۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۷
چهار محور اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی؛ از حاکمیت اخلاق بر فقه تا مردمی بودن اقتصاد

مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع)، با تشریح چهار محور از اندیشه آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، بر ضرورت بازخوانی دیدگاه‌های این عالم دینی درباره حاکمیت اخلاق بر فقه، حضور اجتماعی روحانیت، پیوند حوزه و دانشگاه و مردمی بودن اقتصاد تأکید کرد.

 به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی تهرانی، مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع)، در نشست خبری کنگره «فقیه سیاستمدار؛ آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی» که روز شنبه در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی اندیشه‌های آیت‌الله مهدوی کنی متناسب با مسائل امروز جامعه، چهار محور از دیدگاه‌های این عالم دینی را تشریح کرد و گفت: آیت‌الله مهدوی کنی دغدغه دین در روزگار خود را داشت و به این مسئله می‌اندیشید که دین در مواجهه با نیازهای جامعه معاصر چه نقشی باید ایفا کند و چگونه می‌تواند به مسائل واقعی مردم پاسخ دهد.

وی با بیان اینکه اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی را نباید صرفاً در چارچوب بزرگداشت شخصیت‌های برجسته دینی بررسی کرد، افزود: وقتی به سراغ چنین شخصیت‌هایی می‌رویم، نباید نگاه ما فقط تجلیل و تکریم آنان باشد؛ بلکه باید مسائل و نیازهای جامعه امروز خود را نیز در پرتو اندیشه‌هایشان به بحث و گفت‌وگو بگذاریم. اهمیت آیت‌الله مهدوی کنی در این است که دین را در متن زمانه خود می‌دید و به این می‌اندیشید که دین در مواجهه با مسائل جامعه چه وظیفه‌ای بر عهده دارد.

حاکمیت اخلاق بر فقه؛ نخستین محور اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی

مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع) نخستین محور را نگاه آیت‌الله مهدوی کنی به نسبت فقه و اخلاق دانست و اظهار کرد: از منظر ایشان، دین را نمی‌توان به فقه فروکاست و اخلاق را نیز نباید مقوله‌ای فرعی و تابع فقه تلقی کرد. آیت‌الله مهدوی کنی بر این باور بود که اخلاق جایگاهی اساسی در منظومه دینی دارد و حتی از حاکمیت اخلاق بر فقه سخن می‌گفت.

تهرانی با اشاره به وجود برخی قرابت‌ها میان این رویکرد و دیدگاه‌های مرحوم صفایی حائری درباره نظامات اسلامی، تصریح کرد: در این نگاه، معنویت و اخلاق بخش مهمی از نظام دینی را تشکیل می‌دهند و نمی‌توان در فهم دین صرفاً به واجبات و محرمات بسنده کرد و از مسئله اخلاق غافل ماند. چنین رویکردی تفاوتی جدی در شیوه تربیت طلاب و دانشجویان و همچنین در مواجهه با مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: بسیاری از شخصیت‌های دینی زمانی توانستند در میان مردم جایگاه پیدا کنند که مردم روحانیت را در زندگی واقعی خود و در کنار خویش دیدند. زندگی کردن با مردم و توجه به مسائل آنان، یکی از عرصه‌هایی است که روح دینی در آن آشکار می‌شود. از این منظر، اخلاق امری حاشیه‌ای و فرعی نیست، بلکه در شیوه حضور روحانیت در جامعه و نحوه مواجهه آن با مسائل مردم نقش تعیین‌کننده دارد.

ضرورت حضور روحانیت در متن جامعه

تهرانی، دومین محور اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی را ضرورت حضور اجتماعی روحانیت دانست و گفت: از نگاه ایشان، روحانی نمی‌تواند صرفاً لباس روحانیت بر تن داشته باشد، اما از مردم و محیط زندگی آنان فاصله بگیرد. آیت‌الله مهدوی کنی بر این باور بود که روحانی باید در متن جامعه حضور داشته باشد و با مردم ارتباط مستقیم برقرار کند.

وی با اشاره به تعبیر آیت‌الله مهدوی کنی درباره خود با عنوان «آخوند شهری» توضیح داد: مقصود ایشان از این تعبیر، نفی روحانیت در مناطق روستایی نبود، بلکه بر حضور روحانی در متن زندگی شهری و در میان مردم تأکید داشت. نقل شده است که ایشان گاهی از ورودی اصلی مدرسه رفت‌وآمد می‌کردند و وقتی مردم برای مراجعه به ایشان می‌آمدند، تلاش می‌شد مسیر ورود آنان تغییر کند؛ اما آیت‌الله مهدوی کنی متوجه این مسئله می‌شدند و با ایستادن در مدرسه و گفت‌وگو با مردم، بر ضرورت باز بودن مسیر ارتباط آنان با روحانیت تأکید می‌کردند.

مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع) با تعمیم این نگاه به شرایط امروز جامعه افزود: گاهی برخی محیط‌های اجتماعی، مکان‌های عمومی و فضاهایی مانند مترو، پارک‌ها یا میدان انقلاب از حضور مؤثر روحانیون و نیروهای مذهبی خالی می‌شوند. در چنین شرایطی، این فضاها ممکن است از رنگ‌وبوی فرهنگی و دینی خود فاصله بگیرند و معنای دیگری پیدا کنند.

وی تأکید کرد: روحانیت باید در متن جامعه حضور داشته باشد. حتی اگر طلبه‌ای مشغول فعالیت پژوهشی است، این فعالیت نباید به فاصله گرفتن او از مردم منجر شود. از منظر آیت‌الله مهدوی کنی، پوشیدن لباس روحانیت با حضور اجتماعی و ارتباط با مردم معنا پیدا می‌کند و نمی‌توان این دو را از یکدیگر جدا دانست.

پیوند حوزه و دانشگاه؛ ضرورتی برای پاسخ به مسائل معاصر

تهرانی، سومین محور را ضرورت پیوند حوزه و دانشگاه عنوان کرد و گفت: دانشگاه نمی‌تواند بدون ارتباط با حوزه‌های علمیه به‌درستی به مسائل دینی و فکری جامعه بپردازد. مسئله وحدت حوزه و دانشگاه و چگونگی برقراری ارتباط میان علوم حوزوی و علوم دانشگاهی، از دغدغه‌های مهم سال‌های آغازین انقلاب اسلامی بود.

وی با اشاره به جلسات و گفت‌وگوهای آن دوره با حضور شخصیت‌هایی همچون شهید بهشتی و آیت‌الله موسوی اردبیلی اظهار کرد: این دغدغه از همان سال‌های نخست انقلاب مطرح بود که در شرایط معاصر، حوزه علمیه و علوم دانشگاهی چگونه باید با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و چه نسبتی میان آن‌ها باید شکل بگیرد. بخشی از نتایج این رویکرد را می‌توان در شکل‌گیری دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی با رویکرد تلفیقی مشاهده کرد.

مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع) با اشاره به نمونه‌هایی همچون مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و دانشگاه امام صادق(ع) افزود: امروز فرصت مناسبی است که تجربه دانشگاه‌ها و مراکز علمی‌ای را که با هدف ایجاد پیوند میان علوم اسلامی و علوم دانشگاهی شکل گرفته‌اند، در کنار یکدیگر بررسی و ارزیابی کنیم. باید ببینیم این تجربه‌ها تا چه اندازه توانسته‌اند به مسئله ارتباط حوزه و دانشگاه پاسخ دهند و چه درس‌هایی برای ادامه این مسیر در اختیار ما قرار می‌دهند.

مردمی بودن اقتصاد و تعیین نسبت دولت و بازار

تهرانی چهارمین محور اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی را نگاه ایشان به اقتصاد و ضرورت مردمی بودن آن دانست و اظهار کرد: آیت‌الله مهدوی کنی از سال‌های آغازین انقلاب اسلامی دغدغه جدی درباره مسائل اقتصادی داشت و بر این موضوع تأکید می‌کرد که اقتصاد باید مردمی باشد و بر شانه‌های مردم اداره شود. این دیدگاه به معنای نفی کامل نقش دولت نیست، بلکه بر ضرورت توجه به جایگاه مردم در بنیان‌ها و ساختارهای اصلی اقتصاد تأکید دارد.

وی با بیان اینکه این موضوع همچنان از مسائل مهم اقتصاد کشور به شمار می‌رود، افزود: اگر بخواهیم آیت‌الله مهدوی کنی را فراتر از یک چهره تاریخی و موضوعی برای بزرگداشت معرفی کنیم، باید به مسئله‌هایی توجه کنیم که ایشان در زمان خود با آن‌ها درگیر بود و بسیاری از آن‌ها همچنان در جامعه ما مطرح هستند. یکی از این مسائل، نسبت دولت، بازار و مردم در اقتصاد است.

مدیر پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی مجتمع حوزوی امام رضا(ع) با اشاره به مباحث اقتصادی سال‌های نخست انقلاب و اختلاف‌نظرهای آیت‌الله مهدوی کنی با دولت وقت به ریاست میرحسین موسوی گفت: بحث درباره جایگاه بازار، نقش مردم و میزان مداخله دولت در اقتصاد، از جمله موضوعاتی بود که در آن دوره مورد مناقشه قرار داشت و این اختلاف دیدگاه‌ها در فضای سیاسی آن زمان نیز بازتاب پیدا کرد.

وی ادامه داد: پرسش‌هایی مانند اینکه بازار چه جایگاهی در اقتصاد دارد، نقش فقیه در مواجهه با بازار چیست، تا چه اندازه می‌توان تعیین قیمت‌ها و مسائل اقتصادی را به بازار واگذار کرد و در چه شرایطی دولت باید وارد عمل شود، همچنان از مسائل مهم اقتصاد ایران است. بررسی دیدگاه‌های آیت‌الله مهدوی کنی درباره این موضوعات می‌تواند به شناخت ریشه‌های برخی مناقشات اقتصادی و سیاسی کمک کند.

تهرانی با اشاره به اینکه مسائل اقتصادی در سال‌های پایانی حیات رهبر شهید نیز در نام‌گذاری سال‌ها مورد توجه قرار داشت و نقش مردم در اقتصاد از موضوعات محوری بود، تأکید کرد: بازخوانی اندیشه آیت‌الله مهدوی کنی باید با توجه به همین مسئله‌های ماندگار انجام شود؛ زیرا ارزش مراجعه به شخصیت‌های علمی و دینی فقط در یادآوری گذشته نیست، بلکه در بهره‌گیری از اندیشه‌های آنان برای فهم و حل مسائل امروز جامعه نیز نهفته است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: آیت‌الله مهدوی کنی شخصیتی بود که دغدغه دین در زمانه خود را داشت و می‌کوشید نسبت دین با مسائل واقعی جامعه را روشن کند. از این رو، بررسی دیدگاه‌های ایشان در زمینه اخلاق و فقه، حضور اجتماعی روحانیت، پیوند حوزه و دانشگاه و مردمی بودن اقتصاد می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو درباره مسائل امروز جامعه و ارزیابی راهکارهای موجود فراهم آورد.

.......

پایان پیام/ ۲۱۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha