۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۳
چرا اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو بیش از توان موشکی، از «مهدویت شیعی» هراس دارند؟

نبردهای جاری منطقه نه یک درگیری نظامی ساده، بلکه «جنگ تمدنی و عقیدتی با محوریت مهدویت» است. اعتراف صریح غرب به هراس از «منجی‌باوری ایران شیعی» نشان می‌دهد که میدان اصلی این تقابل، جنگ اراده‌ها و رسالت خطیر مربیان در پرورش نسل منتظر و تمدن‌ساز است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) ـ ابنا: جلسه دوم کارگاه تخصصی «مهدویت؛ مقاومت تا ظهور - تحلیل آخرالزمانی حوادث منطقه» با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین زهیر دهقانی آرانی، استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم برگزار شد که مشروح این کارگاه تقدیم نگاه شما مخاطبان فرهیخته می گردد:

مشروح جلسه اول

* مروری بر زوایای سه‌گانه تحلیل جنگ‌های جاری

همان‌طور که در جلسات گذشته تبیین شد، در بررسی تحولات پرشتاب و نبردهای منطقه که هر لحظه امکان اشتعال مجدد آن وجود دارد و ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد، می‌توان سه زاویه دید را مد نظر قرار داد:

۱. زاویه اول (نگاه کلان تمدنی): آیا این جنگ‌ها صرفاً منازعات مقطعی هستند یا یک نبرد تمدنی و تاریخی محسوب می‌شوند که سرنوشت جهان را دگرگون خواهند کرد؟ این زاویه مستقیماً با بحث مهدویت و آینده تاریخ پیوند می‌خورد.

۲. زاویه دوم (تطبیق درون‌دینی با علائم ظهور): بررسی روایات و نشانه‌های آخرالزمان و ارزیابی انطباق تحولات پرشتاب کنونی با علائم ظهور؛ برای اینکه بدانیم آیا اکنون در همان بزنگاه قرار داریم و تکلیف ما چیست؟ (به دلیل گستردگی و پیچیدگی، شایسته است این بخش توسط اساتید متخصص پیگیری شود).

۳. زاویه سوم (پس‌زمینه‌های عمیق عقیدتی و ایدئولوژیک):

 نگاه دقیق و عمیق نشان می‌دهد که پشت صحنه این جنگ به ظاهر سیاسی و نظامی، انگیزه و باورهای شدید دینی نهفته است. رژیم صهیونیستی و به‌ویژه جریان «صهیونیسم مسیحی» در هیئت حاکمه آمریکا با تکیه بر رسانه‌ها و منابع مالی کلان، به دنبال تحقق این اهداف ایدئولوژیک هستند؛ شناختی که اگر نباشد، علت حمایت‌های بی‌پایان غرب از اسرائیل غیرقابل‌درک خواهد بود.

* تمسک به آیه ۵۴ سوره مائده؛ مژده ظهور قوم جایگزین و مجاهد

برای تبرک جلسه به کلام الهی، به آیه ۵۴ سوره مبارکه مائده تمسک می‌جوییم:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».

این آیه در شرایطی حساس نازل شد؛ زمانی که مبارزه با دشمنان بسیار جدی بود و برخی افراد سست‌ایمان در دفاع از دین خدا کم می‌آوردند. خداوند هشدار می‌دهد که دین الهی هیچ‌گاه بی‌یار و یاور نمی‌ماند؛ اگر شما پای کار نایستید، خداوند در آینده قومی را می‌آورد که دارای این ویژگی‌های بارز هستند:

* محبوب خدا هستند و عاشق پروردگار؛

* در برابر مؤمنان فروتن و متواضعند؛

* در برابر کافران و مستکبران مقتدر، عزیز و سرسختند؛

* در راه خدا جهاد همه‌جانبه می‌کنند؛

* از سرزنش و ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای هراسی به دل راه نمی‌دهند.

 *بشارت پیامبر اکرم (ص) درباره هویت قوم موعود و نقش ایرانیان

در ذیل این آیه شریفه، روایتی مشهور در تفاسیر فریقین از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: هنگامی که از حضرت سؤال شد منظور از این قوم شایسته کیست، رسول گرامی اسلام دست مبارک خود را بر شانه «سلمان فارسی» نهادند و فرمودند:

 «هذا وَ قَوْمُهُ، وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ کَانَ الدِّینُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَیَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلاَءِ»

یعنی این قوم، سلمان و هم‌تباران او (ایرانیان) هستند که حتی اگر دین در ثریا باشد، مردانی از این دیار پای آن می‌ایستند و بدان دست می‌یابند.

 این آیه و روایت برای ما ایرانی‌ها بسیار نویدبخش و مسئولیت‌آفرین است؛ ضمن آنکه روایات متعدد مهدوی نیز ذیل این آیه آمده است که آمادگی برای عصر ظهور را یادآور می‌شود.

* اذعان صریح دشمن به ماهیت تمدنی جنگ کنونی

نکته محوری این است که نبرد جاری، یک نبرد تمام‌عیار تمدنی است و این صرفاً ادعای ما نیست، بلکه شواهد آشکار در اظهارات خود سردمداران غربی کاملاً این واقعیت را برملا می‌کند. برای نمونه، در سخنرانی‌های اخیر مقامات ارشد آمریکا، از جمله اظهارات چند روز گذشته مارکو روبیو (وزیر امور خارجه ایالات متحده)، به وضوح بر تقابل بنیادین تمدنی تأکید شده و اهداف پنهان آنان در مواجهه با جبهه مقاومت و ایران هویدا گشته است.

* بازتاب سخنرانی مارکو روبیو؛ از جنگ با یونان و روم تا نبرد تمدن‌ها

جایگاه مارکو روبیو در ساختار سیاسی ایالات متحده بسیار رفیع است؛ برخی او را شخص دوم یا سوم آمریکا می‌دانند، به‌ویژه که روزی در رقابت‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان با ترامپ برای کسب نامزدی ریاست‌جمهوری رقابت می‌کرد. روبیو اخیراً در سخنرانی خود برای مخاطبان غربی، با اشاره به نبردهای تاریخی پارسیان با یونان و روم باستان، تلاش کرد تا با تهییج غیرت تاریخی غربی‌ها، این‌گونه القا کند که ایرانیانِ امروز نیز در پی همان اهداف گذشته هستند. او با این استدلال، سطح منازعه را از یک درگیری منطقه‌ایِ محدود به یک «نبرد تاریخی و تمدنی» ارتقا داد.

* تحلیل «ولی نصر»؛ گذر از اسلام‌هراسی به «ایران‌هراسی»

این سخنرانی بازخوردهای وسیعی در محافل غربی و داخلی به همراه داشت. از جمله «ولی نصر» (پسر دکتر سیدحسین نصر، پژوهشگر مقیم آمریکا و مشاور اسبق اوباما) در توییتی نوشت: روبیو عملاً به «نبرد تمدن‌ها (شماره ۲)» اشاره می‌کند و سیاست پشت‌پرده رهبری آمریکا را عیان می‌سازد. او در تحلیل خود تصریح کرد که عصر «اسلام‌هراسی» در حال رنگ باختن است و غربی‌ها اکنون پروژه «ایران‌هراسی» را به جای آن ترویج می‌کنند؛ امری که نشان‌دهنده اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران است که دشمن را ناچار به اتخاذ چنین رویکردهایی کرده است.

*ریشه‌یابی نظریه «برخورد تمدن‌ها» در اندیشه راهبردی غرب

عبارت کلیدی Clash of Civilizations (برخورد تمدن‌ها) ریشه در نظریه‌پردازی‌های دهه‌های گذشته غرب دارد. پس از فروپاشی بلوک شرق و شکست شوروی، دو نظریه کلان درباره آینده تاریخ مطرح شد:

۱. نظریه پایان تاریخ (فرانسیس فوکویاما):

 وی در کتاب مشهور خود ادعا کرد که تاریخ با پیروزی بی‌چون‌وچرای نظام لیبرال‌دموکراسی غرب و ایالات متحده به نقطه پایان خود رسیده است؛ البته او سال‌ها بعد به‌ویژه در دوران کرونا، ناچار شد تا حدودی نظریه خود را تعدیل و بازنویسی کند.

۲. نظریه برخورد تمدن‌ها (ساموئل هانتینگتون):

این نظریه‌پرداز و مشاور ارشد دولت‌های آمریکا با انتشار کتاب جنجالی خود (که مورد تحسین چهره‌هایی چون هنری کیسینجر قرار گرفت) ادعا کرد که در آینده، صحنه جهانی میدان تقابل تمدن‌های بزرگ (نظیر تمدن غرب، تمدن کنفوسیوسی چین و تمدن اسلام) خواهد بود.

چرا اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو بیش از توان موشکی، از «مهدویت شیعی» هراس دارند؟

*توییت خواندنی «آلون میزراهی» درباره افول تمدن‌ها

یکی از پیام‌های بسیار خواندنی که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده، متعلق به «آلون میزراهی» است. او با نگاهی عمیق به تحولات جهانی، تصریح می‌کند که بسیاری از تمدن‌ها و فرهنگ‌های جهان نظیر تمدن چین، اسلام سنی، کلیسا، آمریکای لاتین و کلیساهای پروتستان و کاتولیک، همگی رو به افول‌اند و حرف جدید و جذابی برای گفتن ندارند تا بتوانند آینده انسانیت را به درستی هدایت کنند.

* ایران شیعی؛ تنها مرکزیت اخلاق و انسانیت در جهان معاصر

میزراهی در بخش پایانی توییت مفصل خود می‌گوید (و تأکید می‌کند که خیلی هم طرفدار خدا نیست، بلکه از منظر اخلاق و انسانیت موضوع را بررسی می‌کند): 

«تنها جایی و تنها فرهنگی که در جهان معاصر می‌تواند مرکزیت اخلاق و انسانیت را مدیریت کند و طرحی برای آن ارائه دهد، ایران و شیعیان دوازده‌امامی است.»

این نوع بیدارسازی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و اگر بتوانیم آن را گسترش دهیم، ارزش آن از پیروزی‌های نظامی هم بیشتر خواهد بود؛ چرا که هدف دین اسلام احیای انسان‌هاست.

این دیدگاه را باید در کنار رهنمودهای عمیق امام شهیدمان قرار داد؛ به‌ویژه تأکیدات ایشان در سال‌های اخیر و پس از صدور «بیانیه گام دوم انقلاب» که دو هدف کلان را ترسیم کردند:

۱. رسیدن به تمدن نوین اسلامی؛

۲. آمادگی برای ظهور ولایت عظمای حضرت حجت (عج).

اثر آن آینده‌نگری عمیق را امروز در پیروزی‌های جبهه مقاومت مشاهده می‌کنیم. در این میان، معلمان، اساتید و فرهنگیان نقش بی‌بدیلی در انتقال تفکر تمدنی به نسل جوان و ساخت آینده‌ای درخشان برای ایران اسلامی بر عهده دارند.

بنابراین، نبرد جاری فراتر از یک درگیری نظامی و سیاسی، یک «جنگ تمدنی» است. غرب سال‌ها پیش با طراحی این سناریو به میدان آمد تا رقیب و موی دماغ خود را حذف کند، اما امروز نه تنها نتوانسته به اهدافش برسد، بلکه ناچار به عقب‌نشینی شده است؛ وضعیتی که باید آن را قدر دانیم.

 *پشتوانه‌های عقیدتی و مذهبی پشت صحنه جنگ

نکته دوم این است که پشت سر این جنگ تحمیلی، عقاید شدید مذهبی قرار دارد؛ هرچند همه افراد عقیده واقعی ندارند و برخی تنها ادای آن را درمی‌آورند، اما تأثیر باورهای دینی غیرقابل‌انکار است. جریان «صهیونیسم مسیحی» با بهره‌گیری از کمپانی‌های بزرگ رسانه‌ای و اهداف ازپیش‌طراحی‌شده، توانسته است نگرش جوامع غربی را کاملاً دگرگون کند. به عنوان نمونه، مسیحیانی که تا یک‌صد و پنجاه سال پیش یهودیان را عامل به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) می‌دانستند، امروزه به دلباختگان و حامیان سرسخت دولت یهودی تبدیل شده‌اند؛ امری که محصول سال‌ها شست‌وشوی مغزی و برنامه‌ریزی رسانه‌ای است.

نمونه‌های عینی اثرگذاری تفکرات مذهبی در پشت صحنه جنگ‌های غرب را می‌توان در چهره‌های سیاسی و نظامی آنان به وضوح دید. برای مثال، «جی‌دی ونس» (معاون دونالد ترامپ) با وجود اینکه یک کاتولیک است و کاتولیک‌ها برخلاف پروتستان‌ها و اوانجلیست‌ها خیلی نگاه آخرالزمانیِ رادیکال ندارند، در مصاحبه اخیر خود صراحتاً گفت که اگر بشنود ضد مسیح (آنتی‌کریست) در میان ما زندگی می‌کند، اصلاً شوکه نمی‌شود! او اعتراف کرد که در کودکی با کتاب‌های «جان هیگی» (از کشیشان معروف اوانجلیست و صهیونیست) بزرگ شده است؛ این امر نشان‌دهنده عمق شست‌وشوی مغزی رسانه‌ای در جهان غرب است.

نمونه دیگر، راه‌اندازی جنبشی به نام «Send Me» (من را بفرست) در ارتش ایالات متحده است؛ طرحی که «پیت هگست» (وزیر دفاع آمریکا) نیز از مروجان آن بوده و با استناد به آیه ۸ از باب ۶ کتاب اشعیا در عهد عتیق، تلاش می‌کند به سربازان آمریکایی انگیزه دینی تزریق کند تا با این باور که برای انجام ماموریت الهی می‌جنگند، آماده جان‌فشانی شوند.

