاید: مردم شهر میان آتش گرانی و مالیاتهای تازه پیش از رمضا، و آتش ساختمانهایی که ممکن است هر لحظه فروبریزد گرفتار هستند. او میافزاید: وضعیت بهویژه برای کسانی که به درآمد روزانه وابستهاند بسیار وخیم است. از سپیدهدم تا نیمهشب کار میکنم تا دوام بیاورم و نیازهای خانوادهام را برآورده کنم. زندگیمان در حد نان و آب و چند قلم ساده بر سفره افطار است.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما