۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۹
قدرت لشکر اسلام در آیینه کلام امیرالمؤمنین علی(ع)

از منظر امیرالمؤمنین علی(ع)، قدرت لشکر اسلام بر سه رکن استوار است: ایمان و تقوای الهی به‌عنوان بنیاد معنوی، آمادگی نظامی و تجهیزاتی به‌عنوان ابزار بازدارندگی، و فرماندهی شایسته و پیوند عاطفی با سربازان به‌عنوان عامل انسجام. قرآن کریم نیز در سوره انفال، پایداری همراه با یاد خدا و آماده‌سازی حداکثری نیرو و تجهیزات را شرط پیروزی و ایجاد رعب در دل دشمن معرفی می‌کند. این سه رکن در هم تنیده‌اند؛ چنان‌که ایمان بدون آمادگی، و آمادگی بدون فرماندهی شایسته، به قدرت پایدار و بازدارنده منتهی نمی‌شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: سخن گفتن از «قدرت» و «لشکر» در فرهنگ علوی، تنها سخن گفتن از شمشیر و نیزه و اسب نیست؛ بلکه تبیین یک منظومه فکری است که در آن، قدرت نظامی در خدمت حق، عدالت و امنیت مردم قرار می‌گیرد.

امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (ع) که خود در تمامی غزوات صدر اسلام حاضر بود و در میدان‌های نبرد، کارنامه‌ای بی‌بدیل از خود به یادگار گذاشت، در خطبه‌ها و نامه‌های خویش (به‌ویژه نهج‌البلاغه) مبانی و لوازم این قدرت را تبیین فرموده است.[۱] پرسش اصلی این نوشتار آن است که از منظر امام علی (ع)، لشکر اسلام برای نیل به قدرت بازدارنده و پیروزی، به چه لوازمی نیازمند است؟ این نوشتار می کوشد با استناد به کلام امیرالمؤمنین و با بهره‌گیری از آیات قرآن، سه رکن اساسی این قدرت را تبیین کند: ایمان و تقوای الهی به‌عنوان زیربنای معنوی، آمادگی نظامی و تجهیزات به‌عنوان ابزار مادی، و فرماندهی شایسته و پیوند عاطفی با سربازان به‌عنوان عامل انسجام‌بخش.[۲]

بنیاد معنوی قدرت

قدرت لشکر اسلام پیش از آنکه در شمار نفرات و تجهیزات خلاصه شود، در عمق ایمان و تقوای رزمندگان ریشه دارد. امام(ع) در خطبه ۶۶ نهج‌البلاغه که در جریان جنگ صفین ایراد شده، لشکریان خویش را چنین سفارش می‌کند: «مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ! اِسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ»؛ «ای مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا و لباس رویین خود را آرامش قرار دهید».[۳] این تعبیر بدیع، بیانگر آن است که نخستین زره و نخستین سلاح یک رزمنده مسلمان، ترس از خدا و خونسردی در برابر دشمن است. امام (ع) در ادامه همان خطبه، «صبر و استقامت را شعار خویش سازید که پیروزی را نزدیک‌تر می‌کند».[۴]

قرآن کریم نیز این حقیقت را به روشنی بیان فرموده است. خداوند متعال می‌فراید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه با گروهی از دشمن روبه‌رو شدید، پایداری کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید».[۵] این آیه، پیوند ناگسستنی میان یاد خدا، پایداری و پیروزی را نشان می‌دهد. از منظر امام علی (ع)، تقوا نه یک فضیلت فردی صرف، بلکه یک سلاح راهبردی در میدان نبرد است؛ زیرا رزمنده‌ای که برای رضای خدا می‌جنگد، از تعلقات دنیوی رهاست و در نتیجه، ترس از مرگ در او راه نمی‌یابد.[۶] این همان «جهاز معنوی و روحی» است که در فرهنگ علوی، در کنار تجهیزات مادی، ستون فقرات قدرت نظامی را تشکیل می‌دهد.[۷]

آمادگی نظامی و تجهیزات

ابزارهای بازدارندگی امیرالمؤمنین(ع) در کنار تأکید بر بنیادهای معنوی، هیچ‌گاه از ضرورت آمادگی مادی و تجهیزاتی غافل نبوده است. امام(ع) در خطبه ۲۶ نهج‌البلاغه، خطاب به مردم کوفه می‌فرماید: «خُذُوا لِلْحَرْبِ أَهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا»؛ «برای جنگ، سازو برگ آن را فراهم آورید و ابزار و ادوات جنگی آن را آماده کنید».[۸] این دستور صریح، نشان‌دهنده آن است که امام(ع) آمادگی دفاعی را یک اصل راهبردی و پیشگیرانه می‌داند، نه واکنشی به تهدید.[۹] قرآن کریم نیز به‌صراحت به مسلمانان فرمان می‌دهد که برای مقابله با دشمنان، هر آنچه در توان دارند از نیرو و اسبان جنگی آماده سازند.

خداوند متعال می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»؛ «و در برابر آنان، هر چه می‌توانید از نیرو و اسبان آماده، فراهم سازید تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید».[۱۰] هدف از این آمادگی، «ترهیب» یا ایجاد رعب در دل دشمن است که امروزه از آن به «بازدارندگی» تعبیر می‌شود.[۱۱]

امام علی(ع) خود در روایتی فرموده است: «خُیُولُ الْغُزَاةِ فِی الدُّنْیَا هِیَ خُیُولُهُمْ فِی الْجَنَّةِ»؛ «اسب‌های رزمندگان در دنیا همان اسب‌های آنها در بهشت است».[۱۲]

امام(ع) در تعلیم فنون جنگی به سپاهیان خویش، دستوراتی دقیق و عملی ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده توجه ایشان به جزئی‌ترین لوازم نبرد است. از جمله می‌فرماید: «دندان‌ها را بر هم بفشارید که مقاومت جمجمه‌ها را در برابر ضربات دشمن بیشتر می‌کند. زره را کامل کنید و شمشیرها را قبل از کشیدن از نیام، تکان دهید».[۱۳]

این توصیه‌ها، هرچند در بستر فناوری نظامی آن روزگار بیان شده است، اما روح حاکم بر آن‌ها ـ یعنی دقت، آمادگی و به‌کارگیری کامل تجهیزات ـ برای هر زمان و هر نسل از رزمندگان راهگشاست.[۱۴]

فرماندهی و پیوند با سربازان

از منظر امیرالمومنین علی(ع)، تنها به ایمان رزمندگان و تجهیزات آنان وابسته نیست، بلکه به کیفیت فرماندهی و رابطه فرمانده با سربازان نیز بستگی تام دارد. امام(ع) نهج‌البلاغه خطاب به مالک اشتر، والی مصر می‌فرماید: «وَ لْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ، وَ أَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ، بِمَا یَسَعُهُمْ وَ یَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ، حَتَّی یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمًّا وَاحِدًا فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ»؛ «باید برگزیده‌ترین فرماندهان سپاه تو، کسی باشد که با سربازان همیاری کند و از توانایی خود بر آنان ببخشد، به‌اندازه‌ای که خود و خانواده‌هایشان در آسایش باشند، تا همگی در نبرد با دشمن، یک هدف داشته باشند».[۱۵]

این سخن، معیاری روشن برای گزینش فرماندهان نظامی ارائه می‌دهد: کسی که دغدغه معیشت سربازان را دارد، می‌تواند دل‌های آنان را با خود همراه کند.[۱۶] امام(ع) همچنین در همان نامه، جایگاه سپاه را چنین توصیف می‌فرماید: «فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِیَّةِ، وَ زَیْنُ الْوُلَاةِ، وَ عِزُّ الدِّینِ، وَ سُبُلُ الْأَمْنِ»؛ «سپاهیان به اذن خدا، دژهای مردم، زینت زمامداران، عزت دین و راه‌های امنیت هستند».[۱۷] این توصیف، قدرت نظامی را از یک ابزار سرکوب، به یک نهاد خدمت‌گزار و امنیت‌آفرین ارتقا می‌دهد. در نگاه امام(ع)، لشکری که پشتوانه مردمی و پیوند عاطفی با فرمانده نداشته باشد، حتی با تجهیزات کامل نیز نمی‌تواند به قدرت پایدار دست یابد.[۱۸]

بنابراین از منظر امیرالمؤمنین علی(ع)، لوازم قدرتمندی لشکر اسلام در سه محور اساسی قابل خلاصه‌سازی است:

نخست، بنیاد معنوی که در ایمان به خدا، تقوا و صبر رزمندگان تجلی می‌یابد و به آنان توان مقاومت در سخت‌ترین شرایط را می‌بخشد.[۱۹]

دوم، آمادگی مادی و تجهیزاتی که شامل فراهم آوردن هر آنچه در توان است از نیرو، سلاح و ادوات جنگی می‌شود و هدف آن، ایجاد بازدارندگی در برابر دشمن است.[۲۰]

سوم، فرماندهی شایسته و پیوند عاطفی میان فرمانده و سربازان که انسجام و یک‌دلی لشکر را تضمین می‌کند.[۲۱]

این سه رکن، در هم تنیده و مکمل یکدیگرند؛ چنان‌که ایمان بدون آمادگی، و آمادگی بدون فرماندهی شایسته، نمی‌تواند به قدرت پایدار منجر شود. میراث علوی در این زمینه، نه یک الگوی صرفاً تاریخی، بلکه چارچوبی زنده و الهام‌بخش برای هر نسل از رزمندگان راه حق است.[۲۲]

پی نوشت:

[۱] نهج‌البلاغه، مقدمه ابن‌ابی‌الحدید، شرح حال امیرالمؤمنین (ع).

[۲] مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، تهران: صدرا، ص ۷۵.

[۳] نهج‌البلاغه، خطبه ۶۶، ترجمه محمد دشتی.

[۴] همان، خطبه ۶۶.

[۵] سوره انفال، آیه ۴۵.

[۶] طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ج ۹، ص ۱۰۲.

[۷] جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج ۱۰، ص ۲۳۴.

[۸] نهج‌البلاغه، خطبه ۲۶.

[۹] شریف رضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم: هجرت، ص ۶۸.

[۱۰] قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰.

[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج ۷، ص ۲۲۵.

[۱۲] قاضی نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۳۴۴.

[۱۳] نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۱.

[۱۴] ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۸، ص ۲۴۵.

[۱۵] نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.

[۱۶] همان، نامه ۵۳.

[۱۷] همان، نامه ۵۳.

[۱۸] مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، ص ۸۹.

[۱۹] نهج‌البلاغه، خطبه ۶۶.

[۲۰] نهج‌البلاغه، خطبه ۲۶ و نامه ۵۳.

[۲۱] نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.

[۲۲] جمعی از نویسندگان، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت (ع)، «سپاه در احادیث».

فیروزه دلداری؛ پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha