خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: دعا در نگاه بسیاری از ما تنها وسیلهای برای درخواست حاجت و رفع نیازهاست، اما دعاهای مأثور از معصومان (ع) افقهای بالاتری را پیش روی ما میگشایند. دعای افتتاح، که در شبهای ماه رمضان خوانده میشود، نمونهای بیبدیل از تلفیق مناجات عاشقانه با استدلالهای منطقی و عقلانی است. در فرازی از این دعا، به یکی از عمیقترین پرسشهای انسان در برابر تقدیر الهی پرداخته شده: چرا خواستههای من دیر برآورده میشود؟ پاسخ دعا نه در تسلیمگرایی منفعلانه، بلکه در یک استدلال توحیدی ریشه دارد: «لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی، لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ» (چه بسا آنچه را که از من به تأخیر افتاده، برای من بهتر باشد، چون تو به سرانجام کارها آگاهی)
ارتباط با خداوند از طریق دعا، عالیترین شکل نیایش و راز و نیاز است. اما گاهی این رابطه با پرسشهایی گره میخورد؛ پرسش از حکمت تأخیر، چرایی محرومیتها و علت استجابتنشدن خواستهها. دعای افتتاح که از امام زمان (عج) روایت شده، نه صرفاً یک متن عبادی، بلکه منشوری برای جهانبینی یک مسلمان است. در این دعا، انسان یاد میگیرد که چگونه با پروردگار خود گفتوگو کند؛ نه از موضع یک بنده مضطرب و ناامید، بلکه از موضع یک انسان عاقل که به دنبال درک حکمت پشت پرده رویدادهاست. جمله «لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی» در حقیقت، یک تئوری توحیدی درباره رخدادهای بهظاهر ناخوشایند زندگی است.
وقتی حاجتی از طرف انسان خواسته میشود و زمان میگذرد، ذهن انسان محدود ممکن است به سمتی برود که گمان کند فراموش شده یا لیاقت دریافت آن حاجت را ندارد. دعای افتتاح در این نقطه وارد میشود و با عبارت «لَعَلَّ» (شاید/چه بسا) یک احتمال جدید پیش پای انسان میگذارد: این تأخیر میتواند عین خیر باشد. این نگرش، دریچه امید را نبسته و در عین حال، انسان را از لجاجت با تقدیر الهی بازمیدارد. دعا به ما میآموزد که تأخیر در استجابت را نه بهمعنای «نه» شنیدن، بلکه بهمعنای «نه اکنون» دانستن تلقی کنیم.
«لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ»؛ راز آرامش مؤمن: این فراز از دعا، هسته مرکزی استدلال بندگی است. چرا ممکن است آنچه به تأخیر افتاده برای من بهتر باشد؟ زیرا علم من محدود است و علم خداوند نامحدود. من پایان کار را نمیبینم، اما خداوند «عاقبة الامور» را میداند. استدلال دعا این است: تو (خداوند) به سرانجام همه امور آگاهی، من از آینده و عاقبت کارها بیخبرم، پس آنچه تو برای من انتخاب کردهای (از جمله تأخیر در اجابت) حکیمانه است. این یک استدلال کاملاً منطقی و عقلانی است. مؤمن با این منطق به آرامش میرسد، زیرا میپذیرد که ممکن است خواستهای که با اصرار طلب میکند، اگر برآورده شود، عاقبت خوشی برای او نداشته باشد.
آنچه دعای افتتاح را از یک نیایش عاطفی صرف به یک متن عمیق فلسفی و کلامی تبدیل میکند، همین نگاه استدلالی است. این دعا به انسان میگوید: «ایمان» یعنی با تمام وجود باور کنی که خداوند بهتر از تو مصلحت تو را میداند. «تسلیم» یعنی در برابر این حکمت، گردن بنهی، اما نه از سر ناچاری، بلکه از سر فهم و درک. «بندگی» یعنی وقتی متوجه شدی که علم تو محدود و علم خداوند مطلق است، در برابر تقدیر او نه تنها معترض نباشی، بلکه بگویی «لَعَلَّهُ خَیْرٌ لِی» (شاید این برای من بهتر باشد).
این همان حس آرامشی است که در متن شما به آن اشاره شده؛ آرامشی که حاصل اعتماد به بینایی مطلق خدایی است که انتهای هر مسیر را میبیند.
دعای افتتاح در فراز «لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی، لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ» صرفاً یک ذکر را به ما نمیآموزد، بلکه یک جهانبینی و یک متدولوژی برای مواجهه با سختیها و تأخیرها ارائه میدهد. این فراز به ما میآموزد که منطق بندگی، در گرو پذیرش حکمت مطلق الهی و محدودیت علم بشری است. ادعیه ناب اهل بیت (ع) مجموعهای از معارف عمیق هستند که در قالب کلمات روحبخش، استدلالهای استوار توحیدی را به ما منتقل میکنند. تأخیر در اجابت دعا نه نشانه بیتوجهی خدا، که چه بسا نشانه رحمت او برای نرسیدن ما به عاقبتی ناخوشایند است. این درک، هم عقلانیت انسان را ارضا میکند و هم روح او را با آرامش عمیقی سیراب میسازد.
زهرا صالحیفر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
..........................
پایان پیام
نظر شما