خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: با شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ ق، بزرگترین آزمون تاریخی شیعه آغاز شد: چگونه جامعهای که قرنها به حضور معصوم تکیه کرده بود، میتواند بدون دسترسی مستقیم به امام، مسیر خود را ادامه دهد؟ پاسخ این پرسش، در همان اقدامات امام یازدهم نهفته بود که «سازمان وکالت» را به «سازمان فقاهت» گره زد و فقیهان جامعالشرایط را به عنوان «نواب عام» امام غائب معرفی کرد. مهمترین کارکرد وکلا و فقیهان در این دوران، نه صرفاً پاسخ به پرسشهای فردی، بلکه تولی امور مسلمین در سه ساحت افتاء، قضا و زعامت سیاسی است.
از «وکالت» تا «فقاهت» امام حسن عسکری(ع)
در شرایطی امامت را بر عهده گرفت که فشار عباسیان از یک سو، و پراکندگی جغرافیایی شیعیان از سوی دیگر، ارتباط مستقیم با امام را عملاً غیرممکن کرده بود. راهبردی که آن حضرت در پیش گرفت، تثبیت یک شبکه منسجم از وکلا و فقیهان بود که بعدها «سازمان فقاهت» نام گرفت؛ ساختاری که میتوان آن را جانشین سازمان وکالت در عصر غیبت دانست [۱]. امام عسکری (ع) با تربیت شاگردانی چون عثمان بن سعید عمری و فرزندش محمد، و با صدور توقیعاتی که فقیهان را «حجت» بر مردم معرفی میکرد، زمینهای فراهم ساخت که پس از غیبت صغری، فقیهان جامعالشرایط به عنوان نایبان عام امام زمان (عج) مسئولیت اداره امور شیعه را بر عهده گیرند [۲].
کارکرد نخست: افتاء و مرجعیت علمی
مهمترین و بنیادیترین کارکرد وکلا و فقیهان در دوران غیبت، استنباط و بیان احکام الهی است. در عصری که دسترسی به امام معصوم ممکن نیست، فقیه جامعالشرایط به عنوان مرجع علمی، احکام شرعی را از منابع معتبر (قرآن و سنت) استخراج کرده و در اختیار مردم قرار میدهد. امام خمینی (ره) در این باره تصریح میکند که «استنباط احکام و افتاء» در کنار «تصدی امر قضا و تولی امور مسلمین»، از مهمترین مسئولیتهای فقیه در دوره غیبت است [۳]. این کارکرد مستند به آیه اولیالامر است: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ﴾ [۴] «ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هرگاه در امری اختلاف نظر یافتید، آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید.» مفهوم «اولیالامر» در این آیه، بنا بر روایات متواتر شیعه، ابتدا بر امامان معصوم تطبیق یافته است؛ اما اندیشمندان شیعه این مفهوم را به دلالت ثانوی و در مرتبهای نازلتر، شامل فقیهان عادل نیز دانستهاند که به نیابت از امام معصوم، حجت الهی در میان مردم هستند [۵]. بنابراین کارکرد افتایی فقیه، نه یک وظیفه ساده، بلکه استمرار همان منصب «بیان احکام» است که در عصر حضور بر عهده معصوم بود.
کارکرد دوم: قضا و داوری
دومین کارکرد حیاتی وکلا و فقیهان در دوران غیبت، تصدی منصب قضا و حل و فصل خصومتها بر اساس موازین شرعی است. این کارکرد مستند به دو دلیل است: نخست، آیه امانت که میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ﴾ [۶] «همانا خدا به شما امر میکند که امانتها را به صاحبانش باز دهید و چون میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید.»
دوم، مقبوله عمر بن حنظله که در آن امام صادق (ع) فقیه جامعالشرایط را «حاکم» بر مردم معرفی کرده و داوری او را نافذ میشمارد. این روایت در وسائل الشیعة، باب ۱۱ از ابواب صفات قاضی نقل شده و فقیهان بزرگ شیعه آن را پذیرفتهاند [۷]. امام خمینی (ره) در تبیین این منصب مینویسد: «در عصر غیبت ولیّ امر و حاکم زمان، حضرت مهدی (عج) است و نایبان عام آن حضرت ـ فقهای جامعالشرایط فتوا و قضاوت ـ جانشین آن حضرت در اجرای امور سیاسی و آنچه در شأن امام است، میباشند، جز جهاد ابتدایی» [۸].
کارکرد سوم: زعامت سیاسی و تولی امور مسلمین
سومین و شاید بحثبرانگیزترین کارکرد وکلا و فقیهان در دوران غیبت، زعامت سیاسی و اداره امور جامعه اسلامی است. این کارکرد، در واقع تعمیم همان منصبی است که پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) در اداره جامعه داشتند. استناد قرآنی این منصب، آیه زیر است: ﴿مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا﴾ [۹] «آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید و اجرا کنید، و آنچه را از آن نهی کرده خودداری نمایید.»
امام خمینی (ره) این آیه و آیات مشابه را مستند ضرورت تشکیل حکومت در عصر غیبت دانسته و معتقد است «خاصیت حکومتی که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجود بود، برای بعد از غیبت هم قرار داده شده است؛ این خاصیت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد، در عده بیشماری از فقهای عصر ما موجود است» [۱۰]. توقیع شریف اسحاق بن یعقوب نیز که در آن امام زمان (عج) مردم را در «حوادث واقعه» به «راویان حدیث» ارجاع داده و آنان را «حجت من بر شما» خوانده است، پشتوانه روایی این منصب به شمار میرود [۱۱]. بر این اساس، فقیه جامعالشرایط در همه آنچه نیابت در آن دخیل است، از جانب امام معصوم نیابت دارد؛ از جمله ولایت بر اموال غایبان، کودکان، سفیهان و ورشکستگان [۱۲].
بنابراین امام عسکری (ع) که «سازمان وکالت» را به اوج رساند، تا غیبت کبری که «سازمان فقاهت» جانشین آن شد، مهمترین کارکرد وکلا و فقیهان را میتوان در سه محور خلاصه کرد: افتاء به عنوان استمرار منصب بیان احکام، قضا به عنوان استمرار منصب داوری، و زعامت سیاسی به عنوان استمرار منصب اداره جامعه. این سه کارکرد، نه سه وظیفه جداگانه، بلکه سه ساحت از یک منصب واحدند: نیابت عام از امام معصوم. فقیهان در این دوران، نه «جانشینان خاموش» بلکه «حجتهای آشکار» الهی بر مردماند؛ و این میراثی است که از عصر امام یازدهم تا امروز، تداوم یافته است.
پینوشت:
[۱] کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۳۷؛ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۸۳.
[۲] طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۶۳.
[۳] امام خمینی، ولایت فقیه: حکومت اسلامی، ص۲۶.
[۴] سوره نساء، آیه ۵۹ (ترجمه محمدمهدی فولادوند).
[۵] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۲۷، باب ۱۱ از ابواب صفات قاضی، ح۱.
[۶] سوره نساء، آیه ۵۸ (ترجمه محمدمهدی فولادوند).
[۷] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۳، ح۱ (مقبوله عمر بن حنظله).
[۸] امام خمینی، ولایت فقیه: حکومت اسلامی، ص۲۶.
[۹] سوره حشر، آیه ۷ (ترجمه محمدمهدی فولادوند).
[۱۰] امام خمینی، ولایت فقیه: حکومت اسلامی، ص۲۶.
[۱۱] صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۸۳؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۳۷.
[۱۲] امام خمینی، کتاب البیع، ج۲، ص۶۲۵.
فیروزه دلداری؛ پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی
..........................
پایان پیام
نظر شما