۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۹
منبع: هدانا
مقابله به مثل باید با احسان باشد نه با عدل

اگر کسی نسبت به ما ادب کرد؛ چه ادب زبانی، چه ادب کتبی و نامه‌ای، چه ادب مالی، چه ادب حیثیتی، ما پاسخ بدهیم. دیگر اینکه این کاسه خالی یا نامه را یا قول را که بی‌پاسخ نگذاشتیم، این عدل است نه احسان.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) ـ ابنا: إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّهًْ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ‏» (هرگاه به تو تحیتی گفته شد، با تحیتی بهتر از آن،  پاسخ بگوی و هرگاه دستی به تو احسان کرد، با احسانی بهتر از آن، جبرانش کن. با وجوداین، فضیلت از آنِ آغازگر (نیکی) است)؛(۱) 

اگر کسی نسبت به ما ادب کرد؛ چه ادب زبانی، چه ادب کتبی و نامه‌ای، چه ادب مالی، چه ادب حیثیتی، ما پاسخ بدهیم. دیگر اینکه این کاسه خالی یا نامه را یا قول را که بی‌پاسخ نگذاشتیم، این عدل است نه احسان. سوم اینکه بار دیگر خود ما اگر ابتدائاً نامه‌ای دادیم یا کاسه‌ای دادیم یا مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود جزای احسان. در قرآن نفرمود جزای احسان، عدل است؛ فرمود جزای احسان، احسان است: (هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ).(۲) ما اگر مشکلی داشتیم و کسی مشکل ما را حلّ کرد و بعد او مشکلی پیدا کرد و ما مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود عدل، نه احسان؛ چون ما بدهکار بودیم دَین خود را ادا کردیم، هنوز جزای او را ندادیم. بار دیگر اگر او مشکلی پیدا کرد، ما ابتدائاً و ارتجالاً مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود احسان، این احسان جزای آن احسان است. «هل جزاءُ الاحسان الا العدل» نیست؛ بلکه (هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ) است.


بیان نورانی حضرت امیر این است که اگر کسی نامه‌ای مؤدّبانه برای شما نوشت ، شما پاسخ آن نامه را دادید، این می‌شود عدل و اگر بار دیگر شما ابتدائاً عرض ادب کردید و نامه نوشتید این می‌شود احسان و تحیّت. فرمود: «وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ‏»؛ در چنین جامعه‌ای، نه زد و خورد و پرونده پانزده میلیونی هست و نه طلاق در این جامعه راه دارد. اگر امام صادق(ع) فرمود جامعه را حرف ما اداره می‌کند، چنانکه می فرماید: «تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْض» (به دیدن هم بروید،زیرا دیدار یکدیگر سبب زنده کردن دل‌های شماست و یاد نمودن احادیث ماست و احادیث ما،شما را به یکدیگر مهربان می‌سازند،(۳) همین است. همه ما می‌دانیم سنگ روی سنگ بَند نمی‌شود؛ یعنی کسی که خواست برجی بسازد، قصری بسازد، طبقه اوّل را سنگ گذاشت، طبقه دوم بخواهد روی این سنگ بگذارد بَند نمی‌شود بلکه یک ملات نرم لازم است که این دو تا سنگ را به هم جمع کند. فرمود بیانات ما ائمه آن ملات نرم است که سنگ‌ها را روی هم مستقر می‌کنند و قصر می‌سازند.


آنگاه ما موظّف هستیم عادل باشیم، این کف زندگی است. موظّف هستیم احسان کنیم که بالاتر از عدل است. اینکه در سوره «نحل» فرمود: (إِنَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ)(۴) گرچه با «واو» عطف شده؛ اما آن ترتّب منزلت همچنان محفوظ است که احسان عدل است «مع اضافه». جزای احسان، عدل نیست؛ جزای احسان، احسان است.آنکه ابتدائاً مشکل شما را حلّ کرد، او همچنان در رتبه اوّل ایستاده است و اگر بخواهید به او بررسی باید یک کار ابتدایی نسبت به او بکنی که بشود احسان، نه بشود عدل.
حضرت  فرمود: «مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ»؛(۵) کسی که شما را از عواقب کار بد ترساند، مثل اینکه مژده داده باشد. فرمود:اگرکسی شما را برحذر داشت، یعنی گفت: (خُذُوا حِذْرَکُمْ)؛(۶) یعنی هوشتان را بگیرید، عقلتان را بگیرید، با چراغ عقل حرکت کنید؛ مثل آن است که به شما مژده داد، برای اینکه با چراغ عقل که حرکت کردید، به مقصد می‌رسید.


منبع:

۱. نهج البلاغهًْ صبحی صالح، حکمت۶۲.
۲. رحمن، ۶۰.
۳. الکافی(ط ـ الإسلامیهًْ)، ج۲، ص۱۸۶.
۴. نحل، ۹۰.
۵.نهج البلاغهًْ، حکمت۵۹.
۶. نساء، ۷۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha