۱۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۳
تربیت با سه رنگ گواش: روایتی از تربیت مادران حماسه ساز

این روزها، شاهد خلق حماسه های به ظاهر کوچک اما بزرگ در طول تاریخ هستیم. صحنه‌ای تکراری اما تازه: دخترکی با گواشِ سه‌رنگ، بر گونه‌ی بچه‌های کوچک‌تر از خودش پرچم می‌کشد و مادری سایه‌وار، از دور و نزدیک، مراقب امنیت و تمامیت این لحظه‌ی ناب حماسی است. انگار نه یک نقاشی ساده، که کلاس درسی ست برای ساختن نسلی که وطن را دوست داشتن بلد است.

خبرگزاری بین المللی مکتب اهلبیت - ع - ابنا: حلمای ۱۱ ساله با سه رنگ سبز و سفید و سرخ و یک قلموی کوچک نقش خودش را به زیبایی در این حماسه ی تاریخی ایفا می کند. با کشیدن یک پرچم کوچک روی صورت و دست بچه ها در جای درست خودش ایستاده است. حضور مادر کنار او این نقش را ماندگار کرده است، درود بر مادران سرزمینم که با هدایت درست فرزندانشان آنها را برای آینده ی ایران می پرورانند.

 در میانه‌ی روزهایی که مردم ایران مشغول رقم زدن حماسه‌ای تازه‌اند، آنچه بیش از شعارها و تجمعات دیده می‌شود، نقشی عمیق و مادرانه در پس‌پرده‌ی این شور جمعی است. مادرانی که با نگاه تأییدگر خود، اولین کلاس تربیت حماسی را برای دخترانشان برگزار می‌کنند. اینجا دیگر خبری از گفتارهای اندرزگونه نیست؛ دختر می‌آموزد که روایتگر انقلاب باشد، نه از طریق سخنرانی، بلکه با کشیدن یک پرچم بر گونه‌ی کودکی دیگر. مادر با حضور آرام و استوارش، سه درس ماندگار را منتقل می‌کند: شجاعت برای ابراز عشق به میهن، مسئولیت در قبال جمع، و این حقیقت که حماسه را می‌توان با نرمی و لطافتِ یک قلم‌موی کوچک نیز نوشت. چنین دختری روزی زنی می‌شود که نه تنها وطن را روایت می‌کند، که خود، روایتِ زنده‌ی وطن است.

 در این صحنه چند مولفه ی بسیار مهم نهفته است:

 ۱. الگوسازی زیسته: مادری که در آن لحظه نه تنها دخترش را از نقاشی کشیدن منع نمی‌کند، بلکه با نگاه مراقب و تأییدگر خود به او «امنیت» و «ارزش» می‌بخشد. این صحنه به دختر می‌آموزد که عشق به میهن و نمادهایش نه یک کار پنهانی و ترسناک، که ابراز افتخاری طبیعی است.

 ۲. آموزش شجاعت آرام: روحیه حماسی فقط شور و هیجان نیست، بلکه «ایستادگی در برابر ترس» است. مادر با حضورِ باثباتش در کنار دختر (بدون فریاد، بدون شتابزدگی) به او می‌آموزد که برای باورهایت می‌توانی در ملأ عام بایستی، بدون لرزش دست.

 ۳. روایتگری از طریق کنش: مادری که روایتگر انقلاب باشد، لزوماً سخنران نیست. او با عمل خود تاریخ را تفسیر می‌کند. در آن لحظه، مادر به دخترش می‌گوید: «تو حق داری که رنگ سبز، سفید و سرخ را بر صورتت بنشانی، چون این رنگ‌ها به تو تعلق دارد.» این بزرگ‌ترین درسِ «مالکیت بر روایت ملی» است.

 ۴. پرورش مسئولیت جمعی: دختری که در کودکی تجربه می‌کند که می‌تواند بخشی از یک حماسه‌ی جمعی (حتی با یک قلم‌موی ساده) باشد، در آینده زنی می‌شود که بی‌تفاوت از کنار بحران‌ها و شادی‌های کشورش نمی‌گذرد. مادر در اینجا «حس عاملیت» را در او زنده می‌کند.

  ۵. ترکیب لطافت و استواری: نکته ظریف آنجاست که مادر به دخترش می‌آموزد حماسه می‌تواند با «گواش سه رنگ» و بر «صورت کودکان» رقم بخورد، نه لزوماً با خشم و خشونت. این یعنی حفظ عطوفت در عین مقاومت - درسی که مادران ایرانی اغلب در دل تاریخ به دخترانشان منتقل کرده‌اند.

 در این صحنه مادر در این تصویر، فقط یک ناظر نیست؛ او «حافظِ آتش درون» دخترش است. آن لحظه‌ای که دخترک پرچمی بر گونه کودکی دیگر می‌کشد، مادر دارد نسل بعد را برای لحظه‌ای تربیت می‌کند که شاید خود مادر دیگر در کنارش نباشد، اما آن «جرأت دوست داشتن وطن» در وجود دخترش باقی خواهد ماند. این همان روح حماسیِ آرام و ماندگار است.

 آری پروراندن نسلی مقاوم و غیرتمند و وطن پرست چون ماموریتی نانوشته توسط مادران سرزمینم به خوبی ایفا می شود.

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha