۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۹
ماجرای «خیر» بودن همه چیز در عالم

تنها دوگانه‌ پرستان هستند که قائل به دو خالق خیر و شر هستند. اما یگانه‌پرستان معتقدند: در این عالم موجودی به نام شرّ وجود ندارد. هر چه هست، خیر است. اما آنچه را ما شرّ می نامیم یا خودش عدم است یا مستلزم عدم می باشد. جهل، فقر، مرگ، بیماری و ... ذاتاً عدم می باشند که هر یک به ترتیب عدم علم، عدم غنا، عدم حیات و ... هستند و گزندگان، درندگان، میکروبها و آفت ها مستلزم نیستی و عدم اند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: ثنویین (دوگانه پرستان) (۱) همانند ایرانیان قدیم می گفتند: «آری، عالم ترکیبی از خیر و شر است و دو آفریننده دارد؛ زیرا اگر آفریننده، خوب باشد بدها را نمی آفریند و اگر بد باشد خوب ها و خیرها را ایجاد نمی کند».(۲)


اینها قائل به دو خالق بودند: ۱. خالق خیر. ۲. خالق شرّ. امنیت و سلامتی و صلح و دوستی و صفا و صمیمیت و محبت را از خالق خیر و دشمنی و خونریزی و جنگ و قحطی و بیماری را از خالق شرّ می دانستند.


لکن از نظر موحّدان و یگانه‌ پرستان که توحیدی کامل‌ تر از دیگران دارند، در این عالَم وجودی بنام شرّ مطلق نیست؛ بلکه همه چیز خیر است و نظامی احسن از این نظام آفرینش نیست، اگر چشم دوبین (لوچ) و مطالعات شرک‌آلود و تلقینات و تربیت های ناصحیح نباشد، در این عالم جز خیر دیده نمی شود، اینها که عالم را مرکب از خیر و شرّ می بینند احول(دوبین) هستند.


سؤالی که مطرح می شود این است که: اگر شروری وجود ندارد، پس آنچه شرّ می نامیم چیست؟ و در کتاب تکوین خلقت الهی چه محلی از اعراب دارند؟


جواب این است که: اساساً آنچه شرّ و بد می نامیم یا خودش عدم و نیستی است، یا مستلزم عدم و نیستی می باشد، یعنی یک موجودی است که خودش از آن جهت که خودش است، خوب است و از آن جهت بد است که مستلزم یک نیستی می باشد، و تنها از آن جهت که مستلزم نیستی است بد است نه از جهت دیگر. ما نادانی، فقر و مرگ را بد می دانیم، اینها ذاتاً نیستی و عدم می باشند، همچنین ما گزندگان، درندگان میکروبها و آفت ها را بد می دانیم، اینها مستلزم نیستی و عدم هستند. (۳)

نادانی (جهل)، فقر، مرگ، بیماری، نابینایی، ناشنوائی و نظائر اینها امور عدمی هستند که هر یک به ترتیب عدم علم، عدم غنا، عدم حیات، نیستی، سلامتی، فقدان بینائی و شنوائی است، در همه اینها از دست دادن است نه چیزی را به دست آوردن، وقتی دست در جیب می کنیم و خالی از پول می یابیم، گوئیم دچار شرّ شده ایم، عدم پول، فقدان پول است و امری عدمی است، حتّی در امور اخلاقی و صفات زشت هم چنین است، ظلم، نیستی عدل است، بی حیائی، عدم حیا و بی تقوایی و بی عفّتی، عدم تقوی و عفّت است.


اموری هم که موجب عدم می شوند مثل درندگان و گزندگان و ما نام شرّ و بدی بر آنها می گذاریم، نه به این خاطر است که خود بد هستند، اگر پیامد دریدن و گزیدن و در نهایت منجر شدن به مرگ را نداشتند، ابداً نام بد و شرّ به آنها نمی دادیم، پس آنچه بد است چیزی است که از آنها سر می زند و آنها همه عدم هستند نه وجود، بیماری و مرگ حاصل از دریدن و گزیدن و گرفتار میکروب شدن و از بین رفتن گیاهان و کشتزارها ناشی از آفت، همه نیستی و فقدان هستند، پس امری وجودی نیستند تا منتسب به فاعلی باشند و ما برای آنها مثل ثنویه (دوگانه پرستان) خدائی و خالقی جداگانه انتخاب و اختیار کنیم. (۴)


پی نوشت:

(۱). برای اطلاع بیشتر درباره ثنویت (دوگانه پرستی) می توانید به مجموعه آثار استاد شهید مطهری- عدل الهی، مطهری، مرتضی، صدرا، تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۳ شمسی، ج ‌۱، ص ۸۸، ثنویت رجوع کنید.

(۲). همان.
(۳). همان، ص ۱۵۰، شرّ، عدمی است.
(۴). گردآوری از کتاب: اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: اکبر خادم الذاکرین، نسل جوان، قم، ۱۳۸۵ شمسی، چاپ: اول، ج ۱، ص ۲۸۶.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha