خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: «هدف نهایی زندگی چیست؟» این سوالی است که هر انسانی در طول حیات خود، آگاهانه یا ناخودآگاه با آن مواجه میشود.
در مکتب انبیای الهی، پاسخ به این سوال در یک کلمه خلاصه میشود: «توحید». اما آیا توحید همان است که از کودکی بر زبان میرانیم و در اذان و اقامه بر یگانگی خداوند شهادت میدهیم؟
توحید واقعی، فراتر از یک اعتراف زبانی است؛ توحید یک سبک زندگی است که تمام ابعاد وجودی انسان را دگرگون میکند. در دنیای پرتلاطم امروز که اضطراب و سرگردانی بیداد میکند، بازگشت به سیره فاطمی (س) و درک حقیقی توحید، تنها راه رسیدن به آرامش نهایی است.
حقیقت توحید؛ از شعار تا شعور
بسیاری از ما مسلمانان، توحید را تنها در یگانگی ذات خداوند خلاصه کردهایم. اما به تعبیر استاد وکیلی، توحید حقیقی یعنی یگانگی خداوند در تمام کمالات و خوبیها. یعنی انسان با تمام وجود باور کند که هیچ موثر و کارسازی در عالم هستی جز خداوند متعال وجود ندارد و تمام اسباب و علل، تنها وسیلهای در دست او هستند. کسی که به این مرحله از معرفت برسد، دیگر در قلب خود هیچ کس و هیچ چیز را شریک خدا نمیداند. این همان «اخلاص» است که حضرت صدیقه طاهره (س) در خطبه فدکیه، آن را تأویل و باطن کلمه توحید میداند: «کَلِمَةٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَأْوِیلَهَا» (کلمهای که اخلاص را تأویل آن قرار داد) . وقتی انسان به این درجه از خلوص برسد، اعمال و رفتارش دیگر برای جلب رضایت مردم یا رسیدن به بهشت و ترس از جهنم نیست؛ بلکه تنها و تنها برای خود خداوند است. در چنین حالتی است که انسان از هرگونه شرک پنهان و آشکار پاک میشود و به حقیقت طهارت دست مییابد.
توحید در سیره پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع)
برای درک عملی این حقیقت، باید به زندگی معصومین (ع) نگاه کرد. سیره پیامبر اکرم (ص) سرشار از یاد خداوند در تمام لحظات بود. ایشان حتی هنگام بیدار شدن از خواب، هنگام ورود به بیتالخلاء و هنگام وضو گرفتن، زبان به حمد و ثنای الهی میگشودند و اینگونه به ما میآموزند که توحید نباید به لحظات خاصی در مسجد محدود شود، بلکه باید در تمام شئون زندگی جاری باشد.
امیرالمومنین علی (ع) نیز نمونه اتم و اکمل توحید عملی است. استاد وکیلی در کتاب خود به داستان شب قبل از جنگ بدر اشاره میکند. امیرالمومنین علی (ع) در عالم خواب از حضرت خضر (ع) ذکری میآموزد: «یا هُوَ یا مَنْ لا هُوَ إِلا هُوَ» و پیامبر (ص) به او میفرمایند که اسم اعظم را یاد گرفته است. این شمشیر زدنهای امیرالمومنین در میدان جنگ، نه برای نشان دادن پهلوانی و کسب شهرت، بلکه بر اساس یک نگاه توحیدی بود. هر ضربهای که میزدند، بندگیشان نسبت به خداوند بیشتر میشد و این همان تفاوت اساسی یک موحد واقعی با دیگران است.
تجلی توحید در زندگی حضرت زهرا (س)
اگر بخواهیم نمودِ عینی و عملی این توحید ناب را ببینیم، بهترین الگو وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا (س) است. ایشان تمام همت خود را برای «رضای خدا» به کار گرفتند. وقتی از امیرالمومنین (ع) در ابتدای ازدواج میپرسند که فاطمه را چگونه همسری یافتی، پاسخ میدهند: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ» (بهترین یاریدهنده بر اطاعت خداوند).
این پاسخ، یعنی محور اصلی زندگی مشترک آن دو بزرگوار، چیزی جز بندگی خدا نبوده است. در سیره حضرت زهرا (س) داستانهای شگفتانگیزی از ایثار و انفاق وجود دارد که ریشه در همین توحید دارد. در شب عروسی، لباس کهنه خود را به سائل میبخشند . یا با وجود گرسنگی خود و فرزندانش، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر میدهند و این مصداق بارز آیه شریفه قرآن کریم است که میفرماید: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا» (ما فقط برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمیطلبیم) . ایشان در تمام این احوال، خود را نمیبینند و تنها خدا را میبینند.
راز تسبیحات حضرت زهرا (س)
یکی از مهمترین جلوههای توحیدی در زندگی حضرت زهرا (س)، تسبیحات معروف ایشان است. پیامبر اکرم (ص) این تسبیحات را به عنوان جایگزین خادم به ایشان هدیه دادند. سوال اینجاست که این ذکر ساده چگونه میتواند جای یک خدمتکار را بگیرد و از مشکلات و غصهها بکاهد؟سرّ ماجرا در این است که این تسبیحات، ذکری لقلقه لسان نیست؛ بلکه اگر با حضور قلب گفته شود، انسان را به عالم توحید سفر میدهد. با گفتن «سبحان الله» و «الحمدلله» و «الله اکبر»، انسان به یاد میآورد که همه چیز در دست خداست و خودش هیچ کاره است. وقتی قلب به این یاد متصل شد، غم و غصههای دنیوی از بین میرود. متأسفانه مشکل ما این است که ما ذکر را بر زبان جاری میکنیم اما قلبمان متصل نمیشود، لذا بعد از نماز هم غصههایمان باقی است.حضرت زهرا (س) در تسبیحات خود غرق در محبت خدا میشدند و به همین دلیل، آرامشی درونی نصیبشان میشد که هیچ گاه حاضر نبودند از آن دل بکنند.
مقام «راضیه» و «مرضیه»؛ تسلیم محض بودن
یکی از القاب حضرت زهرا (س)، «راضیه» و «مرضیه» است. راضیه یعنی کسی که به هر آنچه خداوند برایش مقدر کرده، راضی است و هیچ اعتراضی در قلبش ندارد. مرضیه یعنی خداوند نیز از بندهاش راضی است . این مقام، نتیجه همان توحید ناب است. کسی که همه کاره عالم را خدا میبیند و همه چیز را در طول اراده الهی میداند، در سختترین مصائب نیز جز زیبایی نمیبیند. همانطور که حضرت زینب (س) در کربلا فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» (من جز زیبایی چیزی ندیدم). این نگاه، تنها از دلِ یک موحدِ واقعی برمیآید.
بنابراین قرآن کریم هدف نهایی بعثت تمام انبیاء را رسیدن به توحید معرفی میکند: «قُلْ إِنَّمَا یُوحَیٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ» (بگو: همانا به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است). توحیدی که اگر در قلب انسان جا بگیرد، او را از شرک بیرون میآورد و به آرامش نهایی میرساند. حضرت فاطمه زهرا (س) با زندگی کوتاه اما پربرکت خود، به ما نشان دادند که میتوان در همین دنیا، با پشت کردن به تعلقات مادی و پیوند قلبی با خداوند، به مقام بندگی خالص رسید. در روزگاری که بشریت تشنه آرامش است، سیره فاطمی (س) و تفکر توحیدی، تنها نسخه شفابخش و راه نجات است. انسان باید قدم همت بردارد و از نعمتهای مادی که در مقابل چشمش قرار میگیرد، عبور کند تا به مقام معرفتالله و لقاءالله برسد.
پینوشت:
برگرفته از مجموعه سخنرانیهای استاد حاج شیخ محمد حسن وکیلی
فیروزه دلداری (پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما