خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) _ ابنا: در گفتوگوهای مربوط به مهدویت، یک پرسش بنیادین همواره مطرح است: ما امام عصر(عج) را چگونه تصور میکنیم؟ آیا ایشان را موجودی فراانسانی میدانیم که قرار است با حضوری دفعی و معجزهآسا همه معادلات عالم را «کن فیکون» کند؟ یا آنکه ایشان را در امتداد سنت الهی در تاریخ، یعنی همچون دیگر انبیاء، اولیاء و اوصیاء الهی میفهمیم؛ انسانی کامل که تحقق مأموریت جهانیاش در نسبت با اراده، آگاهی و قدرت یافتن پیروانش معنا مییابد؟
اگر تصور نخست را بپذیریم، نتیجه طبیعی آن نوعی «انتظار منفعل» خواهد بود؛ انتظاری شبیه نشستن در سالن انتظار سینما، که در آن انسانها صرفاً امیدوارند روزی پرده بالا رود و فیلم آغاز شود. در چنین تصویری، جامعه مؤمنان نه بازیگر صحنه تاریخ، بلکه صرفاً تماشاگر آن خواهد بود. حاصل این نگاه نیز غالباً فروکاستن مهدویت به مجموعهای از نشانهیابیها، خوابها، روایتهای غیرقابل اتکا و پیشبینیهای مبهم درباره زمان ظهور است؛ امری که نه تنها به پیشرفت جامعه شیعی کمکی نمیکند، بلکه گاه آن را در نگاه ناظران بیرونی غیرمنطقی و اسطورهای جلوه میدهد.
اما اگر به سنت الهی در تاریخ بنگریم، الگوی دیگری آشکار میشود. هیچیک از انبیاء الهی بدون فراهم شدن بسترهای انسانی و اجتماعی موفق به تحقق مأموریت تاریخی خود نشدند. پیامبران در عین برخورداری از هدایت و نصرت الهی، در دل علل و اسباب طبیعی عمل میکردند و جامعهای از یاران آگاه، مؤمن و فداکار پیرامون خود میساختند. در این منطق، معجزه جایگزین مسئولیت انسانها نمیشود؛ بلکه اراده الهی از طریق اراده و مجاهدت بندگانش در تاریخ تحقق مییابد.
بر همین اساس، مفهوم «انتظار» در مکتب شیعه را میتوان به گونهای دیگر فهم کرد: انتظار نه حالت تعلیق، بلکه یک پروژه تاریخی است. پروژهای که در آن جامعه مؤمنان موظف است به سمت شکلدهی تدریجی قدرت الهی در زمین حرکت کند؛ از انقلاب آغاز کند، نظام بسازد، دولت کارآمد شکل دهد، جامعهای عادلانه سامان دهد و در نهایت به افق تمدن اسلامی نزدیک شود.
در این نگاه، پرسش از زمان ظهور نیز معنای تازهای پیدا میکند. زمان ظهور متغیری مستقل از تاریخ و اراده انسانها نیست، بلکه تابعی از میزان آمادگی جامعه مؤمنان است. هرچه ظرفیتهای علمی، اخلاقی، اجتماعی و تمدنی جهان اسلام بیشتر شکوفا شود، زمینه تحقق آن وعده الهی نیز نزدیکتر خواهد شد. به تعبیر دیگر، «ظهور» صرفاً یک واقعه دفعی در آینده نیست؛ بلکه فرآیندی تاریخی است که بخشی از آن در مسئولیت ما قرار دارد.
از همین رو، تمرکز بر علائم ظهور ــ اگر جایگزین تلاش برای ساختن قدرت علمی، فرهنگی و اجتماعی شود ــ میتواند به نوعی انحراف از فلسفه حقیقی انتظار تبدیل گردد. جامعهای که تمام انرژی خود را صرف نشانهیابی میکند اما در عرصه علم، فناوری، اقتصاد، حکمرانی و قدرت اجتماعی ضعیف باقی میماند، عملاً بستر تحقق آن وعده الهی را فراهم نکرده است.
در مقابل، انتظار حقیقی جامعهای را میطلبد که در مسیر علماندوزی، قدرتسازی و تمدنپردازی گام بردارد؛ جامعهای که بتواند در عرصههای دانش، فناوری و سازمان اجتماعی به سطحی از اقتدار برسد که از مظلومان عالم دفاع کند و مستکبران را به چالش بکشد. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که قدرتهای جهانی امروز، محصول قرنها انباشت دانش، سازمان و اراده جمعی بودهاند. اگر انسان غربی توانسته به چنین سطحی از قدرت برسد، جامعه اسلامی نیز میتواند و باید با امید و مجاهدت در همین مسیر حرکت کند.
در این چارچوب، میتوان گفت امام عصر(عج) تنها «منتظَر» نیست، بلکه «منتظِر» نیز هست؛ منتظر جامعهای که به سطحی از بلوغ برسد که بتواند حامل پروژه عدالت جهانی باشد. جامعهای که علم را بشکافد، به مرزهای آسمان و زمین نفوذ کند، ساختارهای قدرت عادلانه بسازد و زمینه تحقق حکومت جهانی عدالت را فراهم آورد (۱).
بر اساس این روایت، انتظار فرج با عجله در امر فرج فرق دارد: «فَمَا مَعْنَی یُمَارُونَ قَالَ یَقُولُونَ مَتَی وُلِدَ وَ مَنْ رَأَی وَ أَیْنَ یَکُونُ وَ مَتَی یَظْهَرُ وَ کُلُّ ذَلِکَ اِسْتِعْجَالاً لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ شَکّاً فِی قَضَائِهِ وَ دُخُولاً فِی قُدْرَتِهِ أُولَئِکَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا اَلدُّنْیَا» مفضّلبنعمر میگوید به امام صادق (ع) عرض کردم: «معنی یُمارُونَ چیست»؟ فرمود: «یعنی مردم میگویند قائم چه زمانی متولّد شده و چه کسی او را دیده و حالا کجاست و چه وقت ظهور میکند؟ اینها همه عجله در امر خدا و شک در قضای الهی و دخالت در قدرت اوست أُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِلْکَافِرِینَ لَشَرَّ مَآبٍ» (۲).
پینوشت
۱. علی رنجبر، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم.
۲. بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱.
نظر شما