خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: قرآن کریم در آیه ۴۰ سوره اعراف با تعبیر «حَتّیٰ یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ» از ناممکن بودن ورود مستکبران به بهشت سخن میگوید. در برخی روایات امامیه، این آیه بر طلحه و زبیر و واقعه جمل تطبیق داده شده است. بررسی این روایت، پرسش مهمی درباره نسبت میان معنای آیه، سبب نزول و تطبیق تاریخی آن مطرح میکند.
إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَاسْتَکْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّیٰ یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ ۚ وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ
قطعاً کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند، درهای آسمان [برای نزول رحمت] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمیشوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید!! این گونه گنهکاران را کیفر میدهیم. (سوره اعراف/ ۴۰)
در نگاه نخست، « الْجَمَلُ» در این آیه همان شتر و «سَمِّ الْخِیَاطِ» به معنای سوراخ سوزن است؛ بنابراین آیه با تعلیق ورود به بهشت بر وقوع امری محال، بر ناممکن بودن ورود گروه مورد بحث به بهشت دلالت میکند.
طبری، سیوطی و برخی از مفسران اهلسنت نیز معنای مشهور آیه را همین دانستهاند و در کنار آن، برخی قرائتها و تفسیرهای دیگرِ «الجُمَّل» به معنای طناب یا ریسمان ضخیم را نیز گزارش کردهاند.
اما در منابع تفسیری شیعه، روایاتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده که این آیه را بر طلحه و زبیر و جملِ آنان تطبیق میکند:
«نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ فِی طَلْحَةَ وَ الزُّبَیْرِ، وَ الْجَمَلُ جَمَلُهُمْ».
این روایت، پرسش مهمی ایجاد میکند: سوره اعراف در شمار سورههای مکی است و جنگ جمل در سال ۳۶ هجری رخ داده است، چگونه میتوان گفت آیه «در مورد» طلحه و زبیر نازل شده است؟ پاسخ این پرسش در گرو تفکیک دقیق میان سبب نزول تاریخی و تطبیق تفسیری است.
«سبب نزول» یا «تطبیق مصداق»
در اصطلاح علوم قرآن، سبب نزول به واقعه، پرسش یا موقعیتی گفته میشود که نزول آیه در پیوند مستقیم با آن رخ داده است. بنابراین اگر مقصود از عبارت «نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ فِی طَلْحَةَ وَ الزُّبَیْرِ» این باشد که واقعه جمل، علت زمانی نزول آیه بوده است، چنین برداشتی با ترتیب تاریخی حوادث سازگار نیست.
روایت را نباید در معنای محدودِ «سبب نزول» تفسیر کرد؛ بلکه میتوان آن را در چارچوب تطبیق آیه بر یک مصداق تاریخی آن فهم کرد. یعنی آیه ابتدا حکمی کلی درباره تکذیب کنندۀ آیات الهی و مستکبران را بیان کرده و سپس امام معصوم(ع) در مقام تفسیر و تطبیق، حادثه جمل و طلحه و زبیر را از مصادیق آن معرفی کرده است.
این تفکیک، تعارض ظاهری میان تاریخ نزول آیه و روایت مذکور را برطرف میکند؛ زیرا میتوان میان معنای عام آیه و تطبیق آن بر مصادیق متأخر تفاوت گذاشت. یک آیه میتواند در عین برخورداری از معنای نخستین و عمومی، در حوادث بعدی نیز بر مصادیق خاصی تطبیق داده شود؛ بدون آنکه حادثه متأخر، سبب نزول تاریخی آیه تلقی شود.
«الْجَمَل» در آیه؛ شتر یا اشارهای به جمل؟
نکته مهم آن است که روایت امام باقر(ع) لزوماً نمیگوید معنای لغوی « الْجَمَل» در آیه، نام جنگ جمل است. در متن روایت، عبارت «الْجَمَلُ جَمَلُهُمْ» آمده است؛ یعنی در این روایت، «الجَمَل» به شتری اشاره دارد که به طلحه و زبیر نسبت داده شده است. بنابراین نباید از این روایت نتیجه گرفت که معنای واژه « الْجَمَل» در ساختار ادبی آیه از «شتر» به «جنگ جمل» تغییر یافته است.
طبری در تفسیر خود تصریح میکند که قرائت مشهور، «الجَمَل» با فتح جیم و میم است و آن را به شتر تفسیر میکند؛ در مقابل، قرائتهایی مانند «الجُمَّل» با تشدید میم نیز در برخی نقلهای تفسیری گزارش شده که به طناب ضخیم یا طنابهای کشتی تفسیر شده است.
بنابراین، از منظر تفسیر ادبی، معنای ظاهر آیه مستقل از واقعه جمل است؛ اما از منظر روایت امامیه، همین آیه بر واقعهای تاریخی نیز تطبیق داده شده است. این دو گزاره الزاماً متعارض نیستند.
بررسی اعتبار روایات
روایت تفسیر قمی با این سلسله سند نقل شده است: علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن فضالة، عن أبان بن عثمان، عن ضریس، عن أبی جعفر(ع).
این روایت از نظر سندی، دارای سلسله سند مشخص و قابل بررسی رجالی است؛ بااینحال، داوری قطعی درباره اعتبار آن، نیازمند ارزیابی تمامی راویان بر اساس مبانی رجالی است.
این مضمون در تفسیر عیاشی نیز با سندی مشتمل بر راوی ناشناس («عن رجل») نقل شده است؛ ازاینرو، از نظر ارزیابی سندی نمیتوان آن را همرتبه روایت تفسیر قمی دانست و بیشتر میتوان آن را مؤید این مضمون روایی تلقی کرد.
مسئله اصلی؛ جمل بهعنوان مصداق «استکبار در برابر حق»
آیه پیش از واژه « الْجَمَل»، از دو ویژگی سخن میگوید: یکی تکذیب آیات الهی و دیگری استکبار در برابر پذیرش آنها.
در صورت پذیرش این روایت بهعنوان یک تطبیق تفسیری، حادثه جمل از منظر مضمون آیه و نسبت آن با تکذیب و استکبار در برابر حق مورد توجه قرار میگیرد و از منظر نسبت انسان با «حق» و واکنش او در برابر آن ارزیابی میشود.
از این منظر، پیام آیه محدود به قرن نخست هجری نیست. قرآن ابتدا یک معیار فرازمانی ارائه میدهد و سپس روایت امام معصوم(ع) یک مصداق تاریخی را بر اساس همان معیار معرفی میکند. در نتیجه، مسئله اصلی نه «جمل به معنای شتر» و نه صرفاً «جمل به معنای نام یک جنگ» است؛ بلکه ملاک قرآنی تشخیص رفتار حقمدار از رفتار مبتنی بر تکذیب و استکبار است.
جمعبندی
برآیند بررسیها نشان میدهد که روایت مربوط به طلحه و زبیر را باید در چارچوب تطبیق تفسیری آیه ۴۰ سوره اعراف بر واقعه جمل فهم کرد، نه بهعنوان سبب نزول آن. بر این اساس، میان معنای عام آیه و تطبیق آن بر واقعهای متأخر، تعارضی وجود ندارد.
منابع:
قرآن کریم
البرهان فی تفسیر القرآن، الحسینی البحرانی، السید هاشم، الناشر: مؤسسة البعثة، بی تا.
تفسیر العیّاشی، عیاشی، محمد بن مسعود، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ناشر: المطبعة العلمیة - تهران، نوبت چاپ: اول، ۱۳۸۰ ق.
تفسیر القمی، قمی، علی بن ابراهیم، محقق / مصحح: موسوی جزائری، طیّب
ناشر: دار الکتاب - قم، نوبت چاپ: سوم، ۱۴۰۴ ق.
تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، محمدرضا، دار الغدیر – قم،۱۴۲۳ق. = ۱۳۸۱.
تفسیر نور الثقلین، العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعة، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ناشر: اسماعیلیان - قم، نوبت چاپ: چهارم، ۱۴۱۵ ق.
جامع البیان عن تاویل ای القرآن، طبری، محمد بن جریر، ناشر: هجر – قاهره، ۱۴۲۲ق.
الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، ناشر: مکتبة ایة العظمی المرعشی النجفی – قم، ۱۴۰۴ ق
نویسنده: طاهره ندیمی تهرانی، دکترای علوم قرآن و حدیث
..........................
پایان پیام
نظر شما