۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
منبع: صدا و سیما
حدادعادل: متهم کردن جمهوری اسلامی به دیکتاتوری، برای بازگرداندن پهلوی تعجب‌آور است

عضو تشخیص مصلحت نظام در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفت: درحالیکه کشتن مردم برای رضاشاه مثل آب خوردن بود، متهم کردن جمهوری اسلامی به دیکتاتوری برای بازگرداندن پهلوی تعجب‌آور است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ غلامعلی حدادعادل عضو تشخیص مصلحت نظام باحضور در استودیوی گفتگوی ویژه خبری ، موضوع " مقاومت ملی ایرانیان در برایر تروریسم آمریکایی - صهیونی " را بررسی و تشریح کرد.

متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

سؤال: این شب‌ها در گفتگوی ویژه خبری طبیعتا به موضوعات روز کشور و اتفاقات چند روز گذشته پیرامون اغتشاشات و عملیات شبه تروریستی و تروریستی شهری که در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاد صحبت می‌کنیم با حضور مهمانان مختلف هر یک از دریچه نگاه خودش به موضوع سعی می‌کنیم که این اتفاقات را تحلیل بکنیم و امشب افتخار میزبانی جناب آقای دکتر حداد عادل را داریم، تحلیل شما چیست آقای دکتر از این اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم و اوضاع فعلی کشور؟

حداد عادل: در جنگ ۱۲ روزه دشمن نتوانست به آن هدفی که داشت برسد و دو چیز خلاف انتظار آنها بود یکی وحدت و مقاومت مردم که آنها نیمه شب پنجشنبه یعنی شب جمعه بمباران کردند و حمله کردند مردم روز شنبه روز عید غدیر بود با عظمت با شکوهی به خیابان‌ها آمدند و این وحدت پیام داشت دوم هم اینکه نیروهای مسلح ما بلافاصله پاسخ دادند به فاصله چند ساعت و دشمن ضرباتی دریافت کرد که هرگز فکرش را نمی‌کرد بعد از آن در تحلیل‌ها هم از قول خودشان هم در داخل شنیده می‌شد که آنها نوبت قبل یعنی در ۲۳ خرداد یا ۲۴ خرداد که حمله کرده بودند نیتشان این بوده که تصور می‌کردند که بعد از حمله هوایی مردم در مقابل نظام جمهوری اسلامی می‌ریزند در خیابان‌ها و زمینه را برای آن چیزی که آنها فکر می‌کردند آماده می‌کنند و این اتفاق نیفتاد گفته بودند که بار دیگر ما باید اول شورش خیابانی ایجاد کنیم و شورش خیابانی را جنگ شهری و اغتشاش داخلی هم یک بهانه‌ای می‌خواهد ما در عرض این ۶ ماهی که گذشته از آن حمله قبلی ۶ ماه و چند روز، ۱ ماه شاید مثلا ۷ ماهی شده باشد شاهد افزایش فشارهای اقتصادی بودیم که یکی از آن همان اسنپ بک بود و بازی با دلار که هیچ وقت دلار این سیر صعودی و سرعت سیر صعودی این چند ماه را نداشت معلوم بود که یک برنامه‌ای دارند برای اینکه یک بهانه‌ای برای اعتراض درست کنند و نهایتا بعد از اینکه ظرف مثلا دو سه هفته، دو هفته دلار خودش را بالا کشید و بازار دچار بی ثباتی شد و واقعا هم یک عده حیران و متحیر بودند و معترض شدند روی این موج اعتراض سوار شدند و این چیزی بود که از قبل خودشان هم اعلام کرده بودند و احتمال هم می‌رفت دولت خود ما هم و جمهوری اسلامی هم، چون قبول داشت این بی ثباتی اقتصادی مردم را در فشار معیشتی قرار داده حتی آنهایی هم که مشکل معیشتی نداشتند نمی‌توانستند کاسبی شان را مدیریت بکنند گرانی هم به مردم منتقل می‌شد عده‌ای اعتراض داشتند نظام، دولت، همه گفتند اگر مردم می‌خواهند اعتراضی بکنند، اعتراض کنند اگر می‌خواهند مشکلاتشان را با مسئولین در میان بگذارند، در میان بگذارند، در عرض ۱۰ ـ ۱۱ روز ما در کشور شاهد بودیم که در گوشه و کنار هم اعتراضاتی خیابانی برپا می‌شد هم جلساتی نمایندگان اصناف و مسئولان اقتصادی با هم داشتند که رسیدگی بکنند و دولت هم هیچ قصد یعنی نیروهای انتظامی هم قصد برخورد نداشتند می‌گفتند اعتراض حق مردم است اعتراض کنند حرفشان را بزنند دولت هم دارد تلاش می‌کند راه حل پیدا بکند و ان شاءالله هم پیدا می‌کند.

یک همچنین فضایی بود تا پنجشنبه شب که آن اتفاقات افتاد که حالا بعدا اگر لازم شد به آن اشاره‌ای می‌کنیم، آنچه مهم است این است که سال هاست آمریکا و در واقع رژیم صهیونیستی در منطقه در اندیشه مقابله با نظام جمهوری اسلامی هستند این دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و اگر ما این ۴۷ سال انقلاب را مرور بکنیم از روز اول می‌بینیم که در آن یک سال و نیم اول اینها از طریق آشوب‌های منطقه‌ای در فلان استان، فلان استان درگیری‌ها با عناوین مختلف سعی کردند که با انقلاب مقابله بکنند نتیجه نگرفتند بعد کاری را که در داخل نتیجه نگرفته بودند از خارج مدیریت کردند و همه نیروهایشان را بردند پشت سر حزب بعث و یک جنگ ۸ ساله را بر ملت تحمیل کردند با نیت اینکه انقلاب را از پا دربیاورند باز نتیجه نگرفتند بعد از جنگ، یک ۱۰ ـ ۲۰ سالی اینها تلاششان این بود که با تفرقه انداختن در داخل کشور با عناوین مختلف یک درگیری‌هایی ایجاد بکنند چند تا موج داشتیم ۷۸ را داشتیم، ۸۸ را داشتیم اینها هم نتیجه‌ای برای آنها نداشت نهایتا تصمیم گرفتند که تحریم‌ها را که از اول انقلاب هم داشتیم تشدید بکنند به قول خودشان شکننده‌ترین و فلج کننده‌ترین تحریم تاریخ را به جمهوری اسلامی تحمیل کردند فقط با این نیت که اینقدر گلوی مردم ایران را فشار بدهند تا این مردم به سطوح بیایند بریزند در خیابان‌ها و بعد در واقع ملت ایران را که همیشه پشت سر انقلاب و امام و رهبری بوده در مقابل انقلاب قرار بدهند این تحریم‌ها را همانطور که عرض کردم در ماه‌های اخیر تشدید کردند که چنین وضعی به وجود بیاید و الحمدلله این وضع به وجود نیامد نه در آن جنگ ۱۲ روزه، نه در این اقداماتی که پنجشنبه شب کردند.

سؤال: الان در این شرایط یعنی اینها یک به نظرم آن نقطه کلیدی که روی آن در اصل تمرکز داشتند که یعنی تصورش این بود که اگر این اتفاق را بتوانند به هم بزنند می‌توانند توفیقات زیادی داشته باشند و آن انسجام ملی بود یعنی اول می‌خواستند با جنگ به ایجاد در اصل شکنندگی در انسجام ملی برسند اتفاق نیفتاد در مرحله دوم که پشت سر گذاشتیم مستقیما آمدند سراغ انسجام ملی که از داخل این را به فروپاشی ببرند، اتفاق نیفتاد همه هم می‌دانند که آنها به هر حال از این راهبرد اصلی شان راجع به ایران کوتاه نخواهند آمد الان فکر می‌کنید که طراحی آنها چه خواهد بود؟ آیا پیش بینی داریم الان؟

حداد عادل: همه چیز را باید محتمل بدانیم ونلو اینکه احتمالش ضعیف باشد و باید جدی بگیریم و در واقع اصل این است که ملت در صحنه باشد ملت با آگاهی، با بصیرت بداند که همان گرانی که این قدر باعث رنج مردم هست ریشه اش چیست؟ همین بازی کردن با قیمت ارز و دلار ریشه اش چیست؟ اینها از کجا طراحی می‌شود فشارهای اقتصادی به چه منظور است؟ از کجا تحمیل شده؟ و مردم این را می‌دانند مردم همین حضوری که روز دوشنبه داشتند و حضوری که امروز داشتند همین امروز بعد از ظهر در تشییع جنازه شهدا که بنده هم توفیق داشتم در خیابان خدمت مردم بودم می‌آمدند صحبت می‌کردند درد دلشون را می‌گفتند حرف هایشان را می‌زدند، مردم بدانند که دشمن را از دوست فرق بگذارند دشمن واقعی را بشناسند این به نظر من مهمترین مسئله است ولی من می‌خواهم امشب در خدمت شما یک نکته‌ای را اشاره بکنم و آن این است که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها سال هاست به دنبال یک جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی می‌گردند که در بین گروه‌های مخالف که در خارج هستند یک افرادی را پیدا کنند و اینها را تبلیغاتشان را بکنند پول به آنان بدهند مدیریت بکنند که در واقع اینها را جانشین نظام جمهوری اسلامی بکنند خود این هم یک تاریخی دارد در هر دوره‌ای سراغ یکی رفتند ظاهرا این اواخر به این نتیجه رسیدند که دوباره پهلوی‌ها را برگردانند به ایران و مردم ایران هم می‌خندند به یک همچنین جمع بندی‌ای که یعنی ما که در سال ۵۷ با آن قیام باشکوه با تقدیم به فرمایش مقام معظم رهبری چندصد هزار شهید آمده‌ایم و آن ننگ را از این کشور پاک کردیم حالا دوباره بیاییم فرش قرمز پهن کنیم که آنها برگردند من می‌خواهم که در این برنامه خطاب به جوان‌های امروز کشورم یک قدری راجع به تاریخ قبل از انقلاب صحبت بکنم، چون جمعیت کشور ما در ابتدای انقلاب ۳۶ میلیون نفر بود سال ۵۷ حالا که ۱۴۰۴ است بیش از ۸۵ میلیون نفر است و شاید تعداد کسانی که درصد کسانی که دوران قبل از انقلاب را دیده باشند و یادشان باشد از ۱۰ ـ ۱۵ درصد تجاوز نکند آنهایی که یادشان باشد من جزو آن ۱۰ ـ ۱۵ درصد هستم.

سؤال: چند دهه از زندگی شما پیش از انقلاب بوده است؟

حداد عادل: من ۳۳ سال از عمرم را قبل از پیروزی انقلاب طی کردم.

سؤال: یعنی کاملا فرآیند پیروزی انقلاب و اتفاقات آن موقع را درک کرده اید؟

حداد عادل: بله، من متولد ۲۴ هستم و سال ۵۷ سی و سه ساله بودم و آن موقع حدود دوازده سیزده سال بود که معلم دانشگاه بودم یعنی من حالا که ۱۴۰۴ است قریب به ۶۰ سال است که در دانشگاه تدریس کردم و با جوان‌ها سر و کار داشتم الان هم سر و کار دارم من می‌خواهم یک قدری راجع به این اتفاقی که در کشور ما افتاده با جوان‌ها صحبت بکنم من نمی‌خواهم هم شعار بدهم مشت گره کنم هیجانی بشوم عصبانی بشوم می‌خواهم اگر نقل قولی کردم مستند باشد اگر تحلیلی عرضه کردم مستدل باشد بنابراین مستند و مستدل می‌خواهم صحبت بکنم من خیلی تعجب می‌کنم از اینکه یک کسانی برای برگرداندن سلسله پهلوی در ایران نظام جمهوری اسلامی را متهم به دیکتاتوری بکنند این خیلی چیز عجیبی است برای اینکه این واقعیت روشن بشود من برمی گردم به هفته‌ها و ماه‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، همه ماها که در آن تظاهرات بودیم و از سال ۴۱ پیام امام را گرفته بودیم تا سال ۵۷ به یاد داریم که یک شعار اصلی بود که شعار همه ملت ایران بود یک شعار سه کلمه‌ای؛ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» این شعار را هیچ کسی یعنی هیچ رسانه‌ای به مردم تحمیل نکرده بود القاء نکرده بود، چون اصلا رسانه‌ای در اختیار مردم نبود حالا ممکن است که یک نفر اول این را به زبان آورده باشد ولی حرف دل همه ملت ایران بود یعنی ملت ایران در عمق وجدان خودشان همه باور داشتند که ما با حکومت پهلوی‌ها استقلال نداریم، ما در حکومت پهلوی‌ها آزادی نداریم و نمی‌توانیم هم به دین مورد قبول خودمان که اسلام باشد عمل کنیم و زندگی اسلامی داشته باشیم این بود که می‌گفتند ما استقلال می‌خواهیم، آزادی می‌خواهیم، جمهوری اسلامی می‌خواهیم حالا من نمی‌خواهم راجع به استقلال و جمهوری اسلامی مفصل صحبت بکنم ولی واقعا مردمی که می‌گفتند استقلال، می‌فهمیدند یعنی چی؟ یعنی مردم می‌دانستند که رضا خان را انگلیسی‌ها سر کار آوردند یک ژنرال انگلیسی هست به نام ژنرال آیرون ساید، این ژنرال آیرون ساید خاطرات خودش را نوشته این کسی است که آمده به ایران مأموریتش این بوده که رضاخان را آماده بکند تعلیم بدهد تا او کودتا بکند و به قدرت برسد، سه روز بعد از کودتا از ایران می‌رود بغداد در سفرنامه خودش می‌نویسد که این روزها در ایران همه جا صحبت از این است که رضاخان را من به قدرت رساندم و اگر حقیقت هم بخواهید همین است یعنی مردم ایران همه می‌دانستند که رضاخان را انگلیسی‌ها روی کار آوردند پس استقلال نداشتیم کما اینکه روزی هم که انگلیسی‌ها خواستند خودشان بردند بعد هم شب بی بی سی گفت رضاخان را خودمان آوردیم و خودمان هم بردیم، این از آن پدر بعد هم این سران سه دولت شوروی و انگلیس و آمریکا آمدند اینجا نشستند و فرزند ۲۲ ساله اش را موافقت کردند که جانشین پدر بشود ۱۲ سال بعد در سال ۳۲ که محمدرضا از ایران فرار کرد باز آمریکایی‌ها در ایران با کودتای ۲۸ مرداد او را آوردند سر کار یعنی کودتا را آمریکایی‌ها کردند شاه دو مرتبه شاه ایران شد و مجبور بود هر چه آنها بگویند گوش کند اطاعت بکند همیشه هم تشکر می‌کرد از آمریکایی‌ها که در بازگشت او به قدرت، او را کمک کردند و مطیع آنها بود تا روز آخری هم که در ایران بود مطیع آمریکا بود مطیع انگلیس بود مطیع متحدان غرب بود پس استقلال نبود، اما مسئله آزادی که یک عده تصور می‌کنند که الان در دوران دیکتاتوری زندگی می‌کنند و اگر که پهلوی‌ها برگردند آزادی می‌شود حالا من می‌خواهم یک اشاره‌ای بکنم به دوران ۲۰ ساله و به خصوص ۱۶ ساله ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ سلطنت رضا شاه اصلا برای رضا شاه کشتن مردم مثل آب خوردن بود چه کشتن رجال، شخصیت‌ها و آدم‌های مؤثر در کشور حتی دوستان نزدیک به خودش کسانی که با دست خودشان تاج گذاشتند روی سر رضا شاه به دست رضاشاه کشته شدند در دوران سلطنت خودش و اینها یک فهرست بالا بلندی دارند من اسامی تعدادی از اینها را که معروف هستند می‌خوانم؛ یکی از کسانی که در همان دوران شهید شد شاعر مردمی بود، عشقی که شب رفتند در خانه اش را زدند تا در را باز کرد تیر خالی کردند به سینه اش و کشته شد.

یک روزنامه نگار دلیر مردمی به نام فرخی یزدی، این کسی نبود که با پول‌های رضاخانی تطمیع بشود یا تهدید او را از میدان بیرون کرده باشند رضا شاه او را گرفته دهانش را دوخته نه اینکه این استعاره باشه‌ها نه واقعا یعنی با سوزن با جوالدوز با هر چی برای اینکه به دیگران بگوید که کسی حق ندارد مخالفت بکند دهن فرخی یزدی را دوخته و فرخی یزدی شهید آزادی است حالا از رجالی که به رضا شاه خدمت کردند و او را به سلطنت رساندند مهمترین آنها عبدالحسین میرزای تیمورتاش وزیر دربار، نزدیک‌ترین فرد به رضا شاه که همیشه به نمایندگی از رضا شاه در هیأت دولت شرکت می‌کرد و هیئت دولت، نخست وزیر و وزراء چشم به دهن او می‌دوختند و رضا شاه گفته بوده که حرف تیمور حرف من است هر چی او بگوید و اینها منتظر بودند ببینند او چی می‌گوید که غیر از آن تصمیم دیگر نگیرند اینقدر به رضا شاه نزدیک بوده رضا شاه کینه او را به دل می‌گیرد یک بدبینی‌ای پیدا می‌کند به یک بهانه‌ای زندانش می‌کند و بعد در زندان می‌کشتش این که تیمورتاش را رضا شاه کشته این یک مطلبی است که خود رجال دوران رضاشاه در خاطراتشان نوشتند منتهی این خاطرات را قبل از انقلاب جرأت نمی‌کردند منتشر کنند بعد از انقلاب منتشر شد یک مجموعه ۱۳ ـ ۱۴ جلدی است به نام یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، دکتر قاسم غنی هم از رجال علمی و سیاسی دوران رضا شاه و دهه اول دوران محمدرضا شاه بوده خیلی آدم معروف و موجهی بوده دکتر قاسم غنی یادداشت‌های روزانه می‌نوشته و از بعضی از رجال دیگر هم خاطرات محرمانه گرفته بود در یادداشت هایش آورده، عباسقلی گلشاهیان که بعد از رضا شاه، در دوره محمدرضا شاه وزیر دارایی می‌شود در زمان شهریور ۲۰ این در واقع خاطرات نوشته او می‌گوید که تیمورتاش را در زندان با آمپول هوا کشتند و خفه اش کردند.

داور که یکی از معماران حکومت رضا شاه بوده و عدلیه را او درست کرده، دادگستری نوین را حالا چقدر بحث بوده الان وارد آن نمی‌خواهم بشوم ولی داور یکی از ارکان سلطنت رضا شاه بوده، داور با رضا شاه گفت‌وگو می‌کند و رضاشاه تهدیدش می‌کند این می‌فهمد که عن قریب سرنوشتش شبیه تیمورتاش سراغش می‌آید می‌رود خانه و تریاک می‌خورد خودکشی می‌کند داور، سردار اسعد، سردار اسعد سوم، جعفرقلی، نوه علیقلی خان سردار اسعد بختیاری که تهران را در مشروطه فتح می‌کند وزیر جنگ رضا شاه بوده شب تا آخر شب با هم قمار می‌کردند بعد بلند می‌شوند سردار اسعد از آن در می‌رود رضاشاه از این در، سردار اسعد که از آن در می‌رود مأمورهای تأمینات رضاشاهی می‌گیرند می‌برند می‌کشندش، نصرت الدوله فیروز پسر فرمانفرما وزیر خارجه باز به دست رضا شاه از بین می‌رود، مدرس حالا مدرس از جنس اینها نبوده مدرس شهامت داشته مخالف بوده ولی مدرس را از تو خانه اش می‌دزدند خود پسر مدرس برای من تعریف می‌کرد ما در سال ۱۳۵۰ رفتیم کاشمر سر قبر مدرس این آرامگاه امروز نبود یک اتاق کوچکی بود و یک ضریح مختصری یک پیرمردی آنجا نشسته بود ما دو سه تا جوان بودیم، من بودم آقای دکتر خرازی بود، ما با هم هم سن و سال و هم مدرسه‌ای هستیم یکی دیگر از دوستان ما بود رفتیم آنجا و او شروع کرد که در ۱۳۰۷ چگونه ریختند داخل خانه ما و پدرم را بردند ۱۰ سال مدرس در تبعید بود نه محاکمه‌ای، نه بحثی یک کسی را فرستادند یک قهوه‌ای مسموم به او خوراندند مدرس بلند شد آن سید بزرگوار، آن مرد عظیم الشأن بلند شد به نماز ایستاد در حالی که روزه بود به زور به او قهوه خوراندند اینها نشستند دیدند دارد نماز می‌خواند حوصله شان سر رفت پریدند خفه اش کردند عمامه اش را بستند به گردنش و مدرس را کشتند بعد حتی در باب ارباب کیخسرو که نماینده زرتشتی‌ها بود در بعضی از کتاب‌ها گفتند ارباب کیخسرو را هم رضا شاه کشته بعد کسانی مثل زین العابدین رهنما تجدد بهرامی که رئیس دفتر رضا شاه بوده همه اینها در معرض خطر بودند.

من بد نیست از این کتاب زندگانی طوفانی خاطرات سید حسن تقی زاده یک چیزی برای تان بخوانم تقی زاده هم جزو کسانی است که از نظر نگاه غیر دینی مثل رضا شاه است یعنی از جنس نیروهای متدین و این جور چیزها نیست دیگر تقی زاده یک روشن فکر است به تمام معناست همان صاحب آن اندیشه‌هایی که ایرانی باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی بشود حرف تقی زاده است حالا این تقی زاده می‌گوید که رضا شاه، این عبارت تقی زاده است من به جوان‌ها عرض می‌کنم اینهایی که من دارم می‌خوانم هیچکدامش را انقلابی‌ها ننوشتند، هیچکدام را بعد انقلاب ننوشتند اینها همه نوشته‌های قبل از انقلاب است می‌گوید رضا شاه تکه کلام معدوم داشت یعنی از هر کسی خوشش نمی‌آمد می‌گفت این باید معدوم بشود می‌گوید که ملک یک آدمی رو می‌خواست، چون رضا شاه حرص غصب املاک مردم را داشته شما باورت می‌شود ملت ایران می‌دانند، جوان‌های امروز می‌دانند که این مرد در ۱۶ سال سلطنت خودش ۴۴ هزار سند مالکیت به نام خودش کرده، هر جا که می‌رفته بازدید، گفتند یک محضردار و دفتردار هم دنبالش راه می‌رفته جزو ملتزمین رکاب بوده دفتر هم آنجا بوده هر جایی که خوشش می‌آمده ملک حاصلخیز و آباد اشاره می‌کرده که قواله کن می‌رفتند صاحبش را می‌آوردند می‌گفتند اعلی حضرت از این ملک شما خوشش می‌آید طرف هم می‌فهمید که اگر بگوید نه چه سرنوشتی دارد جایش کجاست، بعد می‌گوید حالا املاک صولت الدوله قشقایی را می‌خواسته بعد می‌گوید آن یک نامه‌ای نوشت، تقی زاده می‌گوید نامه را، چون می‌دانستم رضا شاه خیلی کینه ور است فرستادم دفتر مخصوص، عصر که به هیأت وزرا آمد به من گفت آن آدمی را که به شما کاغذ نوشته دلداری و تسلی بدهید نصیحت کنید ملکش را بدهد اگرچه اینها اصلاح شدنی نیستند اینها باید معدوم بشوند این عین عبارت تقی زاده است، ملاحظه می‌کنید بعد این یک کتاب دیگری است این اسمش است خاطرات و خطرات کسانی که با تاریخ معاصر ایران آشنا هستند این کتاب می‌شناسند این کتاب نوشته مهدی قلی خان هدایت است مخبرالسلطنه هدایت، مخبرالسلطنه شش سال تمام از ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۲ نخست وزیر رضاشاه بوده بعد از دوران رضا شاه فرصت کرده در آن فضای آزاد نسبی آزادی نسبی که بعد از فرار رضاشاه پدید آمده در دهه ۲۰ تا ۳۰ خاطرات خودش را بنویسد اینجا می‌گوید که در هیئت دولت صحبت بود اسم حزب پیش پهلوی نمی‌شود برد روزی در هیأت یعنی هیأت دولت، روزی در هیأت فرمودند هر مملکتی رژیمی دارد رژیم ما یک نفره است حالا آنهایی که این نظام را به دیکتاتوری متهم می‌کنند باید بدانند که این پهلوی اول است همین پهلوی اول غیر از غصب املاک، غیر از کشتن نزدیکان خودش و رجال و دولتمردان و معدوم کردن و اینها که بعد از اینکه سقوط کرد برای اینکه دل ملت یک قدری تسکین بدهند آمدند یک محاکمه صوری درست کردند آن بهیاری که در زندان مأمور بود که به دستور رضاشاه آمپول هوا به زندانیان تزریق کند و بکشد به نام پزشک احمدی و مأمور تأمینات سرپاس مختاری اینها را بیاورند یک محاکمه صوری ترتیب بدهند که بگویند دوران دیکتاتوری مثلا تمام شده حالا غصب اموال، کشتن اینها و کشتارهای گروهی که یکی از آن کشتار مسجد گوهرشاد است چند هزار نفر هیچ معلوم نیست در یک شب اینها مسلسل‌ها را گذاشتند روی پشت بام مسجد گوهرشاد و لوله‌های مسلسل را به سمت مردمی که در مسجد گوهرشاد متحصن شده بودند به عنوان مخالفت با بی حجابی گرفتند آن مردم گناهشان چه بود؟! خیانت به کشورشان کرده بودند؟! دزدی کرده بودند؟! غارت کرده بودند؟! مردمی آمده بودند از اعتقادات خودشان دفاع می‌کردند حالا تو اعتقادشان را هم قبول نداری باید این مردم را با مسلسل آن طور قتل عام کنی و کامیون کامیون اینها را شبانه مثلا صبح فردا همه را ببرند یک جایی که هنوز معلوم نیست کجا بوده دفن کنند، اینها خاطرات مردم مشهد است خوب اینها یک همچنین سابقه‌ای دارند، بعد از آن چی شد؟

بعد از آن هم شما می‌بینید که در دوران محمدرضا هم شما نه انتخابات آزاد داشتید نه آزادی داشتید من باز مستند عرض می‌کنم جوان‌های امروز بدانند یک آقایی بوده به نام اسدالله علم که وقتی من رفتم دانشگاه شیراز ۱۳۴۵ علم رئیس دانشگاه بود اندکی بعد شد وزیر دربار اندکی قبل از آن نخست وزیر بود علم نخست وزیر دوران ۱۵ خرداد این آقای علم جزو کارهایی که کرده یک کار خوب کرده و آن این است که خاطرات روزانه خودش را می‌نوشته علم از ۱۳۴۵ اواخر ۴۵ تا به نظرم آبان، آذر ۴۵ تا فروردین ۵۷ فروردین، اردیبهشت ۵۷ وزیر دربار بوده یعنی دومین قدرت کشور بوده حتی هویدا و اقبال و اینها به قدرت علم نمی‌رسیدند این هر روز که می‌رفت پیش شاه شب گزارش صحبت‌های خودش را با شاه می‌نوشته این یادداشت‌ها هم دست هیچ کس از ما نبوده خارج از ایران در اختیار خانواده اش بوده و دکتر علی نقی عالیخانی که عضو وزرای علم بوده چند سال بعد از انقلاب این یادداشت‌ها در اروپا منتشر می‌شود و بعد همان‌ها در ایران تجدید چاپ می‌شود نسخه اروپایی آن هست نسخه ایرانی آن هم مثل هم ست ممکن است یک توهین‌هایی را فقط ننوشته باشند بعد حالا بروید بخوانید ببینید راجع به انتخابات چی می‌گوید؟ راجع به آزادی چی می‌گوید، علم می‌گوید که به شاه گفتم حالا این حرف برای دیگر اواخر قبل از سقوط سلطنت است می‌گوید به شاه گفتم که عفو بین الملل آمدند ایران و ۱۰ هزار زندانی سیاسی را رفتند دیدن کردند گزارش دادند که در بدن ۳ هزار نفر از این ۱۰ هزار نفر آثار شکنجه هنوز وجود دارد دیده می‌شود علم می‌گوید این را من به شاه گفتم شاه گفتش که ولی آنها به ما قول دادند که این گزارش محرمانه باشد، این حرف ما که نیست که این مستند است در همین خاطرات علم هست بعد می‌گوید که علم یک وقتی رئیس یک حزب بوده، حزب مردم، انتخابات بوده، می‌گوید من فهرست نامزدها را بردم گذاشتم جلوی شاه مثلا گفتم از مجلس آینده ۹۰ نفر مال ما باشد شاه یک نگاهی کرد یک خط کشید گفت ۶۰ نفر کافی تان است بقیه اش هم داد به حزب ملیون می‌گوید بعد از انتخابات رفتم به شاه گفتم اعلیحضرت شما که روی پدرتون هم سفید کردید یعنی این دیکتاتوری که تو می‌کنی بابات هم نمی‌کرد این علم می‌گوید ما نمی‌گوییم آن وقت همین علم در کتاب خودش می‌گوید که شاه معمولا جمعه شب‌ها حالا هفته‌ای یک بار یا دو هفته یک بار میهمانی می‌داد در دربار و رجال می‌رفتند آنجا، شاه در اتاقی مشرف بر سالن آنجا می‌نشست بقیه هم پایین شام می‌خوردند بعضا احضار می‌کرد یک چیزی می‌گفت یا اینها می‌رفتند یک سلامی می‌کردند می‌رفتند می‌گوید که به من گفت به عباس مسعودی، عباس مسعودی می‌خواست برود با شاه حرف بزند گفت بگو دیگر حق شرفیابی ندارد نیاید اینجا، علت چیست؟ می‌گوید عباس مسعودی حالا عباس مسعودی صاحب روزنامه اطلاعات است، روزنامه اطلاعات هم اصلا روزنامه رسمی دربار بود هر چه دربار می‌گفت عباس مسعودی می‌نوشت، همه هم می‌دانستند، می‌گوید عباس مسعودی در روزنامه اش گزارش منتشر کرده که تاکسیران‌ها از شرکت تعاونی تاکسیرانی ناراضی‌اند بد و بیرا گفتند به شرکت تعاونی تاکسیران‌ها دیگر عباس مسعودی حق ندارد بیاید اینجا، حالا شما فکرش را بکن شرکت تعاون تاکسیرانی چه ربطی به دولت باید داشته باشد چه ربطی به شاه باید داشته باشد تحمل اینکه تاکسیران‌ها راننده‌های تاکسی اعتراض کنند دارد، بعد این هم به مسعودی می‌گوید که دیگر فرمودند شما نیاید حالا چه کسی، کسی که نوکر به اصطلاح از آن قره نوکرهای دربار است مسعودی بدبخت می‌شود یک نامه‌ای می‌نویسد به علم که این را به اعلیحضرت بدهید که غلط کردم، شکر خوردم دیگر از این کارها نمی‌کنم می‌گوید نامش را بردم به شاه نشان دادم شاه گفت باید بگویید که عفو شما بستگی به رفتار شما دارد بعد می‌گوید که دو هفته بعد مسعودی سکته کرد و مرد من یادم است مسعودی سکته کرد و مرد ما فکر می‌کردیم حالا پیرمرد مرده ولی پشت صحنه اش این بوده این را دکتر باستانی پاریزی مقاله کرده بنده در این کتاب «محض اطلاع» که در واقع تحلیل محتوای جلد هفتم خاطرات علم ست این مطلب را آوردم، می‌خواهم بگویم چه دیکتاتوری؟ کدام دیکتاتوری؟ و چی را دارید با چی عوض می‌کنید؟ کجا دارید حرف می‌زنید؟ اینها این هستند وقتی برگردند هنوز هیچی نشده مردم را سلاخی می‌کنند جوان‌ها را می‌ریزند در مسجدها، در حسینیه‌ها و آخرین نکته‌ای که من بگویم البته حرف زیاد است ولی، چون فرمودید فرصت نیست این نکته را عرض بکنم که رضا شاه وقتی می‌خواست به قدرت برسد آمد مردم را با دینداری فریب داد همه نوشتند که رضا شاه در آن فاصله کودتا تا به سلطنت رسیدن در محرم پای برهنه و سر برهنه گل می‌مالید و کاه می‌ریخت روی سرش جلوی دسته قزاق عزاداری می‌کرد پدر بزرگ من دیده بود برای من تعریف می‌کرد با این جوری وارد شد و مردم را فریب داد بعد آن کارهای ضد دین را کرد حالا این یکی می‌خواهد بیاید از اول رفته امامزاده آتش می‌زند، مسجد آتش می‌زند این مردم ایران که از اول دیندار بودند از قبل از اسلام خداپرست بودند بعد از اسلام هم مسلمان‌های عاشق و صمیمی شدند با دیانت اسلام و این همه دینداری از خودشان نشان دادند آن وقت شما می‌خواهید با آتش زدن مسجد و امامزاده و سوزاندن قرآن برگردید به این مردم حکومت بکنید، این معلوم است این حکایتش می‌شود همان حکایتی که کسی اسکناس تقلبی چاپ کرده بوده، ۷ تومانی چاپ کرده بوده، در هر مغازه‌ای که می‌رفته از جیبش در می‌آورده تا نشان می‌داده معلوم می‌شده تقلبی هست اینها هم همین جور دارند عمل می‌کنند یعنی از روز اول آمدند با دین مردم در می‌افتند این حالا هر کاری هم بکنند آمریکا بکند، اسرائیل بکند، قطعا بدانید در برابر این مردم ایران محکوم به شکست است.

سؤال: فرصت مناسبی است که بتوانیم سؤالات دیگری را هم با جنابعالی مطرح بکنیم خیلی ممنونم که جنابعالی مستندات تاریخی را در اینجا مطرح کردید و حالا اگر باز بخواهیم برگردیم به اتفاقات چند روز گذشته که پشت سر گذاشتیم یکی از این موضوعات نحوه واکنش نیروهای انتظامی به این در ابتدا اعتراضات بود که به نظر می‌رسید روزهای اول همانطور که جنابعالی هم اشاره کردید نیروی انتظامی با یک خویشتنداری با این ماجرا برخورد کرد تا حتی روز شاید پنجشنبه هم باز یک چنین وضعیتی را ما داشتیم در صورتی که شاید برخی می‌گفتند که اگر از همان ابتدا مثلا یک مقابله سنگین اتفاق می‌افتد خیلی زودتر ماجرا مثلا تمام می‌شد، اما این اتفاق نیفتاد یعنی با یک مدارایی به نظر می‌رسد رفتار شد آیا شما همچنین تحلیلی دارید و اگر جنابعالی علی هم موافق هستید دلیلش را چه می‌دانید؟

حداد عادل: جمهوری اسلامی اصولا بنا ندارد که به روی مردم کشور آتش بگشاید یعنی شلیک بکند و در واقع می‌گوید اگه مردمی اعتراض دارند اعتراض حق مردم است حالا ممکن است اشتباه هم بکنند اعتراض بکنند ما این تجربه را در سال ۴۰۱ هم داشتیم اگر شما یادتان باشد در سال ۴۰۱ هم اینقدر که ما از نیروی انتظامی و بچه‌های بسیج و اینها شهید دادیم آن طرف مقابل کشته نداد و همه می‌گفتند چرا مثلا اقدام نمی‌شود؟ خیلی اعتراض می‌کردند ولی محسوس بود که به نیروهای انتظامی در همان ۴۰۱ هم گفته بودند خویشتنداری کنید امسال این تأکید بیشتر شد، چون خود دولت و خود رهبری، همه می‌دانستند که اگر یک کسانی بیایند اعتراض بکنند حق دارند برای اینکه مشکلات اقتصادی واقعیت دارد حالا علتش چی بوده؟ منشأ آن هر چی بوده نهایتا همه قبول داشتند که مردم حق اعتراض دارند بنابراین بنای نظام و دولت این بود که تظاهرات برگزار بشود اگر کسی می‌خواهد تظاهرات کند کسی می‌خواهد اعتراض کند تجمع کنند یک عده هم می‌آمدند نمایندگان اصناف، اینها با دولت جلسه داشتند هم آن مذاکرات بود هم تظاهرات می‌کردند الی آخر بنا بر این نبود که برخورد مسلحانه‌ای مثلا از طرف نیروهای جمهوری اسلامی بشود و اگر دقت کرده باشید در آن ده یازده روز اول تا روز پنجشنبه آمار کشته‌ها از دو طرف حداکثر به ۲۵ نفر می‌رسید ۲۰ ـ ۲۲ نفر حالا با کم و زیاد آن یعنی در این حدود بنابراین بود که اصلا مأموران انتظامی با سلاح وارد خیابان‌ها نشوند بسیج اصلا درگیر نشود این بنا بود که دارند تظاهرات تا وقتی مسالمت آمیز است تظاهرات باشد مثل خیلی از جاهای دنیا این خویشتنداری طرف مقابل را به این فکر انداخت که حالا که ما می‌دانیم آنها دستور شلیک ندارند ما ماهیت خودمان را نشان بدهیم دیگه هر آنهایی که مأمور بودند و برنامه داشتند و پول گرفته بودند و نقشه داشتند و دستور داشتند شروع کردند در یک شب ۵۰ و چند تا مسجد را بسوزانند امامزاده را آتش بزنند قرآن را آتش بزنند خانه‌ها را آتش بزنند آدم‌ها را از پشت سر بکشند چاقو در قلب یکی فرو کنند آن اتفاق افتاد اگر این اتفاق این جور نمی‌افتاد ملت نمی‌فهمیدند که اینها ماهیتشان چیست، اگر همان شب فرض بفرمایید اولی که اینها می‌خواستند این کار را بکنند نیروی انتظامی مسلح بود بعد می‌گفتند باز ما مثل دیشب می‌خواستیم تظاهرات مسالمت آمیز کنیم این بار ما را به رگبار بستند، اما الان همه مردم می‌دانند که آن کسی که در واقع کار را شروع کرده چه کسی بوده؟ جمهوری اسلامی نبوده، آن یک جمعی بودند که سوار بر این موج اعتراض مردم شده بودند و برنامه شان اصلا نه اقتصادی بوده نه چیزی فقط مأموریت داشتند که آشوب به پا کنند جنگ شهری به پا کند این تبیین این قضیه است بعد از اینکه معلوم شد که دیگر اینها چه کاره‌اند؟ از فردا وضعیت شکل دیگری شد ولی آن شب خیلی یعنی ادامه خویشتنداری ۱۱ روز اول بود مردم هم راضی بودند می‌گفتند یک عده تظاهرات می‌کنند نباید که کشتشان نباید به این‌ها شلیک کرد اینها چنین فهمیدند این اتفاق افتاد این راجع به این مطلب.

سؤال: و راجع به نوع واکنش مردم نسبت به اتفاقات اخیر تحلیل شما چیست؟ چه چطور دیدید واکنشی که مردم نسبت به این اغتشاش‌ها به این آشوب‌ها داشتند؟

حداد عادل: مردم فهمیدند که داستان از چه قرار است مردم قبول کردند که در واقع یک توطئه‌ای است و سرنخ اصلی دست چه کسی است، کجاست؟ آمریکاست اسرائیل است و در واقع برنامه چی هست؟ نقشه چی هست؟ مردم ۴۷ سال است که در جمهوری اسلامی درس بصیرت سیاسی می‌گیرند تجربه‌های مختلف دیدند در این دو سه سال اخیر هم اینقدر در غزه و فلسطین و سوریه و لبنان و یمن و اینها شاهد حوادث بودند و بعد حتی در آن سر دنیا در ونزوئلا و در اوکراین و اینها که متوجه هستند که باید دوست را از دشمن تشخیص بدهند مردم آگاهی خوبی دارند و در واقع الان مردم در صحنه هستند این هر کس که اوضاع امروز ایران را بداند این را تصدیق می‌کند.

سؤال: و الان فکر می‌کنید که وظیفه مسئولان در قبال این مردم چیست؟ مردم که بارها دین خودشان را ادا کردند و این بار هم باز به همین ترتیب الان چه مسئولیتی بر عهده مسئولین است و چه اتفاقی به نظر شما باید بیفتد؟

حداد عادل: در درجه اول تأمین امنیت است، امنیت مردم به عهده جمهوری اسلامی است بعد هم به همین اندازه مهم رفع مشکلات اقتصادی است یعنی مردمی که همین امروز پشت سر پیکر پاک شهدا بودند در خیابان انقلاب بنده را می‌دیدند یک گوشه ایستادم حالا امثال بنده به هر کی می‌گفتند آقا فکری برای گرانی بکنید فکری برای معیشت مردم بکنید و حق هم دارند مردم و بعد هم خیلی اصرار داشتند که این مفسدان اقتصادی محتکران آنهایی که در واقع از این وضعیت سوء استفاده می‌کنند خون مردم را در شیشه می‌کنند اینها را باید بگیرند و مکرر مردم صحبت این را می‌کردند که قوه قضاییه نباید مماشات بکند و مخصوصا با آنهایی که در واقع سو استفاده می‌کنند و فشار اقتصادی بر مردم وارد می‌کنند تا جیب‌های خودشان را پر کنند اینها را باید مجازات بکنند این هم حرف مردم بوده و من خودم فکر می‌کنم که این تصمیمی که دولت گرفته که ارز را به صورت تک نرخی در بیاوره و اگر یارانه‌ای می‌خواهد بدهد به جای اینکه این یارانه را به قول خودشان به ابتدای زنجیره تأمین کالا بدهند به دست مصرف کننده بدهند این به نظر من تدبیر درستی است و در واقع وضعیت قبل این گونه بوده که یک کسی می‌آمده مثلا یکی از کالاهای اساسی نهاده‌های دامی یا روغن یا هر چیز دیگری را با دلار ارزان ۲۸ هزار تومانی یا حالا بگو ۷۰ هزار تومانی وارد می‌کرده بعد دیگر دولت فکر می‌کرده که اینی که دلار ارزان گرفته قیمت ارزان هم می‌گذارد ولی یک عده‌ای از اینها قیمت ارزان وارد می‌کردند بعد در انبارها احتکار می‌کردند کمبود که می‌شده قیمت می‌رفته بالا یا دلار می‌رفته بالا این که دلار ارزان خریده بوده به قیمت دلار گران به مردم می‌داده و یا دلاری که یا قیمت جنسی که در اثر احتکار گران شده که آقای دکتر پزشکیان گفتند که از یک کشتی مواد غذایی که وارد می‌شده مثلا یک وارد کننده ۷۰۰ میلیارد تومان، ۸۰۰ میلیارد تومان سود می‌برده دولت گفته که آقا شما با آن نرخ مثلا روز معامله کنید قیمت واقعی بگذارید روی این ما حساب می‌کنیم که چقدر این قیمت جنس می‌رود بالا به مردم یارانه می‌دهیم جبران می‌کنیم اگر هم در واقع دیدیم که این یارانه ما کفاف نمی‌دهد این ثابت نیست نوبت بعدی یا سه ماه بعد تعدیل می‌کنیم این شناور است که قدرت خرید مردم کم نشود ولی دیگر آن طرف نمی‌تواند این تقلب را بکند.

