۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۲
یادداشت | بن‌بست در میدان و سراب در رسانه؛ تحلیل جنگ روایت‌های ترامپ در برابر ایران

ترامپ با استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی تکرار و تضاد سعی دارد مخاطبان جهانی را متقاعد کند که کنترل امور را در دست دارد در حالی که ایران با پاسخ‌های قاطع و شگفت‌انگیز خود در میدان نبرد، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر داده و با اقتدار کامل در مسیر مذاکرات حضور یافته است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ جنگ تحمیلی سوم از همان روز آغازین ثابت کرد که میدان نبرد تنها به توپ و تانک محدود نمی‌ماند و جبهه‌ای دیگر به نام «جنگ شناختی» به فرماندهی دونالد ترامپ گشوده شده است.

استراتژی ترامپ در این جنگ رسانه‌ای، بر پایه تناقض‌گویی‌های پی‌درپی و تغییر لحظه‌ای روایت از شکست به پیروزی استوار است تا در فقدان یک پیروزی میدانی، دست‌کم یک «پیروزی روایی» برای خود بسازد. اما واقعیت میدان نبرد و میز مذاکره نشان می‌دهد که این داستان‌سرایی‌های پرتناقض، در برابر اقتدار و قدرت بازدارندگی ایران، کارکرد خود را از دست داده و تنها تصویری از استیصال راهبردی کاخ سفید را به نمایش می‌گذارد.

یادداشت زیر از «الناز موسوی یکتا» پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه به بررسی این موضوع می‌پردازد:

از آغاز جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) در دهم اسفندماه سال گذشته (اول مارس ۲۰۲۶) که با حمله ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شده، جنگ تنها به میدان‌های نظامی محدود نمانده و دونالد ترامپ با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای و شبکه اجتماعی خود یک جنگ شناختی پیچیده و هدفمند را علیه افکار عمومی جهان هدایت کرده است.

هسته مرکزی کنش‌های رسانه‌ای ترامپ در این دوره بر پایه تناقض‌گویی‌های استراتژیک و تغییر مداوم روایت از شکست به پیروزی استوار است تا در فقدان پیروزی میدانی یک پیروزی روایی برای خود دست و پا کند.

رفتار ترامپ در این دوره نشان‌دهنده یک روش حقیقت‌گریزی است که در آن واقعیت‌های سخت میدان نبرد به نفع داستان‌سرایی‌های سیاسی تغییر شکل داده می‌شوند. برای نمونه در ششم مارس یعنی تنها چند روز پس از شروع حملات ترامپ در توییتی جسورانه اعلام کرد که هیچ توافقی با ایران جز تسلیم بی‌قید و شرط ممکن نخواهد بود اما تنها سه روز بعد در نهم مارس با چرخشی آشکار ادعا کرد که جنگ تقریبا به پایان رسیده است و در اظهارنظری خلاف واقعیت مدعی شد توان نظامی ایران بصورت کامل منهدم شده و تنگه هرمز بازگشایی شده است در حالی که گزارش‌های میدانی دقیقاً خلاف این موضوع را نشان می‌دادند.این تناقض در پانزدهم مارس به اوج خود رسید جایی که او در تقابل با واقعیت‌های میدان نبرد از ناتو و چین درخواست کرد برای بازگشایی تنگه هرمز دخالت کنند. یکی از نمونه‌های برجسته این جنگ روایت‌ها در بیست و چهارم مارس اتفاق افتاد که با وجود ادامه حملات موشکی دقیق ایران به مواضع راهبردی و شهرهای صهیونیست‌نشین، ترامپ مدعی شد آمریکا و اسرائیل پیروز جنگ هستند.

ترامپ با استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی تکرار و تضاد سعی دارد مخاطبان جهانی را متقاعد کند که کنترل امور را در دست دارد در حالی که ایران با پاسخ‌های قاطع و شگفت‌انگیز خود در میدان نبرد، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر داده و با اقتدار کامل در مسیر مذاکرات حضور یافته است. اوج این رویکرد در توییت‌های اخیر او دیده می‌شود که با وجود بن‌بست عملیاتی و تداوم قدرت بازدارندگی ایران، ترامپ همچنان بر طبل ادعای واهی بازگشایی تنگه هرمز می‌کوبد.

در واقع ترامپ با تکرار این دست اظهارات غیرواقعی قصد دارد یک بازی کاملا باخته را به نفع خود تمام کند تا در مواجهه با افکار عمومی داخل آمریکا و حامیانش تصویر یک رهبر مقتدر و پیروز را ترسیم نماید. این تلاش برای مهندسی ذهن مخاطب در حالی صورت می‌گیرد که واقعیت میدان نبرد و میز مذاکرات حکایت از ضعف راهبردی و استیصال کاخ سفید در برابر قدرت بلامنازع ایران دارد و نشان می‌دهد که این روایت‌سازی‌های پرتناقض در برابر حقیقت میدان نبرد کارکرد خود را از دست داده‌اند.

..........................

پایان پیام/ 167

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha