خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) _ ابنا: در طول تاریخ، شاید تمدنی مانند فرهنگ غرب یافت نشود که اساساً معنویت و ایمان را منکر باشد و نهتنها منکر که به جنگ آن آمده باشد، بهطوریکه دامن زدن به میلهای نفس امّاره را به عنوان ارزش جلوه دهد. در گذشته هم گناه و فساد بوده ولی فرد در عین انجام گناه، پذیرفته بود که گناهکار است، هر چند انجام میداد. ولی در فرهنگ غربی گناهکاری تئوریزه شده و به عنوان یک نوع از زندگی مطرح است. تربیتشدهی فرهنگ غربی اساس را در نپذیرفتن هر گونه سخن معنوی گذاشته، و نهتنها به دنبال اندیشه معنوی نیست، بلکه در صدد سرکوب کردن آن است، یعنی زمان «نِقْمت» بر او حاکم است نه زمان «لطف الهی». زمانی است که سراسر روح غربی را کینهتوزی نسبت به اولیاء الهی فرا گرفته است. بشر مدرن از نظر نسبت داشتن با عالم معنا بدترین بشر است، و حاصل تربیت آن، روحیهی عنادگونهای است که تحصیل کردههایی که در سایه فرهنگ غربی تربیت شدهاند با معنویت و عبودیت دارند.
حال در این بحران اگر قصد اصلاح امور باشد توجه به این نکته ضروری است که جهان از آن خداوند است و پروردگار برای پروراندن و تعالی آدمی، او را خلق کرده و زمین و عالم را در اختیار قرار داده است؛ بنابراین به اذن او و به روشی که او فرمان داده، میتوان در جهان هستی تصرف کرد. اما بشرِ امروز با غفلت از حضور همه جانبهی خدا، از حقیقت بزرگی محروم است و لذا از ارتباط با معنویات که دریچههای ارتباط با خداست محروم مانده است. بشری که معنویت و قیامت را فراموش کرد، مهمترین بُعد زندگی، یعنی حضور در ابدیت را فراموش میکند، چنین بشری زندگی را، کوچههای بنبستی میداند که از هر راهی برود به بنبست برخورد میکند و مجبور است دلخوشیهای دروغین برای خود بسازد تا از سردی زندگی که خود برای خود پدید آورده بکاهد. اینهمه سرگرمی که بشر جدید برای خود فراهم کرده، انعکاس محرومیتهای معنوی است که میخواهد آنها را نادیده بگیرد. تکنولوژی مدرن را مطلوب مطلق قرار دادن یک نحوه از عکسالعمل محرومیت از عالم قدس است. بشر جدید تاوانِ پشت کردن به ساحت قدس را میدهد.
وقتی انسان از رابطه تکوین با تشریع در عالم هستی غافل شد و گمان کرد نظام الهی نسبت به هر فکر و عملی بیتفاوت است، بدون رعایت هیچ محدودیتی به هر اقدامی دست میزند و تلاش میکند هر تصوری را که در خیال خود دارد در خارج از خیال صورت عملی بدان بپوشاند، تنها مانع عملی نشدن صورتهای وَهمی خود را نداشتن ابزار مناسب میداند و لذا اگر توانست ابزار مناسب آن را بسازد دیگر بدون هیچ فکری دست به اقدام میزند. با چنین روحیهای ماشینهای غولآسا و اسلحههای مخوف ساخته شد، تا بدین وسیله هر کار خواهند در تغییر نظام طبیعت انجام دهند و هر ملتی را نابود کنند. غافل از این که در اوج رسیدن به امیال خود، با سنن الهی روبهرو میشوند. روسها هشتاد سال با تفکر الحادی شب و روز تلاش کردند تا ثابت کنند با نظام به اصطلاح سوسیالیسم میتوان جهان را اداره کرد، در اوج امیدواری، همه چیز از هم گسست، تا آنجایی که بعضی از تئوریسینهای آن فکر، خودکشی کردند، چون سقوط نظام مارکسیسم لنینیسم را مساوی سقوط همه افکار و عقاید خود میدانستند. فکر کردند با دیواری که بین آلمان میکشند میتوانند مردم یک ملت را تقسیم کنند، ولی بهیکباره همه چیز بههم خورد و دیوار برلین با همان ماشینهای غولآسا تخریب شد. آمریکاییها به امید اسلحههای مخوف ملت ضعیف و بدون هرگونه امکاناتِ ویتنام را سرکوب کردند ولی در اوج ناباوری، در شرایطی که به اندازه برگ درختان جنگلهای ویتنام بمب بر سر مردم ریختند، مجبور شدند شکست اسلحههای مخوف را بپذیرند و از ویتنام خارج شوند. باز به امید همان اسلحهها بنیانگذاران اسرائیل به فکر اخراج مردم فلسطین افتادند و صدها هزار برابر بیش از مردم فلسطین گلوله و تانک و بمب به آنها شلیک کردند، ولی در اوج امیدواری به تعیین قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، انتفاضه اول همه تصوراتشان را بر باد داد. خونآشامترین شخصیتهای اسرائیلی مجبور شدند از نوار غزه عقبنشینی کنند. به امید احیاء آبروی از دست رفته درصدد بودند به جنوب لبنان حمله کنند و تا بیروت را اشغال کنند، اسارت دو سرباز اسرائیلی را بهانه کردند و حمله را شروع نمودند و شکست از حزب الله چیزی بالاتر از شکست اسرائیل را به بشریت گوشزد کرد و آن اینکه این تکنولوژی مدرن و اسلحههای مخوف نیست که تعیین تکلیف میکند، بلکه خداوند است که در جهان مدیریت خود را اعمال مینماید. در حادثهی بحران اقتصادی آمریکا نیز روشن شد که نظام الهی نسبت به هر فکر و عملی بیتفاوت نیست. غفلت از این موضوع رضاخانها، شارُنها، استالینها، بوشها، صدامها و ... را بهوجود آورد و باز بهوجود میآورد.
آدمی در زندگی فردی و اجتماعی خود، به همان اندازه که از این قاعده غافل باشد نهایتاً در تصمیمات خود، با ناکامی و شکست روبهرو میشود. شاخصترین تفکر غربی، غفلت از رابطه میان نظام تکوین و نظام تشریع است و اینکه عالم هستی نسبت به هر فکر و هر عمل بیتفاوت نیست. چنین تفکری که خداوند فقط جهان را خلق کرده و به دست انسان داده تا هر طور خواست در آن تصرف کند و حالا بازنشسته شده است، ریشه در یهودیگری دارد، یهودیان معتقدند خداوند جهان را در شش روز ساخت و روز هفتم به استراحت پرداخت و دیگر رابطه او با جهان قطع است، در این رابطه خداوند میفرماید: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ» (۱).
خداوند روحیهی یهودیگری را لعنت میکند. یهودیان، متوجه عین ربط بودن مخلوق در رابطه با خالق خود نیستند و رابطه خدا و مخلوق را مثل رابطه بنّا و ساختمان گرفته، نه مثل رابطه انسان با صُوَر ذهنیاش. خداوند در مقابله با آن فکرِ غلط میفرماید: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء»؛ قدرت خداوند محدود نیست و هر طور اراده کند فیض خود را میرساند. بنا به فرمایش علامه طباطبائی، یهودیان معتقد بودند تورات نسخ نمیشود و همواره توراتِ خود را به رخ بقیه میکشیدند، به همین دلیل نزول قرآن، موجب طغیان و کفر بیشترشان شد البته این کفر و طغیان، ریشه در شخصیت خودشان دارد.
بر اساس این آیه میتوان گفت یهود تا قیامت باقی است، کینه و دشمنی آنها همچنان ادامه دارد؛ هربار آتشی جهت مبارزه با مسلمین به پا کنند خداوند آن را خاموش میکند. آخر آیه شخصیت یهود را ترسیم شده است که علاوه بر آنکه از نظر فکری و عقیدتی، عقیدهای باطل و غلط نسبت به خدا و نوع حضور خداوند در هستی دارند، از نظر عملی هم ملّتی هستند که در زمین فساد به راه میاندازند و به همین جهت مورد رحمت خداوند نیستند و به سامانی نمیرسند (۲).
پینوشت
۱. «و یهود گفتند دست خدا بسته است دستهای خودشان بسته باد و از رحمت خدا دور شوند به سبب آنچه گفتند، بلکه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد میبخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو فرود آمده بر طغیان و کفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم، هر بار که آتشی برای پیکار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت. و در زمین برای فساد میکوشند و خدا مفسدان را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
۲. طاهر زاده، اصغر، گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی، چهارم، اصفهان: لب المیزان، ۱۳۹۰، ص۱۵۴-۱۴۶.
نظر شما