بنده خبر دارم شنیدم بعضی از این وارد کننده‌ها در سال‌های قبل جنس و فرض کن کره را از خارج به قیمت ارزان وارد می‌کرده اصلا از گمرک که تحویل می‌گرفته توزیع نمی‌کرده در داخل کشور همانجا بار کامیون می‌کرده صادر می‌کرده به یک کشور دیگر یعنی از خارج وارد می‌کرده دو مرتبه از اینجا صادر می‌کرده دلار می‌گرفته و سود کلان یعنی هیچی، گیر ملت نمی‌آمده اینها اشکالاتی است که من امیدوارم با این طرح حل بشه منتهی توصیه من به دولتمردان و به مسئولین این است که خیلی وقت‌ها یک فکر خوب با اجرای ناشیانه و غلط از بین می‌رود به همان اندازه که در طراحی این طرح دقت دارند که درست فکر کنند در اجرای آن هم دقت بکنند، چون ممکن است که باز مثلا همین قیمت تخم مرغ یک دفعه می‌بینی که الان در خیابان هر کسی به من رسید آقا تخم مرغ کسی بخواهد دو تا تخم مرغ بخورد در روز زندگیش نمی‌گذرد با این پولی که شما دارید می‌دید یعنی یک جاهایی یک حفره‌هایی درست می‌شود که اینها زحمت‌ها را بر باد می‌دهد باید مراقبت کنند و من توصیه‌ام هم به رئیس جمهور به مسئولین دولتی، مجریان این است از آدم‌های موجه قابل اعتماد هر صنفی کمک بگیرند نه اینکه بعد از اینکه کارهایشان را کردند پای حرف آنها بنشینند همان موقعی که می‌خواهند تصمیم بگیرند اینها را دعوت کنند بگویند ما می‌خواهیم این کار را بکنیم آدم‌های شریف نجیبی در همه اصناف هستند.

سؤال: خود اصناف هم این مطالبه را دارند که با حضور ما این کارها.

حداد عادل: کم هم نیستند ما از مشورت با مردم از نظرخواستن از مردم از همکاری مردم هیچ وقت ضرر نکردیم هر جا مردم ما را راهنمایی کردند یک چیزهایی به عقل ما رسیده که نرسیده و این هم عرض کنم هر طرح اقتصادی دولت می‌دهد همینطور که یک پیوست رسانه‌ای باید داشته باشد که مردم را آگاه بکند تبیین بکنند یک پیوست حقوقی و کیفری هم باید داشته باشد، چون یک عده‌ای هستند برای هر تدبیر دولت یک تدبیر تقلب و خلاف دارند یعنی مراقب باشند که وقتی این کار رو کردی اگر یک کسی این کار را کرد زود بروند سراغش، مردم انتظار دارند که کسانی که خیانت می‌کنند به بیت المال و با خون مردم، خون مردم را می‌مکند این‌ها مجازات بشوند حرف مردم این است.

سؤال: بله این یکی از مطالبات جدی همین کسانی که جنابعالی اشاره کردید که در طول این سال‌ها به قولی از رانت‌ها استفاده کردند و این ارزها را گرفتند حالا یا اصلا جنسی وارد نکردند اگر یک چیز دیگری وارد کردند یا اگر همان جنس را وارد کردند با یک قیمت دیگری به مردم عرضه کردند در این سال‌ها اینها به سودهای غیر مشروع خودشان اضافه کردند قاعدتا این‌ها آدم‌های ناشناسی نیستند آدم‌های گمنامی نیستند هم دولت می‌داند که به چه کسانی ارز داده و چگونه عمل کردند به هر حال اینها قابل شناسایی است باید یک برخورد جدی اتفاق بیفتد.

حداد عادل: آقای خسروی ببینید یک مطلبی که اینجا من خدمتتون عرض می‌کنم امیدوارم مسئولین هم بشنوند این است ما چند سال می‌شنویم که آقا فلان مدیر دولتی که صادرات دارد حالا انواع و اقسام صادرات، صادرات کرده ارز آن را نیاورده بدهد حالا اگر بخش خصوصی نیاورد بدهد می‌گوییم آن بخش خصوصی است آن هم باید به تعهدش عمل می‌کرد ولی حالا آن به کنار این معنا دارد؟ این معنا دارد که بنده یک آقایی را بگذارم بگویم شما مسئول مثلا این پتروشیمی هستی شما صادرات کن به اصطلاح سرمایه ملی را ارز آن را بردار بیاور بگوید چشم برود صادرات کند ارزش را ندهد به دولت، دولت باید بیاد چه کار کند؟ ما در احادیث داریم که خدا دعای چند تا طایفه را مستجاب نمی‌کند یکی اینکه یک کسی از نوکر خودش پیش خدا گله کند خدا می‌گوید نوکر تو ست تو آوردی سر کار، عزلش کن برکنارش کن کاری که تو می‌توانی بکنی چرا از من می‌خواهی؟ ما به این آقایان دولتی‌ها می‌گوییم اگه یک کسی را شما مدیر گذاشتی بعد این رفت ارزش را مثلا چند میلیارد دلار فروخت و تو حساب خودش نگه داشت و نیامد به شما بده شما یک نفر را اگر عزل کنی معرفی کنی مجازات بکنی بقیه حساب کار خودشان را می‌کنند معنی ندارد که مرتب ما بنالیم که ارزها را آوردند نیاوردند این کار دولتی‌ها بکنند بخش خصوصی هم.

سؤال: خیلی اتفاق‌ها مثلا اسم‌هایی برده می‌شود که اینها در بالا بردن نرخ تورم اقتصادی کشور اثر مستقیم داشتند و هنوز هیچ برخورد جدی حداقل نیست.

حدادعادل: مردم می‌گویند حالا که خون این همه جوان‌های ما به زمین ریخته شده و این همه جوان برای حفظ این انقلاب شهید شدند بیایید و تکلیف را با این جماعت یکسره کنید.

سؤال: نکته‌ای باقی مانده یک دقیقه جمع بندی بفرمایید؟

حداد عادل: جمع بندی هم این است که ان شاءالله مردم در صحنه باشند خداوند ان شاءالله سایه مقام معظم رهبری را مستدام بدارد وحدت مردم مهمتر از همه چیز است هر حرفی هر اقدامی هر تندروی هر موضع گیری که مردم را در مقابل هم قرار بدهد و دو دستگی ایجاد کند الان خلاف است مردم هم ان شاءالله توجه دارند متحد و یکدل و یک جان ان شاءالله از جمهوری اسلامی و از ایران عزیز دفاع خواهیم کرد و ان شاءالله که از این مرحله هم با توفیق و پیروزی عبور خواهیم کرد.

...............................
پایان پیام/ 167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha