خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: ماه اول بهار بود که با گروهی از دوستان اهل علم و میدان جمع شده بودیم؛ هر یک از شهری دیگر بودند. قرار شد در این شبها که همه به خیابان آمدهایم و پرچمگردانی میکنیم، این جمع هم قسمتی از کار و قسمت بیشتری از آن را به دست بگیریم و مفید باشیم.
از همان شبهای اول که این اجتماعات شروع شد، انگار ملت بهتر از بعضی کارشناسان یا مسئولان، و سریعتر از هر فردی که ادعایی داشت، وظیفه خودشان را پیدا کرده و به بهترین شکل پای وظیفه خود ایستادند؛ و همه چیز برای ملت ایران مثل روز روشن بود.
مگر همین ملت به عنوان افکار عمومی تلقی نمیشد که باید هر جریانی که بر سر قدرت میخواهد باشد، افکار عمومی را به دست بگیرد و به نفع خود کند؟ آن هم در لحظهای که کشور رهبر عزیز خود را از دست داده بود. چه کسی این افکار عمومی را به دست گرفت؟
تلقی ما از افکار عمومی این بود که قابل کنترل است؛ ولی انگار این عبارت واقعاً هم لفظ «افکار» مناسبِ قرار گرفتن کنار کلمهٔ «عمومی» نبود؛ چون عملاً در آن نگاه، افکار عمومی، فکری رخ نمیداد؛ صرفاً حدس و گمانی بود که عموم جامعه داشتند و همان حدس و گمان را با رسانه هم میشد عوض کرد؛ و گمانی که نسبت به واقعیت واقعاً وجود داشت را حتی تغییر داد.
این ملت واقعاً فهم متفاوتی را نشان داد؛ یک شعوری که تا به الان دنیا به خود ندیده بود، آن هم قبل از اینکه کسی به آن جهت بدهد و آن را در دست بگیرد. این ملت فهمید و درک کرد و درست عمل کرد؛ و ما و ما و آن دوستانی که دور هم جمع شده بودیم که در این میدان هر چه داریم بگذاریم و تلاشمان را بیشتر کنیم تا مفید واقع شویم، هر چقدر تلاش میکردیم و فکر میکردیم، در عمل انگار عموم مردم جلوتر از این جمع دانشگاهی و حوزوی ما بودند. و چه زیبا گفت رهبر عزیزمان، مقام معظم رهبری: «بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»۲۱/۱۲/۱۴۰۴
بهقلم: فاطمه علوی مهر
..........................
پایان پیام
نظر شما