۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۵
ویژگی های جنگ احزاب (خندق)

جنگ «احزاب» آخرین تلاش کفر و آخرین قدرت نمائی «شرک» در برابر «توحید» بود؛ مشرکان در این جنگ تمام توان خود را به میدان آوردند تا اسلام را نابود سازند. فزونی نفرات و امکانات مشرکین از یکسو و تکاپوی منافقان از سویی دیگر، آینده سخت و دردناکی را در برابر چشم مسلمانان مجسّم می ساخت. اما امدادهای الهی، مدیریت دقیق دفاعی پیامبر(ص)، دلاوری و شجاعت امام علی(ع) و پایمردی مسلمانان موجب شد مشرکان کاری از پیش نبرند و با طولانی شدن جنگ و پیش آمدن شرایط جوی سخت، مأیوس شده دست از جنگ بکشند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

«جنگ احزاب» چنان که از نامش پیداست مبارزه همه جانبه ای بود که از ناحیه تمام احزاب مخالفین اسلام و گروههای مختلفی که با پیشرفت این آئین، منافع نامشروعشان به خطر می افتاد، بر مسلمانان تحمیل شد. نخستین جرقّه جنگ احزاب از ناحیه گروهی از یهود «بنی نضیر» برخاست که به مکّه آمدند و طایفه «قریش» را از خطرات پیشرفت سریع اسلام برای منافع آنان در کوتاه مدّت و دراز مدت آگاه ساختند؛ و آنها را به جنگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تشویق نمودند؛ و به آنها قول دادند که تا آخرین نفس در کنارشان خواهند بود. سپس به سراغ قبیله «غطفان» رفتند و آنها را نیز آماده کارزار کردند.

آنها از هم پیمانان خود مانند قبیله «بنی اسد» و «بنی سلیم» نیز دعوت کردند و چون همه خطر را احساس می کردند، دست به دست هم دادند. نقشه آنها این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند؛ مسلمین را در هم بکوبند؛ مدینه را غارت کنند؛ و چراغ اسلام را برای همیشه خاموش سازند.

مسلمانان به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله به شور نشستند؛ و قبل از هر چیز با ایجاد خندق نسبتاً بزرگی در اطراف مدینه، یک سدّ حفاظتی قوی ایجاد کردند. لحظات بسیار سخت و خطرناکی بر مسلمانان می گذشت؛ جانها به لب رسیده بود؛ منافقان در میان لشگر اسلام، سخت به تکاپو افتاده بودند؛ فزونی دشمن، و کمی لشگریان اسلام - تعداد لشگر کفر را ده هزار(۱) و لشگر اسلام را در این جنگ سه هزار نفر نوشته اند - و آمادگی آنها از نظر تجهیزات جنگی و فراهم بودن وسائل لازم، آینده سخت و دردناکی را در برابر چشم مسلمانان مجسّم می ساخت.

ولی خدا می خواست در این میدان، آخرین ضربه بر پیکر کفر فرود آید؛ و صفّ منافقان از مسلمین مشخّص شود؛ توطئه گران را افشاء کند و مسلمانان راستین را سخت در بوته آزمایش قرار دهد.

آیات هفده گانه ای که در سوره احزاب در این زمینه وارد شده، اهمّیّت این موقف را به خوبی مجسّم می سازد؛ و تحلیل های کوبنده و افشا گرانه ای ازاین حادثه مهمّ تاریخی بیان می دارد.

چند نکته در رابطه با جنگ احزاب قابل توجّه است:

۱. جنگ احزاب آخرین تلاش کفر، آخرین تیر ترکش دشمن، و آخرین قدرت نمائی «شرک» در برابر «توحید» بود؛ به همین دلیل، هنگامی که بزرگترین قهرمان دشمن «عَمْرو بن عَبْدَوَد» در برابر بزرگترین افسر رشید اسلام، امیر مؤمنان علی علیه السلام قرار گرفت؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بَرَزَ الایْمانُ کُلُّهُ اِلَی الشِّرْکِ کُلِّهِ» (۲)؛ (تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار گرفت). زیرا این کارزاری بود که سرنوشت اسلام و شرک را مشخّص می ساخت؛ و پیامبر صلی الله علیه و آله دقیقاً به این امر توجّه داشت.

۲. مسأله حفر خندق که به پیشنهاد «سلمان فارسی» صورت گرفت. (۳) در جزیرة العرب سابقه نداشت؛ و از لحاظ نظامی و روانی حائز اهمّیّت بوده و ضربه ای برای احزاب شرک محسوب می شد.

امروز از مشخّصات خندق، اطّلاعات زیادی در دست نداریم؛ مورّخان نوشته اند پهنای آن به قدری بود که سواران دشمن نتوانند با پرش از آن بگذرند، عمق آن نیز به اندازه ای بود که اگر کسی وارد آن می شد به آسانی نمی توانست از سوی مقابل بیرون آید. به علاوه، تسلّط تیراندازان اسلام بر منطقه خندق، به آنها امکان می داد که اگر کسی قصد عبور داشت او را در همان وسط خندق هدف قرار دهند.

مدیریّت پیامبر صلی الله علیه و آله در امر حفر این خندق بسیار جالب بود؛ هر ده نفر را مأمور حفر ۴۰ ذراع - حدود ۲۰ متر - از خندق کرده بود؛ و خود نیز شخصاً با آنها همکاری می کرد. (۴) و با توجّه به این که عدد لشگر اسلام طبق مشهور بالغ بر «سه هزار نفر» بود، طول مجموع خندق را بعضی دوازده هزار ذراع - تقریباً شش هزار متر - تخمین زده اند؛ و به گفته برخی از مورّخان، حفر خندق در شش روز به انجام رسید. (۵)

از ابن هشام نقل شده است که مسلمانان روزها به کار حفر خندق سرگرم بودند و شبها به خانه های خود باز می گشتند؛ امّا رسول خدا صلی الله علیه و آله روی یکی از تپـّه ها چادر زده بود، و شبها نیز در همانجا به سر می برد؛ و در همین محل بود که به یاد این سابقه «مسجد ذناب» ساخته شد. (۶)

باید اعتراف کرد که با وسائل ابتدائی آن روز، حفر چنین خندقی بسیار طاقت فرسا بود؛ و طبعاً مدّت قابل توجّهی وقت لازم داشت؛ ولی جالب این که پیامبر صلی الله علیه و آله پیش بینی های لازم را چنان کرده بود که سه روز قبل از رسیدن لشگر کفر به مدینه، کار حفر خندق پایان گرفته بود، به طوری که وقتی لشگر قریش آن را دیدند، سخت در حیرت و شگفتی فرو رفتند.

۳. ثبات و پایداری پیامبر و لشگر اسلام علیرغم گرسنگی شدید و کمبود موادّ غذائی از یک سو، و بدی اوضاع جوّی از سوی دیگر، بزرگترین اثر را در بازگشت احزاب داشت؛ زیرا قادر نبودند که با تاکتیک هجوم نظامی سریع، کار سپاه اسلام را یکسره کنند؛ بلکه در جای خود نزدیک یک ماه تمام باقی ماندند، بدون هیچ فعّالیّت جنگی قابل ملاحظه ای! اگر بر این مشکلات این را بیفرائیم که قبائل عرب به عملیّات نظامی طولانی و فرسایشی عادت نداشتند، بلکه قدرتشان در حرکات آنی و گریز سریع بود؛ خواهیم دانست ناراحتی شدید احزاب از طول مدّت محاصره و آثار مربوط بدان امری طبیعی بود.

۴. جلوگیری مسلمانان، از گروه از خود گذشته احزاب و سوارانی که سعی داشته از جای تنگ خندق بگذرند، اثر شدیدی در ایجاد ترس و رعب و از بین بردن مقاصد خصمانه آنها داشت؛ زیرا یقین کردند که این گونه از خود گذشتگی در هر حال بی نتیجه است.

۵. گشتیهایی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وظیفه دقیق نگهبانی نظامی را به عهده آنها نهاده بود، در این جنگ سهم مهمّی داشتند؛ و نقش شان در خنثی کردن این هجوم بی سابقه، قابل توجّه بود.

۶. «نعیم بن مسعود» برای نفاق افکنی در لشگر کفر که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله او را به آن مأمور کرده بود، نقش بزرگی در ضعف سپاه احزاب و ایجاد اختلاف میان آنها داشت؛ و این پیش آمد اهمّیّت جنگ روانی را در برابر نبرد مسلّحانه کاملاً آشکار می سازد.

۷. انسجام و هماهنگی لشگر اسلام و انضباط آنان، و اطاعت از رهبرشان اثر بسیار عظیمی در بالا بردن موقعیّت آنها داشت؛ به ویژه که دشمنان نقطه مقابل آن بودند و همین امر کار دیپلماسی اسلام را که افرادشان مورد اعتماد شدید هم بودند، در اساس بسیار آسان می ساخت؛ و بی جهت نیست که در از هم پاشیدن نیروی احزاب و پراکنده نمودن یکپارچگی صفوف آن، به آسانی پیروز شدند.

۸. برای قریش در پایان این جنگ کاملاً روشن شد که کوشش شان برای نابودی نهضت اسلام از طریق توسّل به نیروی نظامی، به پیروزی نخواهد انجامید؛ به ویژه که آنها در این نبرد هم نیروهایشان را در بزرگترین لشکرکشی در جزیرة العرب بسیج کرده بودند.

۹. هدف اصلی پیامبر صلی الله علیه و آله بی نتیجه ساختن این بسیج هولناک احزاب بود، که پس از آن هرگز قادر به بسیج چنین نیرویی نشدند؛ و به طور جداگانه نیز از برخورد با نیروی اسلام وحشت داشتند؛ و از این پس ابتکار عمل در همه جا به دست مسلمانان افتاد و از دست نرفت تا اسلام تمام جزیرة العرب را در بر گرفت.

۱۰. عوامل پیروزی پیامبر صلی الله علیه و آله و لشگر اسلام در میدان احزاب، علاوه بر تأیید الهی به وسیله لشگر نامرئی و باد و طوفان شدیدی که آرایش لشگر احزاب را به هم ریخت و در قرآن به آن اشاره شده، مجموعه ای بود از روشهای نظامی، سیاسی، به اضافه عامل مهمّ فرهنگی، و مدیریّت تمام عیار پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه ها.

پیامبر صلی الله علیه و آله با قبول پیشنهاد حفر خندق، عنصر تازه ای در جنگهای عرب که تا آن زمان وجود نداشت وارد کرد، که در تقویت روحیّه سپاه اسلام و تضعیف روحیه سپاه کفر، بسیار مؤثّر بود.

مواضع حساب شده لشگر اسلام در اطراف خندق و تاکتیکهای نظامی مناسب، عامل مؤثّر دیگری برای عدم نفوذ دشمن به داخل مدینه بود.

کشته شدن «عمرو بن عبدود» به دست قهرمان بزرگ اسلام، علی بن ابیطالب علیه السلام و فرو ریختن پایه های امید لشکر احزاب با مرگ وی، عامل دیگری محسوب می شد.

ایمان به پروردگار و توکّل بر ذات پاک او که بذر آن در دلهای مسلمانان به وسیله انقلاب عقیدتی و فرهنگی افشانده شده بود، و مرتّباً در طول جنگ به وسیله تلاوت آیات قرآن و سخنان دلنشین و حرکت آفرین پیامبر صلی الله علیه و آله آبیاری می شد، نیز یک عامل مهمّ دیگر به حساب می آید.

شکیبائی فوق العاده، و روح بزرگ و اعتماد به نفس پیامبر صلی الله علیه و آله به مسلمانان قوّت قلب و توان و آرامش می بخشید و در پیروزی مؤثّر بود. (۷)


پی نوشت:

(۱). به گفته مسعودی: از قریش و قبایل دیگر و بنی نضیر ۲۴ هزار نفر فراهم شدند (التنبیه و الإشراف، المسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، تصحیح: الصاوی، عبد الله اسماعیل، دار الصاوی، القاهرة، بی تا، ص ۲۱۶).

(۲). کنز الفوائد، کراجکی، محمد بن علی، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله، دار الذخائر، قم، ۱۴۱۰ قمری، ‌چاپ: اول، ج ‌۱، ص ۲۹۷.
(۳). السیرة الحلبیة، حلبی شافعی، ابوالفرج، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۲۷ قمری، ‌چاپ: دوم، ‌ج ۲، ص ۴۱۸
(۴). تاریخ الیعقوبی، الکاتب العباسی، احمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب واضح، دار صادر، بیروت، بی تا، ج ۲، ص ۵۰.
(۵). الطبقات الکبری، محمد بن سعد بن منیع، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ قمری / ۱۹۹۰ میلادی، چاپ: اول، ج ۲، ص ۵۰.
(۶). تاریخ پیامبر اسلام، آیتی، محمد ابراهیم، دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۸ شمسی، چاپ: ششم، ص ۳۸۲.
(۷). گرد آوری از کتاب: مدیریت و فرماندهی در اسلام، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، قم، ۱۳۸۹ شمسی، ‌چاپ: دوازدهم، ص ۱۰۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha