به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در پی گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی دیجیتال، کارشناسان حوزه فناوری و جامعهشناسی نسبت به تبدیل شدن «اطلاعات» به عاملی مخرب برای فرآیند واقعی کسب دانش هشدار میدهند؛ روندی که به باور آنان، انسان معاصر را در معرض نوعی «انحراف شناختی جمعی» قرار داده است.
بر اساس این دیدگاه، جریان بیوقفه پیامها، تصاویر و دادههایی که از طریق پلتفرمهایی مانند واتساپ، ایکس، فیسبوک و سایر شبکههای اجتماعی منتشر میشود، بهجای ارتقای آگاهی، به نوعی حواسپرتی گسترده و سطحینگری ذهنی منجر شده است. انسان امروز در دریایی از اغراق، پیامهای لحظهای و واکنشهای فوری غرق شده و وابستگی شدیدی به تلفنهای هوشمند و فناوریهای نوینی همچون سامانههای هوش مصنوعی پیدا کرده است.
مشاهدات اجتماعی نیز نشان میدهد بررسی مداوم تلفن همراه برای دریافت پیام یا اطلاع جدید، به رفتاری شبهغریزی تبدیل شده است؛ رفتاری که مانع از شکلگیری تمرکز پایدار و تفکر عمیق میشود. در این چارچوب، بخش عمده محتوای تبادلشده در فضای دیجیتال، سطحی و گذرا است و فاقد ارزش ماندگار فکری ارزیابی میشود.
بستر پیامرسانیهای سریع اساسا ظرفیت انتقال مفاهیم عمیق یا اندیشههای تأملبرانگیز را ندارد و در نتیجه، شمار زیادی از کاربران به مصرفکنندگان دائمی اطلاعات تبدیل شدهاند؛ افرادی که توانایی جذب مفاهیم عمیق یا تجربههای ذهنی ماندگار را بهتدریج از دست میدهند.
همزمان، افزایش ساعات استفاده از نمایشگرهای تلویزیون، رایانه و تلفن همراه نیز عاملی مؤثر در برهم خوردن تعادل جسمی، روانی و معنوی انسان است. حتی مشارکت اجتماعی در جهان امروز وابسته به داشتن تلفن هوشمند توصیف میشود؛ مسالهای که باید به شدت مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
اگر کیفیت تعاملات اجتماعی دیجیتال پایین و آسیبزا باشد، لزوم مشارکت دائمی در چنین فضایی زیر سؤال میرود. همچنین نگرانیهایی درباره آثار احتمالی امواج الکترومغناطیسی و وابستگی فزاینده انسان به فناوریهای ارتباطی مطرح شده است.
با ربوده شدن ذهن انسان توسط ابزارهای رفاهمحور فناوری، دستگاههای پیشرفته بهتدریج ذهن انسان را از نقش اصلی آن یعنی جستوجوی دانش حقیقی و تجربه عمق وجودی، دور کردهاند. پذیرش زندگی مجازی که مبتنی بر راحتی و سرعت است، جایگزین مواجهه واقعی با چالشهای زندگی شده است.
یکی از کارشناسان بیان میکند که وی بیش از دو دهه پیش استفاده از تلفن همراه و تلویزیون را کنار گذاشته و این اقدام را عاملی در بهبود تمرکز، آرامش ذهنی و سلامت روانی خود میداند. به باور او، ارتباط اجتماعی لزوما به معنای وابستگی به فناوری نیست، بلکه میتواند از طریق تعاملات انسانی عمیقتر، طبیعت و تجربههای غیرمجازی تحقق یابد.
همچنین باید گفت که دیجیتالیشدن گسترده جهان بخشی از یک الگوی تفکر تقلیلگرا است که کارایی فنی را بر کلیت تجربه انسانی ترجیح میدهد و زمینه شکلگیری جامعهای مبتنی بر نظارت اطلاعاتی و ذخیرهسازی کلاندادهها را فراهم میسازد.
در ادامه، باید مد نظر داشت که افزایش تعامل کاربران با سامانههای هوش مصنوعی بهعنوان نشانهای از احساس خلأ معنوی در جوامع مدرن توصیف میشود؛ وضعیتی که افراد را به جستوجوی پاسخهای وجودی در تعامل با «رباتها» سوق میدهد.
جای نگرانی است که پذیرش بیچونوچرای روندهای فناورانه میتواند به تضعیف استقلال فکری و هویت انسانی منجر شود و انسان را به موجودی وابسته به ساختارهای فناورانه تبدیل کند. گرایش جمعی به روندهای رایج دیجیتال و تبعیت از الگوهای غالب اجتماعی، نوعی «خودبیگانگی تدریجی» ایجاد میکند.
در پایان تأکید میشود که آینده بشر نه صرفا محصول پیشرفت فناوری، بلکه نتیجه انتخابهای فردی و میزان مسئولیتپذیری انسانها در حفظ ارزشهای بنیادین زندگی خواهد بود. به نظر میرسد راهکار مقابله با وابستگی دیجیتال، بازگشت به تجربههای واقعی، ارتباط با طبیعت، خودآگاهی و کاهش وابستگی به زیرساختهای هوشمند است؛ رویکردی که میتواند تعادلی تازه میان فناوری و انسان ایجاد کند.
**************
End/ 345A