* هراس رژیم صهیونیستی و غرب از گفتمان «مهدویت»

در سوی مقابل، دشمنان تلاش می‌کنند این نبرد را به عنوان جنگی مذهبی علیه گفتمان مهدویت جلوه دهند. به عنوان نمونه، «مردخای کیار» از چهره‌های مذهبی و علمی اسرائیل، در تلویزیون این رژیم با نمایش کتابی از شیعیان که تصویر پرچم‌داریِ منتسب به امام زمان (عج) بر روی آن بود، مدعی شد که شیعیان با این باور و برای تحویل دادن پرچم به امام دوازدهم می‌جنگند و حاضرند برای آن جان خود را فدا کنند.

پیش‌تر نیز «موشه یعلون» (وزیر دفاع اسبق اسرائیل) در سال ۲۰۱۶ طی مقاله‌ای در لس‌آنجلس تایمز با عنوان «چرا ایران بسیار خطرناک‌تر از داعش است»، اذعان کرد که قدرت ایران بر سه پایه استوار است: قدرت نظامی، جمعیت ۸۰ میلیونی، و مهم‌تر از همه، «منجی‌باوری و مهدی‌باوری ایرانیان». مقاماتی نظیر مارکو روبیو نیز در سخنرانی‌ها و مواضع خود مکرراً به این مؤلفه اشاره کرده و نگاه آخرالزمانی شیعه را بزرگ‌ترین تهدید برای جهان غرب معرفی کرده‌اند.

 *وظیفه ما؛ معرفی چهره واقعی امام مهدی (عج) و جهاد تبیین

در برابر تلاش دشمن برای خطرناک و خشن جلوه‌دادن مهدویت، وظیفه ما روشنگری و معرفی چهره حقیقی امام زمان (عج) است؛ امام صلح و آرامشی که عدل جهانی را با مبارزه با ظالمان و ائمه کفر برپا می‌کند. 

امروزه از طریق ابزارهای نوین و فضای مجازی می‌توان این پیام را به جهانیان رساند؛ همان‌گونه که انتشار سرود جهانی «سلام یا مهدی» یا نامه مقتدرانه سپاه پاسداران به مردم آمریکا بازتاب‌های گسترده‌ای داشت. با کار فرهنگی مؤثر و تبیین درست اندیشه مهدویت، می‌توانیم در این جنگ تمدنی، پیروزی‌های بزرگی را به ارمغان آوریم.

در بخش پایانی نامه مقتدرانه سپاه پاسداران به مردم آمریکا، به نکته بسیار زیبایی اشاره شده است: مسلمانان و شیعیان اعتقاد دارند که در آخرالزمان، حضرت عیسی مسیح (ع) همراه با امام زمان (عج) بازخواهند گشت و صلح و عدالت را در جهان پیاده خواهند کرد. این نامه در پایان با استناد به آیه ۱۰۵ سوره مبارکه انبیا («وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ») خاتمه می‌یابد تا تأکید کند که سرانجام زمین به دست صالحان در دوران ظهور امام مهدی (عج) اداره خواهد شد.

این‌گونه اقدامات روشنگرانه بسیار ارزشمند است؛ همان‌گونه که نامه‌های تاریخی و آینده‌نگرانه امام شهیدمان به جوانان غربی در زمان خود بازخوردهای فوق‌العاده‌ای داشت.

چرا اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو بیش از توان موشکی، از «مهدویت شیعی» هراس دارند؟

* رسالت معلمان و مربیان در پرورش یاران امام زمان (عج)

به عنوان یک دوست کوچک‌تر عرض می‌کنم؛ وظیفه ما معلمان، دبیران و مسئولان فرهنگی در قبال نسل جوان بسیار سنگین است. اگر بتوانیم نوجوانی را به گونه‌ای تربیت کنیم که خود را یار و همراه امام زمان (عج) بداند، مسیر خود را به درستی پیدا خواهد کرد. جوانانی چون شهید تهرانی‌مقدم، شهید احمدی‌روژن، شهید حاجی‌زاده و دیگر عزیزان نیز از همین مکتب برخاستند. مهم این است که حضور و یاد امام زمان (عج) را در ذهن و قلب امانت‌هایی که در دست داریم زنده نگه داریم.

 پاسخ به پرسش‌ها؛ تفاوت «نشانه‌های آخرالزمانی» با «علائم ظهور»

در خصوص پرسش‌های مطرح‌شده، به ویژه موضوع «یجوج و مجوج»، باید گفت که یجوج و مجوج از نشانه های آخرالزمانی هستند و لزوماً به عنوان علائم حتمی ظهور شناخته نمی‌شوند. میان نشانه‌های آخرالزمانی و علائم ظهور تفاوت وجود دارد؛ در روایات اهل سنت به یجوج و مجوج اشاره شده، اما در روایات شیعه این موضوع کم‌رنگ‌تر است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha