۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۵
صلح با دشمن؛ از سر ضعف یا قدرت؟

در نگاه اول، به نظر می‌رسد برخی آیات قرآن درباره پذیرش صلح از سوی مسلمانان، با یکدیگر در تنافی هستند. چگونه می‌توان این ظواهر را تفسیر کرد و به درک عمیق‌تری از رویکرد اسلام به صلح دست یافت؟

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ  حجت‌الاسلام حسین کاظم‌زاده پژوهشگر دینی در یادداشتی با عنوان «صلح در قرآن» نوشت: مساله صلح با دشمنان اسلام حالا چه در قالب پیمانهای دوطرفه، چه در قالب آتش بس و مهادنه در شریعت اسلام مورد توجه قرار گرفته است. کلیدواژه سلم در قرآن چندین بار از این جهت استفاده شده است. 

به حسب ظاهر برخی آیات تنافی اولیه با همدیگر دارند:

«فَلاَ تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»؛ ظاهر آیه این است که اگر دست برتر با شما بود سستی به خود راه ندهید و دعوت به صلح نکنید. نکته این برتری هم این است که خدا و نیروهای الهی مدد کار شما هستند. 

اما در نقطه مقابل آیه دیگر این طور می فرماید:

«وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»؛ اگر دشمن شما تمایل به صلح نشان داد شما هم بپذیرید و نگران هم نباشید و بر خدا توکل کنید.

جالب آنکه در آیه بعدی حتی اینکه ممکن است دشمن خدعه کند را مورد توجه قرار میدهد: «وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِین». یعنی نصرت خدا و مومنین جلوی خدعه گری آنها را می گیرد. فضای جامعه اگر توجه به خدا باشد و مومنین ولی خدا را یاری کنند، خدعه دشمن نمی تواند کارا باشد. 

حالا با این تنافی ظاهری چه کنیم؟ 

سه وجه به نظر می رسد که سومی شاید عقلایی تر و با قواعد کلی قرآن سازگار تر باشد. 

قول اول: آیه اول می گوید شما دعوت به صلح نکنید و الا طبق آیه دوم اگر دشمن تمایل به صلح نشان داد شما آن را بپذیرید. شما جنگ طلب نباشید ولی ابتدای به صلح هم از جانب شما نباشد البته در فرضی که دست برتر را دارید. 

قول دوم: آیه اول دشمنان و کفار آشتی ناپذیر را اشاره می کند. کسانی که با فلسفه‌ی وجودی و اصل حکومت اسلامی و ولایت الهی مخالف اند یعنی همان نظام استکباری فعلی و الا کفاری که کاری با انقلاب و نظام اسلامی ندارند این ها را قرآن می فرماید «لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ‌»  این ها با شما اگر بنای بر صلح دارند، بپذیرید.

قول سوم: دشمن در صورتی که دیگر توان ضربه زدن به شما را ندارد و آن هم به این جهت است که مردم با سرمایه ایمان به خداوند متعال، به صحنه آمده اند و دشمن را به عقب راندند، در این صورت تمایل به صلح از سر ضعف دشمن و قدرت ماست. در این صورت، صلح یک بستری است برای پیشبرد اهداف نظام اسلامی در فضای آرام بدون جنگ. به عبارت دیگر جنگ نظامی تا آنجایی باید ادامه پیدا کند که قدرت ضربه زدن دشمن را به صفر رساند، در این صورت آتش بس و صلح، بستری است برای ضربه نهایی زدن به دشمن. 

آنگونه که شواهد میدانی و بیانیه شورای عالی امنیت ملی در مورد آتش بس می گوید: نیروهای نظامی ما ماشین جنگی آمریکا را تا بیش از 90 درصد از بین برده اند و دشمن هم همه کاری برای ضربه زدن به ما انجام داد و موفق به کاری نشد. پشتیبان این حرکت هم حضور شبانه روزی و همه جانبه مردم با نیروی ایمان به خداست در این صورت پذیرش صلح اساسا دستور خداوند می شود. و الله اعلم

این یادداشت با عنوان «صلح در قرآن»، در شماره ۴ نشریه مثبت عهد منتشر شده است. شما می‌توانید با مراجعه به لینک زیر، فایل کامل نشریه را دریافت نمایید:

(دریافت فایل نشریه مثبت عهد - شماره ۴)

.................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha