به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ از زمان اجرایی شدن آتشبس در لبنان، ضاحیه جنوبی بیروت شاهد بازگشت تدریجی ساکنان آواره خود شده است. با گذشت زمان و تثبیت نسبی آتشبس لرزان از نگاه مردم لبنان، شمار بازگشتکنندگان رو به افزایش گذاشته و ضاحیه جنوبی بیروت بهتدریج آوارهایش را جمع میکند و دوباره شلوغی و ازدحام همیشگی خود را بازمییابد.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، اما این بازگشت همچنان محتاطانه، محدود و موقت است؛ همزمان خانوادهها برنامه احتمالی آوارگی دوباره را کنار نگذاشتهاند و آن را روی طاقچه گذاشتهاند، بیآنکه بدانند چه زمانی مجبور میشوند دوباره از آن استفاده کنند.
به همین دلیل، بسیاری از بازگشتکنندگان برای خود در محلهای آوارگی پناهگاهی نگه داشتهاند؛ برخی آپارتمان اجارهای را حفظ کردهاند و برخی نیز اتاق خود در مراکز اسکان را همچنان رزرو نگه داشتهاند.
از لباس زمستانی تا تابستانی؛ آتشبس بهمثابه فرصتی کوتاه
عبارت طنزآمیز لباس زمستانی را پایین میآوریم و لباس تابستانی را بالا میگذاریم که پس از اعلام آتشبس در شبکههای اجتماعی در لبنان پخش شد، دیگر صرفاً یک شوخی نیست، بلکه با واقعیت زندگی آوارگان این کشور همخوانی دارد.
آنها در زمستان خانههای خود را ترک کردند و اکنون پس از ۴۶ روز و در آستانه تابستان، آتشبس برایشان به معنای فرصتی کوتاه شده تا لباسهای زمستانی را با تابستانی عوض کنند.
این جمله در واقع نشانه بیاعتمادی آنان به دشمنی است که ممکن است هر لحظه آتشبس را نقض کند، و در مقابل، اعتمادشان به مقاومت که این بار به هر تجاوزی پاسخ خواهد داد؛ موضوعی که احتمال بازگشت دوباره به نقطه صفر را زنده نگه میدارد.
به همین دلیل، «مُنی» تصمیم گرفته به خانهاش در ضاحیه جنوبی بیروت بازگردد، اما آپارتمان اجارهای خود در منطقه طریق الجدیده را با تمام وسایل نگه دارد و فقط لباسهای تابستانی را منتقل کند. او میگوید: اگر دوباره آواره شویم، این بار سریعتر و راحتتر خواهد بود.
اشتیاق برای بازگشت، حتی پیش از نیمهشب
این به معنای آن نیست که خانوادهها مشتاق بازگشت نیستند؛ بلکه آنان شبها را میشمارند تا به شکلی امن و پایدار به خانههایشان برگردند.
برخی حتی در ورودیهای ضاحیه جنوبی بیروت منتظر ماندند تا آتشبس رأس ساعت ۱۲ نیمهشب آغاز شود و نتوانستند چند دقیقه بیشتر دوری را تحمل کنند.
«سیرین» میگوید از همان لحظه تصمیم گرفته بود در خانهاش در محله برج البراجنه بخوابد، اما تیراندازیهای گسترده جشن پیروزی باعث شد بازگشتش را تا صبح روز بعد عقب بیندازد.
او میگوید: خانه برای زندگی آماده نبود؛ برق، آب و اینترنت قطع بود و غذایی هم نداشتیم، اما هیچکدام مهم نبود. مهم فقط این بود که در خانه خودم هستم.
کسانی که بازگشت را نهایی میدانند
در مقابل، «کریم» حاضر نیست درباره بازگشت موقت حرف بزند. او از همسرش خواست تمام وسایل را از محل آوارگی جمع کند، چون به گفته او، دیگر نمیخواهیم دوباره آواره شویم.
او سپس همسرش را با خودرو در ضاحیه جنوبی بیروت گرداند تا فضای شادی و جشن را ببیند؛ جایی که بر فراز ویرانیها، مادری برای سه فرزندش پرچمهای حزبالله میخرد و سرودهای پیروزی از خیابانها و کوچهها شنیده میشود.
کریم با اشاره به جوانی که کابل برق را تعمیر میکرد، مردی که شیشه جابهجا میکرد و فرد دیگری که مغازه آلومینیومفروشیاش را باز کرده بود، میگفت: ببین، ضاحیه جنوبی بیروت دوباره زنده شده است.
دلبستگی عمیق به ضاحیه جنوبی بیروت
در میان فضای مبهم و نااطمینانی امنیتی، برخی همچنان بر بازگشت پافشاری میکنند، زیرا وابستگی عاطفی عمیقی به این منطقه دارند و در هر جای دیگری احساس غربت میکنند.
برای همین، برخی حتی به خانههای آسیبدیده بازمیگردند.
«مریم» با خانوادهاش به خانهشان در محله الحدث بازگشته، با اینکه میداند شیشههای خانه شکسته است.
او میگوید: ماندن در خانهای بدون پنجره و در در داخل ضاحیه جنوبی بیروت بهتر از هر جای دیگری بیرون از آن است.
خانهای که هنوز بوی زندگی میدهد
«یارا» از احساس فوقالعادهای میگوید که هنگام ورود به خانه متروکهاش در محله الاوزاعی پس از آغاز جنگ تجربه کرده است.
او میگوید: تزئینات رمضان هنوز آویزان بود و شام آخر همانطور در آشپزخانه مانده بود.
وقتی به باغچه نگاه کرد، گلهای رز و گاردنیا شکفته بودند. او با شوق میگوید: انگار بهار مرا صدا میزد.
یارا صندلیای در وسط باغ گذاشت، به خانهاش نگاه کرد و آه کشید: آخ از دست تو اسرائیل.
کسانی که هنوز منتظر علامت هستند
در مقابل، برخی همچنان اوضاع را زیر نظر دارند و برای بازگشت بهویژه به دلایل امنیتی، عجله نمیکنند.
این مسئله پس از آن پررنگتر شد که جنبش امل و حزبالله از حامیان خود خواستند تا روشن شدن کامل شرایط به جنوب لبنان، منطقه بقاع و ضاحیه جنوبی بیروت بازنگردند.
چنین خانوادههایی از فرصت آرامش برای سر زدن به خانهها و برداشتن برخی وسایل استفاده میکنند.
«لینا» میگوید: منتظر بیانیه جدید حزبالله هستیم که بگوید حالا برگردید، آنوقت برمیگردیم. من به دشمن خائن اعتماد ندارم.
ترس از دست دادن سرپناه
در کنار نگرانیهای امنیتی، برخی آوارگان لبنانی به دلیل ترس از دست دادن محل اسکان فعلیشان در بازگشت تعلل میکنند؛ بهویژه کسانی که به سختی در مراکز اسکان جایی پیدا کردهاند.
«آلاء» میگوید: اگر دوباره جنگ شود و جایی برای رفتن نداشته باشیم، خیلی سخت خواهد بود.
او یادآوری میکند که در همین جنگ، چند روز همراه خانوادهاش در خیابان مانده بود.
با این حال، او از اشتیاق شدیدش برای ضاحیه جنوبی بیروت سخن میگوید و میافزاید که دیدن بازگشت مردم به خانههایشان در جنوب لبنان، ماندن را برایش دشوار کرده و او را به بازگشت هرچه سریعتر به ضاحیه عزیزش سوق میدهد.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما