خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: یکی از عمیقترین آموزههای اخلاقی و اجتماعی اسلام، پیوند ناگسستنی میان بندگی خداوند و مناسبات انسانی است. امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: «مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ»؛ آن کس که رابطه میان خود و خدایش را نیکو گرداند، خداوند رابطه میان او و مردم را نیکو خواهد کرد [۱]. این سخن، فرمولی بنیادین برای سعادت فردی و اجتماعی ارائه میدهد: اصلاح باطن، مقدمه اصلاح ظاهر است و پاکی رابطه با خالق، تضمینکننده سلامت رابطه با مخلوق است.
مفهوم حدیث امام در حکمت ۴۲۳
در این حکمت، سه اصل پیوسته را بیان میفرمایند: اصلاح سرّ و باطن که به اصلاح علانیه و ظاهر میانجامد؛ عمل برای دین که کفایت امر دنیا را در پی دارد؛ و نیکو کردن رابطه با خدا که اصلاح رابطه با مردم را نتیجه میدهد [۲].
در متن کامل حکمت آمده است:
مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ عَمِلَ لِدِینِهِ کَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ «هر کس باطن خود را اصلاح کند، خداوند ظاهر او را بیاراید؛ و هر کس برای دینش کار کند، خداوند دنیای او را کفایت کند؛ و هر کس ما بین خود و خدا را نیکو گرداند، خداوند بین او و مردم را نیکو سازد» [۳].
شارحان نهجالبلاغه توضیح میدهند که میان اعمال ظاهری و باطنی، رابطهای علّی برقرار است، زیرا قلب بر جوارح سلطه دارد و رعیت از امیر خود تبعیت میکند [۴]. ابن میثم بحرانی در شرح خود مینویسد: «اخلاق خوب آدمی زمینهای است برای آنکه خداوند گفتار و رفتار ظاهری او را به لطف خود اصلاح کند، زیرا آراستگی ظاهر به منزله نتایج آرایش باطن است» [۵].
رابطه با خدا و اصلاح مناسبات اجتماعی علامه مناوی در شرح این حدیث میگوید: این جمله دلالت بر آن دارد که صلاح حال بنده و سعادت و فلاح او در رابطه با خلق، در گرو رضایت حق است. کسی که با خدا معامله نیکو نداشته باشد و بر مخلوق توکل کند، مقصودش برعکس میشود و دچار خذلان و پریشانی میگردد [۶].
در توضیح این معنا میتوان گفت: کسی که پیوند خود را با خدا محکم سازد، به یقین خیانت نمیکند، راستگو و درستکردار است، دارای سخاوت و محبت در برابر خلق خداست و امر به معروف و نهی از منکر میکند. این اعمال، به نوبه خود سبب حسن ظن مردم به او و حسن رابطه آنها با وی میگردد [۷]. خالص ساختن بندگی برای خدا و نیکوساختن رفتار خود باعث بریدن از محبّت و حرص دنیایی میشود که اسباب فساد بین مردم را فراهم میآورد [۸].
شواهد قرآنی بیان امیرالمومنین در حکمت ۴۲۳
خداوند در سوره مریم میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»؛ «مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار میدهد» [۹].
مفسران در تبیین این آیه گفتهاند: «وُدّ» به معنای محبت است، و این محبت یا در دل بندگان صالح خدا در دنیا قرار داده میشود، یا در آخرت که خداوند آنان را محبوب خلایق میگرداند [۱۰].
این آیه به روشنی نشان میدهد که ایمان و عمل صالح، که همان اصلاح رابطه با خداوند است، به محبوبیت در میان مردم میانجامد. محبتی که خداوند در دلهای مردم میافکند، پاداشی دنیوی برای بندگی خالصانه است.
خداوند در سوره طلاق، آیات ۲ و ۳ «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»؛ «و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند روزیاش میرساند» [۱۱]. این آیه با بخش دوم حدیث («هر کس برای دین خود کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت میکند») هماهنگ است. مفسران گفتهاند: «مخرج» به معنای نجات از هر تنگنا و گشایش در همه امور است [۱۲]. ابن عباس در تفسیر این آیه میگوید: «نجات از شبهات دنیا، از شداید مرگ و از سختیهای روز قیامت» [۱۳]. این وعده الهی نشان میدهد که تقوا، کلید گشایش در امور دنیوی و اجتماعی است.
خداوند در سوره آلعمران می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»؛ «به سبب رحمت الهی، با آنان نرم خو شدی و اگر تندخو و سختدل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند» [۱۴].
این آیه نمونهای عملی از تجلی رابطه با خدا در رابطه با مردم را به تصویر میکشد: رحمت الهی که در قلب نبی جای گرفته، به نرمخویی با مردم تبدیل شده است. مفسران میگویند: «فظاظت» یعنی خشونت و بدخویی در معاشرت، که مردم را فراری میدهد [۱۵]. در مقابل، نرمخویی و رحمت، که میوه رابطه با خداوند رحمان است، دلها را جذب میکند.
چنانکه در جای دیگر گفته شده: «نرمی، مدارا و بردباری به نسلهای بعدی منتقل میشود و محبت، میوه نیکوکاری را به بار میآورد که کلید طلایی دلهای همه مردم است» [۱۶].
دیدگاههای رهبر شهید آیتالله خامنهای
رهبر شهید در تحلیل جایگاه نهجالبلاغه و معارف علوی، بارها بر پیوند میان معنویت و اخلاق اجتماعی تأکید کردهاند. ایشان نهجالبلاغه را «نمودار اسلام چند بعدی» میدانند و میفرمایند: «اگر بخواهیم امروز انقلاب اسلامی را ادامه بدهیم، بایستی اسلام را همهجانبه مراعات کنیم و نمودارش نهجالبلاغه است» [۱۷].
از دیگر سو، ایشان در تبیین الگوی امام خمینی (ره)، سه باور بنیادین را برمیشمارند: باور به خدا، باور به مردم و باور به خود [۱۸]. این سه باور، در حقیقت تحقق همان فرمول علوی است: باور به خدا، سرچشمه باور به مردم و اعتماد به آنهاست. کسی که رابطه خود را با خدا اصلاح کند، به وعده الهی یقین دارد و همین یقین، به او شجاعت و قاطعیت در خدمت به خلق میبخشد.
ایشان همچنین بر «مطابقت گفتار و رفتار» به عنوان یکی از مهمترین ویژگیهای الگوهای اجتماعی تأکید میکنند و میفرمایند: «آمر به تقوا باید در امر تحصیل تقوا در خود کوشنده باشد» [۱۹]. این سخن، تأییدی بر این حقیقت است که بدون اصلاح رابطه با خدا، اصلاح روابط اجتماعی ممکن نیست. کسی که در خلوت با خدا صادق است، در جلوت با مردم نیز صادق خواهد بود.
بنابر این امیرالمومنین علی (ع) در حکمت ۴۲۳ ناظر بر نظامی دقیق از روابط انسانی است: بندگی خالصانه خداوند، سرچشمه همه فضایل اجتماعی است. کسی که با خدا صادق باشد، با مردم خیانت نمیکند؛ کسی که در برابر حق خاضع باشد، در برابر خلق متکبر نمیشود؛ و کسی که محبت الهی را در دل داشته باشد، محبت مردم را در دلها مییابد. خداوند در سوره مریم این معنا را به زیبایی تصویر میکند: ایمان و عمل صالح، محبت الهی را در دلهای مردم مینشاند [۲۰]. رهبر شهید آیتالله خامنهای نیز با تأکید بر سهگانه «باور به خدا، باور به مردم، باور به خود» و تبیین نهجالبلاغه بهعنوان منبع جامع معارف اسلامی، بر این حقیقت پای میفشارند که سعادت دنیوی و اخروی، در گرو اصلاح رابطه با خداوند متعال است [۲۱].
پینوشت:
[۱] نهجالبلاغه، حکمت ۴۲۳ (متن حدیث: مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ).
[۲] همان، حکمت ۴۲۳ (تحلیل سهگانه حدیث).
[۳] همان، حکمت ۴۲۳ (متن کامل).
[۴] ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۱۸، ص ۴۳۲ (تحلیل رابطه ظاهر و باطن).
[۵] ابن میثم بحرانی، شرح نهجالبلاغه، ج ۵، ص ۷۵۷ (تحلیل اصلاح باطن و ظاهر).
[۶] علامه مناوی، فیض القدیر، ج ۶، ص ۲۹۶ (شرح حدیث).
[۷] شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ذیل «حسن» (توضیح پیامدهای اجتماعی اصلاح رابطه با خدا).
[۸] مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین، ج ۱۵، ص ۴۵۶ (تحلیل حکمت ۴۲۳).
[۹] سوره مریم، آیه ۹۶. [۱۰] طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص ۸۹ (تفسیر آیه ۹۶ مریم).
[۱۱] سوره طلاق، آیات ۲ و ۳. [۱۲] طبرسی، مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۵ (تفسیر «مخرج»).
[۱۳] ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۴۹۲ (نقل از ابن عباس).
[۱۴] سوره آلعمران، آیه ۱۵۹. [۱۵] طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۶۵ (تفسیر «فظاظت»).
[۱۶] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۵۱ (تحلیل نرمخویی و رحمت).
[۱۷] بیانات آیتالله خامنهای در همایش بازگشت به نهجالبلاغه، ۱۳۶۳/۰۱/۲۶.
[۱۸] بیانات آیتالله خامنهای در دیدار با کارگزاران نظام، ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ (سه باور بنیادین).
[۱۹] بیانات آیتالله خامنهای در جمع ائمه جمعه، ۱۴۰۱/۰۵/۰۵ (مطابقت گفتار و رفتار آمر به تقوا).
[۲۰] سوره مریم، آیه ۹۶ (محبت الهی در دلهای مردم).
[۲۱] جمعبندی از بیانات آیتالله خامنهای درباره نهجالبلاغه و پیوند معنویت و اخلاق اجتماعی.
فیروزه دلداری (پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)
..........................
پایان پیام
نظر شما