۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۳
بقایای جریان فکری «خوارج» هنوز در جریان است

بعد از جنگ نهروان، امام علی(ع) در پاسخ یارانش که گفتند: تمام خوارج نابود شدند، فرمود: «نه؛ به خدا سوگند [این گونه نیست] آنها نطفه هایی در پشت پدران و رحم مادران خواهند بود!». منظور امام این است که خوارج، اشخاص نیستند؛ بلکه یک جریانند. هم اکنون نیز گروههایی مثل وهابیون، افکار و اعمال خوارج را دنبال می کنند. آنها به بعضی از ظواهر عبادات، سخت پایبندند و گاه انجام کوچک ترین مکروهات را جایز نمی دانند ولی غالب مسلمانان شیعه و سنّی را مشرک می شمرند و برای جان و مال و ناموس آنها هیچ ارزشی قائل نیستند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: امام علی(علیه السلام) در خطبه ۶۰ نهج البلاغه، در پاسخ یاران خود که بعد از جنگ نهروان خدمت ایشان عرض کردند: ای امیرمؤمنان! تمام خوارج نابود شدند، فرمود: (نه؛ به خدا سوگند [این گونه که شما می پندارید نیست] آنها نطفه هایی در پشت پدران و رحم مادران خواهند بود!)؛ «کَلاَّ وَ اللهِ، إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِی أَصْلاَبِ الرِّجَالِ وَ قَرَارَاتِ(۱)النِّسَاءِ».

از این کلام به خوبی استفاده می شود که امام علی(علیه السلام) خوارج را یک گروه خاص نمی داند؛ بلکه جریانی می شمرد که در طول تاریخ اسلام در مقاطع مختلف ظاهر می شدند، حتی قرائن تاریخی نشان می دهد که جریان آنها از عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ظاهر شد.


مفسّر بزرگ قرآن، مرحوم «طبرسی» از «ابوسعید خدری» در ذیل آیه «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقاتِ...»(۲) چنین نقل می کند: «هنگامی که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول تقسیم غنائم بود ـ و به گفته ابن عباس غنائم قبیله «هوازن» را در روز «حنین» تقسیم می کرد ـ مردی به نام «حرقوص بن زهیر» نزد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و به حالت اعتراض گفت:

ای رسول خدا در تقسیم غنائم عدالت را رعایت کن. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ناراحت شد و فرمود: وای بر تو اگر من عدالت را رعایت نکنم چه کسی می تواند عدالت را رعایت کند؟ «عمر» گفت: ای رسول خدا! اجازه فرما گردنش را بزنم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «دَعْهُ فَاِنَّ لَهُ أَصْحاباً یَحْتَقِرُ اَحَدُکُمْ صَلاتَهُ مَعَ صَلاتِهِمْ وَ صِیامَهُ مَعَ صِیامِهِمْ یَمْرُقُونَ مِنَ الدّینِ کَما یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ...»؛ (او را رها کن، او یارانی دارد که هر یک از شما نماز خود را در برابر نمازشان کوچک می شمرد و روزه خود را در برابر روزه هایشان اندک می بیند، ولی [هم اینان] از دین خدا با سرعت و شتاب خارج می شوند آن گونه که تیر از کمان خارج می شود... د.).


سپس مرحوم «طبرسی» می افزاید: در حدیث دیگری آمده است که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آنها چنین فرمود: «فَاِذا خَرَجُوا فَاقْتُلُوهُمْ ثُمَّ اِذا خَرَجُوا فَاقْتُلُوهُمْ»؛ (هنگامی که خروج کنند آنها را به قتل برسانید سپس هنگامی که خروج کنند آنها را به قتل برسانید)، آنگاه آیه فوق نازل شد که می فرماید: بعضی هستند که در تقسیم غنائم به تو خرده می گیرند هر گاه سهم قابل ملاحظه ای به آنها داده شود راضی می شوند و اگر داده نشود خشم می گیرند».

این سخن به خوبی نشان می دهد که ریشه هایی از اندیشه های این گروه از همان عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وجود داشته است که هر گاه منافعشان به خطر می افتاد اِبا نداشتند که قداست رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را هم بشکنند.


مبارزه با خوارج ـ جز در موارد حاد ـ از طریق جنگ و ستیز نیست؛ بلکه راه درمان این بیماری اجتماعی، بالا بردن سطح فرهنگ عمومی و آگاهی کافی نسبت به مسائل دینی و اعتقادی است. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در مورد جهل و نادانی آنان در خطبه سی و ششم می فرماید: «وَ أَنْتُمْ مَعاشِرُ أَخِفّاءُ الْهامِ، سُفَهاءُ الاَحْلامِ وَ لَمْ آتِ ـ لا أَبَالَکُمْ ـ بُجْراً وَ لا أَرَدْتُ لَکُمْ ضُرّاً»؛ (ای گروه کم عقل و ای نادانها! من کار خلافی انجام نداده بودم و نمی خواستم به شما زیان برسانم [که این گونه در برابر من و یارانم قیام کرده اید و افراد بی گناه را می کشید]. در انحراف آنها همین بس که خود، اساس و بنای پایه مسأله حکمیّت را در «صفّین» گذاردند، در حالی که امام علی(علیه السلام) مخالف آن بود.

سپس آن حضرت را به خاطر [قبول] حکمیت تکفیر کردند و کسی را که عصاره ایمان و پایه گذار اسلام و نمونه کامل مؤمن راستین بود، دعوت به توبه از کفر نمودند؛ (العیاذ بالله). اینها [همه] دلیل روشنی بر جهل و نادانی و در عین حال تعصّب و لجاجت آنهاست.


ظاهر آنها چنان فریبنده بود که «ابن عباس» در توصیف آنان می گوید: از کثرت عبادت پیشانی هایشان پینه بسته بود و دستهایشان به خاطر این که در حال سجده بر زمینهای خشک و سوزان می نهادند همچون زانوی شتر خشن و سفت شده بود، پیراهن های کهنه و مندرس می پوشیدند و دامنها را به عنوان آمادگی برای مبارزه به کمر می بستند؛ ولی در دل آنها قساوت و بی رحمی و جهل و فساد موج می زد و نفاقشان به گونه ای بود که ظاهر آنها گروه زیادی را فریب می داد تا آن حد که حاضر به جنگ با آنها نبودند؛ ولی هنگامی که اعمالشان پرده ها را کنار زد خطر آنان برای مسلمانان آشکار شد.


اعمالشان به قدری ضدّ و نقیض بود که گاه به اندک چیزی خرده می گرفتند که چرا مثلا فلان شخص، دانه خرمایی را که زیر درخت نخلی افتاده بوده بدون اجازه مالکش برداشته و خورده است؛ ولی گاه مسلمانی مانند «عبدالله بن خبّاب» و همسر باردارش را مانند گوسفند سر می بریدند.

نه تنها در مسائل عملی گرفتار این تضادها بودند؛ بلکه در عقائد فقهی و کلامی نیز همین ویژگیها را داشتند. آنها مرتکب گناه کبیره را (هر گناهی که باشد) کافر و واجب القتل می دانستند و در مسأله حکومت، قائل به نوعی هرج و مرج و عدم نیاز به تعیین حاکم بودند. قرائن نشان می دهد که [خوارج] در مسائل جنسی، شهوت پرست بودند و شاید به همین دلیل، گرفتن نُه زن عقدی را مجاز می شمردند و مرتکب زنای محصنه را مستحق رجم نمی دانستند.


هم اکنون نیز افرادی که افکاری همچون افکار خوارج دارند و اعمالشان یادآور اعمال آنان می باشد در گوشه و کنار جوامع اسلامی پیدا می شوند و می توان بسیاری از وهّابیان را در این دسته جای داد؛ چرا که آنها نیز به بعضی از ظواهر عبادات و مستحبّات، سخت پایبندند و گاه انجام کوچک ترین مکروهات و یا مخالفت با مستحبات را جایز نمی دانند؛ ولی در مقابل، غالب مسلمانان را اعم از شیعه و سنّی مشرک می شمرند و خون بسیاری را مباح می دانند. آنها با این که از نظر تفکّر اسلامی و عقائد، سخت عقب مانده اند، خودبرتربینی فوق العاده ای دارند.

نادانی، غرور، بی رحمی و قساوت در وجودشان کاملا هویداست. آنها همچون خوارج خود را حقّ مطلق و دیگران را باطل مطلق می پندارند یا نهایتا می گویند که بهره کمی از علوم اسلامی دارند. (۳)


پی نوشت:

(۱). «قرارات» از ماده «قرار» به معنی ثابت ماندن و در اصل از قرّ (بر وزن حرّ) به معنی سرماست و از آنجا که سرما حرکت و فعالیت را از انسان می گیرد. این واژه به معنی ثابت ماندن آمده است و «قرارات النساء» به معنی رحم زنان است که نطفه برای مدت قابل ملاحظه ای در آن قرار می یابد و قرآن مجید نیز می فرماید: «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فی قَرار مَکین»؛ (سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن [رحم] قرار دادیم). (سوره مؤمنون، آیه ۱۳).

(۲). قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۵۸.

(۳). پیام امام امیر المومنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شم، چاپ اول، ج ۲، ص ۶۷۲.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha